به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جامجم نوشت: اگر در روزهای نخست، محاسبه واشنگتن و تلآویو این بود که با حمله نظامی میتوانند توان دفاعی ایران را درهم بشکنند و کشور را وادار به پذیرش خواستههای خود کنند، ایستادگی ایران این محاسبه را با شکست مواجه کرد. حالا یکی از محتملترین سناریوهای ادامه فشار، انتقال جبهه از میدان نظامی به داخل کشور است؛ جایی که فشار اقتصادی میتواند به نارضایتی اجتماعی و سپس، با دخالت رسانهای و امنیتی دشمن، به آشوب تبدیل شود.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس دیروز با صراحت درباره همین سناریو هشدار داد و گفت: «نکته حائز اهمیت این است که براساس اطلاعات پیدا و پنهان، دشمن مترصد فرصت برای ایجاد آشوب و ترکیب آن با عملیاتهای نظامی مانند ترور و اقدامات تجزیهطلبانه است که با جنگ شناختی تکمیل میشود. در راستای عملیاتی ساختن این توطئه، دشمن برای سوءاستفاده از اقدامات دولت جهت کاهش مصرف بنزین برنامهریزی کرده است؛ لذا ضروری است حل مشکل کمبود بنزین با برنامهریزی جامع و بسیار هوشمند انجام شود». این سخنان را باید در متن جنگی خواند که هنوز پایان نیافته است. دشمنی که در میدان نظامی نتوانست ایران را به تسلیم وادار کند، اکنون میتواند به سراغ نقطهای برود که فشار آن مستقیما زندگی مردم را تحتتأثیر قرار میدهد: اقتصاد.
جبهه عوض شده است
منطق این سناریو چندان پیچیده نیست. فشار اقتصادی زمانی که بر زندگی روزمره مردم سنگینی کند، میتواند نارضایتی ایجاد کند؛ نارضایتی اگر مدیریت نشود، میتواند به اعتراض تبدیل شود و اعتراض نیز در صورتی که در معرض جنگ رسانهای، عملیات روانی و مداخله سازمانیافته خارجی قرار گیرد، میتواند از مسیر مطالبات اولیه خود خارج شود. تجربه اعتراضات دیماه نیز از همین منظر اهمیت پیدا میکند. موج اعتراضات از دل مشکلات اقتصادی، افزایش قیمت ارز و کاهش قدرت خرید پس از اصلاح ارز ترجیحی توسط دولت آغاز شد؛ حتی تحلیلهای اندیشکدههای آمریکایی نیز منشأ اصلی آغاز اعتراضات را مسأله اقتصادی دانستند.


نظر شما