۲۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۴۱

حال خوب، ارزان‌تر از آن است که فکر می‌کنید

حال خوب، ارزان‌تر از آن است که فکر می‌کنید

یک عصر معمولی را تصور کنید؛ روز کاری تمام شده، خستگی روی تن مانده و ذهن دنبال یک راه فرار از فشار روزمره می‌گردد و سؤال اصلی اینجا مطرح می‌شود که آیا برای خوشحال بودن حتماً باید چیزی بخریم!

به گزارش خبرگزاری مهر، ایرنا نوشت: در اقتصادی که بخش بزرگی از سرگرمی و اوقات فراغت را با «تجربه‌های قابل خرید» تعریف می‌کند، کم‌کم این تصور شکل گرفته که تفریح یعنی خرج‌کردن؛ هرچه تجربه گران‌تر، جذاب‌تر و متفاوت‌تر باشد، ظاهراً حال بهتری هم باید به همراه بیاورد. اما بخش مهمی از پژوهش‌های سلامت و بهزیستی تصویر دیگری نشان می‌دهد.

پیاده‌روی، بودن در طبیعت، فعالیت بدنی، مطالعه برای لذت، بازی، گفت‌وگو و ارتباط با دیگران، فقط سرگرمی‌های ساده و قدیمی نیستند؛ این فعالیت‌ها می‌توانند با سلامت روان، احساس رضایت، کاهش تنهایی و کیفیت زندگی ارتباط داشته باشند. شاید مسئله این نباشد که «چقدر برای تفریح پول داریم؟»؛ سؤال مهم‌تر این باشد که چقدر بلدیم از امکاناتی که همین حالا در اختیارمان است استفاده کنیم؟

تفریح را گران کرده‌ایم، نه شادی را

بسیاری از چیزهایی که امروز به عنوان «تفریح» می‌شناسیم، به یک محصول اقتصادی تبدیل شده‌اند. برای رفتن به سفر باید هزینه کرد؛ برای رستوران رفتن باید هزینه کرد؛ برای بسیاری از سرگرمی‌های شهری باید بلیت خرید؛ حتی گاهی برای یک دورهمی خانوادگی هم خرید و سفارش غذا به بخش اصلی ماجرا تبدیل می‌شود. این روند به خودی خود بد نیست. انسان به تفریح، تجربه تازه و مصرف فرهنگی و اقتصادی نیاز دارد.

مسئله از جایی شروع می‌شود که تفریح پولی تنها شکل قابل تصور تفریح شود. آن وقت ممکن است فرد بعد از یک هفته پرتنش، به جای اینکه از خودش بپرسد «چه چیزی به من انرژی می‌دهد؟»، بپرسد:«برای اینکه حالم خوب شود، چه چیزی بخرم؟» در حالی که بسیاری از نیازهای روانی ما الزاماً به خرید پاسخ نمی‌دهند. گاهی چیزی که نیاز داریم، تغییر فضاست؛ گاهی حرکت، گاهی آفتاب و هوای آزاد، گاهی خندیدن با دوستان، گاهی یک بازی خانوادگی و گاهی فقط یک ساعت فاصله گرفتن از صفحه‌نمایش.

پیاده‌روی؛ شاید ساده‌ترین تفریح دنیا

پیاده‌روی یکی از کم‌هزینه‌ترین تفریح‌هاست و در عین حال می‌تواند به سلامت جسم و روان کمک کند. پژوهشی که در سال ۲۰۲۶ در مجله پزشکی ورزشی بریتانیا منتشر شد و ۳۷۲ مطالعه با بیش از ۳.۳ میلیون نفر را بررسی کرد، نشان داد فعالیت بدنی در اوقات فراغت با سلامت روان بهتر و سطح پایین‌تر مشکلات سلامت روانی ارتباط دارد. برای شروع هم کار پیچیده‌ای لازم نیست؛ می‌توانیم عصرها در محله قدم بزنیم، با یکی از اعضای خانواده پیاده‌روی کنیم، مسیر تازه‌ای پیدا کنیم یا حتی بخشی از مسیرهای روزانه را به جای خودرو پیاده برویم. پیاده‌روی فقط ورزش نیست؛ فرصتی برای تغییر فضا، فاصله گرفتن از روزمرگی و کمی وقت‌گذراندن با خودمان یا دیگران است.

شادی‌های رایگانِ حال‌خوب‌کن/ تفریح‌هایی که حالمان را خوب می‌کنند و پول نمی‌خواهند

طبیعت؛ جایی که برای ورود به آن لازم نیست بلیت بخریم

پارک محله، باغ، فضای سبز، مسیر کنار رودخانه، کوه یا جنگل، همگی می‌توانند مقصد یک تفریح کم‌خرج باشند. حتی یک عصر ساده در پارک، با کمی قدم‌زدن یا نشستن در فضای باز، می‌تواند حال‌وهوای روز را عوض کند. این فقط یک توصیه برای «هوای تازه خوردن» نیست. در سال‌های اخیر، توجه پژوهشگران به تأثیر حضور در طبیعت بر سلامت بیشتر شده است.

یک مطالعه در سال ۲۰۲۳، با بررسی ۹۲ مطالعه درباره برنامه‌های «تجویز طبیعت»، نشان داد وقت‌گذرانی و فعالیت در طبیعت می‌تواند با بهبود برخی شاخص‌های سلامت روان، کاهش فشارخون و افزایش فعالیت بدنی همراه باشد. البته کیفیت مطالعات یکسان نبوده و این نتایج به معنای جایگزین شدن طبیعت با درمان پزشکی نیست. شاید نکته مهم‌تر این باشد که برای استفاده از این فرصت، همیشه لازم نیست به مقصدی دور سفر کنیم؛ گاهی همان پارک نزدیک خانه، می‌تواند یک تفریح ساده و کم‌هزینه برای چند ساعت فاصله گرفتن از روزمرگی باشد.

کتاب؛ تفریحی که همزمان ذهن را از روزمرگی بیرون می‌برد

کتاب خواندن معمولاً در فهرست «تفریح‌های ارزان» فراموش می‌شود، چون آن را بیشتر فعالیت آموزشی می‌دانیم تا سرگرمی. اما وقتی مطالعه را برای لذت و نه صرفاً برای امتحان، کار یا افزایش اطلاعات ببینیم، ماجرا متفاوت می‌شود. گاهی می‌شود یک عصر خلوت، کتابی را که مدت‌هاست نیمه‌کاره مانده برداشت و روی نیمکت پارک نشست. یا شب، پیش از اینکه دوباره در شبکه‌های اجتماعی بچرخیم، چند صفحه از یک رمان را خواند. حتی لازم نیست برای شروع، کتاب تازه‌ای بخریم؛ کتابخانه‌ها، کتاب‌های قدیمی خانه، امانت گرفتن از دوستان یا تبادل کتاب می‌توانند این تفریح را تقریباً بدون هزینه کنند.

مزیت کتاب شاید این باشد که برخلاف بسیاری از سرگرمی‌های امروزی، برای خوش گذراندن با آن لازم نیست مدام چیزی تازه دریافت کنیم. کافی است چند صفحه را آرام بخوانیم و اجازه بدهیم ذهن برای مدتی از خبرها، پیام‌ها، اعلان‌ها و شتاب روزانه فاصله بگیرد. حتی می‌شود مطالعه را به یک قرار کوچک شخصی تبدیل کرد؛ مثلاً هفته‌ای یک عصر، یک کتاب و یک جای دنج. نه با هدف تمام کردن کتاب، نه برای اینکه تعداد کتاب‌های خوانده‌شده‌مان را بالا ببریم؛ فقط برای اینکه چند دقیقه از روز را جور دیگری بگذرانیم. شاید کتاب‌خوان شدن پروژه بزرگی نباشد؛ گاهی فقط کافی است دوباره از خواندن لذت ببریم.

تفریح‌هایی که حالمان را خوب می‌کنند

بازی؛ چیزی که بزرگسال‌ها فراموش کرده‌اند

کافی است به بچه‌ها نگاه کنیم؛ برای بازی کردن به مناسبت خاصی احتیاج ندارند. یک توپ، چند تکه کاغذ، یک بازی قدیمی یا حتی یک وسیله ساده می‌تواند بهانه‌ای برای ساعت‌ها سرگرمی باشد. اما همین آدم‌ها وقتی بزرگ‌تر می‌شوند، بازی کم‌کم از برنامه زندگی‌شان حذف می‌شود و جایش را کار، خرید، گوشی و هزار جور مشغله دیگر می‌گیرد.

بزرگسال‌ها معمولاً برای تفریح دنبال چیزی می‌گردند که «ارزش» داشته باشد؛ ورزشی که برای سلامتی باشد، سفری که خاطره بسازد، فیلمی که حرفی برای گفتن داشته باشد یا کافه‌ای که تجربه تازه‌ای بدهد. کمتر پیش می‌آید فقط برای بازی کردن دور هم جمع شویم.

در حالی که لازم نیست بازی حتماً سرگرمی مخصوص کودکان باشد. یک دست شطرنج، اسم‌وفامیل، پانتومیم، کارت‌بازی یا حتی یک مسابقه ساده خانوادگی می‌تواند یک شب معمولی را از حالت تکراری بیرون بیاورد. مهم‌تر از خود بازی هم شاید همان چیزی باشد که در جریان آن اتفاق می‌افتد: چند نفر دور یک میز می‌نشینند، با هم رقابت می‌کنند، می‌خندند و برای مدتی تلفن‌هایشان را کنار می‌گذارند. شاید بد نباشد گاهی تفریح را جدی نگیریم؛ بازی کنیم، فقط چون بازی کردن خوش می‌گذرد.

دورهمی؛ شاید ارزان‌ترین شکل لوکس زندگی

گاهی برای اینکه همدیگر را ببینیم، آن‌قدر دنبال برنامه می‌گردیم که اصل ماجرا فراموش می‌شود. قرار است چند نفر دور هم باشند، اما قبل از آن باید درباره رستوران، کافه، جای مناسب و هزینه‌ها تصمیم بگیریم؛ آن‌قدر که گاهی ترجیح می‌دهیم اصلاً قرار نگذاریم. در حالی که یک دورهمی می‌تواند خیلی ساده‌تر از اینها باشد. یکی چای بیاورد، یکی میوه یا کیک، یکی هم یک بازی از کمد بیرون بکشد. لازم نیست خانه بی‌نقص باشد یا میز شام مفصلی چیده شود. حتی گاهی چند نفر می‌توانند روی بالکن، حیاط، پارک محله یا یک فضای عمومی نزدیک خانه بنشینند و چند ساعت با هم حرف بزنند.

چیزی که این دورهمی را دوست‌داشتنی می‌کند، احتمالاً همان چیزهایی است که در برنامه‌های تفریحی پرزرق‌وبرق کمتر به چشم می‌آید: اینکه آدم‌ها وقت دارند برای هم حرف بزنند، خاطره تعریف کنند، بخندند، از حال هم باخبر شوند و مدتی گوشی‌ها را کنار بگذارند.

این «با هم بودن» آن‌قدرها هم موضوع ساده‌ای نیست. سازمان جهانی بهداشت در گزارش سال ۲۰۲۵ خود ارتباط اجتماعی، تنهایی و انزوای اجتماعی را از مسائل مهم سلامت عمومی دانسته و بر ایجاد فرصت‌های بیشتر برای ارتباط میان آدم‌ها تأکید کرده است. در همین گزارش، از فضاهایی مثل پارک‌ها، کتابخانه‌ها و دیگر فضاهای عمومی به‌عنوان بخشی از زیرساخت اجتماعی یاد شده که می‌توانند زمینه دیدار و ارتباط مردم را فراهم کنند. پس شاید برای یک شب خوب، همیشه لازم نباشد جایی رزرو کنیم یا هزینه زیادی بپردازیم. گاهی کافی است به چند نفر زنگ بزنیم و بگوییم: «یایید عصرانه دور هم باشیم.»

تفریح‌هایی که حالمان را خوب می‌کنند

محله؛ مقصدی که فراموش کرده‌ایم

یکی از ارزان‌ترین منابع تفریحی، جایی است که هر روز از کنار آن رد می‌شویم: محله خودمان. کتابخانه محله، پارک، فرهنگسرا، زمین ورزشی، مسجد، بازار محلی، برنامه‌های فرهنگی، نمایشگاه‌ها، برنامه‌های اجتماعی، مسیرهای پیاده‌روی و رویدادهای کوچک محلی می‌توانند فرصت‌هایی برای تفریح باشند. مشکل اینجاست که بسیاری از ما برای تفریح دنبال «مقصد» می‌گردیم، نه «فرصت».

در حالی که یک محله فعال می‌تواند بخشی از نیازهای تفریحی ساکنانش را بدون سفر و هزینه زیاد تأمین کند. این موضوع برای شهرها هم اهمیت دارد و شاید یکی از مهم‌ترین سیاست‌های شهری در آینده همین باشد: تفریح نباید فقط چیزی باشد که مردم برای رسیدن به آن مجبور به پرداخت پول و طی کردن مسافت زیاد شوند. پارک خوب، کتابخانه خوب، زمین ورزشی و فضای عمومی مناسب، خودشان زیرساخت شادی‌اند.

تفریح رایگان؛ شادی همیشه پشت ویترین نیست

رایگان بودن، لزوماً به معنای بی‌کیفیت بودن نیست. یک سفر گران یا شام در رستورانی لوکس می‌تواند خاطره‌ساز باشد، اما یک پیاده‌روی دونفره، بازی خانوادگی، دورهمی ساده یا چند ساعت کتاب خواندن در پارک هم می‌تواند حال آدم را عوض کند. تفاوت شاید در این باشد که در بسیاری از تفریح‌های پرهزینه، بیشتر چیزی می‌خریم و در تفریح‌های ساده، خودمان تجربه را می‌سازیم.

خرید می‌تواند لذت‌بخش باشد، اما شادی الزاماً از سبد خرید نمی‌آید. یک عصر جمعه در پارک، گفت‌وگوی طولانی با یک دوست روی نیمکت یا بازی با بچه‌ها، شاید از نظر مالی تجربه‌های کوچکی باشند، اما از نظر خاطره و حال خوب، لزوماً کوچک نیستند. شاید لازم باشد گاهی از خودمان بپرسیم: برای تفریح واقعاً به چه چیزی نیاز داریم؛ یک خرید تازه یا چند ساعت وقت برای قدم‌زدن، خندیدن، خواندن و با هم بودن؟ بعضی شادی‌ها هنوز قیمت ندارند؛ فقط باید دوباره یادمان بیاید کجا پیدایشان کنیم.

کد مطلب 6921385

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha