۵ شهریور ۱۴۰۵، ۲۲:۲۰

نزاع حجاب، از ابتدا نزاع بر سر قدرت زن بود

نزاع حجاب، از ابتدا نزاع بر سر قدرت زن بود

انقلاب اسلامی میدان تازه‌ای پیش روی زن گشود و زن مسلمان ایرانی، در این میدان نقطه اوجی از قدرت خود را آشکار کرد که چشم‌ها را به او خیره ساخت.

یادداشت مهمان_مقداد اموری، فعال فرهنگی: در یادداشت قبل نوشتم که برای فهم لحظه اکنون، باید مسیری را که طی کرده‌ایم بشناسیم. حالا باید بپرسیم: نزاعی که از ابتدای انقلاب اسلامی درباره زن و حجاب شکل گرفت، اساساً بر سر چه بود؟

به گمان من، این نزاع فقط بر سر پوشیده یا نپوشیده‌بودن زن نبود. در عمق ماجرا، انقلاب اسلامی و غرب درگیر ساختن دو تصویر رقیب از «زن قدرتمند» بودند.

هر دو می‌خواستند نشان دهند زنی که در جهان آنها شکل می‌گیرد، آزادتر، شریف‌تر، مؤثرتر و صاحب اراده‌تر است. هر تصویری که بتواند نقطه اوج بالاتری از قدرت و کرامت زن را نشان دهد، چشم‌ها را بیشتر به خود خیره می‌کند و نشانه‌های خود را نیز گسترش می‌دهد.

در تصویر غرب، بی‌حجابی با آزادی، انتخاب و قدرت زن پیوند خورد. اما انقلاب اسلامی امکان ظهور تصویر دیگری را فراهم کرد: زن مسلمانی که با حفظ هویت زنانه و دینی خود، وارد متن تحولات تاریخی می‌شود و در مقدرات اساسی جامعه مداخله می‌کند.

سخن فقط از «مشارکت زنان» در انقلاب نیست. مشارکت ممکن است به معنای حضور در طرحی باشد که دیگران ساخته‌اند و رهبری می‌کنند. اتفاقی که در انقلاب اسلامی افتاد، فراتر از مشارکت بود.

انقلاب اسلامی میدان تازه‌ای پیش روی زن گشود و زن مسلمان ایرانی، در این میدان نقطه اوجی از قدرت خود را آشکار کرد که چشم‌ها را به او خیره ساخت. او مردم را به حرکت درآورد و در شکل‌گیری، پیش‌رانی و امتداد انقلاب اسلامی نقش ایفا کرد. در خانه، محله، مسجد و خیابان، اراده ساخت، هزینه داد، دیگران را به میدان آورد و در مقاطعی رهبری جامعه را بر عهده گرفت.

این همان چیزی است که من از آن با عنوان «زن مجاهد» یاد می‌کنم؛ زنی که در لحظه نزاع تاریخی حق و باطل، منتظر نمی‌ماند تا سهمی به او سپرده شود. میدان را می‌شناسد، انتخاب می‌کند و با قدرت خود، جامعه را در آن انتخاب پیش می‌برد.

در چنین تصویری، حجاب فقط پوششی برای کنترل روابط جنسی نبود. حجاب، نشانه‌ی هویت، تشخص و شرافت زنی بود که ضمن حفظ زنانگی خود، به یک قدرت تاریخی، اجتماعی و سیاسی تبدیل شده بود.

قدرت حجاب نیز از همین تصویر نیرو می‌گرفت.

وقتی زن مسلمان ایرانی در انقلاب و دفاع مقدس، نقطه اوجی از قدرت زنانه را به نمایش گذاشت، حجاب او نیز به نشانه‌ی آن زن قدرتمند تبدیل شد. جامعه فقط یک پوشش را نمی‌دید؛ زنی را می‌دید که با همین هویت، ایستاده، میدان ساخته و دیگران را با خود همراه کرده است.

به همین دلیل، رابطه حجاب و قدرت زن یک رابطه مستقیم است. هرقدر تصویر زن مسلمان مقتدرتر، شریف‌تر و تاریخ‌سازتر باشد، نشانه‌های هویتی او نیز قدرت و کشش بیشتری پیدا می‌کنند.

نزاع اصلی بر سر این بود که کدام جبهه می‌تواند نقطه اوج بالاتری از زن را خلق کند و تصویر قانع‌کننده‌تری از قدرت او بسازد و این تصویر را به تفاهم با مردم برساند.

انقلاب اسلامی این تصویر را در میدان واقعی خلق کرد؛ اما ما نتوانستیم نظام معنایی و ادبیات متناسب با این زن را امتداد بدهیم. زن مجاهد در میدان، جامعه را حرکت می‌داد؛ اما زبان فرهنگی ما به‌تدریج از قدرت، رهبری و نقش تاریخی او فاصله گرفت و حجاب را با معنایی محدودتر توضیح داد.

اینجا یکی از مهم‌ترین نقاط تغییر در مسیر تاریخی حجاب شکل گرفت؛ جایی که ما ناخواسته، هم تصویر زن مسلمان را کوچک کردیم و هم حجاب را کوچک‌تر از حقیقت آن روایت کردیم.

کد مطلب 6929922

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha