۴ مهر ۱۴۰۵، ۷:۰۴

روایت‌ اسارت در تکه‌های چوب و هسته‌های خرما

روایت‌ اسارت در تکه‌های چوب و هسته‌های خرما

آزاده دفاع مقدس گفت: با هسته‌های خرمایی که خود عراقی‌ها برای ما می‌آوردند، تسبیح ساختم. با سیم‌خاردار سوراخشان می‌کردیم و از آلومینیوم سر مسواک و خمیردندان، برای تزئین، مفتول درست می‌کردیم.

خبرگزاری مهر،گروه فرهنگ و ادب؛ همیشه از سختی‌های دوران اسارت شنیدیم؛ از فشارهای روحی، کمبود امکانات، دوری از خانواده و شرایط دشواری که رزمندگان ایرانی در هشت سال‌ جنگ تحمیلی در اردوگاه‌های عراق تجربه کردند. اما وجه دیگری از زندگی اسرا کمتر دیده شده؛ اینکه آنها در همان محیط سخت، برای ادامه زندگی روزمره و حفظ روحیه خود به هنر و ساختن پناه می‌بردند. اسارت برای آنان روزهای انتظار و تلخی بود اما با این حال، زندگی در اردوگاه با تمام محدودیت‌هایش جریان داشت.

آزادگان، بخشی از فضای سخت اردوگاه را با خلاقیت و هنر خود قابل تحمل‌تر می‌کردند. آنها با همان امکانات کمی که در اختیار داشتند، چیزهایی می‌ساختند که شاید در نگاه اول ارزش مادی چندانی نداشته باشد، اما برای آزاده و هم‌بندی‌هایش ارزش و اهمیت زیادی داشت. حالا سال‌ها بعد، بخشی از این آثار در نمایشگاه «آوازهای دوردست ۲» به نمایش درآمده است؛ نمایشگاهی که در ایام هفته دفاع مقدس از سوی دفتر هنر و ادبیات اسارت برگزار شده و تعدادی از دست‌سازه‌های آزادگان را به نمایش گذاشتند.

«آوازهای دوردست ۲»، صرفا یک نمایشگاه آثار هنری نیست. هر کدام از دست‌سازه‌ها و آثار هنری، علاوه بر جنبه هنری و دستی، یک روایت تاریخی و انسانی را با خود دارد. ارزش و اهمیت این آثار به این برمی‌گردد که می‌توانند بخشی از تجربه‌ و خاطرات آزادگان را برای مخاطب روایت کند. در میان آثار نمایشگاه، حکاکی‌های ظریف روی یک جاسیگاری چوبی توجهم را جلب می‌کند. طرح‌ها آنقدر دقیق و تمیز روی چوب نقش بستند که تصور اینکه این اثر در شرایط سخت اردوگاه بعثی و با ابزارهای مناسب ساخته شده باشد، سخت است.

سازنده این اثر، حسین اکبری است؛ آزاده‌ای که در ۱۵ سالگی به اسارت نیروهای بعثی درآمد. اکبری درباره طراحی‌هایی که روی این اثر نقش بسته می‌گوید: «احمد خسروانی یکی از همبندی‌هایمان بود که استاد بود و طراحی بلد بود. او این طراحی‌ها را به ما یاد داد. ما یک تکه شیشه سه یا چهار سانتی‌متری که پیدا می‌کردیم یا گاهی حتی با خار سیم خاردار، طراحی‌ها را روی چوب نقش می‌زدیم».

روایت‌ اسارت در تکه‌های چوب و هسته‌های خرما

آن چیزی که در این نمایشگاه دیده می‌شود، صرفا یک دستسازه معمولی نیست؛ پشت هرکدام از آن، مهارت و خلاقیت اسرا دیده می‌شود. آثاری که در نگاه اول شاید تصور شود در یک شرایط عادی، یک کلاس یا یک کارگاه ساخته شده اما در دل محدودیت و در شرایط سخت اردوگاه بعثی خلق شده. اما داستان این آثار زمانی جالب‌تر شود که بدانیم سازندگان آنها در چه شرایطی به خلق یک اثر پرداختند.

در اردوگاه‌های اسارت، صلیب سرخ معمولاً نشانه و خبری از اسرا برای خانواده‌ها می‌فرستاد؛ خبری که به خانواده‌ها نشان می‌داد، عزیزشان زنده و در اسارت است. اما برای حسین اکبری این امکان در دوران اسارت وجود نداشت. او از ابتدای اسارت در اردوگاهی نگهداری می‌شد که صلیب سرخ به آنجا دسترسی نداشت و در نتیجه نزدیک به پنج سال، نه خانواده‌اش از او خبری داشتند و نه او از خانواده‌اش. با این حال، در همین سال‌های بی‌خبری، ساختن و خلق کردن ادامه داشت.

روایت‌ اسارت در تکه‌های چوب و هسته‌های خرما

تسبیح‌هایی که اکبری از دوران اسارت با خود آورده، در نگاه اول شبیه به یک اثر ساخته‌شده در یک اردوگاه اسارت نیستند. دانه‌های تسبیح و تزئینات روی آنها شبیه نقره‌کوبی‌هایی می‌ماند که ممکن است مخاطب را به اشتباه بیندازد و تصور کند با یک اثر ساخته‌شده از مواد ارزشمند روبه‌روست. اما ماده اولیه، چیزی بسیار ساده‌تر است: هسته خرما، نخ و سیم مفتول.

اکبری درباره ساخت آن می‌گوید: «با هسته‌های خرمایی که خود عراقی‌ها برای ما می‌آوردند این تسبیح را ساختم. این هسته‌های خرما را می‌سابیدیم، با خار سیم خاردار روی آن را سوراخ می‌کردیم و یک آلومینیومی که در سر مسواک یا خمیردندان بود را برمی‌داشتیم و آن را آنقدر می‌تاباندیم تا به شکل مفتول ده سانتی می‌شد. آنها را تکه‌تکه می‌کردیم و روی هسته‌های خرما کار می‌گذاشتیم. هر کس می‌بیند فکر می‌کند نقره‌کوب شده، در صورتی که نقره نیست.»

روایت‌ اسارت در تکه‌های چوب و هسته‌های خرما

همین تسبیح‌های ساخته شده در اسارت، یکی از بهترین نمونه‌ها برای فهم ارزش فرهنگی این دست‌سازه‌ها است. ارزش این آثار به مواد اولیه‌ یا حتی ظرافت فنی آن هم نیست. آن چیزی که این تسبیح را ارزشمند کرده است داستانی است که همراه خود دارد؛ داستان پیدا کردن یک ماده دورریختنی در اردوگاه و خلاقیت در شرایط محدود و داستان انسانی که تلاش کرده در محیطی سخت، چیزی برای خلق کردن پیدا کند.

در اردوگاه اسارت، هدیه دادن هم بخشی از زندگی بود. تولد هم‌بندی‌ها بهانه‌ای می‌شد برای اینکه چیزی ساخته شود و به دیگری هدیه داده شود؛ هدیه‌ای که شاید از نظر مادی ساده به نظر می‌آمد، اما وقتی در اردوگاه و با آن شرایط سخت و محدودیت ساخته می‌شد، ارزش آن را چند برابر می‌کرد. اکبری، درباره یکی از کارت‌ پستال‌های تولد که در اردوگاه ساخته شده توضیح می‌دهد: «این کارت را با مقوای تاید درست کردند. پودر تاید که خالی می‌شد، مقوای آن را برمی‌داشتند برای نوشتن. نوشته‌های رنگی‌اش هم رنگ‌های آن کوهی بود؛ یعنی بعضی بچه‌ها گیاه‌شناس بودند. وقتی برای کار کردن ما را خارج از اردوگاه می‌بردند، گیاهان را می‌کندند و می‌آوردند، از آن رنگ تولید می‌کردند.»

در این روایت، حتی یک کارت تبریک ساده هم تبدیل به یک روایت فرهنگی می‌شود. این دست‌سازه‌ها صرفاً محصول مهارت دستی نیستند؛ بلکه هر کدام معنا و روایتی را با خود به همراه داد. هر کدام از آنها می‌تواند بخشی از سبک زندگی، روابط انسانی، خلاقیت و تجربه زیسته افرادی که در اردوگاه اسارت بودند را بیان کند. این دست‌سازه‌ها می‌تواند یک حافظه جمعی و روایت‌هایی از اسارت را به مخاطب منتقل کند. بنابراین بهتر است علاوه بر خود این آثار که باید حفظ و نگهداری شود؛ داستان و روایت پشت آن هم باید حفظ شود. اگر این اطلاعات ثبت نشود، ممکن است در گذر زمان، خود شیء باقی بماند اما داستانش فراموش شود؛ در حالی که بخش مهمی از ارزش فرهنگی این آثار در همان داستانش نهفته است.

روایت‌ اسارت در تکه‌های چوب و هسته‌های خرما

نمایشگاه «آوازهای دوردست ۲»، فقط محل نمایش چند دست‌سازه قدیمی نیست؛ جایی است که بخشی از حافظه جمعی و روایت هشت سال دفاع مقدس را با خود به همراه دارد. اشیایی که زمانی در اردوگاه و در دل محدودیت ساخته شدند، حالا پس از چند دهه در برابر مخاطبانی قرار گرفتند که شاید از شرایط زندگی در اسارت تصویر دقیقی نداشته باشد. چوب‌هایی که با خار سیم‌خاردار حکاکی شدند، هسته‌های خرمایی که به دانه‌های تسبیح تبدیل شدند و مقواهایی که به کارت‌های تبریک تولید تبدیل شدند، درباره انسان‌هایی حرف می‌زنند که در سخت‌ترین شرایط، میل به خلق کردن، یاد گرفتن، هدیه دادن، حفظ ارتباط انسانی و امید را کنار نگذاشتند. این دست‌سازه‌ها فقط یک اثر خلق شده از اسارت نیستند؛ بلکه بخشی از فرهنگ و حافظه اسارت را برای نسل امروز قابل لمس می‌کنند. این آثار حالا در یک نمایشگاه قرار گرفتند، اما داستان آنها نباید صرفا در همین نمایشگاه متوقف شود؛ بلکه باید به درستی ثبت، معرفی و بازآفرینی شود.

کد مطلب 6957017

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha