به گزارش خبرنگار مهر، نشست نقد و بررسی کتابر "منطق فهم دین" نوشته حجت الاسلام علی اکبر رشاد عصر دیروز دوشنبه 17 آبان ماه با حضور دکتر عبدالله نصری، حجت الاسلام علیرضا قائمی نیا و مؤلف در سرای اهل قلم برگزار شد.
در ابتدای این نشست که با حضور جمعی از صاحبنظران حوزه معرفت شناسی و دکتر اشعری رئیس کتابخانه ملی ایران برگزار شد، حجت الاسلام علی اکبر رشاد در مورد لزوم نگارش کتاب "منطق فهم دین" گفت: تحول در حوزه معرفت مرهون تحول در مبانی و منطق معرفت است. معرفت دینی نوعی معرفت است که حیاتی به بلندای حیات دین و انسان دیندار دارد.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی تأکید کرد: طی ادوار مختلف حضور شرایع در حیات بشر و در دوره اسلام که دین خاتم در جهان اسلام محل توجه خاص بوده است هم در مبانی فهم دین و هم در منطق و روش فهم دین الگوها و مدلهای بسیاری پیشنهاد شده است، اما به موازات تحول حیات و ارتقا فکری بشر و پیدایش نیازها و نظریات جدید فهم از دین نیز قهرا باید بالنده و ارتقایابنده باشد.
وی با اشاره به عمر کوتاه تئوری های امروزی یادآور شد: زمانه ما زمانه تحول و دگرگونی است. روزگاری عمر تئوری ها دو هزار ساله بود اما امروز عمر تئوری ها به کوتاهی عمر گل است. امروز دیدگاهها و دانشهای نو به موازات هم پدید می آیند، از بین می روند و یا ارتقاء یافته و تبدیل می شوند که در جهان اسلام این باید مقتضای زمان باید در نظر گرفته شود و باید در حوزه مبانی روش شناسی و منطق بطور مرتب کار نو کرد.
با نظریات مختلف در فهم دین مواجهه ایجابی داشته باشیم
رشاد با اشاره به عرضه دیدگاههای مختلف در دو دهه اخیر در ایران تأکید کرد: گاهی که پاره ای نظرها و نظریات مورد نقد قرار می گیرند، رویکرد مواجهه منفی و سلبی و نقادانه به نظریه های نو بر مواجهه ایجابی غلبه دارد. یعنی بیش از اینکه به این مسئله بیندیشیم که اگر حرف نویی را قبول نداریم در عرض آن چه چیزی می توانیم ارائه کنیم بیشتر سلبی با دیدگاهها مواجه می شویم.
وی با تأکید بر رونق روش شناسی در دنیای کنونی یادآور شد: در این دوره به این نکته توجه شده است که مقصد تحول از معبر منطق و روش شناسی عبور می کند لذا در منطق و روش شناسی فهم التزام خاصی از ناحیه نخبگان در جامعه ما نشان داده می شود.
رشاد به دغدغه اصلی خود که منجر به نگارش" منطق فهم دین" شد اشاره کرد و افزود: در این تحقیق که حدود 12 سال پیش آغاز کردم دغدغه من این بود که هم به طراحی و تبیین مبانی فهم دین و معرفت دینی بپردازم و هم طرح یک منطق را برای فهم دین ارائه کنم، اما در عین حال غافل از پاسخگویی به دیگر دیدگاهها و پیشنهادها نبودم و اغلب در تأملات، مطالعات و تدوین کتاب به دیدگاههای مختلف توجه داشتم .
حجت الاسلام رشاد با بیان اینکه در مواجه انتقادی با افکار آنچه گره گشاست سخن ایجابی و حرف موازی ارائه دادن است، تأکید کرد: چرا همیشه ما انفعالی با رقبای فکری مواجه می شویم؟ باید وجه ایجابی را تقویت کنیم و در عرض آن حرفها و مطالب تازه را تولید کنیم و از موضع فعال آنها را درگیر نقد خود کنیم.
وی تصریح کرد: در این کتاب نسبت به زمانی که گذاشته ام و مطالعاتی که شده است، ارجاع و منابع خیلی کم است و علت آن این بود که در مجموع من در تنهایی های خود فکر کردم و احیانا اندیشه های خود را بارها و بارها بازآفرینی کردم و به آرا و منابع دیگران مراجعه به حد ضرورت داشتم.
رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی به جوهره و محتوای اصلی کتاب اشاره کرد و افزود: من در این کتاب که یک منطق را پیشنهاد می کند سه مرحله در نام و مدعا را تنزل دادم و کتاب را بطور مستقل "منطق فهم دین" نام ننهادم و آن را دیباچه بلکه دیباچه واره ای خواندم چراکه این کتاب سرآغاز یک کار خام است که باید منتظر تکامل آن بود.
وی تأکید کرد: آنچه می توان در مورد مغز و مضمون مدعیات مطرح شده در این کتاب عنوان کرد اولا پیام انگاری دین و لوازم این انگاشته است و دوم اینکه واقع گرایی در تکون پدیده فهم است. پدیده فهم در ظرف واقع اتفاق می افتد و این مسئله به صورت یک چارچوب سایه بر این نظریه افکنده است.
حجت الاسلام رشاد افزود: خداوند به موازات واقعیت، واقع گرایانه بشر را به فهم دین هدایت می کند لذا این واقع گرایی ما را به نسبیت نمی کشاند. مبانی نهفته در این مدعا این است که خدا سازوکار فهم واقع گرایانه را در فرآیند فهم لحاظ کرده است و همانطور هم از ما خواسته که دین را بفهمیم.
دکترعبدالله نصری: باید به ریشه یابی اختلاف فهم دین بپردازیم
در ادامه این نشست، دکتر عبدالله نصری با تقدیر از تلاش مؤلف در نگارش کتاب" منطق فهم دین" تأکید کرد: بحث اختلاف فهم ها از دین مسئله ای است که در اینجا مطرح است و ریشه یابی این اختلاف بسیار اهمیت دارد.
ستاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی با اشاره به گفته مؤلف که خداوند سازوکار فهم دین را در انسان قرار داده است، تأکید کرد: اولا رئالیسم باید تعریف شود چون ممکن است کسی سؤال کند اگر این سازوکار در ما برای فهم دین نهفته شده پس این همه اختلاف ناشی از چیست؟ ما تا زمانی که دقیقا مفاهیمی مثل رئالیسم و نسبیت را درست تحلیل نکنیم مشکلات بسیاری خواهیم داشت.
وی افزود: یکی از مسائلی که لازم است در بحثهای معرفت دینی به آن توجه کرد "مصادیق" است. به طور مثال در عصر مشروطیت که عصر بسیار مهمی است، نزاع دو دسته از علما را شاهیدم که ریشه های نظری دارند. مثلا شیخ فضل الله نوری مالیات و قیمت گذاری اجناس را خلاف شرع می دانست اما کسی مثل مرحوم نائینی معتقد بود چون مردم مالیات می دهند صاحب حقوق می شوند و اینجا این فرد نه بعنوان فقیه بلکه به عنوان فیلسوف سیاسی وارد می شود. در واقع اگر پدیدارشناسانه به مسائل نگاه کنیم ریشه اختلاف فهم ها قابل بررسی است.
نصری با بیان اینکه مؤلف در عین تشریح تئوری های مختلف در منطق فهم دین، تئوری خود را با عنوان"نظریه ابتنا" مطرح کرده است، افزود: ما بدون تئوری نمی توانیم نظریه ای را نقد کنیم اما گاهی سامان مند بحث نمی کنیم اما مؤلف کتاب" منطق فهم دین" مستقلا تئوری ارائه می دهد. یکی از درسهایی که ما از تفکرات غربی باید بگیریم این است که فرهنگ نقد را در جامعه خود جا بیندازیم. در غرب در مقابل یک تئوری کتابها در نقد آن نوشته می شود و تئوری های جایگزین بیان می شود اما در میان ما به دلایل بسیاری این مسئله وجود ندارد.
وی با بیان اینکه در این کتاب، بحث از فهم و منطق دین اسلام مطرح است، تأکید کرد: این مسئله به منابع دین ارتباط پیدا می کند یعنی بحث سنت، کتاب، عقل مطرح می شود که مؤلف سعی کرده است تا حدودی به بحث "عقل" بپردازد و به عقل به عنوان یک ابزار نگاه می کند.
دکتر نصری افزود: مؤلف در بخشی از کتاب در بحث عقل این مسئله را مطرح می کند که " پاره ای از معرفت دینی را عقل تولید می کند و در اختیار ما قرار می دهد و مثال خدا موجود است را می آورد. اگر بخواهید بگویید که عقل اصلی ترین گزاره را تولید می کند، بحث از سنت، کتاب پیدا می کند و من معتقدم که اینجا بحث عقل منبع تولید نیست بلکه اثبات است و این با مباحث دیگری چون امردینی و منبع دین ارتباط پیدا می کند.
استاد فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی در پایان پیشنهاد کرد نقدهای نوشته شده بر نظریه ابتنا مؤلف در چاپهای بعدی ضمیمه کتاب" منطق فهم دین" شود.
حجت الاسلام قائمی نیا: کتاب" منطق فهم دین" آغازگر یک پرونده ناتمام است
در ادامه این نشست حجت الاسلام علیرضا قائمی نیا به تصویر کلی از زمینه پیدایش این مباحث اشاره کرد و گفت: هر اثر و هر تئوری مولود شرایط اجتماعی و تاریخی خود است و ممکن است مضمون یک اثر فرازمانی باشد و اصول ثابتی ارائه دهد اما پیدایش آن مولود شرایط اجتماعی و تاریخی است. اگر برخی مطالب در ایران و جهان اسلام مطرح نمی شد این کتاب یا دیگر آثار هم نوشته نمی شد.
وی با اشاره به حوادث بعد از انقلاب در ایران جریان روشنفکری غرب گرا در ایران را بیشتر تحت تأثیر هرمنوتیک دانست و گفت: گرچه آنها مدعی داشتن روش بودند اما در پایان چیزی به عنوان روش نمی بینیم. اگر هرمنوتیک را اساس روش فهم دین قرار می دهیم در انتها چیزی باقی نمی ماند چون روش ندارند و این علوم بیشتر خصلت ضد روشی دارد بنابر این آنچه در حوزه معرفت دینی بحران ایجاد می کند برخورد ضدروشی است و فکر می کنم کتاب" منطق فهم دین" برای جبران این نقیصه و مواجهه با این بحران تلاشی برای ارائه فهم دین است.
وی ضمن تقدیر از مؤلف در مفهوم سازی و اصطلاحات تأکید کرد: ایده های زیادی در این کتاب نهفته که مورد تصریح قرار نگرفته است و باید به برخی مباحث علوم اسلامی از جمله علم اصول توجه ویژه ای مصروف شود. درست است که ظاهر علم اصول، منطق فقه است اما در واقع برای علمای ما علم اصول، منطق فهم دین بوده که میراث بسیار عظیمی است و قابلیتهای زیادی دارد.
دکتر قائمی نیا با تأکید بر نقش رئالیسم در تفکر دینی و با اشاره به کتاب " اصول فلسفه و روش رئالیسم" علامه طباطبایی گفت: گرچه ایشان در کتاب خود تصریح نکرده اما گویا در ذاکره علامه این بود که هر جریانی که به صورت مخالف با تفکر دینی در می آید به نحوی از رئالیسم فاصله می گیرد. البته رئالیسم معانی مختلف دارد اما کسی که به حوزه تفکر دینی وارد می شود باید بپذیرد که تا حدی می تواند به واقع دین برسد ولو اینکه امکان خطا است اما دست انسان کاملا از واقع دین کوتاه نیست.
وی افزود: امروزه رئالیستهای جدیدی که مطرح می شود سعی دارند دو مسئله محدودیت معرفت دینی و واقع نمایی معرفت دینی را با هم جمع کنند.
این محقق حوزه معرفت شناسی تأکید کرد: خیلی نزاعهای سیاسی که حتی در عالم معرفت دینی مطرح شده است به اختلاف قرائت ها ارتقا داده شد در حالیکه این دو با هم متفاوت هستند به قول دیویدسون اختلاف فهم ها یک امر بدیهی است اما اختلاف قرائتها یک امر نظری است.
قائمی نیا تقسیم بندی مباحث کتاب" منطق فهم دین" را ستود و در عین حال تأکید کرد: باید مبانی معرفت شناسی و هستی شناسی دین را از هم جدا کرد.
حجت الاسلام رشاد: اصل در کارکرد عقل، معرفت زایی است
در پایان این نشست حجت الاسلام راد در پاسخ به برخی از نقطه نظرات منتقدین گفت: ما بیش از این انگاره که خدا ساز و کار فهم واقع گرا و فهم فعال را لحاظ کرده به فطرت مندی آدم به مثابه یک موهبت نظر داریم به رغم اینکه به فطرت واحد معتقدیم اما در عین حال در میان بشر تفاوت وجود دارد.
وی با اشاره به اینکه بیش از 40 کارکرد برای عقل در این کتاب اشاره شده است، تصریح کرد: برای عقل بیشتر شأن منبعی قائل هستم تا ابزاری و معتقدم که عقل کارکردهای گوناگون دارد که یکی از کاکردهای آن منبع بودن است که معرفت زا است.


نظر شما