به گزارش خبرنگار مهر، مراسم رونمایی از کتاب «کلهرنامه» تالیف ناهید محمدی، به همراه مراسم افطاری، شب گذشته دوشنبه 23 مرداد با حضور میرجلالالدین کزازی، قطبالدین صادقی، محمدرئوف مرادی، نویسنده اثر و جمعی از هنرمندان و ادیبان کشور در فرهنگسرای ارسباران برگزار شد.
صادقی در ابتدای این مراسم گفت: برای این که به اهمیت کتاب «کلهرنامه» پی ببریم، لازم است که مقدمهای بگویم تا مشخص شود جایگاه واقعی زبان کردی کجاست. اگر زبان فارسی را بعد از شکلگیری تمدن پارسیان، اولین زبان ایرانیان بدانیم، زبان کردی از دومین زبانهای مهم این سرزمین است که سه لهجه بزرگ از آن پیدا شدهاند و هرکدام از این سه لهجه یک فرصت تاریخی پیدا کردند و به ارزشهای کتابی رسیدند.
از قرن دوم هجری به زبان کردی شعر گفته میشده است
وی افزود: یکی از آن لهجهها و زبانها، زبان هورامی است. اسنادی موجود است که از قرن دوم هجری، به این زبان شعر سروده شده است. ادبیات کردی از قرن دوم هجری وجود داشته و بعدها در زمان حکومت اردلانها، فرهنگ و زبان هورامی هم دینی شد، هم ادبی شد، هم سیاسی شد و شاعران زیادی پیدا شدند که با آن شعر سرودند. سرزمینی که امروز کردستان ترکیه است و 17 استان کردنشین و 25 میلیون جمعیت را دربر میگیرد، جایی بوده که روزگاری ایزدیها در آن ساکن بودند. ایزدیها شاخه دیگری از کردها بودهاند که فقیتران شاعر بزرگ متعلق به این خطه بوده و سال گذشته هم در همایشی که در ترکیه شرکت کردیم، ترکها به این که او ایرانی بوده، اعتراف کردند.
این محقق ادامه داد: سومین شاخه بزرگ لهجه کردی، به دلیل سیاسی بزرگی توسعه پیدا کرد. این شاخه در قرن هجدهم و بعد از جنگ چالدران، در همان سرزمینی که زیر نفوذ عثمانیها قرار گرفته بود، گسترش یافت. پادشاهی بود که در آن زمان شهر سلیمانیه را ساخت و باعث شد جمعیت زیادی از مردم و اهل فن را در این شهر جمع کنند. این شهر بسیار توسعه یافت و یکی از 4 شهر بزرگ دوران عثمانی بود. به دلیل توسعه، در این شهر دانشگاههایی تاسیس شد و زبان کردی از این طریق در این شهر بزرگ گسترش یافت. به دلیل حکومت و جایگاهش در کردستان امپراطوری عثمانی، زبان کردی هورامی هم تبدیل به زبان معیار شد.
صادقی گفت: کلهر یک شاخه از زبان هورامی بوده که این شانس را نداشته به واسطه سیاست رشد کند. این سئوال همیشه برای من مطرح بوده که چرا کلهری مانند زبانهای دیگر کردی، زبان معیار نشده است. با رویدادهایی که در سرزمین کردستان رخ داد و به دلیل نبود یک دیدگاه روشنفکری و سیاسی، فرهنگ کلهر در حد یک فرهنگ یک فرهنگ و تمدن ایلیاتی باقی ماند. کلهری، یکی از زیرشاخههای زبان هورامی است که به دلیل نبودن الگوی سیاسی یا روشنفکری، هرگز از فرهنگ شفاهی مردم عبور نکرد و بالاتر نرفت.
محمدی با «کلهرنامه» پایمردانه، از فرهنگی محلی دفاع کرده است
این کارگردان تئاتر در ادامه گفت: روی زمین 7 هزار زبان وجود داشته که 4 هزارتای آنها از بین رفته و 3 هزار زبان باقی مانده است. اتفاقی که امروز افتاده است، این است که خانم محمدی با این تحقیق میدانی خود، سه کار مهم را انجام داده است: اول این که باید توجه کرد که در دنیای بدی به سر میبریم که پدیده یکسانسازی فرهنگی از طریق ابزاری چون اینترنت در حال شکلگیری است. به همین دلیل فرهنگهای محلی به سرعت در حال نابودی هستند؛ به خصوص فرهنگهایی که شفاهی هستند. درست در زمانی که فرهنگهای محلی و حتی فرهنگ کتابت در معرض خطر قرار دارد، خانم محمدی با پایمردی، کار درخشانی صورت داده است و آنچه که در یادها مانده، را ضبط کرده است. ثبت به جا ماندهها آسان است، اما این به یاد ماندهها هستند که ثبتشان مهم است و در معرض نابودی بیشتری قرار دارند.
وی افزود: کار دومی که ناهید محمدی کرده است، با جزئیاتی که در کتاب درباره تغزل زنان خواندم، حیرتانگیز است. چون فوقالعاده است که یک زنان بتوانند مکنونات قلبی خود را اینگونه که در شعرهای گرداوری شده کتاب میخوانیم، با صراحت و زیبایی ادبی اعلام کنند. چنین ظرافت در اشعار عاشقانه را فقط میتوان در آثار شاعری چون نظامی جستجو کرد.
صادقی گفت: من کلمه فولکلور را دوست ندارم، بلکه کلمه فرهنگ مردم را بیشتر میپسندم. به نظرم یکی از ستمهایی که در طول تاریخ رفته است، ظلمی بوده که به همین فرهنگ مردم شده است. فرهنگ رسمی همیشه جای خودش را پیدا کرده ولی این کتاب سندی برای فرهنگ مردم است. میخائیل باختین یک بحث اساسی درباره صدای اقشاری دارد که در طول تاریخ کمتر به گوش میرسند. باختین اشاره میکند که در طول تاریخ، مقاطعی رقم میخورد که مردم تریبونی برای بیان سخنانشان به دست میآورند. به نظرم کار سوم مهم خانم محمدی این است که کتابش به مردمی تریبون داده که هیچگاه بیرون از ایلات خودشان، صدایشان شنیده نشده است.
«کلهرنامه» فرصت خوبی برای آشنایی با یک قوم است
نویسنده داستان «رامینه ماه را دوست دارد» گفت: لاکان هم در مکتوباتش، جایی در مقابل کلانروایتها به خردهروایتها میپرازد. به نظرم اگر به کلیت این کتاب نگاه کنیم، با مفهوم خرده روایت روبرو میشویم. همین خرده روایتها هستند که میتوانند یک حقیقت نسبی را تبیین کنند. من که خود دست پرورده فرهنگ هورامی هستم، خبر نداشتم که کلهریها چه ویژگیهایی دارند، پس وای به حال اطلاعات آنهایی که از فرهنگ ایرانی، چیزی افسانهای ساخته و باقی فرهنگهای این سرزمین را خرد میکنند. انتشار چنین کتابی فرصت خوبی است که مردم با یک قوم، از ورای تغزل و شعرهایش آشنا بشوند. شخصا با خواندن این کتاب، خیلی یاد گرفتم و برای دوستانم چندشعر از آن خواندم که موجب حیرتشان شد. اطمینان میدهم که در بیان این سخنانم غلو نمیکنم.
این نمایشنامهنویس در پایان گفت: منتظر کتابهای بعدی خانم محمدی هستم و به نظرم حیف است که گنجینههای ارزشمندی مانند فرهنگ کلهری در تاریخ گم شوند.


نظر شما