آغوش سرد طبیعت پاداش ایثار محیط بانان

نیمه شب سرد زمستانی از پاسگاه محیط بانی خارج می‌شود، پایش را بر روی برگ‌های نم زده و سنگهای یخ زده منطقه حفاظت شده ای که قانون او را موظف به حفاظت از آن کرده می‌گذارد تا مبادا کسی به حریم خلقت خداوند خدشه ای وارد کند اما این بار خستگی کار شبانه او را از پای در می آورد.

 به گزارش خبرنگار مهر، در ارتفاعات سر به فلک کشیده سهند و سبلان و کوهرنگ و دنا و گنو و دماوند و الموت و طارم گاهی کسی جز او حضور ندارد. در دشت های وسیع موته در بیشه های بمو در دره های تندوره و صحرای کویر و دره انجیر فقط چشم های تیز بین اوست که هر جنبنده ای را زیر نظر می گیرد و با دوربین چشمی تا دور دستها تعقیبش می کند.

اوست که در جنگل های ماسال و کجور و ناو و اسالم و ارسباران حافظ بی مانندی است و ذهن هوشیار و قدم های چابکش در دل شکارچیان حیات وحش و غارتگران طبیعت وحشت می اندازد. اوست مایه آرامش پرندگان مهاجر ، اوست که دلش در هوای طبیعت پر می کشد و سر از جان نشناخته به دفاع از آن بر می خیزد. اوست حافظ مرزهای طبیعت و حریم خلقت خداوند.

گاهی هنوز ستاره صبح در آسمان شب سوسو می زند و زمین در انتظار سپیده دمان طلایی خورشید ، هنوز همه خوابند و در بستر آرمیده،، اما او تاب انتظار را از دست داده، بیدار است و در میانه دشت، بر بلندای تپه ای ، در سکوتی سرد و خاموش، شب را به صبح می رساند، آخر هراس از شکستن سکوت آهوان آرام دشت، خواب را از چشمان او ربوده است.

گاهی در یلدای شب به خواب می رفت و ناگهان از خواب می پرید، نگاهی پر از جستجو را به اطراف دشت می انداخت، کور سویی را زیر نظر داشت، تا نکند خدای ناکرده، آهوان دشت، از خواب خوش برمند.

اما هرچه به بامداد نزدیکتر می شد، آشوب دیگری در دل، او را بی قرارتر می کرد، و آن احتمال یورش و غارتی دیگر، هراس این کشتارهای بی رحمانه، قرار شب و روز را از او گرفته بود،از این رو نیمه شب سرد زمستانی از پاسگاه محیط بانی خارج می‌شود، پایش را بر روی برگ‌های نم زده و سنگهای یخ زده منطقه حفاظت شده ای می‌گذارد که قانون او را موظف به حفاظت از آن کرده است و اینگونه داستان حمایت محیط بانانی که پروانه وار گرد شمع طبیعت می سوزند ادامه دارد.

اسمش محیط بان است اسلحه‌ای دارد که نبود قانون هر از چند گاهی پشتش را به زمین می‌زند اسلحه‌ای که مجوز دفاع از خود او را هم ندارد.

گاهی چند کیلومتری که پیاده می رود ناگاه صدایی به گوشش می رسد، تا به پشت سرش نگاه می‌کند، لوله تفنگ شکاری چند شکارچی غیر مجاز که وارد منطقه شکار ممنوع شده اند را روی شقیقه اش می بیند معلوم نیست قربانی قبل از او چه کسی یا چه چیزی بوده است. به‌خاطر می‌آورد که چندین همکار او که از سلاح های خود استفاده کرده‏ و با شکارچیان درگیر شده‌اند در حال حاضر به علت تیراندازی و درگیری با شکارچیان غیرمجاز در زندان به سر می‌برند.

لحظه ای تردید تمام وجودش را می گیرد، تردید اینکه جان خودش مهم‌تر است یا جان آن خرسی که شکارچیان به دنبالش در این منطقه آمده اند. دوباره به سلاحی نگاه می کند که در دستانش جا خوش کرده است اما به یاد می‌آورد که نقص قانون وجود دارد.

این محیط بان می‌داند اگر در درگیری با شکارچیانی که قصد آسیب رساندن به محیط زیست و شکار غیر مجاز را دارند کشته شود اگرچه عنوان شهید برایش به کار برده می شود اما خانواده اش از مزایای آن برخوردار نمی شوند اما اگر یکی از آن شکارچیان را بکشد باید قصاص شود. مانند همکارش که در درگیری با شکارچیان غیر مجاز یکی از آنها را کشت و همچنان در گوشه زندان از یک سو منتظر اجرای حکم و از سوی دیگر منتظر کاری از طرف مسئولان برای نجاتش است.

با تمام این اوصاف محیط بانان و جنگلبانان بازهم برای حفاظت ازمحیط زیست و حیات وحش می کوشند .این تلاشها محدود به زمان ومکان خاصی نمی شود ودقیقاً وصل است به عشق وعلاقه آنها و در حقیقت درک طبیعت لایزال خداوندی که باعث می شود به موجودات دیگر همانند انسان نگاه کنند و تمام تلاششان را برای بهتر شدن وضعیت آنها انجام دهند.

بالا بردن کیفیت کنترل و حفاظت از پهنه سبز مناطق ایران از دغدغه های همیشگی دلسوزان محیط زیست بوده و هست . این دغدغه ها باعث شده که امروز هم با وجود اینکه هنوز هم محیط زیست در کشور ما برای برخی افراد یک موضوع فانتزی و لوکس تلقی می شود باز هم شاهد حضور حیات وحش در قلمروهایی کوچک و بزرگ باشیم ومناطق محدودی را در سراسرکشور پوشیده از درختان سر به فلک کشیده داشته باشیم.

در چند روز گذشته، حفاظت و صیانت از طبیعت در دو عرصه محیط زیست و جنگل باز هم 3 قربانی گرفت که یکی از آنها که جنگلبان جوانی بود در خراسان شمالی و با ضربات بی رحمانه چاقوی یک طبیعت ستیز به قتل رسید.

دو تن دیگر که محیط بانان جوانی بودند در استان گلستان جان خود را از دست دادند اما این بار نه در حین درگیری با شکارچیان و متجاوزان عرصه های طبیعت بلکه در حین گشت زنی برای جلوگیری ازبروز چنین حوادثی. اما به دلیل شرایط سخت و صعب العبور منطقه از یک سو و از سوی دیگر خستگی در آن ساعت شب از مأموریت در یک آب بند یخ زده فرو رفتند و کسی نتوانست آنها را نجات دهد.

به راستی اگر جان فشانی های شبانه روزی محیط بانان و جنگلبانان نبود، با این همه تعارض و طمع بی حد و مرز دشمنان طبیعت شاید امروز دیگر همین 14 میلیون هکتار جنگل را هم نداشتیم، شاید یک سوم باقیمانده ازارومیه و پریشان هم کاملآً خشک شده بود تا ریزگردها 10 روز درمیان هم امانمان ندهند شاید امروز همانند ببر و شیر تنها نامی از پلنگ می شنیدیم و هزاران شاید دیگر که اگر روند کشته شدن محیط بانان و جنگلبانان با همین شتاب پیش برود دیری نخواهد پایید که شاهد آن روز ها هم باشیم.

.........................................

گزارش از بهار سلاح ورزی

کد خبر 1795728

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 6 =