۴ تیر ۱۳۹۲، ۲۰:۰۳

بادداشت میهمان؛

درسهايي که بزهکاران از رسانه ها مي آموزند

درسهايي که بزهکاران از رسانه ها مي آموزند

تحقيق و بررسي در خصوص اثر مطبوعات كه اهميتش برکسي پوشيده نيست از ديرزمان نظر جرم شناسان، روانشناسان، جامعه شناسان، اخلاق دانان و نويسندگان را به خود جلب كرده و باعث شده است تا هر كسی بر حسب عقيده و مطالعات خود نظراتي را ابراز دارد.

به گزارش خبرگزاری مهر،تاثير مطبوعات بر مخاطبان خاص و عام خود به نحوي است که رکن چهارم دموکراسي نام گرفته است، تاثيري که گاه مي تواند از گروه هاي مرجع و رهبران فکري نيز بالا رود و باعث شيوع مطلب و سپس حاکم شدن جوي بر جامعه باشد.

گرچه در عصر نوآوري و فناوري هاي نوين، فضاي مجازي، زمان و مکان را در نورديده و آخرين و تازه ترين اخبار را مي توانيم در دنياي سايبر و نه در چاپخانه ها بيابيم، اما همچنان ماندگاري صفحه اي که در گذشته با سرب و امروز با تکنولوژي رايانه به طبع مي رسد، بيشتر است.

به قول علماي علم رسانه، روزنامه ها و ديگر "نامه" ها چون گاهنامه، فصلنامه و هفته نامه، با ويژگي " در دست ماندن" حرف اول را مي زنند.

گزارشاتي که شايد حوصله خواندن آنها را در صفحه وب نداشته باشيم در روزنامه به چاپ مي رسد و ممکن است هرکدام از ما تلنباري از روزنامه هايي را داشته باشيم که به دليل داشتن مطلبي حائز توجه، در صندوق خانه خاطراتمان حفظشان مي کنيم.

اولين مطالعاتي كه در اطراف مطبوعات انجام شده مربوط به اندازه گيري قدرت اين پديده متمدن است، در اثر اين مطالعات، محققان معترف شده اند كه مطبوعات از آنچنان توانائي و قدرتي برخوردارند كه تقريباً با هيچ پديده ديگري قابل قياس نيست، زيرا قادر است بسادگي بر ذهن و فكر خواننده تأثير بگذارد، او را تحت نفوذ خود قرار دهد و به اعمالي وا دارد كه هيچگاه پيش از مطالعه، قادر به انجام آنها نبوده است.

مطبوعات همانطور كه تا كنون اشاره شد بخوبي مي توانند باعث سقوط يا استحكام و دوام حكومت ها، نفرت يا محبوبيت آنها نيز شود و مي تواند گمنامان را معروف كند و به اوج شهرت برساند يا بالعكس افراد مشهور را بي آبرو و بي اعتبار نمايد و از اوج قدرت و شرف بزير كشد و سرنگون سازد.

تاثير عميق ورق چاپي تا جايي است که فرد مي تواند چندين و چند بار مطلبي تکراري را باز خواني کند و در عين حال به ترسيم و تصور صحنه نيز بپردازد؛ گاهي مطلبي نوشتاري فرد را به سمت انجام فعاليتي خاص سوق مي دهد، حال ممکن است اين فعاليت مثبت و يا منفي باشد.

زبردستان حرفه مطبوعات نظرات متفاوتي در خصوص نوشتن و در مقابل عدم چاپ همه مطالبي که به دست خبرنگاران مي رسد، دارند؛ البته اين موضوع بيشتر اخباري چون جنايات و در کل جرائم خشن را شامل مي شود که فرد ممکن است پس از مطالعه دست به بازسازي صحنه خوانده شده، بزند.

برخي معتقدند که چاپ همه نوشته ها باعث روشنگري در جامعه مي شود و مي تواند افراد را از خطرات حفظ کند و در مقابل عده اي بر اين باورند که دروازه باني خبر به خصوص اخباري با ماهيتي خشن که تاثير کوتاه مدت و بلند مدت بر خواننده دارد، بايد صورت پذيرد و در اين بين اخباري اجازه انتشار پيدا نکرده و به قولي سانسور شوند.

در اين راستا برخي از علماي رسانه معتقدند که گرچه اخبار بسيار زيادي به دست خبرنگار مي رسد اما بايد طوري دست به انتخاب مطالب بزند و چيدمان تيترهاي خود را طوري قرار دهد که خواننده، بتواند هيجان حاصل از خواندن آن مطلب را کنترل کند.

اصولا صحنه هاي خشن چون قتل، نحوه وقوع اين جرم و نوع پرداخت مسائل مربوط به آن بسيار مهم مي نمايد و همين طور است اخباري که جنايات ديگر چون تجاوز را، موشکافانه تر بررسي مي کند.

برخي از مواقع نشان دادن و تشريح ريز به ريز صحنه جنايت مي تواند عاملي باشد تا افرادي که مترصد فرصتي براي انجام عملي خلاف قانون هستند، دست به کار شده و در نهايت با آماده ديدن شرايط دست به بزهي سنگين و جبران ناپذير بزنند.

مطبوعات با نگاشتن اينگونه مطالب آنچنان ذهن خواننده را درگير مي کنند که جداسازي غيرممکن مي نمايد؛ مطبوعات با نگاشتن اخبار خشن و تشريح جزئيات آن ذهن مردم را به وقوع اين حوادث عادت مي دهند، بطوريكه اگر جنايتي در روزهاي اول نظر خواننده را جلب مي كرد و او را به تعجب وا مي داشت و باعث مي شد كه با توجه كامل آن را مورد مطالعه قرار دهد تا بعلت و انگيزه واقف شود، بعلت تكرار، سرو صدا و بحث هاي پي در پي، ديگر آن توجه و حرارت را در مطالعه در او از بين مي برد و هيچ جنايتي هر قدر هم وحشتناك بوقوع بپيوندد باعث تعجب او نمي شود زيرا تصور مي كند كه اين امري عادي و پيش پا افتاده و بي اهميت است؛ اين چنين است که مي توان فضاي امن جامعه را نيز به مرور، از دست رفته ديد.

چراکه وقتي بروز جرائم در جامعه اي عادي شود و همواره اخبار قتل و جنايات ديگر بدون اينکه ذره اي نگراني به دل مردم راه يابد هر روز منتشر شود، حتي نهادهاي امنيتي نيز نمي توانند راه به جايي برده و امنيت و احساس آن را فراهم کنند.

حال به خود نيز گوشه اي بزنيم، گاهي اوقات برخي از خبرنگاران که بطور اخص با پايگاه رسمي خبري نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران در تماس هستند از مجموعه اين پايگاه گله مندند که چرا اخبار با سانسور منتشر مي شود، شايد تا حدي اين موضوع از مطالب فوق مايه مي گيرد و باقي مانده آن هم به موارد امنيتي و کشوري باز مي گردد.

برخي از اخبار اجازه ورود به خروجي را پيدا نمي کنند چرا که خود کلاس درسي براي بزهکاران و جنايتکاران مي شوند، به قولي مطبوعات در عين حالي كه يک پديده براي تمدن و وسيله پيشرفت آن است، خود يكي از عوامل موثر بزهكاري بشمار مي آيد.

چيزي که مبرهن و واضح است، تاثير شگرف مطبوعات و نوشته ها بر ميزان وقوع جرم و حتي کم و کيف آن است، نه اينکه همواره سخن مطبوعات مکتبي براي آموزش بزهکاران باشد اما مي تواند افراد مستعد در اين امر را به اين راه سوق دهد، ازاين حيث ديدگاه هاي چاپ و عدم چاپ همه مطالبي که به پايگاه هاي خبري مي رسد، همچنان پابرجاست.

-----------------------------

سردار سعید منتظرالمهدی

معاون اجتماعی نیروی انتظامی

 

کد مطلب 2084003

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha