آیینهای نوروزی مردم شیراز/ از "لایه زدن" اتاق تا شستشوی فرش در آب آرامگاه سعدی

شیراز - خبرگزاری مهر: مردم شیراز در طول تاریخ برای ایام نوروز، آداب و آیینهای ویژه خود را برگزار می کردند که ازجمله آنها می توان شستشوی فرشها در آب آرامگاه سعدی و یا لایه زدن اتاقها اشاره کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، نوروز کهن ترین و برجسته ترین جشن بازمانده از دوران باستان ایران است که هرچند منشا و مبدا پیداش آن به درستی معلوم نیست اما در برخی متون کهن ایرانی جمشید و در برخی دیگر کیومرث را پایه گذار آن معرفی کرده اند.

در ادبیات فارسی نوروز جایگاهی ویژه داشته و شاعران از قدیم الایام درباره آن سروده اند. اسلام نیز از این روز به عوان روز خجسته یاد و بر گرامیداشت آن تاکید کرده است. امروز جشن نوروز تنها مختص ایرانیان نیست بلکه در بسیاری از کشورهای جهان این روز به رسمیت شناخته شده است.

استان فارس نیز برای ایام نوروز آیینهای زیبایی داشته که گویای فرهنگ و تمدن سرشار این خطه از کشور است. مردم شیراز در این ایام آیینهای مختلفی را برگزار می کردند که خیلی از آنها همچنان ادامه دارد.

در ادامه، آداب و رسوم مردم شیراز در نوروز که در کتابی با عنوان "دلنوشته هایی از فرهنگ، آداب ، رسوم و باورهای مردم شیراز" نوشته جمال زیانی را می خوانیم.

هیچ اتفاق و پیش آمدی در طول سال به اندازه نوروز بچه ها را شاد و خوشحال نمی کرد. مردم برای هیچ مسافری به اندازه عمو نوروز تدارک نمی دیدند و خود را آماده استقبال و پذیرایی از او نمی کردند. عمو نوروز را تقدیس می کردند. استقبال و پیشواز کردن او وظیفه ملی می دانستند. هر کس به فراخور حال و مال خود، پذیرای او می شد.

از 20 روز مانده به عید نوروز جنب و جوش عجیبی در کوچک و بزرگ پیدا می شد. در این آمادگی، دشت و صحرا و درختان باغ هم شرکت می کردند.

لایه زدن اتاق ها

بچه های 15 الی 16 ساله مقداری گل گیوه (ماده سفید رنگی که از پوسته و اجساد تک یاخته های دریایی به دست می آمد) و زرشک را از دکان عطاری می خریدند.

گل گیوه را در ظرف آبی خیس می کردند و با لعاب سریش مخلوط کرده و از پارچه نازکی مانند ململ عبور می دادند و به اصطلاح صاف می کردند.

بچه ها با پارچه نرمی به نام آستری این ماده سفید را به دیوار اتاقها می کشیدند و به اصطلاح لایه می زدند.

اتاقهایی که با دود زغال و هیزم زمستانی تیره شده بود، روشن، سفید و تمیز می شد. در این میان مادرها و دخترها به رفت و روب خانه می پرداختند.

سبزه سبز کردن

10 الی 15 روز مانده به عید تعدادی پارچ و کوزه می خریدند و کوزه های مستعمل را می شکستند و به دور می انداختند. بچه ها هر کدام یک کوزه داشتند  که با کوزه بزرگترها فرق داشت، بهترین کوزه ها را از شهر "فسا" می آوردند.

سفید رنگ و ظریف بود و بهتر آب را خنک می کرد. هر کس به سلیقه خود مقداری بذر گندم، عدس، ماش یا تر تیزک (شاهی) می گرفت و خیس می کرد، پس از سه روز که این بذرها شروع به ریشه زدن می کرد، آنها را در پارچه طوری می ریختند و به دور کوزه ها می دوختند ، تخمها به تدریج جوانه می زد و از  سوراخ طوری سر بیرون می کرد و پس از چند روز دور تا دور کوزه را سبزه می پوشاند.

سبزه ها رطوبت مورد نیاز خود را از جدار کوزه پرآب می گرفتند. این کئزه ها را هنگام سال تحویل در سفره هفت سین می گذاشتند.

تهیه کفش و لباس

آخر سال لباسهای کهنه و آش و لاش به تن بچه ها زار می زد. بچه ها همراه مادرها به بازار می رفتند و از سر تا پایشان نو می شد.

برای دخترها هم پارچه می خریدند و می دوختند. بچه ها هم در کوچه با هم شعر می خوانند.

تهیه خوراکیهای ایام عید

گندم برشته: گندم را خیس می کردند و سپس با مالش دادن آن لای پارچه یا جوغن کرک و پوست آن را می گرفتند.

گندم را توه(تابه) می ریختند مقداری آب نمک به آن اضافه می کردند و روی آتش برشته می کردند.

گمک: برنج را خیس می کردند و در تابه با مقداری آب، قند یا شکر برشته کرده و بو می دادند.

نان شیرینی: تابه بزرگ، تخته پایه دار دایره ای شکل، وردنه بلند و باریک، وسایل تهیه نان شیرین بود که در یک محله دست به دست می گشت.

برای تهیه نان شیرین آرد را با آب، شکر و روغن خمیر می کردند. ظرفی را روی منقل می گذاشتند و مقدار زیادی روغن گوسفندی در آن می ریختند و یک نفر چانه های خمیر را در روغن ورز می داد و در نهایت روی خته پهن می کرده و در روغن سرخ می کردند.

علاوه بر این اقدام به رنگ کردن تخم مرغ می کردند.

کاسبهای محل نیز دست به کار می شدند. سبزی فروشیها ریشه های سیر سبز و پیازچه ها را با رهنگهای آبی و قرمز رنگ می کردند.

اسفندهای رنگ شده، شمع های رنیگن، کندر، سنجد، سماق و اسباب سفره هفت سین در طبقهای عطاریها می چیدند.

سفره هفت سین

سفره قلمکار را در بالای اتاق پهن می کردند. پارچه ترمه را از صندوق بیرون می آوردند و روی سفره می گستردند.

وسایل سفره را به این تریتیب روی آن می چیدند: یک کلام الله مجید، مرغ، ماهی، مجمر یا اتشدان برای دود کردن اسفند، سیر، سنجد، سماق، سرکه، سمنو و سیب.

البته در شیراز هفت میوه هم در سفره می گذاشتند که این هفت میوه ها شامل انار، انگور، پرتقال، نارنگی، مدنی(لیموشیرین)، نارنج و سیب بود.

یک عدد آینه را روی سفره می خواباندند و یک عدد تخم مرغ نپخته را روی آن می گذاشتند. باور داشتند که وقتی سال تحویل می شود، تخم مرغ روی آینه می چرخد.

نیم ساعت پیش از سال تحویل مادر خانه، ظرف تهیه شیربرنج را روی اجاق می گذاشت. هنگام سال تحویل باید شیر برنج در حال جوشیدن باشد همه از کوچک و بزرگ دور سفره می نشستند و پدر می خواند" یا محول الحول و الاحوال، یا مدبر اللیل و نهار..." هنگامی که سال تحویل می شد توپ می انداختند، شهر کوچک و بی سروصدا بود، صدای توپ در همه جا شنیده می شد،.

همچنین هنگام سال تحویل سکه ای در دست می گیرند که تا پایان سال دستشان بی پول نشود.

صبح روز عید رسم است که چهار گوشه خانه را کوبیده و می گویند هرچه بدر، سرش به سنگ.

بدین ترتیب بچه ها نزد پدر و مادر رفته، دست انها را می بوسیدند و مبارکباد می گفتند. پدر هم از لای قرآن اسکناسهایی را که گذاشته بود بین بچه ها تقسیم می کرد.

عید دیدنی، دید و بازدید

پس از سال تحویل همه به خانه بزرگ ترهای فامیل می رفتند و به او مبارکباد می گفتند.

حوض سعدی

در این دید و بازدیدها پذیرایی از بچه ها مفصل تر بود پس از خوردن چای و شربت و شیرینی هر کدام یک دستمال ابریشمی یزدی پر از گندم برشته، گمک، نخودچی، کشمش،  شکر پنیر، برنجک، تخم مرغ پخته و رنگ شده و یک اسکناس پنج ریالی عیدی می گرفتند.

آب آرامگاه سعدی

کنار آرامگاه سعدی مظهر قناتی است که به حوض ماهی شهرت دارد. آب حوض ماهی 500 متر جلوتر روی سطح زمین می آمد زنها رختشو لباسهای خانواده و حتی فرشها را در آب می شستند و خشک می کردند.

هنوز هم آب این حوض در جریان است و مردم محلی را به کنار خودش می کشاند.

کد خبر 2259245

برچسب‌ها

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 3 =