آسيبها
آسيبهايى كه در اين عرصه قابل ذكر است بر دو قسم است يكى آسيب محتوايى است وديگري آسيب شكلى است. آسيبهاى محتوايى عبارتند از:
آسيبهاى محتوايى
1. طرح يكجانبه سيماى معصومين
طرح يكجانبه سيماى پيامبر (ص) و معصومين(ع) در مجالس عزا و شادى اهل بيت (ع) و تنها جنبه قداست وملكوتى امامان را مطرح كردن و بس توضيح آنكه پيامبر و امامان دو جنبه دارند يكى جنبه ملكوتى كه در اين نگاهمعصوماند، علم غيب دارند، ولايت تكوينى دارند و... و ديگر جنبه مُلكى و زمينى قل انما انا بشر مثلكم ما بايددر مجالس اهل بيت هر دو بعد را مطرح كنيم و تأكيد بر بعد دوم داشته باشيم آنها الگوى زندگىاند جنبههايى الگوئىزندگى اهل بيت مطرح شود اينست كه سازنده است از مناقب اهل بيت بگوئيم از انس آنها با خداوند، ارتباط صميمىبامردم گره گشايى از كار مردم، زهد، شجاعت و... و دهها بعد ديگر. قرآن و روايات حتى ابراز محبت به اهل بيت(ع) رامقدمه براى عمل مىدانند. در آيهاى مىخوانيم: قل لا اسئلكم عليه اجراً الا الموده فى القربى. بگو بر اين رسالت از شما اجرى نمىخواهم جز مودتقربى_ خمسه طيبه طاهره _ در آيه ديگر مىخوانيم: قل ما سئلتكم من اجر فهو لكم ان اجرى الا على الله. اجرى كه خواستم به نفع شماستاجرم بر خداست. در آيه سوم مىخوانيم: قل ما اسئلكم عليه من اجر الا من شاء ان يتخذ الى ربه سبيلا. بگو اجرى بر رسالت ازشما نمىخواهم مگر كسى كه بخواهد راه به سوى خداوند بيايد. از مجموع سه آيه استفاده مىشود مودت همجهت راهيابى به سوى خداوند است. اين از قرآن در روايات هم فراوان بر الگو بودن اهل بيت(ع) تأكيد شده است. پيامبر اكرم (ص) فرمود اهل بيت من فارق بين حق و باطلند اينها امامانىاند كه بايد به آنها اقتدا كرد.
عن مولينا اميرالمؤمنين(ع) انظروا اهل بيت نبيكم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثرهم فلن يخرجوكم من هدى و لنيعيدوكم فى ردى فان لبدوا فالبدوا و ان نهضوا فانهضوا و لا تسبقوهم فتضلوا ولاتتاخروا عنهم فتهلكوا. مولى على(ع) فرمود به اهل بيت پيامبرتان بنگريد از آن سو كه گام بر مىدارند برويد قدم جاى قدمشانبگذاريد آنها شما را هرگز از راه هدايت بيرون نمىبرند و به پستى و هلاكت باز نمىگردانند اگر سكوت كردند سكوتكنيد اگر قيام كردند قيام كنيد از آنها پيشى نگيريد. كه گمراه مىشويد و از آنان عقب نمانيد كه نابود مىگرديد.
عن رسول الله (ص) اجعلوا اهل بيتى منكم مكان الرأس من الجسد و مكان العينين من الرأس فان الجسد لايهتدى الا بالرأس و لا يهتدى الرأس الا بالعينين. پيامبر اسلام (ص) فرمود اهل بيتم را همانند سر در پيكره زندگى قرار دهيد و همانند دو چشم از سر همانا جسد جز باسر راه بجائى نمىبرد هدايت سر هم با چشمها است.
آنچه كه بسى مايه تأسف است آن است كه اخيراً در برخى از مجالس حتى از بعد ملكوتى امامان و مناقبمعنوى آنان گفته نمىشود و صرفاً سخن از توصيف چشم و ابروى اهل بيت است همان كه مورد نقد مقام معظمرهبرى هم قرار گرفت: چيزديگرى كه بنده در بعضى از خوانندگان جلسات مداحى اطلاع پيدا كردم استفاده از مدحها و تمجيدهاىبى معناست كه گاهى هم مضر است فرض كنيد راجع به حضرت اباالفضل صحبت مىشود بنا كنند از چشم و ابروىآن بزرگوار تعريف كردن مثلاً قربون چشمت بشم، مگر چشم قشنگ دردنيا كم است؟ مگر ارزش اباالفضل به چشمهاىقشنگش بوده... اينها سطح معارف دينى ما را پايين مىآورد معارف شيعه در اوج اعتلاست ...ارزش اباالفضلالعباس به جهاد و فداكارى و اخلاص و معرفت او به امام زمانش است، به صبر و استقامت اوست به آب نخوردناوست در عين تشنگى و بر لب آب بدون اينكه شرعاً و عرفاً هيچ مانعى وجود داشته باشد. بنگريد به نمونههايى از اين سست مطرح كردنها :
همه هستيم و مديون چشماتم مي دونى / ازهمان روز ازل مست نگاتم مي دونى / كار چشماش دلبريه/ قد و بالاى قشنگش عجب محشريه/ سياهه چشات جزيره دله/ هر كس از نسل تواه چه خوشگله/ از نگاه تو محبت مىباره/ مردى از مردونگيت كم مياره/ با اينكه من خوب مىدونم آدمى بى اصل و نسبم / بده اجازهاى خدا عشقمو نقاشى كنم / خوب مي شه قلب عاشقم يه طرح خوشگل مىزنم/ نقش يه مرد پهلوون طرح شمايل مىزنم / به روى صفحه مىكشم پيشانى بلند شو / ابروهاى كمونى شو صورت آسمونىشو/ تا كه به چشماش مىرسم كشيدنش چه مشكله/ آخر چشاى يار من سياهه خيلى خوشگله . آيا اينها مناقب اهل بيت است آيا داشتن چشمهاى آن چنانى ارزش است يا فداكاريها و از جان گذشتگيها؟ و... .
امامان كه اين همه تأكيد برعزادارى داشتند بر اين نكته هم تأكيد داشتند كه عزاداريها بايد جهت روشنگرانه ، افشاگرانه ، هدايت گرانه داشته باشد . براى اين كار عملاً از شعراى متعهد و ارزشي آن روز كه نقش مداحها و مرثيه خوانهاى امروز را داشتند تجليلها و تكريمها مىكردند.
چرا امامان از كميت اينهمه تجليل كردند؟ چراامام سجاد(ع) به كميت مىگويد كه ما از پاداش كار تو و اشعار توعاجريم خدا خودش به تو پاداش دهد. امام صادق(ع) مىفرمايد: خدايا گناهان گذشته و آينده كميت و گناهانى كه پنهان و آشكار انجام داده ببخش وآنقدر به او بده تا راضى شود. اين بدان دليل است كه شاعر متعهد و ارزشى است قصيده هاشميات 578 بيتى او تماممعرفى اهل بيت، فجايع بنى اميه حكومت عدل اسلامى است.در پايان شعرش مىگويد : اليكم ذوى آل النبى تطلعت / توازع من قلبى ظماء و البب / فانى عن الامر الذى تكرهونه/ بقولى و فعلى مااستطعت لا جنب . اعضاى تشنه از قلب و عقل و وجودم همواره به سوى شما خاندان پاك پيغمبر نظاره گر است.
پس من نسبت به آنچه شما دوست نداريد ما گفتار و رفتار خويش تا آنجا كه در توان من است از آندورىمىجويم. او آنچنان شيفته اهل بيت است كه فرزندش مىگويدبه هنگام شهادت سه بار اللهم آل محمد(ص) گفت و بهديدار خدا رفت. و نيز تجليلى كه از ديگر شاعران اهل بيت همانند فرزدق دعبل، حميرى ومانند آن داشتهاند همگى در اين راستا بوداهل بيت مجلس عزايى رامى پسندند كه در آن احياء امر اهل بيت و مكتبشان باشد. مجالس عزاى اين چنينى بود كه انقلاب آفرين و مبدء قيام پانزدهم خرداد شد كه مبدء انقلاب بزرگ اسلامىاست. هم اكنون هم اگر بخواهيم احيا گر عزادارى راستين و عاشورايى باشيم بايد در مجالس عزادارى هم از مقامات ملكوتى امامان بگوئيم وهم از مقامات مُلكى آنان! بايد از جنبه الگوئى و اسوه بودن آنها بگوييم و نبايد به صرف ابرازعشق اكتفاء نماييم.
2. غلو
آسيب ديگر ، طرح مسائل غلوآميز در عزاداريهاست . حسين اللهى شدن! زينب اللهى شدن! و از اين رهگذر خودرا مقدس جلوه دادن . قرآن كريم از غلو نهى مىكند. يا اهل الكتاب لا تغلوا فى دينكم و لا تقولوا على الله الا الحق. اى اهل كتاب غلو در دين نكنيد و بر خدا جزحق نگوئيد. قل يااهل الكتاب لا تغلوا فى دينكم. اى اهل كتاب در دينتان غلو نكنيد. پيامبر (ص) فرمود: اياكم و الغلو فى الدين فانما هلك من كان قبلكم بالغلو فى الدين. از غلو در دين بپرهيزيدگذشتگان شما با غلو در دين هلاك شدند. امامان ما شديدترين برخورد را با غلات داشتند. اميرالمؤمنين(ع) فرمود: اللهم انى برىء من الغلاه كبراءه عيسى بن مريم من النصارى اللهم اخذلهم ابداً و لاتنتصر منهم احداً. خدايا من از غلات بيزارم همانند بيزارى حضرت عيسى از نصارى خدايا آنها را تا هميشه خوار كن و هيچكداماز آنها را يارى مكن. و برخى از غلاتى را كه مدعى ربوبيت مولى على(ع) بودند سوزاند. امام صادق(ع) فرمود: احذروا على شبابكم الغلاه لا يفسدوهم فان الغلاه شر خلق الله يصغرون عظمه الله ويدع ون الربوبيه لعبادالله والله ان الغلاه اشر من اليهود و النصارى و المجوس و الذين اشركوا. از جوانان خود از شر غلات برحذر باشيد مباد آنها را فاسد كنند همانند غلات بدترين بندگان خدا هستندعظمت خداوند را تحقير كرد و ادعاى خدائى براى بندگان خدا دارند بخدا قسم غلات بدتر از يهود و نصارى ومجوس و مشركان هستند. امام رضا(ع) فرمود: لعن الله الغلاه... لا تقاعدوهم و لا تصادقوهم و ابرأء منهم برئ الله منهم. خدا غلات را لعنت كند... همنشين اينها نشويد طرح دوستى با آنها نريزيد همانگونه كه خداوند از آنها برائتجسته شما هم برائت بجوئيد.
در رابطه با غلات چهار كتاب خواندنى است. 1. الجذور التاريخيه و النفسيه للغلو و الغلاه تأليف سامى العزيزى؛ 2. شبهه الغلو عنه الشيعه تأليف دكتر عبدالرسول غفار؛ 3. پژوهشى در باره طوايف غلاه تا پايان غيبت صغرى و موضع ائمه در اين باره تأليف اسكندر اسفنديارى ؛ 4. غاليان كاوشى در جريانها و بر آيندها تأليف نعمت الله صفرى فروشانى .
با اين همه ، انزجارى كه ما از اهل بيت(ع) از غلات مىبينيم متأسفانه مىبينيم كه همچنان در برخى از عزاداريها بازنمونههايى از غلو مطرح مىشود كه تأثير فراوانى در تخريب چهره ائمه(ع) داشته ودارد و سبب مىشود چهره شيعه كه پيوسته چهره اى دين مدار منطقى بوده، چهرهاى تحريف شده و نادرست معرفى گردد.
3. دروغ
عرضه دروغ در اين عرصهها آفت ديگر اين مجالس است ما معتقد نيستيم كه هدف وسيله را توجه كنند چون هدف مقدس است پس از دروغ استفاده شود. اين دردى است كه صد سال قبل مرحوم محدث نورى در لؤلؤومرجان از آن ناليده و به نحو مبسوط در نكوهش دروغ و دروغگويى در عزاها سخن گفتهاند و نمونههايى هم آوردهاندشهيد مطهرى در باره اين كتاب مىگويد كه من خيال نمىكنم در هيچ كتابى در باره دروغ به طور كلى به اندازهاى كه دراين كتاب بحث شده است بحث شده باشد چنين كتابى شايد در دنبا وجود نداشته باشد.
نقل چند نكته در اينجا گفتنى است : 1. برخى مطالبى كه در رابطه با سالار شهيدان گفته مىشود دروغ بودنش بيّن است مثل آنكه گفته مىشود طولنيزه سنان 60 ذراع بوده و از بهشت آمده و يا عدد كساني كه با امام حسين جنگيدند 000/600 نفر سواره بودند، يك ميليون پياده! و يا 000/800 نفر امام حسين 000/300 نفر آنها را كشت! حضرت عباس 000/ 25 نفر آنها را در حالى كه نص تاريخى مورد اعتماد مىگويد عدد لشكر يزيد 000/30 يا 000/80 يا 000/100 بيشتر نبوده است و عدد كساني كه سيد الشهدا كشته 1800 نفر بودهاند ... . برخى مطالب است كه دروغ بودنش بين نيست ما بايد در برابرمطالب دروغ بيّن موضع داشته باشيم اما دروغ غير بين را بايد تأمل كرد. 2. بايد توجه داشت پرورش روضه يعنى متن را محور قراردادن و همان را توضيح دادن دروغ نيست آنچنانكهزبان حال هم اگر وهنآميز نباشد دروغ نيست. 3. ملاك صحت و سقم و راست و دروغ بودن هم تنها منابع معروف نيست چه بسا مطلبى كه در منابع دستدوم هست و صادق است و چه بسا مطلبى كه در منابع دست دوم هست و صادق است و چه بسا مطلبى كه درمنابعدست اول هست و دروغ است بهر حال دروغ از آفات هميشه مجالس عزا بوده است ليكن حرف اين است فراوانندكسانيكه مىخواهند روضه درست بخوانند وليكن منبع مورد اعتماد ندارد منابعى مثل نفس المهموم، لهوف و...بخشى از روضههاى راست است نه همه آنها.
در اينجا، جا دارد كه از حوزههاى علميه گله كنيم كه آيا اين همه كه از روضههاى دروغ مىناليد آيا گامى درجهت تدوين روضههاى درست برداشتهايد؟ سوگوارانه بايدگفت نه . فراوانند جوانهاى متدين كه مىگويند ما مىخواهيم روضه درست و صحيح بخوانيم شما كتاب به ما معرفى كنيد ولى متأسفانه كار نشده است. به هر حال دروغ هميشه حرام است بويژه آنجا كه با آن مقدسات هتك شود. مسوغات كذب در فقه ما روشناست : يكى در مقام ضرورت است الدين اكره و قلبه مطمئن بالايمان و ديگر جهت اصلاح بين مردم المصلح ليسبكذاب. هيچ نداريم كه گرياندن مردم براى اهل بيت(ع) هم از مسوغات كذب است!
4. مطالب ذلت آميز
طرح مطالب ذلتآميز، تعبيرهايى همچون زينب مضطرو... امام زين العابدين بيمار و... كه ذلت از ساحت مقدس اهل بيت(ع) بدور است. كه: و لله العزه و لرسوله و للمؤمنين حسينى كه نه تنها خودش نماد عزت است حتى به بازماندگان خويش هم تأكيد بر حفظ عزت دارد: يا اخيه انىاقسمت عليك فابرئ قسمى لا تشفّى على حبيبا و لا تخمشى على وجهاً و لا تدعى علىّ بالويل و الثبور اذا اناهلكت. خواهرم تو را قسم مىدهم كه پس از من گريبان چاك مزن سيلى بر صورت مزن و بر من واژههاى واى ونابودى را به كار مبر.آنوقت با اينهمه تأكيد كسى بيايد بگويد:پس ازآنكه عبيدالله بن زياد عمر بن سعد را به سوى امام حسين فرستاد تا باآن حضرت بجنگد - چون انبوه سپاهيان عمر سعد را ديد و فهميد كه با ياران اندكش توان مقابله با آنها را ندارد - به عمربن سعد گفت يكى از سهپيشنهاد مرا بپذير : 1. رهايم كن از همان راهى كه آمدم برگردم! 2. يا بگذار بروم به مرز و سر حدات ترك و با آنها بجنگم! 3. و يا مرا پيش يزيد ببر تا دستم را در دست او بگذارم و با او بيعت كنم تا او خودش در باره من حكم كند!
عمر بن سعد اين سه پيشنهاد را از طرف حسين(ع) به ابن زياد گزارش داد اما ابن زياد هيچ كدام را قبول نكرد وبه عمر سعد نوشت حسين بيش از اين دو راه ندارد يا بايد زير فرمان من در آيد و به حكم من تسليم شود و يا كشتهشود!
اين قطعاً دروغ است ذلت است و با ساحت مقدس سيد الشهدا(ع) سازگارى ندارد گرچه آن را ابن قتيبه دينورى،ابوالفرج اصفهانى، ابن عساكر دمشقى ابن اثير جزرى ومانند آنها نقل كردهاند.
5. طرح سست معارف اسلامى
مطرح كردن سست معارف اسلامى و ورود خواب در عرصه معارف و يا ملاقاتهاى دروغين. اعتقادى كه باخواب درست شود با خواب هم مىرود. در كجاى معارف اسلامى داريم كه اهل بيت(ع) كسى را با خواب و رؤياهدايت كرده باشند، در كجاى سيره اهل بيت ملاقات با ولى الله الاعظم به اين ابتذالى درآمده است كه هم اينك دركتابها نوشته و در جلسات گفته مىشود. آقايى در كتابش مىنويسد: عيال اينجانب مكرر شرفياب حضور امام زمانرسيده! و يا آدرس امام زمان(عج ) اين است!! اينها نه تنها خدمت به امام زمان نيست بلكه ضربه به اين اعتقادمقدس است كه بيش از 350 آيه قرآن تأويل به آن شده و دهها دليل محكم و متقن دارد.
مرحوم علامه سيد مهدى بحرالعلوم كه ازاعاظم علماى اماميه است مىگويد در زمان غيبت كبرى براى بعضى از حاملين اسرار و علماى ابرارتوفيق تشرف حاصل و به ديدار امام نائل مىشوند ولى چون مأمور به كتمان ديدارند حكم خدا را در پوشش اجماعابراز مىدارند. شيخ انصارى اين نظر را پذيرفته و فرموده، در غايت ندرت است حصول آن را براى او حدى من العلما قبولكرده است. آيت الله العظمى وحيد خراسانى بارها فرمودند ملاقات در غيبت كبرى به دو صورت واقع مىشود؛ 1. ملاقات در حال اختيار؛ 2. ملاقات در حال اضطرار. ملاقات در حال اختيار منحصر به افرادى نظير سيد بن طاووس است كهاحياناً امام را ديده و شناخته و از او كسب فيض كردهاند اما ملاقات در حال اضطرار مربوط به افرادى است كه در حالگرفتارى شديد به ذيل عنايت امام توسل مىشوند و امام خود يا توسط افرادى كه دارند از او دستگيرى مىنمايند و نيزفرمودند آنها كه در اثر لياقت و شايستگى به فيض ديدار موفق مىشوند به كسى نمىگويند.
از مراجع عظام تقليد چنين سؤال شده است : برخى از افراد در جلسات يا عزادارى ادعاى ارتباط با معصومين خصوصاً امام زمان(عج) كرده و بدينوسيله ضمن استفادههاى مادى از احساسات دينى مردم سوء استفاده مىنمايند و اينگونه مسائل در جلسات مختلفخصوصاً مجالس زنانه رو به ازدياد است با توجه به ادعاى ارتباط با معصومين و واسطه بودن آنان و برخى تبعات اخلاقى كه موجب سست شدن اعتقادات مردم به مسائل دينى مىشود مستدعى است نظر مبارك را در باره شركت دراين جلسات و هرگونه تقويت وترويج اين افراد بيان فرماييد؟
آيتالله العظمى صافى چنين پاسخ دادهاند : ادعاى ارتباط خاص با حضرت حجت عجل الله تعالى فرجه الشريف در زمان غيبت دروغ است و شركت در مجالسى كه چنين ادعاها ميشود حرام است و مؤمنين بايد بى اساسبودن چنين ادعا را براى مردم بيان كنند كه گمراه نشوند.
آيت الله العظمى سيستانى : اين افراد دروغگو و دجالند و در صورتيكه امكان هدايت آنها نباشد بايد مردم رامتوجه نموده تااز آنان دورى كنند.
آيت الله العظمى تبريزى : اين مطالب اساس ندارد و تقويت و ترويج اين امور موجب وهن مذهب و جايز نيستمؤمنين بايد با شركت نكردن در اين مجالس و تذكر دادن به افراد كارى كنند كه اين مجالس از بى رونقى تعطيل شود.
خواب و مكاشفه
خواب و مكاشفه براى خود بيننده حجت نيست تا چه رسد ديگران و از خواب بدتر مكاشفاتى است كه بعضىها مدعى آن هستند . مرحوم ملا احمد نراقى كه از اساتيد شيخ انصارى است مي فرمايد بعضى از علماى اماميه قول وفعل معصوم كه در خواب صادر شود حجت دانستهاند اما اكثريت قريب به اتفاق علماء بر خلاف اين قول مشىنمودهاند. درروايت حسنه ابراهيم بنهاشم وارد شده كه امام صادق(ع) در جواب سائلى كه افسانه خواب ابى بن كعبسؤال نموده فرمود ان دين الله اعز ان يرى فى النوم. دين خدا عزيزتر از آن است كه در خواب ديده شود. سرانجام مىفرمايد آنچه مسلم است حجيت كلام معصوم در بيدارى است و وضع عادى نه در خواب و رؤيا وروايات ديگر را هم توجيه كرده و سرانجام قول مشهور - عدم حجيت - را پذيرفته است. اينجانب بر اين باورم خواب شخص معصوم حجت است نيازى نيست كه معصوم شاهدى در بيدارى بر آن بيابد زيرا كه شيطان را راهى برمعصومين نيست. مرحوم ميرزاى قمى نيز در كتاب قوانين مسئله را طرح و حجيت آنرا مردود دانسته است. ممكن است رؤيا صادقه باشد ولى حجت شرعى ندارد. به هر حال ورود خواب، مكاشفات در عرصه معارف اسلامى به عنوان يك مبنا موجب طرح سست
معارفاسلامى شده و اگر خواب مقدس شد چون راهى براى اثبات و نفى آن نيست حربهاى مىشود بدست شيادان كه از اينرهگذر دروغهاى خود را جابياندازند. در پايان عرض مىكنم من منكر برخى از ملاقاتهاى راستين كه از ناحيه بزرگانبيان مىشود و نيز مكاشفات صادقانه نيستم لكن معتقدم كه اينها نبايد مبنا قرار گيرد.
6- جدايى دين از سياست
برخى مىخواهند چنين وانمود كنند كه آنها ولايتىتر از مسئولان نظامند. درمجالس عزادارى مىگويند ما مىخواهيم گريه كنيم كارى به سياست نداريم. در حالى كه خود معصومين را ما ساسهالعباد سياستمداران خلق مىخوانيم . كان فى بنى اسرائيل يسوسهم انبياءهم . انبياء سياستمداران بنىاسرائيل بودند.در يك سو لائيكها، سكولارها دم از جدايى دين از سياست مىزنند و از يك سو متحجرين در پى جدايى دين ازسياست اند. و اين دو گروه در حقيقت دو تيغه يك قيچى هستند كه اسلام ناب محمدى(ص) را قيچى مىكنند.
لازم به ذكر است نمىگوييم مجالس مذهبى ما همانند كانونهاى حزبى محل جار و جنجالهاى سياسى باشد، اما اينكه در رابطه با اصل نظام اسلامى بى تفاوت باشند اين آسيب جدى است. نظامى كه با رنجهاى بسيار بدست آمدهاست. جلسات عزادارى اهل بيت كاملاً سياسى بود هم تولّى داشت و هم تبرى. در شرايط آنچنانى ديدند تبرى كارسختى بود اما داشتند.
7. اظهار مطالب موهن
اظهار مطالب موهن و تحقير غير مطلوب اهل بيت تحقيرى كه تنها در دربار پادشاهان ظالم پاداش دارد دربارگاه امامان معصوم چيزى جز خوارى نيست بعنوان نمونه. هر كى مىخواد هر چى بگه / من سگ كوى زينبم / بهشت جاودان ز تو / كران و بيكران ز تو / سلطنت جهان ز تو / من سگ كوى زينبم .
اهل بيت ذلت را براى پيروانشان نمىپسندند : لا ينبغى للمؤمن ان يذل نفسه. سزاوار نيست مؤمن خود را ذليل كند البته تواضع و ابراز محبت به اهل بيت ذلت نيست. از مراجع عظام تقليد سؤال شده است : برخى مداحان شعراى نامناسب خوانده مانند من حسين اللهىام ياقلاده سگ به گردن انداخته يا صداى سگ در مىآورند وظيفه ما در برخورد با اين افراد چيست . آيت الله العظمى تبريزى فرمودند: مداحى و خواندن اشعار در مجالس اهل بيت(ع) بايد طورى باشد كه موجب وهن شيعه نباشد و بهانه به دست دشمنان شيعه ندهد . در مجالس اهل بيت(ع) بايد اشعارى خوانده شود كه فضايل آن بزرگواران بيان شود ومصائب و مظلوميت آنها براى مردم گفته شود ائمه از ما نخواستهاند كه خود را به صورت حيوان در آوريم . آنچه كه از ماخواستهاند اين است كه مؤمن صالح باشيم و اخلاق ما اخلاقى باشد كه از آن بزرگواران رسيده است.
آسيبهاى شكلى
1. استفاده از موسيقى مبتذل
از آسيبهاى شكلى عزاداريها، استفاده از موسيقىهاى لهوى و حرام در عزاداريهاست. برخى مداحان ترانههاى طاغوتى ديروز و يا ترانههاى لس آنجلسى امروز را گوش مىدهند، آهنگ همان آهنگ است محتوا را عوضمىكنند اين قطعاً حرام است نمىتوان به بهانه انجام مستحبى مرتكب حرام شد . مرحوم شيخ اعظم انصارى مىفرمايد الاترى انه لايجوز ادخال السرور فى قلب المؤمن و اجابته بالمحرمات آيا نمىبينى كه جايز نيست شاد كردن مؤمن واجابت دعوت او با محرمات باشد. اسلامى كه مىگويد قرآن را حق نداريد با لحن اهل فسق بخوانيد قطعاً اين اسلام اجازه نمىدهد كه از آهنگهاى حرام در عزاداريها استفاده شود. نبى اكرم (ص) فرمود: اقرأ و القرآن بالحان العرب و اصواتها و اياكم و لحون اهل الفسق و اهل الكبائر. قرآن رابا لحن عربى بخوانيد و از لحن هاى اهل فسق و گناهان كبيره بپرهيزيد. و يا در بعضى عزاداريها ديده مىشود به جاى آن كه نوحه خوانى شود تنها آهنگ مىنوازند و زنجير مىزنند اينها بىترديد تحريف عزادارى است و مورد رضاى سالارشهيدان نيست.
از مراجع عظام تقليد پرسيده شده است كه: استفاده از آلات موسيقى مانند ارگ در مراسم عزادارىچطور است؟ مقام معظم رهبرى آيت الله العظمى خامنهاى فرمودهاند: استفاده از آلات موسيقى مناسب با عزادارى سالارشهيدان نيست و شايسته است مراسم عزادارى به همان صورت متعارفى كه از قديم متداول بوده برگزار شود. آيتالله العظمى بهجت فرمودهاند از آنچه موجب وهن عزادارى است بايد اجتناب شود. استعمال آلات موسيقى در عزادارى خالى از اشكال نيست. آيت الله العظمى تبريزى : استفاده از آلات موسيقى در عزادارى حرام است.
2- اكتفا به مداحى
اكتفا به مداحى و سينه زنى ديگر آسيب مجالس عزادارى است. درست است كه اين شورها و عشقها وسينهزنىها و حالها در نهايت تقويت دين است، ما به سهم خودمان خوشحاليم از اينكه ببينيم بجاى اينكه جوانان درمجالس گناه باشند در اين مجالس حضور يابند. ليكن سخن اين است كه اگر اين شورها با شعور گره نخورد، ماندگارنخواهد بود. ليكن متأسفانه در برخى مجالس تنها اكتفا، به مداحى است و اين آسيب پذيرى آنگاه عمق بيشترى پيدامىكند كه ملاحظه كنيم كم كم مجالس فاتحه هم باين سمت و سو مىرود كه تنها مداح دعوت مىكند در حالى كه اينمجالس از فرصتهاى مناسب توجه دادن مردم به دين و قيامت است اهل بيت(ع) مىپسنديدند كه مجالسى كه بنام آنهاشكل مىگيرد مجالس محتوائى باشد. حضرت امام صادق(ع) به عبدالله بن حماد بصرى فرمود: بلغنى ان قوماً يأتونه يعنى الحسين من نواحى الكوفه و ناساً غيرهم و نساء، يندبنه و ذلك فى النصف من شعبانفمن بين قارء يقرء. _ محتمل است يعنى قرآن مىخوانند و محتمل است كه كتاب مىخوانند _ اخبار مناقب _ و قاصيقص و نادب يندب و قائل يقول المراثى فقلت له نعم جعلت فداك قد شهدت بعض ما تصف فقال الحمد الله الذىجعل فى الناس من يفد الينا و يمدحنا و يرثى علينا و جعل عدونا من يطعن عليهم من قرابتنا او من غيرهم يهددونهم ويقبحون ما يصنعون. به من گزارش دادند كه زن و مرد نيمه شعبان به زيارت امام حسين(ع) مىآيند قرآن مىخوانند _ كتاب مناقبمىخوانند قصههاى اهل بيت را مىگويند، روضه خوانى و مرثيه سرائى دارند گفتند آرى فدايت شوم در برخى از اينمراسم من بودهام حضرت فرمود سپاس خداى را كه در بين مردم كسانى را قرار داد كه ما را مدح مىكند براى ما مرثيهمىخوانند و از دشمنان ما كسانى از نزديكان و غير نزديكان ما كسانى را قرار داد كه تهديد كنند آنها را و رفتار زشتشان راتضييع نمايند. شهيد مطهرى گويد: معلوم مىشود فلسفه اين كار گريستن به تهديد دشمن و تقبيح كار آنهاست. مجالس عزادارى در طول تاريخ منشأ روشنگرى رهيابى به حقيقت بوده است خطيبان خطابه مىخواندند ومرثيه سرايان مرثيه سرائى حداكثر ثوابش ثواب ذكر است پيامبر حلقه علم را بر حلقه ذكر ترجيح داد. در روايتى آمدهاست: و خرج رسول الله(ص) فاذا فى ا لمسجد مجلسان مجلس يتفقهون و مجلس يدعون الله تعالى و يسألونه فقالكلا المجلسين الى خير امّا هؤلاء فيدعون الله و اما هؤلاء فيتعلمون و يفقهون الجاهل هؤلاء افضل بالتعليم ارسلت ثمقعد معهم. پيامبر گرامي (ص) از منزل خارج شد به طرف مسجد آمد ديد در مسجد دو مجلس است يك مجلس مجلس آموزشدين است و مجلس ديگر مجلس دعا فرمود هر دو مجلس خوب است اينان دعا مىكنند و اينان آموزش مىبينند وآموزش مىدهند اينان افضلند كه من براى تعليم مبعوث شدم آنگاه حضرت در مجلس آموزش دين نشست.
مجالسى كه در آن تعليم و تعلم معارف دينى است بوستانهاى بهشت است: عن رسول الله(ص) اذا امررتم برياض الجنه فارتعوا قالوا يا رسول الله و ما رياض الجنه قال حلق الذكر فان للهسيارات من الملائكه يطلبون حلق الذكر فاذا اتوا عليهم حفّوا بهم. پيامبر اكرم(ص) فرمود آنگاه كه گذر به بوستانهاى بهشت كرديد بهرهمند شويد گفتند اى رسول خدا بوستانهاىبهشت كجاست حضرت فرمود حلقههاى ياد خدا همانند خداوند را فرشتگان بسيارى است كه به دنبال حلقههاى ذكرخدا مىگردند وقتى حلقه ذكر يافتند آنها را احاطه مىكنند.
قال بعض العلماء حلق الذكر هى مجالس الحلال و الحرام كيف تشترى و تبيع و تصلى و تصوم و تنكح و تطلق وتحج و اشباه ذلك. بعضى از علماء گفتهاند حلقههاى ذكر مجالس حلال و حرام است چگونه بخرى چگونه بفروشى نماز بخوانى،روزه بگيرى، نكاح و طلاق داشته باشيم، حج انجام دهى.
اكثر مشتريان مجالس با حال مذهبى را جوانان تشكيل مىدهد، مطلوب ائمه از جوانان تفقه در دين بوده امامباقر(ع) فرمود: لو اتيت بشاب من شباب الشيعه لايتنفقه فى الدين لادبته. اگر جوانى از جوانان شيعه را نزدم بياورندكه آموزش دينى ندارد تحقيقاً تأديبش مىكنم. سخن اين نيست كه مداحى نباشد سخن اينست مانند گذشته هر كسى كار خودش را كه خطيب براى مردمقرآن، حديث، فقه بگويد مداح هم مرثيه سرائى كه در اين صورت كه شور و شعور توأم شده نقش آفرينى مىكند ومهم تر از اينها مسئله رهبرى انديشه جوانان است كه بايد قطعاً به دست عالمان دين شناس تحصيلكرده حوزههاىعلميه باشد.
3- برخورد كاسبكارانه
ديگر آسيب عزاداريها برخورد كاسبكارانه با اين مقوله است كه از مصاديق بارز استئكال به اهل بيت(ع) است.كه در روايات مورد نكوهش قرار گرفته است و هر چه هم تورم بالا مىرود با قيمتهاى نجومى بالا مىبرند قيمت را! امام صادق(ع) فرمود: من اراد الحديث لمنفعه الدنيا لم يكن له فى الاخره نصيب و من اراد به الاخره اعطاه اللهخير الدنيا و الاخره. آن كس كه حديث را براى منفعت دنيا بخواهد در آخرت بهرهاى ندارد و آنكس كه حديث را براى خدا و آخرتبخواهد خداوند خير دنيا و آخرت را به او عطا خواهد كرد. حضرت امام(ع) فرمود: از راه ما _ حديث ما، محبت ما ومانند آن _ ارتزاق نكن. يا اباالنعمان لا تستأكل بنا الناس فلا يزيدك الله بذلك الافقراً. از راه ما ارتزاق نكن كه خداوند بر فقرت خواهدافزود. اين مربوط به آنان است كه برخورد كاسبكارانه با معارف، مدايح، مراثى اهل بيت(ع) دارند و همانند كالا با آنبرخورد مىكنند. حساب آنان كه تنها براى خدا در عرصه نشر معارف و گسترش فضايل و مناقب اهل بيت تلاشمىكنند و مردم از سر عشق به خاندان عصمت و طهارت به آنها هديه مىدهند طبق تصريح روايات معصومين از اينانجداست و اينان مورد نكوهش نيستند.
ج. راهكارها
براى مقابله با اين آسيبها توجه به چند نكته ضرورى است و به دنبال آن طرح خود را در اين زمينه تقديم مىكنم.
1. آنكه پيوسته در بيان و نقد اين آسيبها توجه داشته باشيم كه اصل عزادارى آسيب نبيند. نبايد بگونهاىانتقاد كرد كه برپا كننده مجلس مداح، خطيب و مانند آن به كلى دلسرد شوند؛ 2. بايد در رابطه با اين آسيبها همان شيوهاى را كه در فقه آمده آرام و به تدريج مقابله صورت گيرد بسيارى ازاين نابسامانيها با نصيحت موعظه و منطق قابل حل است نبايد به گونهاى برخورد شود كه موجب لجبازى بيشتر گردد؛ 3. بايد اين آسيبها آنقدر از سوى بزرگان مطرح شود كه ناهنجارى و ضد ارزش بودن اينها به صورت يكگفتمان و فرهنگ در آيد اين هم نياز به شجاعت دارد هم آبرو دادن براى دين نبايد از جوسازيها هراسيد و بايد بهتكليف عمل كرد.
در ديدارى كه هفته قبل با برخى از مراجع عظام تقليد داشتم نكات آموزندهاى از برخورد صريح بزرگان با غلوشنيدم كه عبرتآموز است . آيتالله العظمى صافى فرمودند: ذاكرى نزد آيت الله العظمى بروجردى خواند: هذه فاطمه بنت الاسد /
اقبلت تحمل لاهوت الابد ، اين فاطمه بنت اسد است كه خداى ابدى را با خود حمل مىكند. آن مرحوم برخورد كرد و ديگر اجازه ادامه مداحى را به او نداد و وقتى يكى از بزرگان در اين رابطه وساطت كردآقاى بروجردى فرمود ما نبايد از كنار غلو سطحى بگذريم بعد آن مرحوم فرمود شنيدم مداحى مىخواند: تو باين جمال و خوبى چه به طور جلوه آيى / ارنى بگو به آن كس كه بگفت لن ترانى . اين غلو است چرا اين گونه اشعار در مداحيها خوانده مىشود. از شاگردان امام شنيدم امام در مجالس روضه خوانى بر درست خواندن مقتل و رعايت موازين بسيار مصربودند.
علماء دين پاسدار مكتبند نبايد بگذارند از هيچ ناحيهاى مكتب آسيب ببيند، بزرگانى كه سر سلسله جنبان ديندر بلادند بر اين مطلب حساس باشند اگر ديدند خطيبى غلو مىگويد، مداحى غلو مىگويند ملاحظات را كناربگذارند و نهى از منكر كنند، ممكن است برخى جوسازى كرده حتى آبروريزى كنند اما قطعاً خداوند جبران خواهد كرد كه ان الله يدافع عن الذين آمنوا... خداوند از مؤمنان دفاع خواهد كرد.
4. بايد در عرصه انتقاد هم از افراط و تفريط خوددارى كنيم نمىتوان هر روايتى كه منقبتى بلند از مناقب اهل بيت(ع) را گفته است و در حد فهم ما نيست بلافاصله رمى به غلو كنيم. كه فرمودند: نزلونا عن الربوبيته و قولوا فيناما شئتم. ما را از خدائى پايين بياوريد آنگاه هر چه در فضلمان خواستيد بگوييد. يا هر مطلبى كه به گوشمان خورد و مادر كتابها آن را نديده بوديم آنرا رمى به كذب كنيم كه اين عكس مطلوب را نتيجه مىدهد و يا در جانب تفريط ازجوسازيها بهراسيم در مقابل غلو صريح موضع نگيريم در مقابل دروغ صريح موضع نگيريم كه مبادا ما را رمى به ضدولايت كنند كه ما بايد مصداق الذين يبلغون رسالات الله و يخشونه و لا يخشون احداً الا الله. آنان كه رسالت الهى خودرا انجام داده و تنها از او خشيت_ خوف همراه با تعظيم _ داشته و جز از خدا از كسى ديگر خشيت ندارند، باشيم.
5. دراين رابطه طرحى در سال1368 خدمت مقام معظم رهبرى ارسال كردهام كه خلاصه آن اين است كه بايدجريان مداحى در كشور سامان يابد اين سامان بايد از سوى خود مداحها باشد نه دولتى كه قطعاً نتيجه نمىدهد به اينترتيب كه مداحان هر استان مثلاً از هر پنجاه مداح يك نفر نماينده تعيين كنند، اينها در تهران جمع شوند مثلاً تعداد حدود پنجاه مداحى كه منتخب مداحان كشورند مجمع عمومى باشند از بين خود 7 يا 9 نفر را به عنوان مجمع مركزى مداحان برگزينند اين مجمع عهده دار ساماندهى امر مداحى در امورذيل گردد: 1. از علما مجتهد تاريخ در حوزه بخواهند در ابواب مقتل همه معصومين درست از نادرست مشخص كنند، بهاين ترتيب كه از كل مداحها بخواهند كه آنچه مثلاً در رابطه با حضرت اباالفضل(ع) مىخوانند ارسال كنند و اينها درجمع عالمان مجتهد تاريخ در حوزه ارزيابى گردد آنچه دروغ صريح است اعلام شود وآنچه پرورش روضه است و ياقطع به كذب آن نيست اعلام شود به اين ترتيب به تدريج چه بسا به تهيه مقتل عصرى مىرسيم. 2. آموزش مداحى در كشور سامان دهند و اين عرصه مقدس را از ابتذال موسيقى لهوى حفظ كنند. 3. تخلفات حرفهاى را معرفى كرده و خود شيوه برخورد را تبيين كنند. 4. در مناسبتهاى ويژه هم شعر و هم سبك جديد مناسب را به مداحها عرضه كنند. 5. مداحان شايسته را تشويق و به رسانهها اعلام كنند و به مداحان خاطى ابتدا تذكر كتبى دهند و در ادامهبرخورد قانونى كنند. - برخورد قانونى كه خود مجمع مركزى مداحان مشخص مىكند - و برخى وظائف ديگر.
جهت ساماندهى اين تشكيلات براى دوره اول اين انتخاب نمايندهاى از سوى مقام معظم رهبرى مدظلّه نظارت كنند تا افراد صالح گزينش شوند براى ادوار بعدى خود همين مجمع آيين نامه نوشته و جهت سلامت جرياننماينده مقام معظم رهبرى فيلتر نهايى باشد.
اين پيشنويس آنچيزى است كه در رابطه با مداحى به نظر مىرسد. روشن است كه نظرات عزيزان مىتوانداين پيشنويس را كامل و قابل عرضه كند.


نظر شما