۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۵، ۸:۲۳

خالقي مطلق : نگاه پژوهشگران از جنبه ادبي و داستاني به شاهنامه دوخته شده است

خالقي مطلق : نگاه پژوهشگران از جنبه ادبي و داستاني به شاهنامه دوخته شده است

همايش پژوهشي بررسي آثار و احوال فردوسي ، در تالار مجتمع كانونهاي فرهنگي‌ ، هنري دانشگاه فردوسي مشهد برگزار شد .

به گزارش مهر ، دكتر جلال خالقي مطلق - پژوهشگر شاهنامه - در اين همايش با بيان اين كه برخلاف فردوسي، مولفان ديگر منابع عربي و فارسي، بسياري از مطالب ماخذ خود را كوتاه كرده و يا به كلي از اثر خود كاسته ‌اند ، ازتئو در نولدكه ، خاورشناس آلماني و ديدگاه هاي وي سخن گفت .

دكتر خالقي مطلق گفت : تئو در نولدكه در جستاري با عنوان « ديو سفيد مازندران » به هنگام گفت‌ وگو درباره داستان جنگ مازندران و هاماران در يك اشاره ضمني مي ‌نويسد: مورخان غرب غالبا صورت كهن ‌تري از روايات ايراني را به‌ دست مي ‌دهند؛ تا فردوسي . در واقع نودكه اين نظر را كه روايات ايراني در منابع عربي از سويي كهن ‌تر و تاريخي ‌تر از روايات شاهنامه ‌اند ، در چند جا بازگو كرده است . وي درهمين زمينه به ترجمه بخش ساسانيان از تاريخ ‌الرسل طبري اشاره كرد و گفت : در اين‌جا آمده است كه فردوسي در شرح زنداني شدن شيرويه (شيرو) مطالبي زيبا، ولي غيرتاريخي آورده است .  

مهم ‌ترين مورخان عربي‌ نويس همچون يعقوبي ، دينوري ، طبري و مسعودي ، نه تنها خود پيش از فردوسي و در زمان جواني او مي‌زيستند، بلكه برخي از ماخذ آثار آن‌ها نيز بسيار زودتر از پهلوي به عربي ترجمه شده بود؛ تا بخشي از شاهنامه ابومنصوري ( ماخذ فردوسي ) ؛ از جمله آن ماخذي كه از عربي به پهلوي ترجمه شده بود، « خداي ‌نامه » و « سيرالملوك » ابن مقفع است كه ترجمه آن از پهلوي به عربي، كمتر از 100 سال پس از پايان دوران ساسانيان انجام گرفته بود . در نتيجه  ميان اين  ترجمه  تا زمان ترجمه و تاليف ماخذ فردوسي از سال 346 بيش از 200 سال فاصله بود .  

به گفته اين فردوسي شناس ، در زمان ابن مقفع ، زبان فارسي ميانه يا پارسيك كه تسامح پهلوي ناميده شد، هنوز در ايران در ميان اهل قلم زبان نوشتار بود، در نتيجه ابن مقفع به علت همزبان بودن با پايان‌هاي زمان رواج پارسيك، چيرگي بيشتري و يا حتا كاملي تا مترجمان شاهنامه ابومنصوري بدين زبان داشت.  

به گفته دكتر خالقي مطلق ، جاي تعجب نيست اگر برخي نامها و اصطلاحات در ترجمه ابن مقفع و ديگر مترجمان آثار پهلوي به عربي درست ‌تر يا نزديك ‌تر به اصل پهلوي آمده باشد و ازهمان ‌جاست كه به آثار مورخان عرب‌ نويس نيز راه يافته باشد ؛ تا در شاهنامه ابومنصوري . در ماخذ فردوسي واژه‌ هاي پهلوي ، اگر هم درست خوانده مي‌شوند، بايد در ترجمه به ريخت پارسي دري درمي ‌آمدند كه در اين زمان، از زبان نوشتاري پارسيك دورتر شده بود. افزون بر اين فردوسي نيز برخي از نام‌ ها و اصطلاحات ماخذ خود را با وزن متعارف مي‌ بايست سازگار مي ‌ساخت .  

وي كه در خارج از كشور اقامت دارد ،  در اين زمينه اضافه كرد : به عنوان مثال طبري نام مادر كيخسرو را « ويس ‌آفريد » مي‌نويسد كه به ريخت « ويس پان فريت » در پهلوي نزديك ‌تر است تا « كيس ‌فري » يا « كسي ‌فري » به قلم ثعالبي كه با تاليف كاف تازي به گاف فارسي به شاهنامه ابومنصوري برمي ‌گردد ، كه در شاهنامه فردوسي به نياز وزن « فري‌ گيس » شده و در برخي از دست‌نويس‌ هاي كتاب به « فرنگيس » رواج يافته است .  

وي افزود: هر چند فردوسي به عنوان مثال « ايران‌شهر » را به نياز وزن به « شهر ايران » و « گشنسب » را به « گشسب » دگرگون كرده ، ولي نظر نودكه كه كمتر به اصالت نام ‌ها و اصطلاحات پهلوي در آثار عربي ، بلكه بيشتر به كهن تر بودن روايت‌ها و تاريخي ‌تر بودن گزارشهاست ، به گمان من به خطا رفته است ،  او مسائل ديگري را كه به ادبيات باستان و آداب و رسوم و باورداشت‌هاي كهن مربوط است، يعني نكاتي را كه شاهنامه از آن سرشار است، به كلي از نظر دور داشته است.  

اين شاهنامه پژوه درباره نظر نولدكه كه داستان جنگ هاماوران، عناصر كهن ‌تري از داستان جنگ مازندران را داراست ، با اشاره به اين نكته كه در آن زمان كساني چون اشپيگل و هانزن نظري خلاف نظر نولدكه داشتند و در واقع ، سراسر داستان جنگ مازندران ، از يك اسطوره كهن حكايت دارد . درحالي كه داستان جنگ هاماوران يك اسطوره تاريخي ‌شده بيش نيست ، اظهار داشت : جدا از اين ، شاهنامه بر خلاف منابع عربي هر دو روايت را دارد . حال اگر تاريخي شدن اسطوره درباره داستان جنگ هاماوران در همان عصر پهلوي روي داده بود ، درباره بسياري از روايت ‌هاي ديگر ايراني، اين كار به گونه ‌اي ديگر درخور اين منابع عربي انجام گرفته است ، يعني هر كجا در روايتي عناصر اسطوره اي، داستاني ، معجزي ، ديني ـ آييني و بينشي آشكارتر بود ، اين گونه عناصر از راه حذف يا تلخيص محو شده ‌اند و در نتيجه اين گونه روايت ها از منابع عربي ، به ظاهر تاريخي ‌تر از صورت آنها در شاهنامه ، ولي در حقيقت تنها تاريخي ‌نما ، ولي ناقص و مسخ شده ‌اند .  

به گزارش مهر ، خالقي مطلق - مدعو همايش پژوهشي بررسي آثار و احوال فردوسي در پايان سخنان خود  يادآور شد : نه تنها تاريخي ‌نما شدن منابع ديگر در اثر حذف و يا تلخيص ، گمراهي برخي از پژوهندگان مانند نولدكه را سبب شده است ، بلكه شعر بودن شاهنامه نيز به نوبه خود بر اهميت ادبي اين كتاب سايه افكنده و سبب شده كه نگاه پژوهشگران بيشتر از جنبه ادبي و بيشتر به بخش اساسي و داستاني كتاب دوخته شود و به مطالب فراواني كه در بخش ساسانيان در زمينه ‌هاي گوناگون تاريخ و فرهنگ ساساني به ‌دست مي ‌آيد، كمتر توجه شود . 

کد مطلب 327120

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha