خبرگزاری مهر – گروه استانها – بهنام عبداللهی: وقتی میگوییم انتخابات شوراهای شهر، ناخودآگاهمان لبریز از مشکلات ملموسی میشود که هنوز درمانی برای آنها پیدا نشده. از خانهای اول مشکلات شوراهای شهر و روستا یعنی همان شرکت مدیران و اعضای تکراری که بگذریم، میرسیم به کاندیدا شدن اقشاری از مردم که نماینده ملت نامیده میشوند اما تا بحال شاید هیچوقت سوار بیآرتی یا مترو نشدهاند.
شاید این را، خبرنگاران مستقر در ستاد ثبت نام کاندیداها هم تصدیق کنند که داغترین اخبار انتخابات شوراها برمیگردد به ثبتنام قشری از مردم که به عنوان بازیگر، خواننده، فوتبالیست، مجری، گزارشگر و... شناخته میشوند و همیشه پس از حضور اینها در فرمانداریها، گرد حواشی به روی صفحه اول خبرگزاریها و روزنامههای مینشیند.
نمیتوان به صورت دقیق تخمین زد ولی چندسالی است که پای برخی از خواص جامعه به نمایندگی از عوام به شوراهای شهر باز شده و مردم هم متاسفانه با رایهای چند ۱۰هزاری خود، شرکت آنها را تصدیق و تشویق کردهاند که در نتیجه امروز بخشی از وضعیت خراب شهرها به این همگرایی نامطلوب برمیگردد.
این روزها که در اخبار میخوانیم آلبوم موسیقی فلان بازیگر رونمایی شد یا فلان فوتبالیست در فیلم جدیدش چنین نقشی دارد، دیگر میتوان فهمید که یک جای پل در یکجای جهان شکسته است که هیچکس به خانهاش نمیرسد. انگار روحیه بینهایتطلبی انسان در آب و هوای ایران تشدید قوا کرده و با تمام توان به تصاحب کردن جایگاههای والاتر میپردازد.
انگار کلیدیترین ویژگی برای پیروز شدن در شوراها همان شهرت است که برای عدهای بادآورده به دست آمده و حالا میخواهند با همان، طوفانی در اخبار روز به پا کنند. این واقعیتی تلخ است که عدهای از چهرهها قصد دارند با برخی اقدامات، خبر تاپ سایتهای خبری و تیتر یک روزنامهها را به خود اختصاص دهند. برخی دیگر نیز با بوهای خوش مادی که از سمت تالارهای شهرداری به مشام میرسد، راهی فرمانداریها میشوند.
با اینکه امروزه اعتراضات و انتقادات فراوانی نسبت به شرکت ورزشکاران و هنرمندان در انتخابات شوراهای شهر صورت میگیرد، اما هیچگونه اقدامی جهت جلوگیری از این امر انجام نشده است. شاید جای قانونی که بتواند صلاحیت کسانی را که صرفا به خاطر هنر یا رشته ورزشی خود شناخته شدهاند و هیچگونه سابقه اجرایی، مدیریتی و شهری ندارند رد کند، خالی است.
قطعا لازمه چنین قانونی، ایجاد نگرشی جدید و جدی نسبت به شورای شهر توسط مسئولین و مردم است. اگر این که شورای شهر فقط چندتن از میلونها شهروند یک شهر را به عنوان نمایندگانی در تصمیمات و امورات شهری دخالت میدهد، در افکار عمومی و خصوصی تبیین شود، بسیاری از مشکلات از جمله صلاحیت و رای دادن به خیلیها که صالح نیستند، حل بشود.
واقعیت این است که هیچکس را در این موارد نمیتواند مقصر قطعی دانست و هر فرد و هر دستگاهی به وسع خودش در به وجود آمدن چنین شرایطی برای شوراهای شهر دخیل بودهاست. برای مثال اگر یک ورزشکار تنها گزینه شهرت را دارد به حد کافی از لحاظ مالی تامین شود، دیگر سراغ کار دیگری که تجربه ای در آن ندارد نمیرود.
همچنین برگزاری یک جلسه ارزیابی برای افراد مشهور هنگام صلاحیتبخشی نیز میتواند کارساز باشد. مثلا از جمله سوالهایی که باید پرسیده شود این است که وظایف یک عضو شورای شهر به جز شرکت در جلسات چیست یا به غیر از مصاحبه و سخنرانی یک عضو شورای شهر چه اقداماتی میتواند برای رفو کردن دردهای شهر انجام دهد؟
به نظر میآید مشکلات انتخابات جنجالی شوراهای شهر نیز طبق مشکلات پیشین و آتی ما به فرهنگ عمومی برمیگردد، اگر یک ورزشکار به مدال آوردن در بحث خدمت برای همشهریان خود قانع باشد و یک بازیگر یا کارگردان بداند ساختن فیلمهای تاثیرگذار، بیشتر از مصوبات جلسات شورای شهر تاثیرگذارتر است، شاید دیگر لازم نبیند اندک فرصت باقیمانده خود را طی یک اقدام فداکارانه در سالنهای جلسه هدر دهد.
اما در پایان باید متذکر شد که ریشهکن کردن مشکلاتی از قبیل شرکت برخی از مشاهیر که استعداد و سابقه کار اجرایی ندارند، بیشک نیازمند زیرسازیها و تصمیماتی زمانبر است و این امکان نیز وجود دارد که چنین قانونی هرگز به بازار نیاید ولی باید در نظر داشت که در هر صورت، حرف آخر را رای مردم می زند و اگر ملت ما با آگاهی بیشتری پای صندقهای رای بیایند و به جای معیار قرار دادن قیافه و اسم برای انتخاب، سابقهها و استعدادها را در نظر بگیرند، شاید سال دیگر شاهد روی کار آمدن جوانان و مردم گمنامی باشیم که با سواد مدیریتی و اجرایی، دغدغه شهر را در دل و جان خود میپرورانند.


نظر شما