به گزارش خبرنگار مهر، نشست بازخوانی و بررسی آرا و اندیشه های دکتر علی شریعتی در ادامه سلسله نشست های «آنان که می اندیشند» توسط کانون اندیشه جوان در تالار ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.
در ابتدا غفاری، دبیر علمی این همایش گزارشی را از روند برگزاری آن ارایه کرد و گفت: با اعلام فراخوان این دوره مقالات بسیاری دریافت کردیم که از میان آنها 9 مقاله برگزیده شناخته شد و در نهایت 3 مقاله بهعنوان اثار برتر انتخاب شدند. این مقالات باید دارای ویژگیهایی مانند کمک به حل منازعات نظری درباره شریعتی و کمک به بازاندیشی درباره افکار او داشته باشند. همانگونه که میدانید طی سالهای اخیر کتابهای زیادی در این باره منتشر شده است و اکنون زمان این است که به سراغ بررسی اندیشههای شریعتی با توجه به نیاز ما به پاسخگویی مسائل برویم.
وی با اشاره به ویژگیهای اندیشه شریعتی افزود: یکی از ویژگیهایی که در آثار شریعتی مشاهده میشود نظم منطقی و سلسلهواری است که در کتابهای او از اسلامشناسی، تشیع علوی و صفوی تا بازگشت به خویشتن دنبال میشود ما نیز در شرایط اجتماعی فعلی نیازمند این هستیم که به این مهندسی فکری مراجعه کنیم و از آن پاسخهای لازم را بگیریم. ویژگی دوم تعهد انقلابی و مکتبی است که شریعتی نسبت به مسائل اجتماعی داشته و تعهدش را اعلام کرده و اندیشه خود را به آن تزریق کرده است. از سوی دیگر تفکر او پویا، زاینده و آموزنده است و از اندیشههای او میتوانیم به پروژه جدید فکری رسید که امروز میتواند برای ما راهگشا باشد.
پس از آن تیزر مستندی که قرار است در آینده رونمایی شود با عنوان «شریعتی بدون روتوش» پخش شد.
یحیی یثربی از دیگر سخنرانان این مراسم گفت: شریعتی مفاهیم جالبی را وارد جامعه و با مطرح کردن سهگانه زور، زر و تزویر نکتههای سنجیدهای را در این باره مطرح کرد. وی از شخصیتهای بسیار موثر در انقلاب اسلامی است که به صورت بلدوزری کار میکرد و بیان خوبی داشت و با شخصیت پرجاذبه و اثرگذار خود توانست مطالب زیادی را علیه رژیم طاغوت مطرح کند.
یثربی با بیان اینکه از ستایش خوشم نمیآید چراکه ما عادت کردیم شخصیتها را بستاییم و نشناسیم به طرح این سئوال که علت درخشش شریعتی چه بود پرداخت و افزود: در جامعههای جدید اپوزیسیون محبوبیت دارد چون مردم مشکلات جامعه را فقط در دولت میشناسند و مرحوم شریعتی در این میان بهعنوان یک اپوزیسیون جدی وارد میدان شد هرچند معتقد هستم نباید جامعه به دولت اپوزیسیون تقسیم شود بلکه باید براساس محور دولت ـ ملت باشد.
این استاد دانشگاه در پاسخ به این سئوال که چرا شریعتی به جامعه بیطبقه توحیدی نرسید گفت: چراکه پروژه او تحقیقی نبود و جنبه شغلی داشت و جریانی که او مطرح کرد بیشتر مربوط به پیش از پیروزی بود و در واقع شریعتی برای بعد از پیروزی برنامهای نداشت.
یثربی با اشاره به اشکالات دیگر اندیشه شریعتی عنوان کرد: او این موضوع را نمیدانست که انقلاب فقط میتواند خراب کند و نمیتواند بسازد بنابراین نتوانست متوجه شود که انقلاب نتیجه بیزاریهاست و نه طرح و پیشنهادات. یکی دیگر از اشکالات اندیشه شریعتی این بود که مبارزهمحور است همچنان که در آثارش حسن صباح و تروریسم را ستوده است. این یکی از آموزههایی است که باید از آن عبرت گرفت و روی آن کار علمی کرد.
وی با تاکید بر اینکه شریعتی از سیر اندیشه در غرب اطلاعی نداشت گفت: او لیبرالیسم و دموکراسی را بد میدانست و حتی معنی پروتستانتیسم را هم خوب نفهمیده بود. اما چرا با این وجود ما همواره از بازگشت به خویشتن او یاد میکنیم چون ما بهروز نیستیم و همه مشکلات را رها کرده و تنها به دنبال برگزاری بزرگداشت برای افرادی چون خواجهنصیر هستیم در حالی که غربیها هیچگاه برای انیشیتن و نیوتن بزرگداشت نمیگیرند.
پس از یثربی حجت الاسلام علی واعظی، پژوهشگر به ارائه مقاله ای با عنوان «واکاوی سنت گرایی انتقادی درتفکر شریعتی» پرداخت.
محمد اسفندیاری، اسلام پژوه و تاریخ نگاردر ادامه این سخنرانی ها ضمن انتقاد از سخنان یثربی گفت: من با بسیاری از مسائل مطرح شده توسط ایشان موافق نیستم و دیدگاه او را با تامل در آثار شریعتی نمیبینم. شریعتی شجاعت فهمیدن داشت و در حالی که تنها 40 سال داشت آثار بسیاری را تالیف کرد. او بین 30 تا 40 سالگی خود بیش از 15هزار صفحه مطلب از خود به یادگار گذاشته و عبارتی دارد که تداعیکننده سخن کانت در ذهن ماست. شریعتی معتقد است برخی ترسهای سنتی و موهوم وجود دارد که هیچکس جرئت نمیکند از آنها سخن بگوید و گاه میبینیم که همه احساس میکنند چیزی بت شده است اما جرئت پرداختن به آن را ندارند و بههمین دلیل آن بت تا مدتها باقی میماند.
اسفندیاری با بیان اینکه جرئت فکری غیر از روشنی فکر است عنوان کرد: او به جرئت فکری رسیده بود و این در آثار شریعتی مشهود است البته آفت شجاعت اندیشیدن خامی و بیمایگی است و کسی که خام و بیمایه باشد احتیاط علمی را از دست میدهد و آن را قربانی شجاعت علمی میکند در حالی که باید هر دوی اینها را با یکدیگر در نظر داشته باشند.
این محقق در ادامه سخنانش شجاعت شریعتی و اسلام شناسی و غربشناسی او را بسیار قابل تأمل دانست و افزود: شریعتی در هنگامهای از اسلام سخن گفت که اسلام نابود شده بود و دین در صندلی اتهام نشسته بود و بر پیشانیاش مهر ارتجاع خورده بود. شریعتی اگرچه میگفت باید از غرب تقلید کنیم اما تقلیدی که خودمان تشخیص بدهیم. او میگفت باید تقلید کنیم تا یاد بگیریم نه اینکه یاد بگیریم تا تقلید کنیم. او غرب ستیز نبود اگرچه مخالف سرمایهداری و لیبرالیسم بود اما هیچ گاه هم در آثارش نگفته که بزنیم و بکشیم چراکه مختصات جهان اسلامی که شریعتی از آن سخن میگوید بسیار متفاوت است و او از زمانهای سخن میگوید که کشورهای اسلامی همه به جزء عربستان و ایران مستعمره بودند.
این اسلام شناس اضافه کرد: از مجموع آثار شریعتی میتوان این استنباط را کرد که او معتقد به نظام سوسیال دموکراسی دینی است آنچنان که در برخی از کشورها از آن به عنوان دولت رفاه یاد میشود.
حسین راغفر، اقتصاددان و پژوهشگر آخرین سخنران این مراسم بود. وی با بیان اینکه شریعتی از گروههای محروم جامعه حمایت میکند و همه تلاش او در دفاع از مستضعفین است گفت: او از سه گروه سخن میگوید که جامعه را استثمار میکنند سرمایهداران، دولتمردان و شریعتمداران. الگوی زندگی شریعتی خانواده پیامبر است بنابراین بر ارزشهای دینی تاکید دارد و ارادت ویژهای به اهلبیت داشته است.
این اقتصاددان افزود: یکی از معلمان شریعتی پدرش بوده و تاثیر او در فهم شریعتی از دین قابل تأمل است . شریعتی قسط را عدالت در نظام اقتصادی میداند. او ادیان را یک دین میداند که یک پیام داشتند و آن آگاهسازی مردم از درگیری بین استثمار کنندگان و استثمار شوندگان است.
وی در پایان یادآور شد: شریعتی معتقد است جامعه طبقاتی که در آن استثمارکنندگان و استثمارشوندگان حضور دارند برپایه جهل و فقر استوار است. او رسالت انبیا را مبارزه با این دو میداند و مسئولیت اجتماعیاش را در این موضوع خلاصه میکند.



نظر شما