سفر خیال‌انگیز به سرزمین آرزوها

علی‌الله سلیمی، داستان‌نویس، یادداشتی را بر رمان تازه‌ متشرشده زیتا ملکی با عنوان «روز بعد از معمولی بودن دنیا» نوشته و برای انتشار در اختیار مهر قرار داده است.

خبرگزاری مهر – سرویس فرهنگ - علی الله سلیمی:

آرزوهای دور و دراز معمولاً در پس ذهن هر نوجوانی خانه دارند و هر گاه فرصتی دست بدهد جولان می‌دهند و اغلب ذهن بازیگوش افراد کم سن و سال را به سفرهای دور و دراز می‌برند. گاه در لحظه‌هایی که نوجوانان چشم خود را می‌بندند و خیالبافی می‌کنند و گاه در خواب و رؤیا که همواره مرز خیال و واقعیت را فراموش می‌کنند و در جهانی که دوست دارند سیر می‌کنند. همین دنیای خیال‌انگیز موضوع بسیاری از آثار ادبی خلق شده برای مخاطبان نوجوان است و یکی از نمونه‌های نسبتاً موفق در این زمینه، رمان «روز بعد از معمولی بودن دنیا» نوشته زیتا ملکی است که نویسنده با خلق یک شخصیت خیالی و دوست داشتنی برای مخاطبان نوجوان، قهرمان داستان را به دنیای آرزوهای دور و دراز این گروه سنی می‌برد و چارچوب داستان در این جهان رویایی شکل می‌گیرد. شخصیت خیالی در این داستان، خود را «برآورده کننده آرزوها» و به قول خودش، با نام تجاری! «دور و دراز» معرفی کرده و قهرمان داستان هم او را همان «دور و دراز» خطاب می‌کند.

در ابتدای اثر، برآورده‌کننده آرزوها از میان نوجوانان مختلف در محله‌های اغلب شمالی تهران، پسر نوجوانی را که خودش (دور و دراز) معتقد است آدم تمام عیاری نسبت به بقیه هم سن و سال‌هایش است انتخاب می‌کند و به طور ناگهانی و سرزده وارد اتاق پسرک می‌شود. توانایی‌های رویایی و خارق العاده خود در برآورده کردن آرزوهای دور و دراز را به پسرک می‌گوید و موقعی که او را شیفته رویاهایش می‌بیند قول می‌دهد در این راه کمکش کند. به این شکل، سفر رویایی شخصیت‌های پسرک و دور و دراز آغاز می‌شود. آرزوهای هفت‌گانه پسرک شکل‌های مختلف و متنوعی دارد که هر یک از آنها می‌تواند آرزوی یک یا چند نوجوان باشد. از تبدیل شدن به قطاری سریع السیر در مسیر بین دو کشور اروپایی، انگلیس و فرانسه و عبور از تونل مانش تا نشستن بر صندلی خلبانی و هدایت هواپیمای مسافربری از فرانسه تا ترکیه و سرانجام نجات دادن مسافران در هنگام سقوط این هواپیما و مورد مسئولان و مسافران قرار گرفتن و گشت و گذار در خیابان‌ها و کافه‌های استانبول.

نویسنده سعی کرده جنس آرزوهای شخصیت پسرک داستان، ترکیبی از آرزوهای دیروز و امروز باشد. آرزوهای دیروزی آشنا، معمول و تا حدودی همیشگی که برچسب قدیمی بودن هم به آنها می‌چسبد، مثل زندگی روی ابرها یا پرواز به جای پرنده‌ها، و آرزوهای امروزی مثل سرک کشیدن به زندگی سلبریتی ها و سفر به شهرهای توریستی اروپا

در ادامه، آرزوهای پسرک به تهران هم کشیده می‌شود. از جمله، سر زدن به خانه هنرپیشه ای که علاوه بر بازیگری، در چند شاخه هنری هم فعالیت دارد و سرمایه زیادی به هم زده و خانه مجللی در اطراف پارک قیطریه دارد؛ سرک کشیدن به زندگی دختری که روزی به چشم پسرک زیبا بوده و رفتن به خیابان فرشته و ورود به خانه مجللی که از شاخه‌های درختان حیاط آن اسکناس چیده می‌شود. زندگی روی ابرها و همچنین ورود به مناطقی زیبا و سحرانگیز در کشورهای آمریکای جنوبی، برزیل، پرو و بولیوی از دیگر بخش‌های این داستان خیال‌انگیز است که در آنها اتفاق‌های شگفت و رویایی برای قهرمان داستان می‌افتد و او را برای مدتی در دنیای شیرین رویاهایش غرق می‌کند.

نویسنده سعی کرده جنس آرزوهای شخصیت پسرک داستان، ترکیبی از آرزوهای دیروز و امروز باشد. آرزوهای دیروزی آشنا، معمول و تا حدودی همیشگی که برچسب قدیمی بودن هم به آنها می‌چسبد و نوجوانان در اغلب دوره‌ها و زمان‌ها درباره آنها خیالبافی می‌کنند، مثل زندگی روی ابرها یا پرواز به جای پرنده‌ها، در بخشی از رمان گنجانده شده و آرزوهای امروزی مثل سرک کشیدن به زندگی سلبریتی‌ها و سفر به شهرهای توریستی اروپا هم بخشی از پیکره این داستان را تشکیل می‌دهد. ویژگی دیگری که در این اثر نمود بیشتری دارد، فراوانی آرزوهای پسرک نوجوان است که او مدام می‌خواهد اتفاق‌های تازه‌ای را در مسیر بی انتهای آرزوهایش تجربه کند. البته او بعد از مواجه با هر اتفاق تازه‌ای در مسیر آرزوهایش، موارد غیر جذاب در میان جذابیت‌های آرزوهایش را هم می‌بیند و حس می‌کند. به عنوان مثال، وقتی به شکل نامرئی همراه دور و دراز وارد زندگی هنرپیشه‌ای می‌شوند که همواره کنجکاوی پسرک را برانگیخته، در کنار تجملات زندگی این شخصیت سلبریتی، موارد کسل‌کننده زندگی او را هم می‌بیند و متوجه می‌شود همه زندگی آن فرد رویایی نیست. به عبارتی، آن زندگی از دور خوش است، وقتی وارد بطن آن می‌شود، چندان دلچسب نیست.

نثر و نگاه شاعرانه زیتا ملکی در فصل‌های مختلف رمان به کمک او آمده و روایت داستان را با ریتم آهنگین پیش برده و جذابیت‌های روایی اثر را دوچندان کرده است. به ویژه اینکه ترکیب فانتری و رئالیستی این اثر می‌طلبد نثر متفاوتی به کار گرفته شود تا ساخت این فضا برای انتقال مفهوم اثر آسان‌تر شود.

بخشی از توانایی نویسنده در این اثر به خلق شخصیت‌های خیالی و ساخت لحن و بیان ویژه این شخصیت‌ها معطوف شده است. از جمله در فصلی که پسرک داستان به پلیکانی تبدیل می‌شود که همسفرهایش او را در پرواز دست جمعی جا گذاشته‌اند: «کمی زودتر از نیم ساعت، چراغ‌های لیما را از دور دیدم. شهر بزرگی که مثل چشم روشنی در کنار اقیانوس خوابیده بود. جنگل‌ها تمام شده بود. خبری از دشت گرگ‌ها نبود. به ساحلی ماسه‌ای رسیده بودم که اطرافش پر از دسته‌های بزرگ و سفید پرنده‌هایی بود که خوابیده بودند. دسته دسته و کنار هم. مرغ‌های دریایی توی ساحل شب زنده‌دارهای لیما بودند. قدم می‌زدند و زیر باران شبنم می‌خواندند و راه می‌رفتند. دور و دراز را وسط یکی از دسته‌ها دیدم. نشسته بود و آسمان را نگاه می‌کرد. به آرامی کنار دستش فرود آمدم. چند تا پلیکان که خوابشان از سر و صدای من سبک شده بود، غر زدند و تکانی به خودشان دادند.» ۱۳۶)

نثر و نگاه شاعرانه زیتا ملکی در فصل‌های مختلف رمان به کمک او آمده و روایت داستان را با ریتم آهنگین پیش برده و جذابیت‌های روایی اثر را دوچندان کرده است. به ویژه اینکه ترکیب فانتری و رئالیستی این اثر می‌طلبد نثر متفاوتی به کار گرفته شود تا ساخت این فضا برای انتقال مفهوم اثر آسان‌تر شود. نویسنده در این زمینه نسبتاً موفق عمل کرده و توانایی خود در خلق چنین آثاری را به زیبایی نشان داده است.

چاپ اول کتاب «روز بعد از معمولی بودن دنیا» نوشته زیتا ملکی در ۱۵۲ صفحه با شمارگان ۵۰۰۰ نسخه از سوی انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در تهران چاپ و منتشر شده است.

کد خبر 4597214

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 2 + 2 =