کیاست امام حسن عسکری(ع) در ارتباط با شیعیان در شرایط تحریم

حجت‌الاسلام خانجانی با بیان اینکه علی رغم وضعیت و شرایط سخت امام عسکری(ع) ایشان با هوشمندی با شیعیان به طرق خاص ارتباط برقرار می کردند، گفت: سازمان وکالت مهمترین راه ارتباطی امام(ع) بود.

به گزارش خبرنگار مهر: یازدهمین پیشوای شیعیان و پدر آخرین حجت خداوند روی زمین در چنان شرایط سختی زندگی می کرد که به امام حسن عسکری(ع) شهرت یافت، در واقع آن امام همام و پدر بزرگوارش را امامین عسکریین می نامیدند چراکه در سامرا مجبوربه زندگی شده بودند یعنی شهری که در واقع یک اردوگاه نظامی بود.

بنابراین با تورقی ولو کوتاه در زندگی حضرت در می یابیم که وضعیت به شدت امنیتی در آن برهه تاریخی حاکم بوده و حتی اجازه رفت و آمدهای عادی یک زندگی را به حضرت نمی دادند تا مبادا امام(ع)  بتوانند اندیشه ناب دینی را بیشتر از پیش گسترش دهند، اما مشی الهی همواره به گونه ای رقم خورده است که حکومت و سیادت صالحان بر جامعه ویژه آنکه امام معصوم(ع) هم باشند به هر شکلی ولو در سخت ترین شرایط، برجسته ترین تاثیرات را داشته باشد مانند آنچه که بر امام حسن عسکری(ع) گذشت اما با این وجود حضرت با اهتمام و کیاست فراوانی که داشتند با شیعیان ارتباط برقرار کردند، هرچند که از آنجا که خلیفه عباسی تحمل هیچ حرکتی را از سوی امام حسن عسکری(ع) نداشت و در عین حال از هیچ سخت گیری نسبت به حضرت سرباز نزده  بود، بالاخره یازدهمین امام شیعیان در حالی که تنها ۲۸ سال حیات در دنیای فانی را تجربه کرده بود به شهادت رسید.

حجت الاسلام قاسم خانجانی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه و نویسنده کتاب «تاریخ تحلیلی زندگی امام عسکری(ع)» درباره دوره زندگی امام سن عسکری(ع) به خبرنگار مهر گفت: دوران زندگی امام حسن عسکری(ع) به عنوان یازدهمین امام شیعیان با اختناق شدید و شرایط نظامی خاصی همراه بود تا از رهگذر این فضای امنیتی از هرگونه فعالیت آن حضرت در جامعه جلوگیری شود.

وی در پاسخ به این پرسش که امام عسکری(ع) چگونه با مردم مختلف و به ویژه شیعیان ارتباط خود را حفظ کردند، گفت: همان طور که اشاره شد بحث اختناق در زمان امام حسن عسکری(ع) مانع بزرگی به شمار می‌آمد و حضرت از طریق راهکار تقیه که می شود گفت راهکار هوشمندانه‌ای از ناحیه امام (ع) به شمار می آمد وارد میدان شدند. این روش سبب شد تا در شرایطی که محدودیت های حکومتی وجود داشت، امام محبوس نبوده و به انزوا کشیده نشود تا بتواند هدایت‌های خود را داشته باشد.

این کارشناس تاریخ اسلام گفت: از سوی دیگر امام حسن عسکری(ع) یک سری از ارتباطات را در قالب‌های مختلف با شیعیان داشت که ویژگی‌های منحصر به فردی داشته و سبب شد که اولاً حضرت در عین حفظ موقعیت خود به این معنا که هضم در دستگاه خلافت نشود به فعالیت بپردازد و ثانیاً خطرات جانی برایش به حداقل برسد. یکی از این راههای ارتباطی این بود که آن امام به طرق مختلفی به شیعیانی که نیازهای مالی داشتند یاری می‌رساندند. امام حسن عسکری(ع) سعی می کرد از این طریق ارتباط را برقرار کند، اما واقعیت این بود که بحث رسیدگی های مالی صرفاً منحصر به این بُعد مادی نبود، بلکه در دل آن یک سری تعامل های فکری و فرهنگی نیز صورت می پذیرفت.
 
وی در ادامه گفت: در مورد این نگرش حضرت موارد متعددی ذکر شده است. از جمله آن که در الارشاد شیخ مفید جلد۲، صفحه ۳۳۰ آمده است که از ابوهاشم جعفری نقل کرده اند که با نوشتن نامهای، از تنگی زندان و فشار و سختی زنجیر (که در آن در بند بود) به امام عسکری(ع) شکایت کرد! آن حضرت برایش نوشت که تو امروز نماز ظهر را در منزل خودت می‌خوانی؛ پس از آن وی هنگام ظهر آزاد شد و چنانچه آن حضرت فرموده بود نماز ظهر را در خانه خود خواند. همچنین وی در فشار و تنگدستی بود و می خواست در آن نامه که (از زندان) برای ایشان نوشته بود درخواست کمک کند، اما خجالت کشید، هنگاهی که به خانه رفت آن حضرت صد دینار برایش فرستاد و برای او نوشت که هر گاه حاجتی داشتی شرم و ملاحظه نکن و آن را بخواه که آن چنان که دوست داری به تو خواهد رسید، ان شاء اللَّه.

خانجانی اظهار داشت: اگرچه بنای امام حسن عسکری(ع) از ابتدا این بود که برای حفظ جان فرزندشان امام مهدی(ع)، آن حضرت را پنهان کنند، اما از سوی دیگر این گونه نیست که این پنهان کردن به معنای نادیده گرفتن وجود مقدس امام عصر(عج) باشد و در نتیجه اگر هم حضرت احساس خطر می کنند در عین حال دست کم ایشان را به شیعیان خاص معرفی میکردند و در موردی هم که آن تحفظ نسبت به جان فرزند خود را دارند، ایشان را به همراه همسر امام هادی(ع) به مکه می فرستند. بنابراین با چنین رویکردی در عین حال که فرزندشان به طور کل محو و نادیده گرفته نمی شود، نوعی تعامل و آموزش برای شیعیان با این رویکرد فراهم می شود تا جامعه شیعی بعدا بتواند در غیاب امام هم با امام ارتباط داشته باشد. البته این نوع ارتباط در دوره های بعد از طریق وکیلان و نایبان آن حضرت صورت می گیرد. 

سازمان وکالت مهمترین راه ارتباطی امام(ع) است

وی با بیان اینکه یکی از مهمترین روش‌های ارتباطی در وضعیت پیچیده و نظامی دوران حیات امام حسن عسکری(ه) استفاده از سازمان وکالت از سوی حضرت است، گفت: در واقع سازمان وکالت مهمترین راه ارتباطی امام(ع) است. به این معنا که اگرچه امام(ع) در محدودیت به سر می برند و در آن خفقان آن طور که باید نمی توانند با شیعیان ارتباط مستقیم برقرار کنند اما سکوت نکرده و آرام نمی گیرند و بر اساس احساس وظیفه پیشوایی و امامت خودشان بحث سازمان وکالت را، که البته از قبل از امامت آن حضرت تشکیل شده بود، پیگیری و تقویت می کنند. ارتباط با شیعیان از طریق سازمان وکالت در این دوره بسیار پررنگ می شود و علاوه بر اینکه تمرینی برای ارتباط غیرمستقیم شعیان با امام معصوم است به نوعی نیز آماده سازی آنان برای دوران غیبت امام زمان(عج) است. علاوه بر این، سازمان ارتباطی وکالت ابعاد مختلفی داشت یعنی هم بعد مالی را دارا بود و هم بُعد پاسخگویی به احکام و پرسشهای فقهی و حتی بُعد عاطفی را شامل می شد که از آن طریق ارادت و علاقه شیعیان به حضرت منتقل می شد.

حجت الاسلام خانجانی ادامه داد: رساندن وجوهات شرعی به امام معصوم(ع) و برگرداندن آنها از طریق امام(ع) به بدنه جامعه شیعه و هزینه کرد آنها از طریق وکلا و مسایلی از این قبیل تنها گوشه ای از فعالیت سازمان وکالت است. می توان گفت طیف وسیعی از نیازمندی های شیعیان از طریق سازمان وکالت انجام شده و امام حسن عسکری(ع) از این طریق با پیروان خود در ارتباط بودند.  از سوی دیگر سازمان وکالت یک ظرفیت برای آماده کردن جامعه شیعه برای نوع ارتباط با امام عصر(عج) در زمان غیبت است. مجموعه این رفتارها را می توان به کنش اجتماعی امام حسن عسکری(ع) توصیف کرد که حضرت با وجود مراقبت شدید نظامی باز هم در این قالب ارتباط خود را با امت اسلام حفظ کردند چراکه به عنوان پیشوای دین وظیفه خود می‌دانند که با مردم ارتباط داشته باشند.

وی در پاسخ به این پرسش که آیا با وجود فشارهای حکومت عباسی جلسات پرسش و پاسخ و مباث علمی در دوره آن حضرت وجود داشت، گفت: در واقع خیر. همان طور که اشاره داشتید شرایط آن زمان اجازه چنین کاری را نمی داد. اینکه تصور شود که حضرت مثل سایر ائمه(ع) که در دوره های قبل جلسات درس و بحث داشتند جلساتی را تشکیل می داد مطلقاً چنین نبود، همچنان که برای امام هادی(ع) نیز چنین  فضایی فراهم نبود، اما چون از ابعاد وظایف وکلا و نایبان امام عسکری(ع) در نقاط مختلف پاسخگویی به سوالات و مشکلات علمی و فرهنگی و پاسخ به شبهات و سوالات بوده است، قطعاً این خواسته در قالب همان سازمان وکالت و نیز از طریق نامه یا رساله  بروز و ظهور می یافت.  شیعیان در دوران امام حسن عسکری(ع) با وجود همه محدودیت ها هرگز رهاشده به حال خود نبودند. این گونه نبود که ندانند به چه کسی مراجعه کنند. پرسشی بدون پاسخ باقی نمی ماند اما عمدتاً از طریق همان سازمان وکالت و مخفیانه صورت می گرفت. 

 وی درباره نحوه به شهادت رساندن امام یازدهم گفت: در مورد کیفیت شهادت امام حسن عسکری(ع) چند نقل وجود دارد اما اینکه بخواهیم بگوییم که از یک موضوع یا طرح یک مسأله یا از یک نوع برخورد تصمیم گرفته شده که آن حضرت را به شهادت برسانند نمی توان به سادگی چنین چیزی را اثبات کرد، اما در مجموع نوع تأثیرگذاری امام عسکری(ع) در آن فضای سیاسی به گونه ای شد که حکومت عباسی تحملش را نداشت و با توجه به اینکه ارتباط مستقیم میان امام(ع) و مردم بسیار اندک بود، بر این اساس آنان هرگز نتوانستند انگشت روی حرکتی مشخص یا برخوردی خاص از سوی امام(ع) بگذارند و به آن دلیل حضرت را به شهادت برسانند، اما در هر صورت کار خود را کردند.

وی افزود: با این مقدمه می خواهم بگویم شهادت امام حسن عسکری(ع) را باید از چند جهت بررسی کرد؛ آنچه که از منابع اهل سنت وجود دارد این است که تعبیر صریح در مورد شهادت امام حسن عسکری(ع) وارد نشده و حتی در برخی از منابع شیعه نیز تعبیر صریح نداریم. در نتیجه من در کتاب خود با عنوان «تاریخ تحلیلی زندگی امام عسکری(ع)» که آماده چاپ است، بحثی را که آورده‌ام این است که: «شواهدی در کار است که نشان می دهد حضرت را به شهادت رسانده اند. یک سری شواهد عمومی است مثل مسموم کردن حضرت از سوی عباسیان یا مسأله کوتاهی عمر ایشان. زیرا این مساله مطرح است که در دوره ای که افراد به طور عادی تا هشتاد یا نود سالگی هم عمر می کردند، چرا امام حسن عسکری(ع) که مثل سایر ائمه(ع) پرهیزکار بوده و نسبت به مسایل طبی و بهداشتی و خوراک مراقب بودند باید ۲۸ سال عمر کنند؟»

وی در پاین گفت: همچنین یک سری شواهد اختصاصی است، زیرا امام حسن عسکری(ع) علاوه بر حبس های عمومی، حبس اختصاصی هم داشته اند یعنی در برهه ای که حضرت در زندان به سر برده‌اند و بنا بر این شواهد نشان می دهد که ایشان به شهادت رسیدند و اینکه رحلت ایشان عادی باشد، مساله ای است که به سادگی قابلیت اثبات ندارد و جانب شهادت بسیار قوی تر است، اگرچه منابع اهل سنت به بحث شهادت همچنان که نسبت به سایر ائمه(ع) چنین رویکردی داشتند، رحلت حضرت را طبیعی اعلام می کنند. با این وجود مجموعه شواهد و قرائن حکایت از آن دارد که حکومت عباسی چاره ای جز این نداشت که حضرت را به شهادت برساند.

کد خبر 4764698

برچسب‌ها

مطالب بیشتر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 3 + 7 =