۲۴ آذر ۱۳۸۶، ۱۲:۴۵

خبرنگاراعزامی مهربه عربستان-68

شجره؛ میقات حجی سرخ بر تارک تاریخ

شجره؛ میقات حجی سرخ بر تارک تاریخ

برای ورود به حریم حرم باید احرام بست، باید آخرین تعلقات دنیوی خویش را گذاشت و گذشت. باید سبک شد، باید رها شد، باید جسم و روح را سبک کرد و بال گشود... و احرام بالهای توست برای پرواز در حرم.

به گزارش خبرنگار اعزامی مهر به مکه مکرمه،  زائران گروه گروه به میقات می‌آیند تا بال بگشایند. و مسجد شجره یکی از این میقات‌ها است...

کاروانهایی که از سوی مدینه عازم حج هستند به مسجد شجره می آیند،غبار از سرو روی می گیرند و به آب گوارا غسل احرام می کنند. پس از ادای نماز، لباس های معمول را از تن می کنند.

مردان پس از برتن کردن جامه و ردا همگی یک صدا به لب تلبیه جاری می کنند: لبیک ، اللهم لبیک ، لبیک لا شریک لک لبیک، ان الحمد والنعمة لک والملک ، لا شریک لک لبیک. تلبیه اعلام آمادگی و فرمان برداری خالق یکتاست ، یعنی خداوندا دعوت تو را دریافت کردم و به سوی تو می آیم .

هرچند دوری از شهر پیامبر سخت است و این سختی برای کسانیکه خاطرات بیشتری از آن دارند، سخت تر است، لکن فضای روح افزای این مسجد هر غم و غصه ای را از زائر دور می کند.

در کنار مسجد شجره، ده ها حلقه چاه وجود دارد که آنها را حضرت علی (ع) حفر کرده است. در عین فاصله کم این چاهها از یکدیگر همه می دانند آب چاهی که نذر حسنش کرده است از دیگر چاه ها گواراتر است.

کاروانها حرکت خود را طوری تنظیم می کنند که قبل از روز نهم ذی الحجة بتوانند در مکه باشند و عمره تمتع به جا آورند.

اما...

اما این روزها اگر خوب بنگری و گوش جان به حقیقت بگشایی، یقیناً بیش از آنچه پیش رویت در تلاطم است ، می‌یابی... شاید حقیقت حج را. . .

این روزها کاروان ویژه ای وارد این مسجد می شود. زنان این کاروان از احترام خاصی برخوردارند و مردان آنها غیرتمندترین مردان روزگارند. طفل شیرخواری در جمع آنهاست که در آستانه شش ماهگی است. دست به دست بین اهل کاروان می گردد و موجبات سرور آنها را فراهم آورده است. مشک های آب این کاروان مملو آبند و هیچ دلیلی برای تشنگی وجود ندارد. همراه این کاروان دخترکان شادابی هستند که به بازیهای کودکانه مشغول هستند.

بدون هیچ واهمه ای از دزدان، زیور آلات خود را بر گوش و گردن آویخته اند و کودکانه ناز می کنند. بزرگ این کاروان کسی نیست جز حسین فرزند علی (درود خداوند بر هردوی آنها باد). آری، او عازم حج است. در کنار درختی که جد بزرگوارش در حجةالوداع احرام بست، احرام می بندد. در طول راه هر مشکلی که پیش می آید نگران نیست چون امیرلشکری چون عباس دارد. او همه امید برادر است. نه برادر که امید همه کاروانیان است و همه در سایه بالای بلند او احساس امنیت می کنند.

اذان نماز با صدای علی اکبر شنیدنی است. چون یاد پیامبر (ص) را زنده می کند که او اشبه الناس است خَلقاً و خُلقاً و منطقاً برسول الله.

قاسم از دلمشغولی های حسین (ع) است. توصیه کرده بود روی او را بپوشانند تا بد دلان وی را چشم نزنند. در این بین هر از چند گاهی زینب سلام الله علیها بهانه ای می یابد تا با برادر تجدید دیدار کند، که او طاقت دوری برادر را ندارد.

هزاران نامه آمده و کوفیان حسین را دعوت کرده اند. قرار است پس از انجام مناسک حج، کاروان به سمت کوفه حرکت کند. برای انجام هماهنگی ها و آماده سازی مقدمات ورود این کاروان به کوفه ، سفیری از سوی حسین (ع) به عراق رفته است .

راستی این کاروان چگونه مناسک رابه پایان خواهد رساند؟ و با چه کیفیتی وارد کوفه خواهد شد.

فعلا کاروان احرام بسته است دل را با این کاروان همراه می کنیم. لبیک ، اللهم لبیک ، ...

کد مطلب 604525

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha