۲۵ دی ۱۴۰۴، ۷:۳۰

یادداشت امین فرج‌اللهی، پژوهشگر تاریخ؛

اغتشاشات ایران و چند سوال از پرویز ثابتی

اغتشاشات ایران و چند سوال از پرویز ثابتی

سوالی که این روزها، حامیان پهلوی و به خصوص پرویز ثابتی باید به آن جواب دهند این است که قبح «تروریسم» و «وابستگی به بیگانه» و «تجزیه‌طلبی» از بین رفته یا معنایشان تغییر کرده است؟

خبرگزاری مهر- یادداشت مهمان - امین فرج‌اللهی، پژوهشگر تاریخ: همزمان با اغتشاشات اخیر ایران چند سوال از پرویز ثابتی قابل طرح است؛ اول: هر پدیده‌ای در دو ساحت قابل بررسی است: یکی تحلیل جنبه‌های مختلف آن در زمان حال. یعنی زمینه‌ها، بازیگران و کنش‌گران، حامیان و مخالفان و نتایج آن را بررسی کنیم و نهایتاً به یک ارزیابی از آن برسیم. دیگری مقایسه تطبیقی با پدیده‌های مشابه در طول تاریخ.

اغتشاشات روزهای اخیر کشور، اولین کارنامه فراخوان عمومی رضا پهلوی بود. از قضا، بر خلاف برخی فراخوانهای سال‌های اخیر ضدانقلاب خارج‌نشین که حول کنش‌های مدنی و اجتماعیِ مبتنی بر بدنه مردمی دور می‌زد، این فراخوان بر محوریت آشوب و اغتشاش خشن در شهرهای مختلف شکل گرفت و دقیقاً همین جنبه‌اش توسط حامیان رسانه‌ای آن پوشش داده شد.

اغتشاشات ایران و چند سوال از پرویز ثابتی

کارنامه دوره ۵۰ ساله حاکمیت پهلوی از جنبه‌های مختلفی قابل بررسی است. اما شاید یکی از مهمترین چالش‌هایی که حامیان پهلوی با آن روبرو هستند، سرکوب و خفقانی بود که به واسطه ساواک بر کشور حاکم شده بود. ساواک در اذهان مردم مساوی با سرکوب و خشونت بود. از بهمن ۱۳۵۰ این ذهنیت‌ها در نهادی رسمی به نام «کمیته مشترک ضد خرابکاری» تجسم یافت که هرچه به سال ۱۳۵۷ نزدیک‌تر شدیم، به تدریج بر حجم مشتریانش افزوده شد.

پس از سال‌ها که سایه سنگین این واقعیت بر سر پهلوی‌ها باقی بود، پرویز ثابتی هم در کتاب خاطرات و هم در مستند تلویزیونی‌اش، سعی کرد به آن پاسخ بدهد. او کوشید تعبیر «خرابکار» که در دوران پهلوی رواج داشت را با دو مفهوم «تروریسم چریکی» و «وابستگی به خارج» توضیح دهد و مقابله ساواک با آن را «وظیفه قانونی» این سازمان معرفی کند. او معتقد بود «تروریسمِ چریکی باید یک عده را بکشد که موفق بشود. نتیجه اش خرابکاری است، تبلیغات ضد رژیم است.» علاوه بر این، وابستگی و گرایش برخی گروه‌های مسلح به شوروی و چین و لیبی نیز نکته دیگری بود که ثابتی رویش دست می‌گذاشت. او در واقع در تحریفی عامدانه، مخالفین نظام پهلوی را به گروه‌های مبارز مسلح منحصر کرد تا نتیجه بگیرد ساواک نه با مردمِ مخالف و منتقد نظام سیاسی کشور، بلکه با تروریسم آن هم از نوعِ وابسته به بیگانه‌اش در حال مبارزه بود. امری که وظیفه ذاتی هر دستگاه اطلاعاتی و امنیتی است و به قول ثابتی «جلوی خرابکاری و ترور را تا آنجایی که می‌توانستیم باید می‌گرفتیم و گرفته بودیم.» در روایت ثابتی، علاوه بر تروریسم وابسته به بیگانه، گروه‌های «تجزیه طلب در بلوچستان، در خوزستان، در کردستان، گروههایی بودند که هدف بودند و ما باید با تمام اینها مقابله می‌کردیم. همه اینها یک پشتیبان خارجی داشتند.»

دوم: حال چهل و چندسال پس از سقوط پهلوی و نابودی ساواک، اولین کارنامه عملی رضا پهلوی به عنوان اپوزیسیون جمهوری اسلامی، دقیقاً همان ویژگی‌های منفی که ثابتی برای مخالفان رژیم شاه ذکر کرده بود را دارد. اغتشاشات روزهای اخیر نمونه عریانی از خشونت و تروریسم بود. آن هم نه از نوع چریکی و زیرزمینی که ساواک گرفتارش بود، بلکه یک تروریسم خیابانیِ آشکار که به راحتی نیروی انتظامی و امنیتی را وسط خیابان می‌کُشد، آشوب می‌کند و به قول ثابتی «خرابکار» است. هیچیک از گروه‌های مسلح و چریکی زمان پهلوی، چنین اقداماتی در کارنامه خود نداشتند که مثلاً بخواهند فراخوان عمومی بدهند و در سطح شهر دست به آشوب و کشتار و اغتشاش بزنند. ویژگی دیگر، پشتیبانی خارجی است که اگر در آن سال‌ها با اقدامات اطلاعاتی باید برای ساواک محرز می‌شد، این روزها کاملاً علنی و آشکار -هم از زبان رجال سیاسی خارجی و هم از زبان رسانه‌هایشان- انجام می‌شود. در حالی که اپوزیسیون جمهوری اسلامی، چنددهه برای خود ننگ می‌دانست پیوند و وابستگی‌اش به دولت‌های خارجی آشکار شود؛ رضا پهلوی اِبایی از علنی کردن پیوندش با آمریکا و اسرائیل ندارد. اگر شاید بعد از منافقین که در میانه دهه شصت و جنگ تحمیلی، با صدام دست دوستی دادند و در کنارش قرار گرفتند، رضا پهلوی دومین نفری باشد که برای براندازی جمهوری اسلامی، به این صراحت و روشنی زیر چتر حمایت یک دولت خارجی رفته است.

اقدامات تجزیه‌طلبانه‌ی علیه جمهوری اسلامی با پشتیبانی خارجی، واقعیت دیگری است که آن هم به صورت آشکار و علنی قابل مشاهده است. شبکه ایران‌اینترنشنال مدام برای گروهک تروریستی کوموله رپرتاژ می‌رود و سرانش میهمان گفتگوهای متعدد آن هستند. گروهک‌های تجزیه‌طلب مسلح شرق کشور هم که کارشان حمله به نیروهای نظامی و انتظامی و نهادهای حکومتی است هم، حکایت مشابهی دارند و چه از نظر مالی و نظامی و چه از نظر رسانه‌ای، زیر چتر حمایتی دولت‌های خارجی هستند. هم اقدامات تروریستی‌شان و هم برخوردهای امنیتی و قضائی با عواملشان در یک فرآیند تعریف شده، توسط رسانه‌های خارجی پوشش داده می‌شود. اهل‌فن به خصوص امثال پرویز ثابتی که چنددهه در فعالیت‌های امنیتی مشغول بوده‌اند می‌دانند که اساساً مقوله تجزیه‌طلبی، بدون حمایت خارجی معنایی ندارد. همان کاری که ساواک در آن سال‌ها به کمک اسرائیل و آمریکا با تقویت بارزانی‌ها علیه عراق بعثی انجام داد.

سوالی که این روزها، حامیان پهلوی و به خصوص پرویز ثابتی باید به آن جواب دهند این است که قبح «تروریسم» و «وابستگی به بیگانه» و «تجزیه‌طلبی» از بین رفته یا معنایشان تغییر کرده است؟ آیا خرابکاری و ترور و وابستگی به بیگانه فقط تا بهمن ۵۷ مذموم بود و پس از آن جای حُسن و قبح آنها عوض شده است؟ چطور ساواک حق و بلکه وظیفه داشت با تروریسم مسلحِ وابسته به خارج مبارزه کند، ولی جمهوری اسلامی باید به خاطر همین کار محکوم شود؟ ترور زمانی محکوم و مذموم است که سوژه‌اش مقامات رژیم پهلوی باشند؟ وابستگی فقط زمانی بد است که پیمانکارش شوروی و چین کمونیست باشند و مفهوم «بیگانه» شامل آمریکا و اسرائیل نمی‌شود؟ تازه آن سال‌ها شوروی و چین و قذافی، مخفیانه و سرّی از گروه‌های اپوزیسیون مسلح ایرانی حمایت می‌کردند، اما الان ترامپ و نتانیاهو آشکارا اعلام می‌کنند شما به خیابان بیایید ما کمکتان خواهیم کرد. انصافاً اگر در آن سال‌ها مقام رسمی چین یا شوروی یا لیبی از یک گروه وسازمان اپوزیسون ایرانی اعلام حمایت می‌کرد، ساواک چه برخوردی با آن می‌کرد؟ اما حالا چهل و چندسال بعد، زمانی که نوبت به رضا پهلوی رسیده،، هم تروریسم مباح شده و هم وابستگی به بیگانه؟ این استاندارد دوگانه نیست که ساواک باید برای مقابله با تروریسم و وابستگی مدح شود ولی نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی به خاطر همان کار ملامت شوند؟

شاید جالب باشد که بدانیم شهریور ۱۳۵۰ وقتی اعضای سازمان مجاهدین‌خلق توسط ساواک دستگیر شدند، این گروه هنوز هیچ اقدام عملی تروریستی علیه رژیم پهلوی در کارنامه‌اش نداشت، چرا که تازه در حال تهیه مقدمات فعالیت مسلحانه بود، اما سرانش با توجه به قوانین آن روزگار اعدام شدند. حال پرویز ثابتی که مدافع آن احکام بوده، به جمهوری اسلامی حق نمی‌دهد کسانی که هم خرابکارِ میدانی بوده‌اند، هم وابسته به بیگانه هستند را دادگاهی و احیاناً اعدام کند؟ اگر چریک‌های فدایی خلق و مجاهدین‌خلق به جای زیست زیرزمینی در خانه‌های تیمی و ترورهای هدفمند و چند بانک‌زنی، شایسته داغ و درفش ساواک بودند؛ کسانی که در روز روشن عوامل انتظامی یک حکومت را به فجیع‌ترین شکلی می‌کُشند و سلاخی می‌کنند و بانک‌ها و ساختمانهای دولتی را به آتش می‌کِشند و تخریب می‌کنند شایسته‌ی چه برخوردی هستند؟

سوم: یکی از مسائلی که پس از برخورد امنیتی با هر آشوب و اغتشاش، علیه جمهوری اسلامی مطرح می‌شود، پخش اعترافات عوامل آن است. شاید خیلی‌ها ندانند آنچه امروزه «اعترافات تلویزیونی» نامیده می‌شود، اولین بار توسط پرویز ثابتی در دهه پنجاه شمسی بنیان گذارده شد. زمستان ۱۳۴۹ وقتی چریک‌های فدایی خلق در اولین اقدامشان، تلاش کردند پاسگاه یک روستای کوچک در شمال کشور به نام سباهکل را بگیرند، ناکام ماندند و عواملشان دستگیر شدند.

مدتی بعد پرویز ثابتی از مسئولین اداره‌کل سوم ساواک با عنوان «مقام امنیتی» در تلویزیون ظاهر شد، ماجرا را توضیح داد و از چندتن از دستگیرشدگان رونمایی کرد و آنها جلوی دوربین و خبرنگارانِ حاضر در سالن کنفرانس به جرائم خود اعتراف کردند. اقدامی که هم آن زمان و هم چهار دهه بعد، به عنوان یکی از نمونه‌های جسارت ساواک معرفی شد. حال که تروریسم به عریان‌ترین شکل و وابستگی به بیگانه در آشکارترین وجه خود، زیر پرچم رضا پهلوی خودنمایی می‌کند؛ آیا کمترین حق جمهوری اسلامی این نیست که حداقل مثل همان ساواک و پرویز ثابتی، با آن مقابله کند؟ ترورریست‌ها را در تلویزیون رسوا کند و برای دفاع از کیان مملکت، با افتخار اعدامشان کند؟

کد خبر 6721905

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • ۰۷:۵۴ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۵
      وطنم در این کارزار پیروز خواهد شد روسیاهی ش بماند برای سلطنت طلب ها
    • مهدی ۰۸:۳۷ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۵
      پدرش که نیم پهلوی بودجزبدبختی هیچ چیزبه این مردم نکردجه رسدپسرش ربع پهلوی.اینها خائنین این مرزوبوم هستندخدالعنت کند.
    • قاصم الجبارین ۰۸:۵۰ - ۱۴۰۴/۱۰/۲۵
      همۀ تروریست‌های دستگیر شده را در وسط میدان اعدام کنید