خبرگزاری مهر – گروه استانها: تنها چند ساعت پس از پایان درگیریهای سنگین شبانه در محله دولتآباد که تا حوالی ساعت یک بامداد ادامه داشت، برنامه حضور دوباره در خیابانها شکل گرفت. شب را در شرایطی به صبح رسانده بودیم که صدای شلیک، آتش و فریاد هنوز در ذهنها زنده بود. پس از نماز صبح، قرار شد بار دیگر به صورت میدانی وضعیت شهر بررسی شود؛ نه از سر کنجکاوی، بلکه برای درک آنچه بر کرمانشاه گذشته و آنچه ممکن بود دوباره تکرار شود.
حوالی ساعت ۸ صبح، همراه تعدادی از دوستان که شب گذشته نیز در دولتآباد حضور داشتند، این بار کمی مجهزتر راهی خیابانها شدیم. شهر پس از پاکسازیهای گسترده نیروهای شهرداری، در ظاهر به حالت عادی بازگشته بود. خیابانها باز و رفتوآمد برقرار بود، اما آثار جنایات تروریستها همچنان بهوضوح دیده میشد؛ شیشههای شکسته، المانهای شهری تخریبشده، سطلهای سوخته و فروشگاههای زنجیرهای که نشانههای هجوم و غارت را بر پیشانی داشتند.
صبحِ پس از آشوب؛ شهری با زخمهای تازه
تصمیم بر این شد که بازدیدی میدانی از کانونهای درگیری شب گذشته انجام شود. در اغلب محلات، ردپای تنش دیده میشد، اما تمرکز اصلی تخریب و درگیری بهوضوح در محدوده دولتآباد و مسکن بود. این دو محله، بیشترین فشار را در شب گذشته تحمل کرده بودند؛ جایی که درگیریها از حالت تجمع و اعتراض عبور کرده و به مواجهههای مسلحانه رسیده بود.
روز جمعه بود، اما شرایط اجازه نداد به نماز جمعه برسیم. حوالی ظهر، با تأخیر برای اقامه نماز ظهر و عصر به مسجدالنبی(ص) در محله طاقبستان رفتیم. در مسجد، سخنرانی رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم قم پخش میشد؛ سخنانی که در همان فضای سنگین، معنای دیگری پیدا میکرد. با توجه به قطعی اینترنت، تا غروب درگیر شنیدن و تحلیل بخشبهبخش این بیانات بودیم؛ هر جمله، پاسخی به آشوبی بود که در خیابانها جریان داشت.
با نزدیک شدن به غروب و با توجه به تجربه شب گذشته در دولتآباد، بار دیگر تصمیم به حضور در همان محدوده گرفته شد. فراخوانهایی که برای این منطقه منتشر شده بود، رنگ و بویی خطرناک داشت و نشان میداد احتمال تکرار درگیریها کم نیست.
از رودکی تا الهیه؛ بازگشت آتش به خیابان
پس از اقامه نماز مغرب و عشا، یکی از دوستان پاسدار خبر داد که در حوالی میدان امام حسین(ع) و خیابان رودکی، درگیری مختصری شکل گرفته است. بیدرنگ به سمت محل حرکت کردیم. صحنه، ترکیبی از اعتراض خیابانی و نفوذ عناصر خرابکار بود؛ تعدادی از جوانان با عنوان اعتراض به خیابان آمده بودند، اما تروریستها با سوءاستفاده از همین فضا، خیابان را مسدود کرده و با آتش زدن موانع، رعب و وحشت ایجاد کرده بودند.
با رسیدن به محل، تعدادی از بسیجیان در منطقه حضور داشتند. با همراهی یکدیگر، تلاش برای متفرق کردن تجمع آغاز شد. فضا ملتهب بود و تجربه شب گذشته، که در آن عناصر مسلح در دل جمعیت نفوذ کرده و تیر جنگی شلیک کرده بودند، احتیاط را دوچندان میکرد. تماس با دوستان بسیجی مستقر در محله فرهنگیان برقرار شد تا برای پشتیبانی بیایند، اما در همان تماس اعلام شد که آنها نیز درگیر شدهاند.
حدود نیم ساعت بعد، تجمع متفرق شد، مسیر بازگشایی شد و تردد در خیابان رودکی از سر گرفته شد. برآورد اولیه این بود که با توجه به پخش تصاویر درگیریهای مسلحانه کرمانشاه از شبکههای سراسری، شاید شدت تنشها کاهش یابد. اما این تحلیل دیری نپایید؛ تماس جدیدی از سوی یکی از پاسداران برقرار شد و درخواست کرد سریع خود را به محله الهیه برسانیم.
ورودی محله الهیه، از سمت شهرک بهداری، با دود ناشی از آتش زدن لاستیکها قابل شناسایی بود. با ورود به منطقه، با جمعیتی حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر مواجه شدیم. دو نفر از نیروهای همراه، مجهز به سلاح وینچستر با مهمات پلاستیکی بودند. با پیاده شدن و شلیک تیرهای هوایی، تلاش برای عقب راندن جمعیت آغاز شد، اما از میان جمعیت فریادهایی شنیده میشد که مشقیه؛ همین موضوع نشان میداد طرف مقابل آگاهانه از عدم استفاده نیروهای امنیتی از سلاح جنگی سوءاستفاده میکند.
بلوار شاهد؛ تقابل نابرابر و اجرای پروژه کشتهسازی
در حالی که پیشروی ادامه داشت، تعدادی از بسیجیان از پشت جمعیت وارد عمل شدند و همین اقدام باعث متفرق شدن اولیه شد. مسیر به سمت انتهای شهرک بهداری ادامه پیدا کرد، اما در میانه راه با جمعیتی بزرگتر، حدود ۵۰۰ نفر، مواجه شدیم. این بار تفاوت آشکار بود؛ جمعیت سازمانیافتهتر به نظر میرسید، خیابان مسدود شده و آتش در میانه مسیر شعلهور بود. نارنجکهای دستی به سمت نیروها پرتاب میشد و فضا کاملاً حالت نبرد به خود گرفته بود.
با شلیک گاز اشکآور، جمعیت عقبنشینی کرد و از کوچهها خود را به خیابان اصلی الهیه رساند. از آنجا به میدان رسالت، موسوم به دوم الهیه، رسیدیم. تجمعی حدود ۲۰۰ نفره بدون درگیری جدی متفرق شد، اما صداهای ناآرامی از بلوار شاهد به گوش میرسید.
با ورود به بلوار شاهد، ابعاد واقعی بحران نمایان شد. در چهارراه اول، جمعیتی حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ نفر در مقابل تنها ۲۵ تا ۳۰ نیروی محافظ امنیت صف کشیده بودند؛ در میان جمعیت، افراد مسلح نیز حضور داشتند. ابتدا با هشدار و دعوت به پراکندگی تلاش شد اوضاع کنترل شود، اما پس از حمله به المانهای شهری، برخی نیروهای بسیجی ناچار به شلیک تیرهای هوایی شدند. باران سنگ به سمت نیروها سرازیر شد و در پاسخ، برای دفاع و جلوگیری از استفاده از سلاح جنگی، پرتاب سنگ به تنها گزینه تبدیل شد. همزمان، چند نفر مأمور شلیک تیرهای هوایی بودند تا از خسارات بیشتر جلوگیری شود.
در ادامه، جمعیت به یکی از خیابانهای فرعی عقب نشست. با رسیدن نیروهای کمکی یگان ویژه، شلیک هوایی متوقف شد، اما از داخل کوچه همچنان صدای تیراندازی شنیده میشد؛ صدایی مشکوک که نشان میداد سناریوی دیگری در حال اجراست. بررسیهای میدانی بسیجیان حکایت از تلاش برای اجرای پروژه کشتهسازی در این محله داشت؛ الگویی که شب گذشته نیز در نقاط دیگر شهر مشاهده شده بود.
در نهایت، نیروهای یگان ویژه با اجرای طرح دستگیری هدفمند وارد عمل شدند. شبی که قرار بود آرامتر از شب قبل باشد، بار دیگر نشان داد کرمانشاه نه با یک اعتراض ساده، بلکه با یک درگیری شهری پیچیده و طراحیشده مواجه است؛ درگیریای که حفظ امنیت در آن، بهای سنگینی از هوشیاری، خویشتنداری و ایستادگی میطلبد.


نظر شما