خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: در صفحات نخست بخش دوم کتاب مینویسد: «لازم بود در یک سالی که فرصت مطالعاتی پیدا کرده بودم به طرح هایی که در سر داشتم بپردازم و نهایت بهره را از آن برم اما... اما ورود امام خمینی به فرانسه در تاریخ ۱۴ مهرماه ۱۳۵۷ و استقرار ایشان در نوفل لوشاتو و سر و صداهایی که در اطراف این سفر تاریخی بلند شد برنامه های علمی مرا به فعالیت های سیاسی بدل کرد، زیرا خبرگزاری فرانسه مرا به خدمت فراخواند. کار در خبرگزاری، برای من بسیار زنده و متنوع و آموزنده بود. در اینجا بود که من با حرفه خبرنگاری و به قول معروف به «فوت وفن» و «زیروزبر» کار، تاحدی آشنا شدم، البته به سبک غربی آن.» این بخشی از نوشته مرتضی کُتُبی، در کتاب «گفتم از پیدا و پنهان» است.
مرتضی کُتُبی، متولد ۲ آذر ۱۳۱۱ در تهران، استاد روانشناسی اجتماعی دانشگاه تهران و از چهرههای اثرگذار در تاریخ علوم اجتماعی ایران است. او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در مدارس بدر و دارالفنون گذراند و در سال ۱۳۳۵ مدرک لیسانس زبانهای خارجی (فرانسهانگلیسی) را از دانشگاه تهران دریافت کرد. از اوایل دهه ۱۳۴۰ بهعنوان پژوهشگر در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه تهران فعالیت خود را آغاز کرد و در سال ۱۳۴۹ برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و دکتری دولتی روانشناسی اجتماعی را از دانشگاه رنه دکارت پاریس با بالاترین درجه علمی (Très honorable) به دست آورد.
کتبی از سال ۱۳۴۶ تدریس روانشناسی اجتماعی را در دانشگاه تهران آغاز کرد و پس از بازگشت از فرانسه، فعالیت دانشگاهی خود را در دانشکده علوم اجتماعی ادامه داد.
کتبی و ترجمه کتاب ولایت فقیه
کتبی که در ماههای پایانی منجر به پیروزی انقلاب اسلامی در فرانسه بود، در ادامه توضحی که ابتدای مطلب به آن اشاره شد میگوید: «...من به چند فقره از روشهای زیرکانه و ابزار مآبانه انتقال خبر و کاربردهای هنری متقاعد سازی و نیرنگ بازی، تحریف و القا در این کلان ابزار سلطه اشاره میکنم. به ویژه به آنها که در مورد و موقع انقلاب اسلامی ایران با مهارت اجرا شدند. لازم میدانم سوای تجربه سنگین بهایی که در این خبرگزاری مهم فرانسوی کسب کردم، دو کار مفیدی را که انجام دادم در زیر بیاورم:
هر بار یک نسخه از هر خبر مربوط به ایران انقلابی در ۲۴ ساعت گذشته را تا آنجا که برایم میسر بود - طبق قرار قبلی به دفتری واقع در محوطه خروجی اصلی ایستگاه سریع الف پاریس برای دفتر امام در نوفل لوشاتو می فرستادم. این کار از آن جهت ضروری بود که همه اخبار دریافتی توسط آنتنهای خبرگزاری در رسانهها نمیآمدند، زیرا یا از نظر مسئولان ارزش خبری نداشتند و یا به مذاق سیاسی آنها خوش نمیآمدند در حالی که میتوانستند برای روند خبری انقلاب مفید باشند.»

دومین مورد به ترجمه کتاب ولایت فقیه اشاره میکند که بعدها مورد سوءاستفاده ابوالحسن بنیصدر قرار گرفته است:
«هنوز امام خمینی در نوفل لوشاتو به سر میبردند که روزی بریژیت حمیدی، دختر فیلسوف فرانسوی پیپر هانری سیمون و یکی از استادان زبان فارسی و همکار من در مدرسه السنه شرقی پاریس، با من تماس گرفت و گفت مسئول بنگاه انتشاراتی فایول با وی تماس گرفته و او را دعوت به ترجمه فوری فوتی کتاب ولایت فقیه امام خمینی کرده است. سپس اضافه کرد که پاسخ خود را موکول به موافقت با همکاری در این ترجمه کرده است. من با خوشحالی، از این پیشنهاد استقبال و کارهای در دست انجام خود را موقتاً تعطیل کردم و اتاق ناهار خوری را برای این کار شتاب زده در خانه خودمان آماده کردم. بریژیت از من خواسته بود ترجمه اول را من انجام بدهم و به تدریج هر بخش آماده شده را برای حک و اصلاح به او بسپارم. قرار بر این بود که ما در مجموع بیست و پنج روزه کار را به ناشر تحویل بدهیم. از بریژیت تقاضا کردم برای جملات عربی زبان متن یکی از دانشجویان عرب خود را به من معرفی کند، که این کار هم شد و ما توانستیم با حدت و شدت ترجمه حکومت اسلامی یا ولایت فقیه را پیش ببریم و آن را به چاپ برسانیم و به این ترتیب، به تعهدی که بریژیت به ناشر سپرده بود عمل کنیم.»
بازگشت به ایران پسا انقلابی
کُتبی در بازگشت به ایران، به دانشگاه برمیگردد و مشغول به کار میشود: «من در پایان فرصت یک ساله یعنی در ۳۰ شهریور ۱۳۵۸ به تهران بازگشتم و کار خود را در دانشگاه از سر گرفتم. تهران، چه تهرانی. ایران، چه ایرانی. و مردم، چه مردمی. همه در جوش و خروش و یک صدا. همه در داد و فریاد علیه بیداد و استبداد. همه رخت عوض کرده بودند، همه یکپارچه به هم دست دوستی و برادری داده بودند.»

او که در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۵۸ توسط دفتر محلی خبرگزاری فرانسه در تهران دعوت به همکاری شد، متوجه رفتار خبرگزاریهای غربی در بیان اخبار و شکلدهی به اذهان مردم جهان شده بود: «ژان ژاک پشت سر من می ایستاد و خبر رسمی خبرگزاریهای ملی و محلی را با هنرنمایی و مهارت تمام لقمه میکرد و در دهان خودیهای خودش میگذاشت. من در همین مواقع بود که حیلههای خبررسانی غربی را با گوشت و پوست لمس میکردم و کم یا بیش به فن خبرسازی سریع و بیامان پی میبردم.»
او در ادامه روشهای آنها را برمیشمرد: «زرنگی، حیلهگری، سرهم بندی، کجومعوجکاری، حقه بازیهای گفتاری و نوشتاری، کلاهگذاری با تصویرسازی دخالتهای جانبدارانه و حتی وارونهسازی در خبر، سکوت در بعضی موارد خبری و جنجال در بعضی دیگر، و در یک کلمه دروغسازی و روایتسازی آن هم در بسیاری موارد، با روشها و فنون علمی و شناختی، کار روزمره و خوراک شبانهروزی اکثریت خبرنگاران بنگاههای تجاری تبلیغاتی نظامهای سلطه خبری شده است و برای گذران زندگی مادی آنان به صورت وظیفه درآمده است، چیزی که میتوان نام خودفروشی و حتی فحشا را بر آن گذاشت. به طور قطع و یقین هیچ کدام از این وظایف حرفهای در هیچ یک از جزوههای درسی و دستورالعملهای آموزشی رسمی این بنگاهها و حتی مدارس و مکاتب خبری و ارتباطی نیامده است، بلکه در کارورزیها و به اصطلاح خود غربیها، هنگام «کار عملی» آموخته میشود.»
پدر سنجش افکار کشور
مرتضی کُتبی در فاصله سالهای ۱۳۵۳ تا ۱۳۷۴ به مرتبه دانشیاری و سپس استادی رسید و تا سال ۱۳۸۱ بهطور رسمی در دانشگاه تهران تدریس کرد. نقش او در پایهگذاری پژوهش تجربی و سنجش افکار عمومی در ایران بسیار برجسته است؛ بهگونهای که با اجرای نخستین نظرسنجی علمی کشور در سال ۱۳۴۵ برای تلویزیون ملی ایران، از او بهعنوان «پدر سنجش افکار» در ایران یاد میشود. دانشگاه تهران نیز وی را بهعنوان «محقق برجسته» و در سال ۱۳۹۱ بهعنوان «بازنشسته نمونه کشوری» معرفی کرده است.
آثار و فعالیتهای علمی بیش از ۱۲۰ عنوان کتاب، ترجمه و مقاله را دربرمیگیرد و حوزههایی چون روانشناسی اجتماعی، روششناسی علوم اجتماعی، ارتباطات، خانواده، جوانان و جامعهشناسی ادبیات را شامل میشود. او نقش مهمی در ترجمه و معرفی اندیشههای علوم انسانی میان زبانهای فارسی و فرانسه داشته و ترجمه فرانسوی آثاری چون «غربزدگی» جلال آلاحمد و «ولایت فقیه» از جمله کارهای شاخص اوست. تلفیق پژوهش میدانی، حساسیت ادبی، توجه به زبان و تلاش برای معرفی جامعه و فرهنگ ایران در عرصه بینالمللی، جایگاه او را در میان نسل نخست استادان علوم اجتماعی ایران متمایز کرده است.
مرتضی کُتُبی، در کتاب «گفتم از پیدا و پنهان» از دوران کودکی خود تا حوالی ۸۸ سالگی را روایت میکند، فراز و فرودها و پیدا و پنهان روزگار مردی که روایتگر شیرینی است از آنچه بر این سرزمین رفته است.



نظر شما