خبرگزاری مهر-گروه دین، حوزه و اندیشه: توجه دوباره به نهجالبلاغه همزمان با آغاز نهضت اسلامی در اوایل دهه چهل شمسی است و متفکران انقلاب اسلامی به این کتاب شریف و مفاهیم آن توجه ویژه ای داشتند. اهتمام به این کتاب شریف را میتوان در سخنرانیهای حضرت آیت الله خامنهای در کنگره نهجالبلاغه که نخستین بار در بهار ۱۳۶۰ ایراد شد، مشاهده کرد: ما امروز در دنیای اسلام - که درک و دریافت و بینش اسلامی در آن گاهی با فاصلههایی به اندازهی فاصلهی ایمان و کفر از هم دور هستند - با واقعیتی مواجه هستیم. امروز آشکارترین و روشنترین حقایق اسلامی به وسیلهی بعضی از مدعیان اسلام در کشورهای اسلامی نادیده گرفته میشود. امروز همان روزی است که شعارها یکسان است اما جهتگیریها به شدت مغایر یکدیگر است، امروز شرایطی مشابه شرایط دوران حکومت امیرالمؤمنین است، پس روزگار نهجالبلاغه است.
در روزهای ماه مبارک رمضان که در مهمانی خدا شرکت میکنیم و در طرح قرآنی «زندگی با آیه ها» هر روز با یک آیه از قرآن کریم مأنوس هستیم، پسندیده است که آیه روز را از منظر امیرالمومنین علی علیه السلام و کتاب شریف نهجالبلاغه نیز بررسی کنیم. آنچه در ادامه میخواند دریافتهایی از مضامین عالی نهجالبلاغه پیرامون آیه ۴۵ سوره بقره است:
آیه ۴۵ سوره بقره، «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ ۚ وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَی الْخَاشِعِینَ»، به مثابه منشوری است که راه عبور از تنگناهای هستی و نیل به ساحت قدسی ربوبی را ترسیم میکند. در این آیه، خداوند متعال دو رکن رکین «صبر» و «نماز» را به عنوان تکیهگاههای اصلی بشر در مواجهه با سختیها و پالایش روح معرفی مینماید. اما درک ژرفای این دو مفهوم و چگونگی استعانت از آنها، بدون رجوع به کلام مفسر ناطق قرآن، یعنی حضرت علی (ع)، میسر نخواهد بود.
نهجالبلاغه به عنوان تجلیگاه اندیشههای ناب قرآنی، در جایجای خود به شرح این حقیقت پرداخته است که چگونه صبر و نماز میتوانند به عنوان دو بال پرواز، انسان را از زمینگیری در ابتلائات رهایی بخشیده و او را در زمره «خاشعین» قرار دهند.
فلسفه صبر؛ ستون فقرات ایمان در کلام علوی
در نهجالبلاغه، صبر نه به معنای انفعال و پذیرش ذلت، بلکه به معنای پایداری عقلانی و استقامت در مسیر حق است. امام علی (ع) در حکمت ۸۲ نهجالبلاغه، رابطهای ارگانیک و حیاتی میان صبر و ایمان برقرار کرده و میفرمایند: «عَلَیْکُمْ بِالصَّبْرِ، فَإِنَّ الصَّبْرَ مِنَ الْإِیمَانِ کَالرَّأْسِ مِنَ الْجَسَدِ». این تمثیل که صبر را به سر و ایمان را به بدن تشبیه میکند، گویای آن است که همانگونه که بدن بدون سر حیاتی ندارد، ایمانی که با صبر توأم نباشد، مرده و بیخاصیت است. در تفسیر آیه «وَاسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ»، روایات متعددی از ائمه علیهمالسلام و بهویژه در متون مرتبط با نهجالبلاغه آمده است که منظور از صبر در اینجا، علاوه بر استقامت در برابر مشکلات، «روزه» نیز هست. امام علی (ع) در خطبههای مختلف، روزه را تمرین صبر و ریاضتی برای تقویت اراده میدانند که انسان را در برابر طوفان شهوات و ناملایمات بیمه میکند. از منظر ایشان، صبر بر سه قسم است: صبر بر طاعت، صبر در برابر معصیت و صبر در هنگام مصیبت. استعانت از صبر در آیه مذکور، در واقع فراخوانی است برای بهکارگیری اراده انسانی در جهت مهار نفس و ایستادگی در برابر ناملایمات روزگار، تا جایی که قلب از تزلزل باز ایستد و به مقام اطمینان برسد.
نماز؛ معراجالمؤمن و پیوند ناگسستنی با توحید
رکن دوم استعانت در آیه، «نماز» است. امام علی (ع) در خطبه ۱۹۹ نهجالبلاغه، با عباراتی شگفت، سیمای نماز را ترسیم کرده و آن را وسیله تقرب هر پرهیزکاری مینامند. ایشان نماز را به چشمه آب گرمی تشبیه میکنند که بر درِ خانه شخص روان است و او در شبانهروز پنج بار خود را در آن میشوید، تا هیچ آلودگی و گناهی بر جانش باقی نماند. استعانت از نماز که در آیه ۴۵ بقره بر آن تأکید شده، در نهجالبلاغه به عنوان یک پناهگاه تبیین میشود. امام در نامهها و وصایای خود، از جمله در وصیت به امام حسن (ع) و در نامه به مالک اشتر، همواره بر این نکته پای میفشارند که بهترین زمانها و والاترین لحظات باید برای نماز صرف شود؛ چرا که نماز، قلب را از تکبر پاک کرده و پیوند بنده با خالق را مستحکم میکند. در واقع، اگر صبر، بُعد درونی و استقامت نفسانی استعانت است، نماز بُعد بیرونی و پیوند دهنده این استقامت به قدرت بیپایان الهی است. امام علی (ع) میفرمایند نماز «تَنْزِیهاً عَنِ الْکِبْرِ» است؛ یعنی خداوند نماز را واجب کرد تا بساط کبر و خودبینی را از ساحت جان انسان برچیند و او را آماده پذیرش حق گرداند.
بخش دوم آیه مورد بحث، به نکتهای روانشناختی و معرفتی اشاره دارد: «وَإِنَّهَا لَکَبِیرَةٌ إِلَّا عَلَی الْخَاشِعِینَ». این عبارت به وضوح بیان میدارد که صبر و نماز، برای کسانی که روحشان در برابر عظمت الهی سر فرود نیاورده، باری سنگین و طاقتفرساست. امام علی (ع) در خطبه متقین (همام)، تصویری عینی از خاشعین ارائه میدهند. ایشان میفرمایند متقین کسانی هستند که عظمت پروردگار در جانشان چنان بزرگ جلوه کرده که هر چه غیر اوست در چشمشان کوچک مینماید: «عَظُمَ الْخَالِقُ فِی أَنْفُسِهِمْ فَصَغُرَ مَا دُونَهُ فِی أَعْیُنِهِمْ». این همان ریشه «خشوع» است. برای چنین انسانی، نماز نه یک تکلیف اجباری، بلکه یک معاشقه روحانی است. در مقابل، برای کسی که گرفتار حب دنیا و منیت است، ایستادن به نماز و شکیبایی در برابر ناملایمات، گران و دشوار (کبیره) است؛ زیرا او مرکز عالم را خود میبیند و تحمل هر چیزی که با خواستههای نفسانیاش تضاد داشته باشد برایش غیرممکن است.
نهجالبلاغه در تبیین این بخش از آیه، ما را به این حقیقت رهنمون میسازد که تا زمانی که صفت خشوع در قلب رسوخ نکند، استعانت از صبر و نماز تنها در لایه سطحی باقی میماند و به عمق جان نفوذ نمیکند.


نظر شما