خبرگزاری مهر، یادداشت مهمان؛ دکتر وحید آرایی معاون علمی و پژوهشی سازمان بسیج اساتید کشور، عضو هیأت علمی و رییس دانشکده مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی در یادداشتی به استیصال و شکست دشمن در برابر استراتژی قدرت نظامی ایران در جنگ تحمیلی آمریکایی- صهیونی می پردازد که لازم است از سوی اساتید و دانشگاهیان روایت و تبیین شود.
استراتژی؛ هنر فرماندهی کل عملیات نظامی یعنی راهبردها، تاکتیک ها و تدابیر نظامی و پاسخ به نیازهای قطعی، فوری و اولویت دار در میدان جنگ است. یک ماه از جنگ تحمیلی آمریکایی- صهیونی و متحدان آنها می گذرد و پرواضح اینکه دشمن استراتژی و فلسفه ای نه برای شروع و نه در حین جنگ نداشته و اظهارات متناقض رسانه ای ترامپ از نابودی کامل نظامی در یک روز، به تهدید حمله به زیرساخت ها و تأسیسات انرژی در روز دیگر و یا اعلام پیروزی، ادعای مذاکره و وعده های یک توافق در روزهای بعد تغییر کرده است.
آمریکا درک درستی از استراتژی و خویشتنداری ایران در درگیری های گذشته نداشته است و تصور نمی کرد جنگ منطقه ای تحقق یابد، تابوی نظامی او درهم شکند و اقتصاد دنیا بویژه اقتصاد داخلی اش به شدت متأثر، نابسمان و متزلزل شود و برای همین است که اکنون ترامپ به سبک اغراق آمیز خود برای آتش بس التماس میکند و ایران هم کاملاً به او بیاعتناست و برای پایان جنگ شروط خود را تعیین و اعلام می کند.
روشن است که پس از جنگ جهانی دوم هیچ کشوری جز ایران در تضعیف قابلیت های نظامی و نابودی پایگاه های منطقه ای آمریکا و البته فروپاشی توهم ابرقدرتی او اقدام نکرده است. نیویورک تایمز می نویسد «حملات ایران، سنگین ترین ضربه به پایگاه های آمریکا در ۸۰ سال گذشته بوده و تا حد زیادی در نابودی ۱۳ پایگاه نظامی آمریکا در خاورمیانه موفق بوده است... با این حال، ترامپ به ما گفت ۱۰۰٪ ظرفیت نظامی ایران را نابود کرد. اگر او را یک دروغگوی بیمار بنامیم، کم گفته ایم».
پیداست که ایران مبتنی بر یک استراتژی مدون و صحیح در حوزه پدافندی (سرنگونی جنگنده ها و پهپادها) و آفندی (نابودی بانک اهداف دشمن مبتنی بر اشراف اطلاعاتی، امنیتی و نظامی)، همانطور که رهبر شهید انقلاب اسلامی هشدار داده بود خود را برای یک جنگ منطقه ای تدارک دید لیکن دشمن به دلیل فقدان استراتژی نظامی، سیاسی و اقتصادی و در نتیجه باطل شدن تصور جنگ ۴۸ ساعته، به شدت آشفته، بلاتکلیف و دچار تناقض گویی شده است.
ایران تا به اینجای کار پیروزی قطعی جنگ است چرا که اکنون برای بقا نمی جنگد بلکه برای تحمیل اراده و استراتژی خود و بیچارگی دشمن و تضمین عدم تکرار تجاوز از سوی او میجنگد. اگر تا پیش از جنگ، قدرت ایران از نگاه دشمن بیشتر در سطح تحلیل ها و برآوردها بود؛ اکنون قدرت او در میدان عمل سنجیده شده و به افزایش اعتبار، وزن راهبردی و قدرت چانه زنی آن انجامیده است.
ایران اکنون اکسیژن اقتصاد جهانی را در اختیار دارد و استراتژی کنترل کامل و هوشمند تنگه هرمز باعث بحران اقتصادی و انرژی جهان شده است. بهمین خاطر هدف اصلی دشمن که تسلیم بی قید و شرط، آشوب داخلی، براندازی نظام سیاسی و تجزیه ایران بود به هدف بازگشایی تنگه هرمز (که قبل از جنگ باز بود) برای کنترل قیمت انرژی تغییر یافته که این همان استراتژی ایران در جنگ است.
درخواست های مکرر و ملتمسانه ترامپ برای دریافت حمایت از متحدان ناتو نیز بیپاسخ مانده تا جایی که فردریش مرتز صدراعظم آلمان می گوید «کاری که ترامپ انجام میدهد تشدید شدید درگیری بدون نتایج مطمئن است و آنها هیچ راهبرد مشخصی در این جنگ ندارند». میدل ایست آی نیز اشاره می کند «راهبرد آمریکا و اسرائیل علیه ایران در حال شکست است... ایران توانایی خود را برای مقاومت و پاسخگویی حفظ کرده و نشانه ای از فروپاشی ساختاری آن دیده نمیشود».
پرواضح اینکه ادامه درگیری برای دشمن با هزینه های نظامی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فزاینده همراه شده چرا که این تجاوز، علاوه بر محدودیت های شدید همه جانبه آنها، شکنندگی نظم جهانی و البته وزنه جغرافیا، تاریخ، تمدن و قدرت ساختاری و مردمی ایران را نمایان کرده است. ایران قوی در حال نشان دادن محدودیت های قدرت رئیس جمهوری است که بر پایه بلوف و تصمیم گیری های لحظهای عمل می کند و به گفته ایندیپندنت «اکنون جنگ به نقطهای رسید که ایرانی ها ترامپ را مسخره می کنند.
پایان سخن؛ هر چند ترامپ در عیان حرف از مذاکره می زند و در پنهان نقشه حمله زمینی می کشد لیکن او تا اینجا مغلوب استراتژی ایران شد و عقلانیت نظامی نیز دیوانگی او در حمله زمینی را محکوم به شکست می داند به نظر می رسد او در جستجوی خروج آبرومندانه و البته سخت از جنگی می باشد که بدون استراتژی وارد آن شده و با بازدارندگی و پاسخ کوبنده ایران مواجه شده است.



نظر شما