خبرگزاری مهر، گروه بینالملل- آذر مهدوان: در حالی که انتظار میرفت اعلام آتشبس ۱۵ روزه میان ایران و آمریکا زمینه آغاز مذاکرات و حرکت به سمت پایان درگیریها را فراهم کند، تحولات میدانی و مواضع بعدی مقامات آمریکایی خیلی زود فضای تردید را بر این توافق حاکم کرد.
این آتشبس که با میانجیگری پاکستان و با هدف توقف درگیریها در همه جبههها مطرح شد، قرار بود بستر آغاز گفتوگوهای جدی بر اساس پیشنهادهای ارائهشده از سوی ایران را فراهم کند؛ اما حملات اخیر اسرائیل به لبنان و حمایت طرف آمریکایی از این اقدامات، عملاً روند آغاز مذاکرات را با پیچیدگیهای تازهای روبهرو کرده است.
در این راستا خبرنگار مهر گفتگویی را با «مروه سونا» استاد دانشگاه روابط بینالملل دانشگاه قیریق قلعه ترکیه انجام داده است که مشروح آن در ادامه میآید:
با وجود توافق بر سر آتشبس، حملاتی به لبنان و همچنین به ایران انجام شده است. این نقض آتشبس چه معنایی دارد؟
ادامه حملات در میدان با وجود اعلام آتشبس، فراتر از یک «نقض آتشبس» در معنای کلاسیک آن است. زیرا از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و با حملات اسرائیل به غزه، بسیاری از مفاهیم و قواعد حقوق بینالملل دچار فرسایش شدهاند. پیش از هر چیز، این وضعیت نشان میدهد که آتشبس برای طرفها لزوماً بیانگر ارادهای واقعی برای صلح نیست، بلکه بیشتر به معنای ایجاد یک فضای تنفس تاکتیکی است.
موضوع لبنان در این میان بسیار مهم است. زیرا این مسئله تنها به «دکترین اختاپوس» اسرائیل مربوط نمیشود، بلکه به موضوع «سرزمینهای موعود» و همچنین منابع راهبردی نیز ارتباط مستقیم دارد.
به همین دلیل هدف قرار گرفتن لبنان نشان میدهد که دامنه جغرافیایی درگیری گسترش یافته و این بحران اکنون به یک بحران امنیتی چندجبههای در سطح منطقه تبدیل شده است.
در این چارچوب، لبنان عملاً خارج از محدوده آتشبس قرار گرفته است؛ چرا که هدف اصلی پیشروی تا رود لیتانی است.
در این نقطه باید تأکید کرد که خارج ماندن لبنان از چارچوب آتشبس تصادفی نیست، بلکه یک انتخاب آگاهانه و راهبردی است.
زیرا آتشبسها معمولاً بر اساس اولویتبندی تهدیدها از سوی طرفهای درگیر شکل میگیرند. از منظر اسرائیل نیز هدف قرار دادن غیرنظامیان را میتوان بخشی از یک راهبرد گفتمانی و عملی برای «غیرانسانیسازی» طرف مقابل دانست. هدف در واقع شکلدادن به روندی مشابه آن چیزی است که در غزه رخ داد.
پاکستان در برقراری آتشبس نقش مهمی بر عهده گرفته است. آیا در مرحلهای که شاهد نقض آتشبس هستیم، نباید دیپلماسی را بهطور جدیتری ادامه دهد؟ چرا مقامات پاکستانی در این زمینه سکوت کردهاند؟
در روندی که اکنون با آن مواجه هستیم، میتوان مشاهده کرد که یک سازوکار میانجیگری چندلایه در حال عمل است. هدف اصلی در اینجا تنها جلوگیری از تلفات غیرنظامیان نیست، بلکه محدود کردن هرچه سریعتر خساراتی است که به زیرساختها و حتی به نظام جهانی وارد میشود.
به همین دلیل گفتوگوهایی که در پایان ماه مارس با محوریت پاکستان، ترکیه، مصر و عربستان سعودی برای پیشبرد ابتکارات میانجیگری انجام شد، از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است.
در واقع پس از حدود ۴۰ روز میتوان دید که گامهای ملموسی برای توقف جنگ برداشته شده و این تحولات نتیجه همان روند دیپلماتیکی است که در آن زمان آغاز شد.
با این حال باید به یک نکته مهم توجه کرد: در حالی که تصویری از یک جنگ میان ایران و ایالات متحده ساخته میشود، تلاش میشود اسرائیل از این معادله تا حدی کنار گذاشته شود.
بهویژه تصویری که از سوی آمریکا و اسرائیل در این زمینه شکل داده شده، بسیار مسئلهساز است. این وضعیت نشان میدهد که سیاستهای تهاجمی و گسترشطلبانه اسرائیل تا چه اندازه میتواند برای نظم منطقهای و حتی نظام بینالملل مشکلآفرین و فرساینده باشد.
در این چارچوب، هدف اصلی تلاشهای میانجیگرانه حفظ طرفها بر سر میز مذاکره و کاهش پیامدهای جهانی احتمالی این درگیری است. به همین دلیل لازم است این روند با دقت مورد تحلیل قرار گیرد.
پاکستان در این میان بهعنوان یک بازیگر مهم برجسته شده و در موقعیتی قرار دارد که میتواند بر شکنندگی یا پایداری آتشبس تأثیرگذار باشد.
در نهایت میتوان وضعیت کنونی را چنین خلاصه کرد: آتشبس وجود دارد، اما جامع و فراگیر نیست؛ درگیریها پایان نیافتهاند، بلکه تنها شکل آنها تغییر کرده است. در حالی که روند دیپلماتیک ادامه دارد، واقعیت این است که اسرائیل تنها بهطور محدود به این روند پایبند مانده است.
۱۶:۱۶ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۰


نظر شما