خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زینب رازدشت: کتاب «طرحها و نقوش لباسها و بافتههای ساسانی» نوشته محمدرضا ریاضی، یکی از پژوهشهای ارزشمندی است که به تحلیل ژرف هنر نساجی در عصر ساسانی میپردازد.
نویسنده در این اثر تلاش کرده است تا با تکیه بر شواهد باستانشناسی، متون تاریخی و نقوش برجایمانده از آن دوران، پیوند ناگسستنی میان طرحها و نقوش منسوجات با باورها، آداب و رسوم، ساختار سیاسی و زیستبوم فرهنگی ایران عصر ساسانی را نشان دهد.

بدون تردید دوره ساسانیان را میتوان یکی از دورههای درخشان فرهنگ و هنر در ایران دانست. نه تنها معماری بینظیرش تجلیگاه اندیشه، ذوق و هنر است، بلکه سایر مصنوعات بطور اعم و منسوجات و یافتههای این دوره به طور اخص، نشانه بارزی از فرهنگ متعالی این عصر است که با آداب و رسوم و اعتقادات مردم این دوره رابطهای تنگاتنگ دارد.
تنوع طرحها و زیبایی نقوش یافتهها نه تنها سرزمین پهناور ایران آن روز در گستره خود داشته بلکه شمال آفریقا، کشورهای خاورمیانه، آسیای مرکزی و بخشهایی از اروپای شرقی و جنوبی و نیز کشور دوردستی چون ژاپن از تأثیر آن بینصیب نمانده است. سیر تحول اندیشههای مردم ایران در دوره ساسانی تنها از طریق آرمانهای سیاسی و دینی آنها دانسته نمیشود، بلکه از طرحها و نقوش پوشاک آنها نیز میتواند به فهم بهتر آرمانهای آنان کمک کند.
چرا نقوش دوره ساسانی در جهان اسلام تداوم یافت؟
طرحها و نقوش بافتههای ساسانی فوقالعاده زیبا و پرجلوه بوده و همین ویژگی سبب شهرت آن شده بود. طرحها و نقوش دوره ساسانی تنها به آن عصر محدود نشد، بلکه بعد از دوره ساسانی، در بیزانس و جهان اسلام تداوم یافته است.
در نیمه دوم قرن سوم میلادی پس از یک دوره طولانی فترت در حیات اقتصادی ایران، دولت تازه تأسیس ساسانی با آگاهی از سوابق درخشان فن بافندگی توسعه صنعت نساجی را سرلوحه برنامههای خود قرار داد و با ایجاد و حمایت از کارگاههای بافندگی در شهرهای بینالنهرین، فارس، خوزستان زمینه مناسبی را برای رشد این صنعت فراهم کرد و با تنوعی از منسوجات پشمی، ابریشمی، پنبهای و کتانی بازارهای جهانی را به دست آورد.
رواج پارچههایی با نقشهای پیچیده گیاهی و جانوری از اواسط دوره ساسانی به بعد وجود دستگاههای پیشرفته را تأیید میکند. این بافتهها که نمونههای آن تا به امروز باقی مانده، نشان میدهد که در سده سوم میلادی از دستگاههای چله کشی استفاده میشده است. تنوع طرح، نقش و رنگ در بافتههای ساسانی حکایت از درک عمیق هنرمندان ساسانی از محیط زیست و فرهنگ قومی مردم ایران دارد.

به استناد پژوهشهای باستانشناسی در دوره نوسنگی جوامع دامدار بیشتر سه نوع گوسفند را نگهداری میکردند که میتوان به گوسفند کوهستانی، گوسفند جلگهای و گوسفند نوع قوچ وحشی اشاره کرد. این گوسفندان به دو منظور مورد توجه بودند، یکی برای استفاده از گوشت آنها و دیگری برای استفاده از پشم آنها پرورش داده میشد.
افزون بر پشم از کرک بز نیز استفاده میشود. کرک بز که در غرب به نام موهر شناخته میشود، تغییر شکل یافته واژه فارسی-عربی مخیر است؛ نخستین اثری که وجود گوسفند پشمی را تأیید میکند یک پیکرک کلی است که از محوطه باستانی تپه سراب به دست آمده است.
دومین الیافی که در دوره نوسنگی در بافندگی به کار میرفت، الیاف کتان بود. به نظر میرسد نوع بومی کتان که لینوم بین است در ایران اهلی شده و سپس از ایران به دیگر نقاط راه یافته باشد.
سومین الیاف کنف است. به احتمال زیاد در دوره پارینه سنگی جدید و نوسنگی کهن به عنوان ماده غذایی مصرف میشده و از الیاف آن در بافندگی استفاده میشده است.
نقش دوک در تاریخ تحول و تکامل بافندگی
چهارمین الیاف بافندگی پنبه است. پنبه نخست در هند مورد استفاده قرار گرفت. به نظر میرسد پنبه در اوایل هزاره اول به ایران وارد شده باشد. پادشاه آشور در ۶۹۴ قبل از میلاد پنبه را در بینالنهرین میکاشت. ایرانیان پارچه پنبهای را کرباس مینامیدند که از واژه سانسکریت «کارپارسا» گرفته شده است و به یونانی آن را کرباسس و به لاتین کرباسوس میگویند. پلینی مورخ رومی در سده اول میلاد کشت پنبه را در بحرین و خلیج فارس دیده است.
پنجمین الیاف تارهای کرم ابریشم بود. چینیها در ۲۷۵۰ قبل از میلاد قادر به تولید ابریشم مرغوب از کرم ابریشم اهلی بودند. اولین نشانههای حرکت ابریشم با منشأ چینی به سمت غرب، آسیای مرکزی و خراسان بزرگ در نیمه هزاره اول قبل از میلاد آشکار شده است. جوامع آسیای مرکزی در نیمه هزاره دوم و ایرانیان در اوایل هزاره اول با جمعآوری پیلههای انواع کرم ابریشم وحشی قادر به تولید منسوجات ابریشمی شده بودند.
بعد از الیاف دومین وسیله بافت دوک نخ ریسی است. دوک به عنوان وسیله تبدیل الیاف به نخ درتاریخ تحول و تکامل بافندگی نقش بسیار مهمی داشته است. به استناد یافتههای باستانشناسی ابداع دوک به اوایل دوره نوسنگی میرسد. دوک دستی مقدمه پیدایش نخ ریسی است.
ابداع پارچههای طرحدار به شکل طرح دو پودی در جنوب و جنوب غرب ایران بافته میشدهاند. در این روش دو پود باهم و در یک زمان به کار میرفتهاند. یکی لای بافت ساده و دیگری فقط در جاهایی که طرح لازم بود به روی پارچه آورده میشود و در غیر این صورت در همان پشت پارچه آویزان باقی میماند.
وجود پارچههایی با اشکال هندسی و اشکال حیوانی که از اوایل دوره ساسانی رواج یافته بودند، مبین این واقعیت است که از همان آغاز دوره ساسانی چنین دستگاههایی در ایران وجود داشتهاند.
میتوان گفت که مردم آسیایی جنوب غربی حداقل از سده ۵ قبل از میلاد بنا به گفته پلینی کرم ابریشم و الیاف ابریشمی را به بیواسطه چینیها میشناختند و در دوره هخامنشی نیز بافت پارچههای ابریشمی از کرم ابریشم وحشی رایج بود.
در دوره پارتیها و افتتاح رسمی جاده ابریشم نه تنها دولت پارت به عنوان واسطه تجارت بافتههای ابریشمی بین چین و جهان غرب عمل میکرد بلکه خود این دولت در حمایت از صنایع بافندگی از هیچ کوششی دریغ نمیکرد.
طرحهای لباس همراه با نقوش هندسی و گیاهی ایرانی در حجاریهای پالمیر(شهری که بر اثر تجارت پارچههای ابریشمی به مدت دو قرن در دو سده اول میلادی به بالاترین درجه شکوه و ثروت رسید) نیز میتواند دلیلی اساسی و موجه در مورد بافت پارچههای ابریمشی در ایران باشد. زیرا نقش پارچههای پالمیر مجددا بر روی حجاریهای طابق بستان ظاهر میگردد و در واقع تن پوشهای پالمر نیز نمایشی از اقتدار هنر بافندگی و بافتههای ابریشمی همانند دراپههای یونان و تن پوشهای طابق بستان است.
خوزستان مرکز مهم صنعت نساجی ساسانی
متون تاریخی روشنگر این موضوع است که مقدمات اساسی مهم صنعت نساجی دوره ساسانی ابتدا در شهرهای خوزستان و سپس در شهرهای فارس و بقیه نواحی ایران پایهگذاری شد. خوزستان با سوابق درخشان خود شرایط مساعدی را برای توسعه این صنعت درخود داشت و این شرایط و آمادگی فنی باعث شد تا خوزستان از سده ۳ میلادی تا سده ۱۳ میلادی(۷ هجری) به عنوان مرکز مهم صنعت نساجی ساسانی و ۶ سده اول دوره اسلامی مطرح باشد و شاخصترین محصول آن در طی این دوره طولانی انواع منسوجات ابریشمی بود.
در آن عصر با وجود اینکه پارچههای ابریشمی در سده ۴ در ایران تولید میشد، اما ابریشم خام از کشور چین وارد میشد. در پایان قرن ۵ یا آغاز قرن ۶ میلادی روش عمل آوردن کرم ابریشم از آسیای میانه به ایران منتقل شد و در جریان سده ۶ تولید ابریشم در واحد مرو و گرگان معمول شد و صنعت بافندگی در دوره ساسانی از صنایع دیگر پیشرفتهتر بود و پارچههای ابریشمی، کتانی، پشمی و پنبهای به ممالک دیگر صادر میشد.

صنعت و هنر بافندگی ایران پس از تجربههای طولانی سرانجام با حکومت ملی ایران دوره ساسانی و با اقتدار و همت پادشاهان اوایل دوره ساسانی چون اردشیر و شاپورها به بار مینشیند و طرحها، رنگها و نقشهای ملی ایران بر بستر بافتهها نیز جان میگیرد و بافتههای دوره ساسانی به مظهری از ذوق و اندیشه ایرانی تبدیل میشود و رشد آن متناسب و هماهنگ با جریانات سیاسی و فرهنگی و اقتصادی به حرکت خود ادامه میدهد و پس از جهش سده سوم و چهارم میلادی با اندکی رکود مجددا در سدههای ۶ و ۸ به بالاترین شکوه خود در طول تاریخ ایران قبل از اسلام میرسد.
در واقع تلاشهای خسرو اول در سازماندهی جامعه ایران در عصر خسرو دوم به ثمر رسید و این پادشاه نیز که علاقه وافر به ثروت، هنر و تجل داشت باعث شد که این هنر نیزاز جمله مظاهر دوران باشکوه این پادشاه محسوب شود.
همانگونه در طاق بستان مشاهده میشود، در دوره حکومت او ابریشمبافی، پارچههای کتانی، پنبهای و پشمی و قالیبافی ایران هماهنگ خود او توجه جهانیان را جلب کرد و هنرمندان در واقع اجتماع درخشان و ثروتمند و ذوق بزرگان و سلیقه رایج دربار را در آثار خود منعکس میکردند.
هر یک از نقوش در لباس معنای خاصی دارد
هر یک از نقوش معنای خاصی دارد برای مثال نقش گراز به عنوان موجودی مناسب شکار و نیز به عنوان یک نقش تزئینی و آئینی در آثار متأخر دوره ساسانی به فراوانی تصویر شده است و یا سیمرغ یکی از آفریدگان افسانهای و شناختهترین موجود اساطیری ایران که در اوستا کتب پهلوی و حماسهای قومی ادب فارسی چون شاهنامه آوازهای بلند دارد.
در میان آثار و مدارک به جای مانده از دوره ساسانی، حجاریهای طاق بستان از جمله مدارک اصیل درباره مطالعه نقوش و طرحهای لباس مردم دوره ساسانی است.
این حجاریها نه تنها به خاطر نمایش عالی تکنیک حجاری، بیان مضمونهای زندگی و حیات درباری و نمایش آنها واجد اهمیت فراوان است، بلکه دو صحنه شکار گراز گوزن به دلیل اینکه طبقات مختلف اجتماع دوره ساسانی در آن حضور دارند، اهمیت ویژهای دارد و این دو صحنه از این نظر نه تنها در دوره ساسانی مشابهی ندارد، بلکه در طول دوره تاریخی ایران(ماد تا پایان دوره ساسانی) نیز بیهمتا است و ما برای اولین بار افراد مختلف اجتماع دوره ساسانی چون رم دهنده فیل، افراد سازمان یک فیل، قایقران، ملازم پادشاه، نوازنده، رقاص، سلاخ، شکاربان را در کنار هم میبینیم.

۰۴:۳۹ - ۱۴۰۵/۰۱/۳۱


نظر شما