۲ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۹:۰۹

به هم زدن توازن قدرت در شبکه‌های اجتماعی

به هم زدن توازن قدرت در شبکه‌های اجتماعی

شبکه‌های اجتماعی باعث تغییر توازن قدرت در روایت‌سازی شده‌اند. قدرتی که پیش‌تر در اختیار رسانه‌ها برای ساخت تصویر ذهنی از کشورها، اقلیت‌ها یا رویدادها بود، اکنون میان کاربران توزیع شده است.

به گزارش خبرنگار مهر، شبکه‌های اجتماعی از مهم‌ترین پدیده‌های عصر دیجیتال محسوب می‌شوند که تحول چشمگیری در شیوه‌های ارتباطی انسان‌ها ایجاد کرده‌اند. شکل‌گیری این شبکه‌ها نتیجه پیشرفت فناوری اینترنت و نیاز روزافزون افراد به برقراری ارتباط سریع‌تر، گسترده‌تر و آسان‌تر با دیگران بوده است. با گسترش فضای آنلاین، امکان ایجاد ارتباطات فراتر از محدودیت‌های جغرافیایی فراهم شد و به تدریج بستری برای تعاملات اجتماعی در محیط دیجیتال شکل گرفت.

نخستین تلاش‌ها برای ایجاد شبکه‌های اجتماعی به دهه ۱۹۹۰ میلادی بازمی‌گردد؛ زمانی که اینترنت به‌تدریج در جهان گسترش یافت. در این دوره، وب‌سایت SixDegrees که در سال ۱۹۹۷ راه‌اندازی شد، به عنوان یکی از نخستین نمونه‌های شبکه اجتماعی شناخته می‌شود. این پلتفرم به کاربران امکان می‌داد پروفایل شخصی ایجاد کنند، دوستان خود را به فهرست ارتباطات اضافه کنند و شبکه‌ای از ارتباطات آنلاین بسازند. هرچند فعالیت این سایت چندان طولانی نبود، اما نقش مهمی در معرفی مفهوم شبکه‌های اجتماعی ایفا کرد.

در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی و با افزایش دسترسی کاربران به اینترنت پرسرعت، شبکه‌های اجتماعی با سرعت بیشتری توسعه یافتند. در این دوره، پلتفرم‌هایی مانند Friendster و MySpace توانستند میلیون‌ها کاربر را جذب کنند. این شبکه‌ها فضایی فراهم کردند که افراد بتوانند عکس‌ها، نوشته‌ها و علایق خود را با دیگران به اشتراک بگذارند و ارتباطات اجتماعی خود را در فضای مجازی گسترش دهند.

یکی از مهم‌ترین نقاط عطف در تاریخ شبکه‌های اجتماعی، راه‌اندازی فیس‌بوک در سال ۲۰۰۴ بود. این شبکه ابتدا برای دانشجویان دانشگاه هاروارد طراحی شد، اما به سرعت در دیگر دانشگاه‌ها و سپس در سراسر جهان گسترش یافت. پس از آن نیز پلتفرم‌های مهمی مانند یوتیوب در سال ۲۰۰۵ و توییتر در سال ۲۰۰۶ معرفی شدند که هر یک شیوه‌های جدیدی برای تولید و اشتراک‌گذاری محتوا و تعامل کاربران ایجاد کردند.

در دهه ۲۰۱۰ و با گسترش استفاده از تلفن‌های هوشمند و اینترنت همراه، شبکه‌های اجتماعی وارد مرحله تازه‌ای از رشد و فراگیری شدند. کاربران توانستند در هر زمان و مکانی از طریق تلفن همراه به این شبکه‌ها دسترسی داشته باشند. در همین دوره پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام، اسنپ‌چت و تیک‌تاک با تمرکز بر اشتراک‌گذاری عکس و ویدئو ظهور کردند. امروزه شبکه‌های اجتماعی با میلیاردها کاربر در سراسر جهان به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره، ارتباطات، کسب‌وکار، آموزش و سرگرمی تبدیل شده‌اند.

تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر جوامع

در سال‌های اخیر، شبکه‌های اجتماعی به یکی از بازیگران اصلی عرصه ارتباطات تبدیل شده‌اند و تأثیر عمیقی بر ساختارهای سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای جوامع گذاشته‌اند. این پلتفرم‌ها امکان مشارکت مستقیم شهروندان در گفت‌وگوهای عمومی را فراهم کرده‌اند و برای نخستین‌بار افراد عادی توانسته‌اند بدون واسطه رسانه‌های رسمی دیدگاه‌های خود را درباره رویدادهای سیاسی و اجتماعی منتشر کنند. چنین شرایطی باعث شده است روایت سیاسی دیگر در انحصار رسانه‌های بزرگ نباشد و جریان اطلاعات به شکل گسترده‌تری در اختیار مردم قرار گیرد.

هم‌زمان، شبکه‌های اجتماعی به بستری برای شکل‌گیری و گسترش جنبش‌های اجتماعی تبدیل شده‌اند. تجربه‌هایی مانند بهار عربی، جنبش‌های #MeToo و BlackLivesMatter نشان داد که کاربران می‌توانند با استفاده از این ابزارها شبکه‌هایی گسترده از همبستگی، سازمان‌دهی و اطلاع‌رسانی ایجاد کنند. این پلتفرم‌ها همچنین موجب افزایش شفافیت در سیاست شده‌اند، زیرا عملکرد و وعده‌های مسئولان عمومی به‌سرعت در فضای مجازی تحلیل و نقد می‌شود و سیاست‌مداران در معرض نظارت دائمی جامعه قرار می‌گیرند.

در حوزه فرهنگ عمومی نیز شبکه‌های اجتماعی دگرگونی‌های گسترده‌ای به همراه آوردند. تعاملات آنلاین باعث شد فرهنگ جهانی دیجیتال میان کاربران کشورهای مختلف شکل بگیرد و با سرعتی بی‌سابقه گسترش یابد. ظهور اینفلوئنسرها نمونه‌ای بارز از این تغییر فرهنگی است؛ افرادی که از دل شبکه‌های اجتماعی برخاستند و توانسته‌اند بر الگوهای مصرف، سبک زندگی و نگرش نسل‌های جدید تأثیر بگذارند. همچنین با حضور گسترده کاربران، روایت‌های محلی، فردی و متنوع‌تری وارد جریان اصلی رسانه‌ای شده است.

تحول شبکه‌های اجتماعی چالش بزرگی برای رسانه‌های سنتی ایجاد کرد. جریان اطلاع‌رسانی که پیش‌تر از بالا به پایین سازمان می‌یافت، اکنون دوطرفه شده است. کاربران در نقش تولیدکننده محتوا ظاهر شده‌اند و رویدادها اغلب پیش از انتشار در رسانه‌های رسمی، توسط شهروندان و از طریق تلفن همراه در شبکه‌هایی مانند توییتر و اینستاگرام منتشر می‌شود. رسانه‌های بزرگ ناچار شده‌اند روایت‌های کاربران را در گزارش‌های خود لحاظ کنند، زیرا افکار عمومی اغلب پیش از آنان در فضای مجازی شکل می‌گیرد.

در نهایت، شبکه‌های اجتماعی باعث تغییر توازن قدرت در روایت‌سازی شده‌اند. قدرتی که پیش‌تر در اختیار رسانه‌ها برای ساخت تصویر ذهنی از کشورها، اقلیت‌ها یا رویدادها بود، اکنون میان کاربران توزیع شده است. انتشار ویدئوها و گزارش‌های شخصی می‌تواند روایت رسمی را به چالش بکشد و به گروه‌هایی که پیش‌تر صدایی نداشتند امکان دیده‌شدن بدهد. با وجود این دستاوردها، شبکه‌های اجتماعی چالش‌هایی مانند انتشار اخبار جعلی و قطبی‌شدن جامعه را نیز به همراه آورده‌اند، اما بی‌تردید نقش آن‌ها در دموکراتیزه کردن اطلاع‌رسانی انکارناپذیر است.

وقتی عدو سبب خیر می‌شود!

نمونه بارز این امر را در تغییر دیدگاه جهان بعد از وقایع ۷ اکتبر و فراگیر شن موج اعتراضات به نسل کشی رژیم صهیونیستی میتوان دید. از سوی دیگر و پس از تهاجم آمریکا و اسراییل به ایران در جنگ دوازده روزه و به ویژه جنگ اخیر، موج دیگری از واکنشها در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی به راه افتاد. این موج به ویژه با افزایش توییتها و پستهایی که شخص دونالد ترامپ در شبکه ایکس (توییتر سابق) و تروث سوشال شکل تازه ای به خود گرفت.

پست‌ها و توییت‌های ترامپ معمولاً به خاطر لحن تند، خودستایانه، غلط‌های املایی یا نوشتن پیام‌های نیمه‌کاره، بحث‌برانگیز می‌شوند و همین باعث می‌شود کاربران سریع وارد واکنش، شوخی و تمسخر شوند. او با استفاده از ادبیات تحریک‌آمیز و تهدیدآمیز، عمداً توجه و خشم را بالا می‌برد؛ اما همین توجه اغلب به ضدحملهٔ طنزآمیز کاربران تبدیل می‌شود.

ترامپ از شبکه‌های اجتماعی برای دور زدن رسانه‌های سنتی و تولید موج خبری مستقیم استفاده می‌کند، بنابراین هر پیام او بلافاصله دیده و بازنشر می‌شود. چون دنبال‌کنندگان و مخالفانش هم‌زمان به آن‌ها واکنش نشان می‌دهند، هر پست می‌تواند به‌سرعت به بحث عمومی و ترند تبدیل شود. در نتیجه، حتی یک اشتباه کوچک مثل غلط املایی هم به‌سرعت به موضوعی بزرگ در شبکه‌ها تبدیل می‌شود. تا چه رسد به رفتارهای خاص و ویژه و احمقانه او در درک یک توضیح کارشناسانه یا تعداد زیاد پستهای او در یک بازه زمانی کوتاه که برخی این را نشانه عدم تعادل روانی او دانسته اند. نمونه های این پدیده را در پستهای مقامات یا شخصیتهای آمریکایی و اروپایی می‌توان دید:

مایک آدامز، تحلیلگر و نویسنده‌ برجسته‌ آمریکایی، در پستی در شبکه ایکس نوشته است: خطاب به کسانی [آمریکایی‌هایی] که دارند به‌طرز احمقانه‌ای برای «بازگشایی کامل» تنگه‌ی هرمز جشن می‌گیرند... هنوز درس نگرفتید؟

آمریکا می‌گوید به محاصره‌ بنادر ایران پایان نخواهد داد. و ایران می‌گوید که این «بازگشایی»، شرایط متعددی دارد که احتمالا آمریکا با هیچ‌کدام از آن‌ها موافقت نخواهد کرد. این شرایط شامل پرداخت عوارض، هدایت تمام کشتی‌ها از طریق بخش شمالی تنگه (که به ایران نزدیک‌تر است)، و حق انتخاب ایران برای تعیین اینکه کدام کشتی‌ها اجازه عبور دارند و کدام‌یک ندارند، می‌شود. (این موضوع بار دیگر کنترل کامل تنگه را به دست ایران می‌دهد.) علاوه بر این، کل مدت اعتبار این اعلامیه تنها تا پایان «آتش‌بس» فعلی است که سه‌شنبه آینده به پایان می‌رسد.
هیچ‌کدام از این‌ها به معنای «بازگشایی کامل» نیست. اگر هنوز باور دارید که اخبار اغراق‌آمیز رسانه‌ها یا توییت‌های ترامپ حقیقت دارد، شما نادان هستید.

به هم زدن توازن قدرت در شبکه‌های اجتماعی

در پستی دیگر مایکل ‌مک‌فال، استاد علوم سیاسی دانشگاه استفورد نوشته است: بیان بدیهیات (که توسط بسیاری فراموش شده): ما نیازی به جنگ برای باز کردن تنگه‌ی هرمز نداشتیم. تنگه قبلا باز بود. این‌که ادعا شود این نتیجه یک دستاورد جنگی‌ست‌، تناقض است.

به هم زدن توازن قدرت در شبکه‌های اجتماعی

شان کینگ، فعال حقوق مدنی و نویسنده آمریکایی نوشت: احترام به ایران و رهبرانش توی این ۵۰ روزِ گذشته‌ این جنگ بی‌معنی، چند برابر شده. نه تنها دنیا فقط این فرصت رو پیدا کرد که ببینه مردم ایران واقعاً چه جور آدم‌هایی هستن، ما هم دیدیم چقدر رهبرانشون باهوش و حساب‌شده عمل می‌کنن. و این‌که رهبران ما چقدر بد عمل می‌کنن.

به هم زدن توازن قدرت در شبکه‌های اجتماعی

در مجموع می‌توان دید بخشی از تمسخرها از این می‌آید که کاربران رفتار او را «غیررئیس‌جمهورانه»، کودکانه یا بی‌پروا می‌دانند و همان لحن را علیه خودش برمی‌گردانند. نمونه‌هایی مثل غلط املایی در توییت‌ها یا پیام‌های ناقص باعث می‌شود کاربران به جای بحث سیاسی، روی شکل نوشتار و سبک بیان او شوخی کنند. از طرف دیگر، بعضی پست‌های تحریک‌آمیزش چنان افراطی‌اند که منتقدان آن‌ها را نشانه‌ای از خودبرتربینی یا بی‌احترامی به مخالفان می‌بینند. ترامپ با جلب عمدی توجه واکنش‌ها را بالا می‌برد، اما همان توجه به‌دلیل لحن و سبک خاصش اغلب به تمسخر و میم تبدیل می‌شود. یعنی او هم موتور تولید جنجال است و هم سوژه‌ای که کاربران برای طنز از آن استفاده می‌کنند.

کد خبر 6805704

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha