خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: کمال محامدپور، استاد تمام دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی خواجه نصیرالدین طوسی، دارای مدرک کارشناسی ارشد از مدرسه تربیت مدرس (۱۳۶۷) و دکترای تخصصی مخابرات از دانشگاه منچستر انگلستان (۱۳۷۵) است. او بهعنوان پژوهشگر نمونه دانشگاه و کاندیدای پژوهشگر نمونه کشوری در سال ۱۳۹۲، استاد بسیجی نمونه کشوری در سال ۱۳۹۶ و استاد نمونه کشوری در سال ۱۴۰۲ معرفی شده و سوابق علمیاش شامل تألیف ۱۰ کتاب، ترجمه ۳ کتاب و انتشار بیش از ۱۷۰ مقاله علمی در مجلات و کنفرانسهای معتبر داخلی و بینالمللی است. محامدپور راهنمایی و اتمام بیش از ۱۱۰ پایاننامه کارشناسی ارشد و ۱۲ رساله دکتری را در کارنامه خود دارد و علاوه بر اجرای طرحهای متعدد پژوهشی صنعتی، مسئولیتهای اجرایی مختلفی در دانشگاه و نیز در نهادهای ملی از جمله وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، ستاد راهبردی ارتباطات و فناوری اطلاعات معاونت علمی و فناوری ریاستجمهوری و مرکز تحقیقات مخابرات بر عهده داشتهاست.
با او درباره ایران و ایران سازی به گفتگو نشستیم که در ادامه میخوانید.
* این روزها مشغول چه فعالیتهایی هستید؟
این روزها عمدتاً درگیر برگزاری کلاسها هستم. کلاسهای من روزهای یکشنبه و سهشنبه به صورت مجازی برگزار میشود و در روزهای دیگر نیز فایلها و محتوای لازم را برای ارائه در جلسات یکشنبه و سهشنبه آماده میکنم. معمولاً در دانشگاه حضور دارم؛ حتی در شرایط سخت ایام جنگ یا قبل و بعد از تعطیلات نوروز نیز غالباً در دانشکده حاضر بودهام. هرچند تعداد کمی از همکاران حضور دارند، اما خودم را موظف میدانم که در دانشکده باشم.
* چه رشتهای تدریس میکنید؟
بنده عضو دانشکده مهندسی برق هستم. همانطور که میدانید این دانشکده حوزههای تخصصی مختلفی دارد. تخصص من مخابرات است و عمدتاً در حوزههای مرتبط با سیستمهای موبایل، رادار و پردازش سیگنال و زمینههای مشابه فعالیت دارم. درسهایی که ارائه میدهم نیز در همین حوزههاست و بیشتر برای دانشجویان مقطع ارشد و دکتری ارائه میشود. البته برخی از درسها را دانشجویان ترمهای پایانی کارشناسی نیز می توانند انتخاب کنند.
* با توجه به سابقه مدیریتی شما در حوزه مخابرات و نیز فعالیتهای فرهنگیتان، از نگاه شما، ایران چه معنایی دارد و درباره مفهوم «ساختن ایران» چگونه میاندیشید؟
ایران وطن ماست و وطن برای انسان حکم مادر و ناموس را دارد. بنابراین طبیعی است که همه تلاش و همت ما باید در جهت سربلندی ایران باشد. ما علاوه بر وظایف معمول، وظیفهای بزرگتری داریم و آن حرکت در راستای اعتلای کشور است. در محیط دانشگاه نیز از طریق گفتوگو با اساتید، بهویژه اساتید جوان، و همچنین دانشجویان در کلاس و مناسبتهای مختلف، تلاش میکنیم این نگاه را تقویت کنیم؛ یعنی آنها را با اهمیت این موضوع آشنا، و به آن ترغیب و تشویق کنیم تا با چنین ذهنیتی پرورش پیدا کنند.
وظیفه استاد تنها انتقال اطلاعات نیست؛ زیرا امروز با وجود منابع گسترده در اینترنت، دانشجویان میتوانند بهراحتی به مطالب علمی دسترسی پیدا کنند. گرچه انتقال دانش وظیفه نخست است، اما بهنظر من وظیفه مهمتر، تربیت دانشجویان است؛ تربیت انسانهایی که در آینده بتوانند مسئولیتهای علمی و اجرایی کشور را متعهدانه بر عهده بگیرند. باید در دانشجویان خودباوری ایجاد کنیم و به آنها بیاموزیم که میتوانند در خدمت کشور باشند و مشکلات را حل کنند. مهم است که روش حل مسئله و شیوه برخورد با چالشهای علمی و غیرعلمی را بیاموزند تا بتوانند در آینده با توانمندی کامل برای این سرزمین خدمت کنند.
* به نظر میرسد میان دانشجویان رشتههای فنی و مفاهیم مرتبط با علوم انسانی-از جمله فلسفه، جامعهشناسی، مردمشناسی و حتی ایرانشناسی- نوعی فاصله وجود دارد. در حالی که آشنایی با این مباحث برای دانشجویان فنی ضروری است، زیرا دانش فنی در کنار شناخت اجتماعی و فرهنگی، به آنها کمک میکند مهارتهای خود را در مسیر درست به کار بگیرند. در برخی دانشگاهها برای دانشجویان فنی سرفصلهایی در حوزه علوم انسانی تعریف شده است. آیا در دانشکده شما نیز چنین رویکردی وجود دارد؟
این موضوع بسیار اهمیت دارد و بهنظر من یکی از کاستیهای آموزش مهندسی، همین نبودِ برخی دروس علوم انسانی است. در گذشته درسهایی مانند جامعهشناسی، فلسفه علم و موضوعات مشابه در برنامههای آموزشی گنجانده میشد، اما متأسفانه بهتدریج حذف شدهاند. این مسئله به برنامهریزی آموزشی وزارت علوم و دانشگاهها برمیگردد.
جای درسهایی مانند اقتصاد مهندسی، فلسفه علم یا جامعهشناسی تربیتی در آموزش مهندسی خالی است و وجود آنها ضروری به نظر میرسد. دانشگاهها باید در این زمینه تلاش بیشتری داشته باشند. در دانشگاه خواجه نصیر، دستکم در دانشکده برق، من چنین درسهایی را مشاهده نکردهام. با این حال، به دلیل تجربه اجرایی و علاقه شخصیام به این مباحث، معمولاً در کنار درسهای تخصصی، اشارههایی به موضوعات مرتبط با علوم انسانی نیز دارم و تلاش میکنم دانشجویان را با اهمیت این دیدگاهها آشنا کنم. معتقدم آگاهی از این مسائل گاهی حتی از برخی مباحث تخصصی مهمتر است؛ زیرا آشنایی با فلسفه علم و اهداف آموزش فنی، زمینه را برای رشد بهتر دانشجویان فراهم میکند. در یک جمله، وظیفه اصلی استاد تنها انتقال اطلاعات نیست، بلکه تربیت دانشجو است؛ تربیت افرادی که پس از فارغالتحصیلی بتوانند در عرصههای علمی و اجرایی نقش مؤثری داشته باشند.
* در زمان ورود شما به حوزه مدیریت اجرایی، وضعیت کشور در حوزههای تخصصی مرتبط با مخابرات، مانند رادار و موبایل، چگونه بود؟ و هنگامی که فعالیت اجرایی شما پایان یافت، شرایط در چه وضعیتی قرار داشت؟ همچنین با توجه به وسعت جغرافیایی ایران و ظرفیتهای آن، علاقهمندم بدانم از نگاه شما ایرانِ آن سالها و امروز چه تفاوتهایی دارد و چه میزان زمینه برای فعالیت متخصصان فراهم بوده است؟
همانطور که مطلع هستید، وضعیت تکنولوژی، ظرفیتهای اجرایی و منابع انسانی در هر مقطع زمانی متفاوت است. ایران با توجه به وسعت جغرافیایی، جمعیت و منابع انسانی و طبیعی، ظرفیتهای گستردهای دارد. از سوی دیگر، نیازهای کشور نیز بهمرور افزایش یافته و متناسب با رشد علمی و توسعه دانشگاهها، گستردهتر شده است. همگام با رشد تکنولوژی، انتظارات و نیازها نیز بیشتر شده است.
در مقایسه با گذشته، به نظر میرسد که بستری که باید برای بهرهگیری از استعدادهای انسانی فراهم میشد، با سرعت کافی توسعه پیدا نکرده است. این شاید یکی از دلایلی باشد که برخی افراد احساس میکنند برای پیشرفت نیاز به مهاجرت دارند. البته آمار مهاجرت گاهی بیش از واقعیت جلوه داده میشود؛ نسبت افرادی که مهاجرت میکنند در مقایسه با تعداد کسانی که در کشور میمانند و فعالیت میکنند، چندان زیاد نبوده و بسیار اندک است. در مقایسه با سایر کشورها نیز که آمار مهاجرت بالاست، این درصد قابل توجه نمی باشد.
بهطور کلی، با وجود استعدادهای علمی فراوان و نیروی انسانی توانمند، انتظار میرود بسترهای لازم برای فعالیت پژوهشی و فناوری بیشتر فراهم شود. این موضوع شامل حمایتهای مالی، تأمین تجهیزات آزمایشگاهی و ایجاد زیرساختهایی است که دانشجویان و اساتید بتوانند در آن زمینهها فعالیت علمی مستمر داشته باشند.
تحقیق و توسعه فرایندی طولانیمدت است و بازده آن در بلندمدت ظاهر میشود؛ بنابراین اعتبار و بودجه ای که برای بخش پژوهش تخصیص مییابد، در واقع سرمایهگذاری بلندمدت است. در کشورهای مختلف، سهم قابل توجهی از بودجه به تحقیق و توسعه اختصاص پیدا میکند، اما متأسفانه در این زمینه، کشور ما هنوز در رتبههای پایین قرار دارد و لازم است توجه بیشتری به آن شود.
* اگر ممکن است، توضیحی هم درباره مفهوم «تحقیق و توسعه» یا همان R&D بفرمایید.
تحقیق و توسعه، که به اختصار R&D نامیده میشود، بهطور کلی موتور محرک توسعه کشورها به شمار میآید. صنایع مختلف برای آنکه بتوانند رشد کنند، بهروز بمانند و خود را با نیازهای جامعه هماهنگ کنند، ناگزیر به اتکا بر بخش تحقیق و توسعه هستند. این بخش شامل پژوهشهای دانشگاهی و تحقیقات صنعتی است و نکته بسیار مهم آن، ارتباط مؤثر میان دانشگاه و صنعت است.
در دانشگاهها، بهویژه از طریق پایاننامهها و پژوهشهای دانشجویی، تحقیقات عمدتاً در مرزهای دانش و همگام با دانش روز انجام میشود. اما برای آنکه این پژوهشها در نهایت به فناوری تبدیل شوند و آن فناوری به محصولی کاربردی و در نهایت به ثروت ملی بدل شود، باید بستر مناسب فراهم باشد و منابع مالی و حمایتی کافی در اختیار قرار گیرد.
در بسیاری از کشورهای پیشرفته، صنایع بزرگ در کنار فعالیتهای تولیدی خود، مراکز تحقیق و توسعه گستردهای دارند. این مراکز بهطور مستمر روی بهبود محصولات، افزایش بهرهوری و ارتقای کاربردپذیری آنها کار میکنند تا نتیجه نهایی به زندگی مردم راه پیدا کند. علاوه بر مراکز دانشگاهی، این واحدهای R&D در دل صنایع نقش بسیار مهمی ایفا میکنند.
به یاد دارم در یکی از سفرهای کاری، از مراکز تحقیق و توسعه شرکتهایی در چین بازدید داشتیم؛ مجموعههایی در مقیاس یک شهر بزرگ که نشان میداد چقدر به تحقیق و توسعه بها داده میشود. این تجربهها نشان میدهد که R&D باید هم در دانشگاهها و هم در صنایع بهطور جدی دنبال شود و مهمتر از آن، این دو بخش باید بهصورت سازمانیافته به یکدیگر متصل باشند تا پژوهشها سریعتر و مؤثرتر به نتیجه برسند.
* اجازه بدهید با یک مثال ملموس بحث را ادامه دهیم. بسیاری از ما به خاطر داریم که در دهههای گذشته، حتی در شهر بزرگی مثل تهران، همه خانهها تلفن نداشتند و برای یک تماس ساده باید به خانه همسایه یا مراکز مخابراتی مراجعه میشد. امروز اما تلفن همراه و ارتباط تصویری، زندگی را بهکلی متحول کرده است. این تحول عظیم در کمتر از چند دهه اتفاق افتاده. به نظر شما، آیا در روحیه ایرانیان نوعی تمایل ذاتی به یادگیری، مهندسی و ساختن وجود دارد؟ شما این موضوع را در حوزه تخصصی خود چگونه ارزیابی میکنید؟
از نظر علمی و مبانی نظری، در کشور کمبود جدی نداریم. از حیث تولید علم، در برخی حوزهها حتی در میان ده کشور برتر دنیا قرار داریم. بنابراین مسئله اصلی، کمبود دانش نیست. چالش اصلی زمانی آغاز میشود که بخواهیم این دانش را به فناوری و سپس به محصول تبدیل کنیم.
این مسیر، شامل یک زنجیره کامل است؛ از آزمایشگاه و تحقیق گرفته تا تأمین تجهیزات، سرمایهگذاری، مدیریت و در نهایت تجاریسازی. این زنجیره نیازمند توجه جدی دولتها و ایجاد بسترهای لازم است. البته ما در برخی بخشها همچنان به واردات وابستهایم، اما با توجه به ظرفیت بالای نیروی انسانی متخصص، توان آن را داریم که بسیاری از این وابستگیها را کاهش دهیم.
در دنیای امروز، تقریباً هیچ کشوری همه مراحل «ایده تا محصول» را بهتنهایی و بهصورت کامل انجام نمیدهد؛ چرا که از نظر اقتصادی مقرونبهصرفه نیست. کشورهای پیشرفته معمولاً نقش «یکپارچهساز» یا Integrator را ایفا میکنند؛ یعنی با تکیه بر دانش فنی و طراحی، اجزای مختلف را از نقاط گوناگون دنیا تأمین و در نهایت محصول نهایی را ارائه میکنند. مهم این است که دانش و مدیریت این فرایند در اختیار کشور باشد.
ما در برخی حوزههای کلان مانند نفت، گاز و حتی صنایع دفاعی نشان دادهایم که میتوانیم روی پای خود بایستیم. اما در برخی حوزههای مرتبط با نیازهای عمومی، مانند صنعت خودرو، هنوز ضعفهایی وجود دارد که بخش عمده آن به مسائل مدیریتی و نبود باور کافی به توان داخلی بازمیگردد.
به اعتقاد من، اگر باور «ما میتوانیم» بهصورت جدی در سطوح مدیریتی نهادینه شود، همراه با تأمین اعتبار، برنامهریزی صحیح و ایجاد زیرساخت مناسب، میتوان بسیاری از این چالشها را برطرف کرد. در آن صورت، ظرفیت علمی و فنی موجود در کشور میتواند بهخوبی به خدمت توسعه و رفاه عمومی درآید.
* نقش تحریمها را چطور میبینید؟
واقعیت این است که تحریمها، بدون تردید، ایجاد مشکل میکنند؛ اما در عین حال، خودِ همین شرایطِ ناخواسته نوعی نیاز و انگیزه حرکت نیز ایجاد میکند. تجربه کشور نشان میدهد که در سالهای تحریم، بهویژه در حوزههای دفاعی و نظامی، روند پیشرفت متوقف نشد. هر جا که نگاهمان فقط به بیرون بوده، توفیق چندانی به دست نیامده است؛ اما هر زمان که احساس کردهایم با یک نیاز واقعی روبهرو هستیم و باید برای تأمین آن اقدام کنیم، مسیر را پیدا کردهایم. طبیعت انسان همین است: وقتی با مشکل مواجه میشود، تلاش میکند بر آن مسلط شود، نه اینکه تسلیم آن گردد؛ خصوصاً وقتی موضوع، مسئلهای حیاتی و وجودی باشد.
از همین رو میتوان گفت تحریمها، با وجود فشارهایی که بر معیشت و اقتصاد وارد میکنند، در برخی حوزهها نقش یک محرک را داشتهاند و زمینه رشد و توسعه را فراهم کردهاند. امروز کشور ما در برخی بخشها بهعنوان یک قدرت مطرح شناخته میشود و بخش مهمی از این پیشرفتها در دل همان شرایط دشوار شکل گرفته است.
البته نکته اساسی این است که مدیران ارشد باید بدانند چگونه با این شرایط مواجه شوند؛ یعنی بهجای غلبه مشکلات بر ما، باید ما بر مشکلات مسلط شویم. همین نکتهای است که همیشه به دانشجویانم گوشزد میکنم: اگر در برابر یک مشکل دستها را بالا ببرید و تسلیم شوید، راه به جایی نمیبرید؛ اما اگر آستین بالا بزنید، به مسئله رجوع کنید و برای حل آن تلاش کنید، حتماً به نتیجه خواهید رسید.
بنابراین، هرچند تحریمها برای مردم مشکلات قابل توجهی ایجاد کردهاند، اما از سوی دیگر فرصتی بودهاند تا با اتکا به توان داخلی، بر پای خود بایستیم و مسیر خود را ادامه دهیم. امید من این است که مدیران ارشد کشور در این شرایط، بسترهای لازم را برای صنعت، دانشگاه و نیروهای جوان فراهم کنند تا بتوانیم توسعه بیشتری را شاهد باشیم، انشاءالله.



نظر شما