خبرگزاری مهر، گروه استان ها، زهرا ژرفی مهر: با آغاز جنگ تحمیلی رمضان، شهرستانهای چاراویماق و سراب نیز همچون بسیاری از نقاط دیگر کشور درگیر فضای ملتهب شدند؛ فضایی که نهتنها زندگی روزمره مردم، بلکه آموزش و روحیه نسل نوجوان را نیز تحتتأثیر قرار داد. در روزهایی که اینترنت ناپایدار بود، زیرساختهای آموزشی مجازی با اختلال روبهرو میشد و خانوادهها میان اضطراب و بلاتکلیفی گرفتار بودند، بسیاری از دانشآموزان در معرض عقبماندگی تحصیلی قرار گرفتند.
در چنین شرایطی، مدارس این مناطق تلاش کردند با استفاده از ظرفیت شبکه شاد، پیامرسانها و حتی فضاهای عمومی چون هیئتها و مساجد، آموزش را زنده نگه دارند. اما این تلاشها بدون همراهی و ازخودگذشتگی معلمان امکانپذیر نبود؛ معلمانی که برخلاف فشارهای روحی، محدودیتها و تهدیدهای روزهای جنگ، وظیفه خود را تنها تدریس ندانستند، بلکه همراهی با دانشآموزان در بحران را بخشی از رسالت انسانی خود دیدند.
در دل همین روزهای دشوار، نامهایی مانند محمد رشیدنیا و محمد محرمزاده بر سر زبانها افتاد؛ دو معلمی که با اقداماتی داوطلبانه و بیچشمداشت، به الگوهایی از فداکاری، امیدسازی و حمایت آموزشی تبدیل شدند. گزارش پیشرو روایتی از تلاشهای این دو معلم متعهد است؛ روایت معلمانی که در دل بحران، چراغ آموزش را روشن نگه داشتند.

ایثار یک دبیر عربی در دل بحران
محمد رشیدنیا، دبیر عربی شهرستان چاراویماق، از جمله معلمانی است که در روزهای آتشبس و فضای ملتهب جنگ، بدون هیچ چشمداشتی کلاسهای تقویتی رایگان برای دانشآموزان برگزار کرد.
وی در ابتدای گفتوگو با خبرنگار مهر میگوید: در شرایط جنگی فقط غذا و دارو نیاز نیست؛ آموزش، امید و احساس تنها نبودن هم یک کمک حیاتی است. انگیزهام این بود که نگذارم بچهها احساس رها شدن داشته باشند.
مشکلات آموزشی و ابتکارهای فردی در روزهای قطع و وصل اینترنت
رشیدنیا با اشاره به ضعف شدید اینترنت و اختلال شبکه شاد میگوید: برای جبران این خلأ، گروههای درسی در پیامرسانها تشکیل داده و شماره تماس خود را در اختیار همه دانشآموزان گذاشته است.
وی تأکید میکند: شاد ضعیف بود، روبیکا و ایتا مشکل داشتند، اما نمیخواستم هیچکس عقب بماند. شبها تکتک پیامها را جواب میدادم.
کلاسهایی که امید ساخت و اضطراب را کم کرد
این دبیر از تأثیر مثبت کلاسها چنین میگوید: بچهها میگفتند این کلاسها مثل یک نفس تازه وسط آنهمه اضطراب است. به باور وی، حضورش بیشتر نقش حمایتی و روانی تا صرفاً آموزشی داشته است.
رشیدنیا میگوید: این تجربه باعث شد بیش از پیش به ضرورت عدالت آموزشی در بحرانها توجه کند.
مدرسهای کوچک اما همراه؛ از صمیمیت تا حس امنیت
رشیدنیا از محیط مدرسه یاد میکند: فضا صمیمی بود و تلاش کردیم روند یادگیری قطع نشود.
وی میگوید: امروز وقتی بچهها او را در بیرون میبینند، با شادی و صمیمیت بیشتری برخورد میکنند و این نشانه پیوند عمیقتر میان معلم و دانشآموز است.

حضور پایدار یک آموزگار ابتدایی در سراب؛ دانشآموزانی که با وجود بحران، کلاس را رها نکردند
محمد محرمزاده، آموزگار پایه پنجم ابتدایی در سراب، در گفتگو با خبرنگار مهر نیز از تجربه خود میگوید.
وی تأکید میکند: با وجود شرایط جنگی، بیش از ۹۰ درصد دانشآموزان، هر روز در کلاسهای مجازی حاضر بودند. به گفته وی، مشکلاتی مانند پایان یافتن اینترنت یا خرابی یا نبود موبایل تنها برای تعداد معدودی پیش میآمد.
نظارت روزانه و پیگیری خانوادگی برای جلوگیری از غیبت
وی توضیح میدهد که روزانه اسامی حاضر و غایبها را برای مدیریت ارسال میکرد تا با خانوادهها تماس گرفته شود. محرمزاده میگوید: برای بچههایی که نمیتوانستند آنلاین شوند، فیلم آموزشی تهیه میکردم و از طریق شاد یا ایتا برایشان ارسال میکردم.
کلاسهای تقویتی؛ از طرح حامی تا آموزش در مسجد محله
این معلم دلسوز میگوید: قبل از جنگ، طرح «حامی» را برای تقویت دروس برگزار میکردند، اما در دوران جنگ از درسنامه، فیلم آموزشی و ارتباط فردی استفاده کنند.
وی میافزاید: اگر با صوت و تصویر هم حل نمیشد، در مسجد یا هیئت محله جمع میشدیم و رفع اشکال میکردیم. والدین خیلی مشتاق و حامی بودند.
همکاری معلمان و حمایت جامعه؛ تصویر زیبایی از همدلی
به گفته محرمزاده، بسیاری از معلمان در این روزها در مسجدها، هیئتها و خانههای مردم برای رفع اشکال دانشآموزان حضور یافتند
وی میگوید: همه سنگ تمام گذاشتند. هدف ما این بود که بچهها عقب نمانند و روحیهشان از دست نرود.


نظر شما