۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳:۰۰

قفسه‌های مجازی، کتاب‌های واقعی/۵

در روزهای جنگ، اولویت با پایداری نشر است نه ویترین‌های موقت

در روزهای جنگ، اولویت با پایداری نشر است نه ویترین‌های موقت

در شرایطی که نقدینگی و منابع کشور باید در خدمتِ «پایداری ملی» باشد، صرف این هزینه‌های میلیاردی برای یک بازه‌ موقت ۱۱ روزه، با منطقِ «اقتصادِ مقاومتی در زمان جنگ» سازگار نیست.

یادداشت مهمان- مهدی مرادی، دبیر بخش کتاب جایزه ملی روایت پیشرفت: با نزدیک شدن به اردیبهشت‌ماه، دوباره بحث‌ها و گلایه‌های متفاوتی درباره برگزاری یا عدم برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به گوش می‌رسد. اما این بار، شرایط با سال‌های گذشته تفاوت اساسی دارد؛ ما در میانه یک «جنگ سرد» و وضعیت آتش‌بس به سر می‌بریم. در این فضا، تصمیم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای برگزاری فقط مجازی نمایشگاه، نه یک انتخاب سلیقه‌ای، بلکه یک «تدبیر استراتژیک» است. تدبیری که بسیار هوشمندانه و صواب گرفته شده. نخستین جوانه‌های نمایشگاه مجازی کتاب تهران در روزهایی زده شد که جهان درگیر بهت و استیصال ناشی از همه‌گیری کرونا بود. در آن سال‌ها که تجمعات انسانی به بن‌بست رسیده بود، این ایده به‌عنوان یک راهکار اضطراری و موقت متولد شد تا چراغ نشر خاموش نشود. اما امروز، پس از گذشت چندین سال و تجربه موفق چندین دوره برگزاری نمایشگاه مجازی در کنار نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، دیگر یک «اقدام آزمایشی» یا یک «مسکن موقت» محسوب نمی‌شود. این درگاه اکنون امتحان خود را در بوته آزمایش‌های سخت پس داده و به یک مُدل بالغ و کارآمد در توزیع عادلانه فرهنگ تبدیل شده است. برخلاف سال‌های نخست که تردیدهایی درباره‌ زیرساخت‌ها وجود داشت، امروز شاهدیم که این سامانه به یک بلوغ فنی و اجرایی رسیده که می‌تواند در سخت‌ترین شرایط امنیتی و اقتصادی نیز بارِ سنگینِ هویت فرهنگی کشور را به دوش بکشد. لذا در شرایط فعلی که در میانه وضعیت حساس آتش‌بس قرار داریم، اجرای نمایشگاه مجازی کتاب تهران با این تجربه موفق، نه یک عقب‌گرد، بلکه بهره‌برداری هوشمندانه از یک ابزار تثبیت‌شده و قدرتمند است.

برگزاری نمایشگاه کتاب الزام قانونی است

برخی معتقدند در شرایط فعلی، نمایشگاه باید تعطیل شود؛ اما نگاهی به آیین‌نامه نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران (فصل چهارم، ضوابط فعالیت، ماده ۱۳) نشان می‌دهد که برگزاری این رویداد در «اردیبهشت‌ماه» و طی یک دوره ۱۱ روزه، یک الزام قانونی است. ما نمی‌توانیم به بهانه شرایط سخت، ساختارهای قانونی کشور را به تعلیق درآوریم. حفظ نظم قانونی، خود بخشی از اقتدار ملی در زمان جنگ است. لذا تعطیلی یا تعویق آن، عدول از میثاق قانونی و گسستن رشته‌ی نظم اداری است. قانون، لنگرگاه ثبات در تلاطم حوادث است و اجرای آن در هر شرایطی، نشان از استواری ارکان ملک و ملت ایران عزیز دارد.

برگزاری حضوری نمایشگاه در مصلای تهران، درحالی‌که کشور با هزینه‌های دوران جنگ رمضان و ملاحظات خاص امنیتی روبه‌روست، فراتر از یک چالش اجرایی، یک مخاطره‌ غیرمنطقی است. ماده ۱۷ آیین‌نامه نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، ظرفیت «بخش مجازی» را دقیقاً برای چنین ضرورت‌هایی پیش‌بینی کرده است. اجرایی کردن این بخش، اقدامی شایسته و بایسته است؛ چرا که علاوه بر حفظ سلامت مخاطبان، از لحاظ صرفه اقتصادی در شرایط فعلی، یک تصمیم مهم و حیاتی محسوب می‌شود. این اقدام نه یک انتخاب از سرِ ناچاری، بلکه یک «تدبیر هوشمندانه» است. برگزاری حضوری نمایشگاه کتاب تهران، هزینه‌های سرسام‌آوری از جمله غرفه‌سازی‌های موقت، مدیریت ترافیک کلان‌شهری، لجستیکِ استقرار ناشران و تأمین امنیت فیزیکی را به دولت و بخش خصوصی تحمیل می‌کند.

در شرایطی که نقدینگی و منابع کشور باید در خدمتِ «پایداری ملی» باشد، صرف این هزینه‌های میلیاردی برای یک بازه‌ موقت ۱۱ روزه، با منطقِ «اقتصادِ مقاومتی در زمان جنگ» سازگار نیست. نمایشگاه مجازی، این هزینه‌ها را به حداقل رسانده و در عوض، یارانه و بودجه‌ موجود را مستقیماً به سمت «خرید کتاب» و «تسهیل ارسال» هدایت می‌کند. ماده ۱۷ آیین‌نامه با نگاهی به «عدالت در بین مخاطبان»، این فرصت را فراهم می‌کند که حتی در دورترین نقاط مرزی که درگیر مستقیم تبعات جنگ هستند، کتاب‌ها با همان قیمت و تسهیلاتِ مرکز، به دستِ مشتاقان برسد. این یعنی فرهنگ، در سخت‌ترین روزها هم پشتِ سنگرها باقی نمی‌ماند. در طرف دیگر ماجرا هم ناشران در دوران جنگ با بحران نقدینگی و کاهش فروش مواجه‌اند. تعطیلی نمایشگاه به بهانه جنگ، تیرِ خلاصی به بدنه نیمه‌جان نشر خواهد بود. اما فعال کردنِ بخش مجازی، نه‌تنها جریان نقدینگی را به این صنعت بازمی‌گرداند، بلکه به دلیل کاهش هزینه‌های غرفه‌داری و پرسنلی، حاشیه سود بهتری را برای ناشران در این شرایط دشوار تضمین می‌کند.

فضای مجازی محدود به یک شبکه اجتماعی نیست

هم‌چنین گلایه‌ بخشی از بدنه نشر درباره محدودیت‌های اینترنتی پس از آغاز «جنگ رمضان»، بیش از آنکه ریشه در واقعیت‌های فنی داشته باشد، ناشی از یک خطای محاسباتی در شناختِ زیرساخت‌های ارتباطی کشور است. تقلیل دادن کل مفهوم «فضای مجازی» و «اینترنت» به یک شبکه اجتماعی خاص مانند اینستاگرام، یک رویکرد غیرتخصصی است. در دنیای امروز، شبکه اجتماعی تنها یک لایه از ویترین است، نه تمامِ زیرساخت. درحالی‌که دسترسی به برخی پلتفرم‌های خارجی به دلیل ملاحظات امنیتی دوران جنگ محدود شده، اما شاه‌راه‌های اصلی تبادل داده و «شبکه ملی اطلاعات» با حداکثر توان در حال فعالیت هستند. ناشرانی که حیات خود را تنها در گروِ اینستاگرام می‌بینند، در واقع بخش بزرگی از ظرفیت‌های وب، درگاه‌های فروش مستقیم، اپلیکیشن‌های کتابخوان و پیام‌رسان‌های بومی را نادیده گرفته‌اند.

واقعیت این است که در تمام دو ماه گذشته، زیرساخت‌های حیاتی کشور، از جمله سیستم‌های بانکی، درگاه‌های پرداخت و پلتفرم‌های توزیع محتوا، با تکیه بر اینترنت ملی بدون کوچک‌ترین اختلالی به فعالیت خود ادامه داده‌اند. پلتفرم‌های بومی در این مدت نه‌تنها تضعیف نشدند، بلکه با قوت دوچندان، بارِ ترافیک ارتباطی جامعه را به دوش کشیدند. نمایشگاه مجازی کتاب که بر بستر وبگاه ketab.ir برگزار می‌شود، دقیقاً از همین پایداری بهره می‌برد؛ بستری که امنیت آن در برابر حملات سایبری زمان جنگ، چندین لایه مستحکم‌تر از پلتفرم‌ها و درگاه‌های خارجی است. اکنون که دو ماه از آغاز ایام جنگ می‌گذرد، بهانه‌ی «عدم آمادگی» دیگر پذیرفته نیست. در زیست‌بوم جنگی، سرعتِ تطبیق با شرایط جدید، شرط بقاست. ناشری که در این مدت نتوانسته استراتژی بازاریابی خود را از یک پلتفرم محدود به فضای گسترده وب و پیام‌رسان‌های در دسترس منتقل کند، در حقیقت با یک «عقب‌ماندگی مدیریتی» روبروست. اینستاگرام تنها یک ابزار بود، نه هدف؛ و امروز که ابزارهای کارآمدتر و پایدارتری در دسترس است، اصرار بر توقفِ فعالیت به بهانه محدودیت آن، نوعی انفعالِ غیرحرفه‌ای است.

دورانِ گره زدن سرنوشتِ فرهنگ به پلتفرم‌های لرزانِ خارجی گذشته است. امروز، اینترنت ملی نه یک شعار، بلکه واقعیتِ جاری در رگ‌های اقتصادی و فرهنگی کشور است. ناشران باید با عبور از پیله‌ محدودیت‌های ذهنی، خود را برای حضور در این عرصه نوین آماده کنند؛ چرا که قطارِ توسعه‌ دیجیتال، منتظر کسانی که در ایستگاهِ عادت‌های قدیمی مانده‌اند، نخواهد شد. تجربه نشان داده است که تکیه بر زیرساخت‌های بومی، نه تنها تهدید نیست، بلکه فرصتی است تا ناشران با مخاطبانِ واقعی و پایدار خود در بستری امن‌تر و مستقیم‌تر ارتباط برقرار کنند. نمایشگاه مجازی کتاب، ویترینی به وسعت کل ایران است که برای تماشای آن، نیازی به فیلترشکن و ابزارهای واسطه نیست؛ تنها اراده‌ای برای «به‌روزرسانی» و همگامی با پیشرفت‌های فنی کشور را می‌طلبد.

نطفه نمایشگاه مجازی در دوران کرونا بسته شد

نمایشگاه مجازی کتاب تهران در سال ۱۴۰۵، صرفاً یک رویداد فروشگاهی نخواهد بود؛ این نمایشگاه حاصل‌جمعِ تجربه‌ای است که نطفه‌ آن در بحران جهانی کرونا بسته شد و امروز در کشاکش بحران جنگ به مرحله‌ «تکامل صیقلی» رسیده است. اگر در سال‌های ۹۹ و ۱۴۰۰، فضای مجازی یک «انتخاب اضطراری» بود، امروز در سال ۱۴۰۵، این بستر یک «میراثِ تثبیت‌شده» است که کارآمدی‌اش را در توزیعِ مویرگی دانایی به اثبات رسانده است. ما معتقدیم که در میانه کارزار، «تعطیلی فرهنگ» بزرگ‌ترین پالسِ ضعف به دشمن است. لذا با پافشاری بر اجرای نص قانون (ماده ۱۳ ایین‌نامه)، هویت و موجودیت نمایشگاه کتاب را صیانت می‌کنیم. اجازه نمی‌دهیم شرایط جنگی، تقویم فرهنگی این مرز و بوم را به لکنت بیندازد. استفاده از این ابزارِ امتحان‌پس‌داده، پیامی روشن به همراه دارد: «جریان آگاهی در ایران، حتی زیر سایه‌ آتش‌بس و جنگ سرد، متوقف‌شدنی نیست.» نمایشگاه مجازی ۱۴۰۵، یک فرصت طلایی برای بازتعریفِ نسبتِ صنعت نشر با تکنولوژی بومی است. با این حرکت، نه‌تنها کتاب را به خانه‌های مردم می‌بریم، بلکه بر این حقیقت پای می‌فشاریم که زنده بودن یک ملت، به تداومِ گفت‌وگو و ورق خوردن کتاب‌هایش در هر شرایطی بستگی دارد.

کد مطلب 6818357

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha