خبرگزاری مهر، گروه استان ها، زهرا ژرفی مهر: میدان ائلگلی این روزها شاهد برپایی موکب «فرشتگان آسمانی» است؛ موکبی که یاد دو کودک خردسال ماهان و ماهور و پدرشان را زنده نگه میدارد و به مکانی برای همقدمی، همدلی و همراهی مردم با خانوادهای داغدار تبدیل شده است. این برنامه با همراهی ادارهکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس آذربایجانشرقی و با هدف گرامیداشت یاد این سه عزیز و ایجاد فضایی آرام برای بازماندگان برگزار میشود.
فضای موکب، آرام و عمیق است؛ جایی که اشک و لبخند، اندوه و امید و سکوت و صداهای آهسته کنار هم نمود دارند. حضور پرشمار مردم در کنار خانواده، نشانی از فرهنگی دیرینه در تبریز است؛ فرهنگی که در آن، غم یک خانواده، غم همه است.
بهعنوان خبرنگار مهر مهمان موکب «فرشتگان آسمانی» در ائلگلی تبریز بودم؛ جایی که مردم با حضوری آرام و صمیمی، در کنار خانواده داغدار از جنایات دشمن صهیونی-آمریکایی، یاد دو کودک و پدرشان را گرامی داشتند.
روایت خانواده؛ حرفهایی که از دل میآید و بر دل مینشیند
خانواده داغدار از آغاز مراسم در کنار یادبود کودکان حضور داشتند؛ مادر، مادربزرگ، دایی، عمو و عمه، هریک با زبان و حال خود، از خاطرات و دلتنگیها گفتند؛ روایتهایی ساده اما جانسوز، که عمق مصیبت و بزرگی صبر را آشکار میکرد.
صحبتهای مادر؛ «خانه بدون خندههایشان… دیگر خانه نیست»
مادر، قاب عکس دو کودک را آرام در دست گرفته بود. صدایش لرزان بود اما کلماتش سرشار از محبت؛ ماهان همیشه وقتی از مدرسه برمیگشت، با صدای بلند من را صدا میزد… خانه بدون صدای او و ماهور خیلی ساکت شده. دلتنگی فقط نبودنشان نیست؛ دلتنگی لحظهلحظه زندگیست. هر گوشهای از خانه، خاطرهای از آنها دارد… گاهی دلم میخواهد همه چیز را نگه دارم همانطور که بود.
وی مکثی کرد و افزود: یک مادر وقتی دو تا فرشتهاش را از دست میدهد، انگار خودش هم نیمهکاره میشود… ولی مردم کنارمان بودهاند. این محبتهاست که آدم را زنده نگه میدارد.
صحبتهای دایی؛ «این بچهها فقط بچههای خواهرم نبودند؛ نور خانه همه ما بودند»
دایی، با صدایی آرام گفت: ماهان و ماهور برای ما فقط دو تا بچه نبودند. هر وقت خانه ما میآمدند، با خنده و شیطنتشان همه را دور هم جمع میکردند. زندگی پر بود از صدای خندهشان… حالا نبودنشان یک خلأ بزرگ درست کرده.
وی ادامه داد: دشمن صهیونی – آمریکایی با هدف قرار دادند خانه یک غیر نظامی، بر جنایات خود صحه گذاشت. در این روزها دیدم که چقدر مردم ما باصفا هستند. هرکس به اندازه خودش دلداری داده است. همین همراهیهاست که نشان میدهد درد یک خانواده، درد همه است.
صحبتهای عمو؛ «برادرزادههایم یادگار یک زندگی پاک و بیغلوغش بودند»
عمو با صدایی که تلاش میکرد محکم باشد، گفت: ماهان همیشه میخواست وقتی بزرگ شد نوازنده بشود… ماهور هم آنقدر مهربان بود که وقتی اسباببازیهایش را میخواست، اول مطمئن میشد کس دیگری دلش نخواهد شکست. این خاطرههاست که آدم را نگه میدارد.
وی سپس با بغضی پنهان افزود: آدم وقتی عکسشان را نگاه میکند، هم دلش میسوزد و هم احساس غرور میکند… این دو تا فرشته برای ما باقی میمانند.
صحبتهای عمه؛«دل ما با مهربانی مردم آرامتر شده… هرچند جای خالیشان هیچوقت پر نمیشود»
عمه کودکان، با دستی که آرام روی قاب عکس کشیده بود، گفت: روزهای سختی را گذراندهایم. هنوز هم وقتی اسمشان را میشنوم، قلبم میلرزد. ولی مردم خیلی با ما مهربانی کردهاند. همین توجه، همین همدلی… اینها دل خانواده را قرصتر میکند.
وی ادامه داد: ما دو تا فرشته از دست دادهایم… اما مهر و محبت مردم، انگار بال و پر دوبارهای برای تحمل این غم به ما داده است.
میدان ائلگلی؛ صحنهای از همدلی و همراهی مردم
در طول مراسم، بسیاری از شهروندان در کنار خانواده ایستادند؛ برخی دست روی شانه مادر گذاشتند، برخی فاتحه خواندند، برخی در سکوت سنگین و همراهکننده کنار یادبود ایستادند. این حضور گسترده، تصویر روشنی از فرهنگی عمیق در تبریز را نشان میدهد؛ فرهنگی که در آن هیچکس در غم تنها گذاشته نمیشود.
حسینیهی موکب با یادبودهای کودکانه، پیامهای امیدبخش و فضاهای آرامبخش طراحی شده بود. در گوشهای از موکب، بخشی به یاد و نام دانشآموزان و آیندهسازان اختصاص یافته است که نشان از پیوند این یادبود با مفهوم «زندگی و آینده» دارد.
موکب «فرشتگان آسمانی»؛ مکانی برای مرور خاطرهها و دوباره ایستادن کنار یکدیگر
برگزارکنندگان این موکب تأکید داشتند: چنین فضاهایی فقط برای یادآوری غم نیستند؛ بلکه برای زنده نگه داشتن مهربانی، تقویت پیوندهای انسانی و همکاری در ساختن آینده بهتر ایجاد میشوند.
در بخشی از موکب، فضایی برای گفتوگو و آرامش خانوادهها ایجاد شده بود؛ جایی که مردم میتوانستند بدون شتاب، لحظهای کنار خانواده بنشینند، دلداری بدهند یا فقط شنونده باشند.
در غم، آنچه میماند همدلی است
موکب «فرشتگان آسمانی» در ائلگلی تبریز تنها یک یادبود نیست؛ تجلی احترام و همدردی مردم با خانوادهای است که در جنگ تحمیلی رمضان زخمی از جنایات دشمن صهیونی- آمریکایی بر پیکریه خانواده غیر نظامی کاشت.
در روزهایی که قلب یک خانواده شکسته است، همراهی مردم تبریز بار دیگر ثابت کرد که «همدلی» هنوز زنده است؛ همچنان که یاد «ماهان» و «ماهور» زنده خواهد ماند.



نظر شما