خبرگزاری مهر، گروه استانها -معصومه دیمکار*: به عنوان یک متخصص مدیریت منابع انسانی، نامگذاری اولین روز هفته ملی جمعیت را نشانه درک عمیق از ضرورت «نهادسازی اجتماعی» در حوزه جمعیت میدانم. مشارکت اجتماعی و شبکهسازی محلی، هسته مرکزی تابآوری جمعیتی ایران را شکل میدهد، زیرا جمعیت پایدار تنها با آمار و بخشنامه محقق نمیشود، بلکه نیازمند سرمایه اجتماعی، اعتماد و ساختارهای مردمپایه در مقیاس محله است.
از منظر مدیریت منابع انسانی، یکی از مهمترین خلأهای سیاستی در حوزه جوانی جمعیت، عدم تناظر میان اهداف کلان ملی با انگیزههای فردی و محلی است. شبکهسازی محلی میتواند این فاصله را پر کند؛ به شرط آنکه دولت به جای تصدیگری، نقش تسهیلگر، ظرفیتساز و حامی را ایفا کند. محله حلقه مفقوده بین شهروند و حاکمیت در سیاستهای جمعیتی است.
در شرایط کنونی جنگ اقتصادی و نظامی تمامعیار علیه ایران، موضوع جمعیت از یک مسئله اجتماعی به یک مؤلفه راهبردی امنیت ملی تبدیل شده است. دشمن دقیقاً روی کاهش انگیزه فرزندآوری، تضعیف خانواده و پیرسازی جمعیت سرمایهگذاری میکند. در چنین فضایی، «تابآوری جمعیت» یعنی توانایی بازتولید نیروی انسانی ماهر، امیدوار و متعهد، که قلب آن مشارکت محلهای است.
نقش نخبگان و فرهیختگان در این میدان بسیار تعیینکننده است. تجربه کشورهای موفق نشان میدهد که تغییر هنجارهای جمعیتی پیش از هر چیز از گروههای مرجع شروع میشود. متأسفانه در دهه اخیر، بخش قابل توجهی از نخبگان به جای تقویت فرهنگ فرزندآوری، سکوت کردند یا حتی الگوسازی معکوس داشتند. امروز ضرورت دارد نخبگان با حضور فعال در شبکههای محلهای، بازوی فکری و رسانهای سیاستهای جوانی جمعیت شوند.
وظیفه خواص جامعه فراتر از رفتار فردی است. آنها نه تنها باید الگوی عملی ازدواج آسان و فرزندآوری باشند، بلکه باید ساختارهای محلهای را برای کاهش دغدغههای والدین مهیا کنند.
خواص حلقه اتصال سیاستهای بالادستی به بسترهای محلی هستند؛ اگر این حلقه گسسته شود، حتی بهترین قوانین نیز بیاثر میماند.
از جنبه غیردولتی، شبکهسازی محلی میتواند خدماتی مانند مراقبتهای پیش از بارداری، مشاوره برای مادران، و گروههای همیار خانواده را با هزینه کمتر و اثربخشی بیشتر ارائه دهد. دولت باید از طریق اعتبارات خرد محلی، واگذاری امور به سمنهای محلهای و کاهش بروکراسی، این شبکهها را تقویت کند؛ نه اینکه خود متولی اجرای مستقیم آن شود.
یک چالش جدی از نگاه مدیریت منابع انسانی، هماهنگی میان سازمانهای متولی جمعیت (بهداشت، آموزش و پرورش، ورزش و جوانان و غیره) در سطح محله است. شبکهسازی محلی میتواند بستری برای هم افزایی بین بخشی به صورت خودجوش ایجاد کند، اما نیازمند آن چیزی است که در علم مدیریت دولتی «حکمرانی شبکهای» نامیده میشود: جایگزینی دستور و کنترل با هماهنگی و اعتماد.
اثربخشی سیاستهای جوانی جمعیت زمانی رقم میخورد که هر محله بر اساس فرهنگ، اقتصاد و ظرفیتهای بومی خود، مداخله مناسب را انتخاب کند. برای مثال، یک محله حاشیهنشین نیازمند حمایت معیشتی و مسکن است، در حالی که یک محله مرفهتر به خدمات روانشناختی و فرزندپروری نیاز دارد. سیستم دولتی باید دادههای بهروز از وضعیت محلهها داشته باشد و مشارکت اجتماعی را به عنوان شاخص کلیدی پیشرفت در نظر گیرد.
جنگ نرم امروز، جنگ بر سر «تصویر آینده» است. دشمن تصویری از آینده بدون فرزند، خسته و تنها را رواج میدهد. شبکههای محلی میتوانند تصویر واقعیتری بسازند: محلهای پر از کودکان، با امکانات بازی، حضور پدربزرگها و مادربزرگها، و همیاری همسایهها. این تصویر، انگیزهای قدرتمندتر از هر وام و تسهیلاتی است. نخبگان و خواص باید راویان این تصویر امیدبخش باشند.
در پایان میتوان گفت «شبکهسازی محلی» را باید به عنوان یک نهاد سیاستگذار غیررسمی و راهبردی در نظام برنامهریزی جمعیت پذیرفت. موفقیت در جوانی جمعیت، بیش از آنکه نیازمند قوانین تشویقی مقطعی باشد، نیازمند بازطراحی نقش دولت از متصدی به ناظر و تسهیلگر شبکههای اجتماعی خودجوش است. در این مسیر، توجه به شرایط حساس کنونی، بسیج نخبگان و مطالبهگری خواص از ارکان جداییناپذیر «قلب تابآور جمعیت ایران» خواهد بود.
*دانشجوی دکترای مدیریت منابع انسانی و استاد دانشکده ملی مهارت دختران کاشان


نظر شما