۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۲۱:۲۳

پنجاه درصد آثار داخلی، قابل ارائه در جوامع بین‌المللی است

پنجاه درصد آثار داخلی، قابل ارائه در جوامع بین‌المللی است

رونمایی از 3 کتاب جدید از دکتر محسن پرویز، امروز (سه‌شنبه) در سکوی ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، آئین رونمایی از 3 کتاب جدید از محسن پرویز، در روز سه‌شنبه 29 اردیبهشت در سکوی ایوان شاهنامه باغ کتاب برگزار شد. در این نشست، محسن پرویز، نویسنده کتاب در کنار کارشناس ولی‌الله سلیمی، حضور داشت.

ولی‌الله سلیمی در ابتدای نشست گفت: این سه کتاب با عنوان کودک و نوجوان منتشر شدند، «جشن به‌یادماندنی» که کمی متفاوت‌تر از دو عنوان دیگر است و بیشتر مربوط به مخاطب نوجوان است. «گربه‌ای که شبیه هیچ گربه دیگری نبود» داستانی نمادین، مناسب وضع امروز جامعه ماست. این کتاب بیشتر تصویر است و کمتر به ادبیات پرداخته و گزینه مناسبی برای قصه‌گویی والدین است. کتاب «پرواز با گنجشک‌ها» نیز اثر لطیفی است که والدین می‌توانند با خیال آسوده برای کودک خود خریداری کنند. کودکان معمولا دغدغه‌های دارند و با مفهوم شهادت به گونه دیگری برخورد می‌کنند،‌ کتاب سوم، به خوبی این مفهوم را برای کودک تبیین می‌کند و مرگ را پرواز با گنجشک‌ها به دنیای دیگر تعریف می‌کند.

محسن پرویز درباره «پرواز با گنجشک‌ها» گفت: کتاب «پرواز با گنجشک‌ها» در نظر من بسیار شیرین و عجیب بود. در اردگاه کرخه، زمانی که لشگر اردو زده بود و در آنجا حضور داشت، پشت ارتفاعات، رودخانه‌ای رد می‌شد که فضای لطیف و شاعرانه‌ای داشت. یکی از فرماندهان گروهان مقداد، بعد از نماز صبح، زیر درخت در کنار رودخانه می‌نشست و دعا می‌خواند. روزی ساعت 10 ایشان با حال نزار به سراغ ما آمد و گفت «زیر درخت که نشسته بودم، پرنده‌ای شبیه گنجشک روی شانه من نشست و شروع به آواز خواندن کرد. بعد چند پرنده دیگر نیز روی شانه من نشستند و هر کاری می‌کردم بلند نمی‌شدند. زمانی که بلند شدم و به سمت اردوگاه آمدم این پرندگان همراه من شدند و در جایی از مسیر، از من جدا شدند» این صحنه برای خود آن فرد، نیز عجیب و نادر بود. چند روز بعد، ایشان در عملیات، اولین شهید گردان بود. این خاطره گوشه ذهن من جا خوش کرده بود و بعدها از نگاه دختر شهید، بر اساس این خاطره داستان «پرواز با گنجشک‌ها» را نوشتم.

وی درباره کتاب «جشن به‌یادماندنی‌» بیان کرد: در داستان «جشن به‌یادماندنی» من تلاش کردم تا برای وقت مخاطبان و کودکان اهل‌کتاب ارزش قائل شوم. به نظر من هر کتابی باید یک تلنگری به کودکان بزند و در آینده آنها تاثیرگذار باشد. سعی داشتم در این کتاب اشاره کنم که آدم وقتی که تصمیم گرفت کاری را در راه خدا انجام دهد؛ نباید در این مسیر سست شود و قطعا خداوند آن را یاری می‌کند. دست‌گیری کردن از یکدیگر نباید فراموش شود، خانواده در این کتاب هرساله جشنی را برگزار می‌کنند که پراهمیت است. در سال‌های اخیر دیدم که به غدیر بیشتر پرداخته می‌شود؛ اما در گذشته، نیمه شعبان مفصل‌تر از غدیر برگزار می‌شد. نکته سوم نیز این است که کودکان یاد بگیرند، بر اساس ظاهر افراد، آنها را قضاوت نکنند. در این داستان، شخصی که کمک می‌کند جشن برگزار شود، ظاهرا انسان متوملی نیست اما احساس وظیفه می‌کند که باید در برگزاری این جشن کمک کند. ما باید این توجه را داشته باشیم که قضاوت‌هایمان دقیق باشد. این کتاب ادای دینی به امام زمان و جشن نیمه‌شعبان است. شخصیت خیاط در کتاب نیز، اقتباسی از زندگی «شیخ رجبعلی خیاط» است.

نویسنده کتاب، درباره «گربه‌ای که شبیه گربه دیگری نبود» تصریح کرد: این اثر قرار بود «یوزپلنگی که شبیه گربه بود» نام داشته باشد. البته این اثر در زمان قبل‌تر نوشته شده بود که در زمان انتشار با حمله آمریکا به ایران، تقابل پیدا کرد. داستان این اثر نبرد گربه و سگی را روایت می‌کند که گربه، با وجود ضعیف‌تر بودن، سگ را فراری می‌دهد. به تصویرگر کتاب گفتم، شاید مخاطب نتواند نمادگرایی شخصیت‌ها را بفهمد به همین دلیل گربه را با رنگ پرچم ایران و سگ را با رنگ پرچم آمریکا تصویرسازی کردیم که بر حسب اتفاق، همزمان با جنگ رمضان، این کتاب منتشر شد.

وی در ادامه گفت: ما نویسندگان می‌توانیم آثار بسیاری در این زمینه بنویسیم، اما کم‌کاری می‌کنیم. افرادی با القائات و مقایسه بودجه ارتش امریکا و ایران، می‌خواهند به مخاطب بگویند «مقاومت فایده‌ای ندارد» و نتیجه نبرد مشخص است. در حالی که من می‌خواستم در این کتاب بگویم، ایران گربه نیست؛ بلکه یوزپلنگی است که می‌تواند در برابر هر قدرتی بایستد. من اثر دیگری نیز درباره داستان فلسطین و اشغال این سرزمین به دست صهیونیست‌ها، در دست انتشار دارم.

او همچنین درباره تالیف و ترجمه در حوزه ادبیات کودک، بیان کرد: در حوزه ادبیات کودک و نوجوان، برخلاف ادبیات بزرگسال، ما بعد از انقلاب آثار تاثیرگذاری داشتیم. دنیای کودکان بسیار به هم نزدیک است، ما وقتی رمان بزرگسال می‌نویسیم، مخاطب خارج از کشور و داخل کشور، مخاطب شهری و روستایی و ... فرهنگ و زبان متفاوتی دارد، اما زبان و دنیای کودکان به هم مشابهت دارد. به همین دلیل ترجمه و تالیف در این حوزه، آفت خاصی ندارد. در برهه‌ای از زمان، تصویرگری کتاب کودک ضعیف شد و ناشران به سراغ ترجمه رفتند، زیرا هزینه تصویرگری از تولید کتاب کاسته می‌شود و قیمت آن نیز به مراتب کاهش می‌یابد. در ادبیات کودک، ما تحت تاثیر آثار ترجمه‌ای نیستیم؛ اما ظرفیتی برای ترجمه معکوس در ایران وجود دارد که ما از آن استفاده نمی‌کنیم و بی‌بهره هستیم. از دید من، ده تا پنجاه درصد آثار کودک، قابل انتشار در جوامع بین‌المللی دارد. اگر این فضا را باز کنیم، قطعا با استقبال خوبی مواجه خواهیم شد؛ منتها نیازمند همت بالایی است.

امروز فضای صنعت نشر، به گونه‌ای است که حتی ناشران هم تحت فشار هستند؛ به همین دلیل نمی‌توان به ناشر یا تصویرساز فشار آورد. کتاب «موش کوچولو و آرزوهایش»، «کدام آدم‌برفی قشنگ‌تر است؟» و چند اثر دیگر از من، تصویر تکمیل کننده متن است. یعنی اگر دو جمله در داستان روایت می‌شود، چهار جمله در تصاویر روایت شود. آنگونه‌ای که در کتاب بزرگسال، جزئیات داستان را شرح می‌دهیم؛ در کتاب کودک نه می‌توانیم و نه اجازه داریم که شرح دهیم. این موارد وظیفه تصویرگر کتاب است. در کتاب «گربه‌ای که شبیه هیچ گربه دیگری نبود» تصویر مکمل داستان است و نمادگرایی ما را توصیف می‌کند.

کد مطلب 6835169

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha