به گزارش خبرگزاری مهر، وطن امروز نوشت: با گذشت بیش از ۹۰ روز از آغاز جنگ ۴۰ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و در شرایطی که یک آتشبس شکننده بر فضای منطقه حاکم است، شواهد و گزارشهای منتشر شده در رسانههای غربی نشان میدهد بر خلاف روایت اولیه واشنگتن، قدرت نظامی ایران نهتنها تحلیل نرفته، بلکه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، امروز در بسیاری از حوزهها آمادهتر از روزهای آغازین جنگ هستند.
در روزهای نخست جنگ، مقامات آمریکایی و شخص دونالد ترامپ بارها اعلام کردند هدف اصلی عملیات نظامی، نابودی توان موشکی ایران، از بین بردن زیرساختهای نظامی و فلج کردن قدرت بازدارندگی تهران است. کاخ سفید تلاش داشت این تصویر را القا کند که مجموعه حملات گسترده به مراکز موشکی، زیرساختهای دفاعی و تأسیسات راهبردی ایران، ظرفیت نظامی جمهوری اسلامی را برای سالها از بین خواهد برد.
اما اکنون، پس از گذشت ۳ ماه از آغاز جنگ و بیش از ۲ ماه از برقراری آتشبس، رسانههای آمریکایی و غربی تصویری کاملا متفاوت ارائه میکنند؛ تصویری که نشان میدهد ایران نهتنها توانسته بخش مهمی از خسارتهای وارد شده را جبران کند، بلکه در حال آمادهسازی خود برای سناریوهای احتمالی آینده است. نکته قابل توجه اینجاست که این ارزیابیها صرفاً مبتنی بر تحلیلهای سیاسی یا مواضع رسانهای نیست. بخش مهمی از این گزارشها بر پایه تصاویر ماهوارهای، دادههای میدانی، ارزیابیهای اطلاعاتی و اظهارات کارشناسانی است که خود رسانههای غربی به اعتبار آنها استناد میکنند.
در همین چارچوب، شبکه سیانان در گزارشی مفصل با استناد به تصاویر ماهوارهای اعلام کرده ایران موفق شده بخش عمدهای از ورودیهای تأسیسات موشکی زیرزمینی خود را که در جریان جنگ هدف حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار گرفته بودند، دوباره بازگشایی کند. بر اساس این گزارش، از مجموع ۶۹ ورودی تونل در ۱۸ پایگاه موشکی زیرزمینی که در جریان جنگ مورد حمله قرار گرفته بودند، تاکنون ۵۰ ورودی مجدداً باز شده است. این عدد نشان میدهد پروژه مسدودسازی مراکز موشکی ایران، آنگونه که ترامپ وعده داده بود، به نابودی توان موشکی کشور منجر نشده است.
تصاویر ماهوارهای مورد بررسی این شبکه نشان میدهد ایران طی هفتههای گذشته با استفاده از تجهیزات عمرانی ساده مانند بولدوزر، لودر و کامیونهای حمل خاک، بخش بزرگی از این خسارتها را جبران کرده است. بسیاری از دهانههای تونل بازگشایی شدهاند، مسیرهای تخریبشده ترمیم شدهاند و حتی در برخی نقاط، جادههای جدید آسفالت شدهاند.
نکته مهمتر آن است که کارشناسان مورد استناد سیانان معتقدند ذخایر موشکی ایران که در اعماق زمین نگهداری میشدند، اساساً آسیب جدی ندیدهاند.
این گزارش همچنین به موضوع احیای صنایع نظامی ایران اشاره میکند. بر خلاف ادعای مقامات آمریکایی مبنی بر نابودی زنجیره تولید موشک، ارزیابیهای اطلاعاتی مورد اشاره سیانان نشان میدهد ایران بازسازی ظرفیتهای تولیدی خود را آغاز کرده و حتی در برخی حوزهها سریعتر از برآوردهای اولیه آمریکا پیش رفته است. در واقع، آنچه سیانان ترسیم میکند تصویری از یک نیروی موشکی از بینرفته نیست، بلکه تصویری از یک نیروی موشکی در حال بازیابی و بازآرایی است.
رئیس جمهور آمریکا بارها اعلام کرده بود یکی از اهداف اصلی جنگ، نابودی کامل توان موشکی ایران است. او حتی در بیانیههای رسمی خود از «تخریب کامل قابلیتهای موشکی ایران» سخن گفته بود اما اکنون، گزارش سیانان دقیقاً نتیجهای معکوس را نشان میدهد. نهتنها توان موشکی ایران از بین نرفته، بلکه بخش مهمی از زیرساختهای آن مجدداً فعال شده است.
در واقع، اگر در روزهای نخست جنگ هدف آمریکا محروم کردن ایران از امکان شلیک موشک بود، امروز همان رسانههای آمریکایی اذعان میکنند ایران دوباره در موقعیتی قرار گرفته که میتواند در صورت وقوع یک درگیری جدید، حجم قابل توجهی از توان موشکی خود را به میدان بیاورد. پیشتر نیز نیویورک تایمز و واشنگتنپست، دیگر رسانههای آمریکایی با استناد به ارزیابیهای محرمانه نهادهای امنیتی و اطلاعاتی آمریکا، از جمله سیا، اذعان کرده بودند «ایران همچنان بخش قابل توجهی از ظرفیت موشکی خود را حفظ کرده و حتی دسترسی عملیاتی به بسیاری از زیرساختهایش را بازیابی کرده است».
بر اساس این گزارشها، نهادهای اطلاعاتی-نظامی آمریکا همچنین ارزیابی کردهاند ایران به ۹۰ درصد تأسیسات زیرزمینی ذخیرهسازی و شلیک موشک خود در سراسر کشور دوباره دسترسی پیدا کرده و بسیاری از این مراکز اکنون کاملاً یا تا حد زیادی عملیاتی هستند. در همین نقطه، دادههای منتشرشده از سوی گاردین نیز اهمیت مییابد. این روزنامه انگلیسی در گزارش خود تأکید میکند بسیاری از اهداف حداکثری ترامپ در جنگ محقق نشدهاند. گاردین با استناد به ارزیابی کارشناسان غربی مینویسد بخش بزرگی از موشکها و پهپادهای ایران همچنان حفظ شدهاند و روایت اولیه کاخ سفید درباره نابودی کامل توان نظامی ایران با واقعیتهای میدانی فاصله دارد.
ارتقای پدافند؛ روی دیگر بازسازی قدرت نظامی ایران
بازیابی توان آفندی تنها بخشی از ماجراست. آنچه در هفتههای اخیر کمتر مورد توجه قرار گرفته، روند تقویت و بازسازی قدرت پدافندی ایران است. در روزهای آغازین جنگ، ترامپ و برخی مقامات آمریکایی مدعی بودند ساختار دفاع هوایی ایران فروپاشیده و آسمان کشور عملاً در اختیار نیروهای متجاوز قرار گرفته اما گزارش اخیر انبیسی نیوز، تصویری متفاوت ارائه میکند.
این آمریکایی به نقل از چند منبع آگاه گزارش داده است که جنگنده F-۱۵E آمریکا که در جریان جنگ بر فراز ایران ساقط شد، احتمالاً با یک موشک دوشپرتاب هدف قرار گرفته است.
صرفنظر از جزئیات فنی این حادثه، اصل موضوع اهمیت فراوانی دارد. انهدام یک جنگنده پیشرفته در جریان عملیات رزمی نشان میدهد شبکه دفاعی ایران نهتنها از کار نیفتاده بود، بلکه توانسته بود با شناسایی مسیرهای پروازی، تحلیل الگوهای عملیاتی دشمن و بهرهگیری از کمینهای پدافندی، برای هواگردهای مهاجم تله ایجاد کند.
موشکهای دوشپرتاب اصولاً زمانی مؤثر هستند که نیروهای پدافندی بتوانند زمان و مسیر عبور هواگردها را با دقت پیشبینی کنند. این مسأله نیازمند شبکه شناسایی، فرماندهی، هماهنگی عملیاتی و مدیریت صحنه نبرد است. به همین دلیل، صرف ساقط شدن یک جنگنده توسط چنین سامانهای را نمیتوان تنها یک موفقیت تاکتیکی دانست، بلکه این اتفاق نشانهای از فعال بودن ساختار دفاعی و توانایی آن در تطبیق با شرایط جنگی است.
در واقع، شواهد نشان میدهد نیروهای مسلح کشور از همان روزهای جنگ در حال بازسازی، بهینهسازی و ارتقای لایههای دفاعی خود بودهاند. اگر بپذیریم این روند در میانه جنگ آغاز شده، منطقی است که نتیجه بگیریم طی ۲ ماه گذشته و در دوره آتشبس، این فرآیند با سرعت بیشتری ادامه یافته است. هر روزی که از پایان درگیری مستقیم گذشته، فرصت بیشتری برای ترمیم نقاط ضعف، بازآرایی سامانهها و افزایش آمادگی دفاعی فراهم کرده است.
فرسایش توان آمریکا
تقویت قدرت آفندی و پدافندی ایران تنها یک روی سکه است. روی دیگر این معادله، محدودیتهای فزاینده آمریکا در منطقه و کاهش کارایی برخی قابلیتهای عملیاتی و دفاعی آن است. در این زمینه، رسانه آمریکایی بلومبرگ گزارش داده در جریان یکی از حملات اخیر ایران به مواضع آمریکا، یک موشک بالستیک فاتح-۱۱۰ به سمت پایگاه علی السالم در کویت شلیک شده است.
طبق روایت بلومبرگ، اگرچه سامانههای دفاعی فعال بودند اما موشک به داخل پایگاه اصابت کرده و خسارات قابل توجهی بر جا گذاشته است. در نتیجه این حمله چند نفر زخمی شدهاند و دستکم ۲ فروند پهپاد MQ-۹ Reaper آسیب دیدهاند که یکی از آنها به طور کامل منهدم شده است. از منظر نظامی، آسیب دیدن همزمان چند پهپاد در یک نقطه میتواند این احتمال را مطرح کند که محل نگهداری یا استقرار آنها مورد اصابت قرار گرفته باشد. اگر چنین فرضی درست باشد، نشان میدهد حمله ایران از دقت عملیاتی قابل توجهی برخوردار بوده است.
بر اساس آنچه بلومبرگ روایت میکند، ایران تنها یک موشک شلیک کرده است. همین یک موشک توانسته خسارت ایجاد کند و به هدف مورد نظر برسد. این موضوع زمانی مهمتر میشود که در کنار هشدارهای مطرحشده در گزارش سیانان قرار گیرد. آن گزارش به کاهش ذخایر رهگیرهای موشکی آمریکا و نگرانی تحلیلگران از توان ادامه مقابله با تهدیدات موشکی اشاره میکرد.
اگر سامانههای دفاعی آمریکا برای مقابله با یک تهدید محدود نیز با چالش مواجه باشند، طبیعی است که درباره توان آنها در برابر حملات گستردهتر پرسشهای جدی مطرح شود. به بیان دیگر، آنچه امروز دیده میشود صرفاً احیای توان ایران نیست، بلکه همزمان نشانههایی از فرسایش بخشی از ظرفیتهای دفاعی آمریکا نیز مشاهده میشود. مسأله فقط بازیابی نیست، ایران قدرتمندتر از قبل شده است؛ با این حال، مهمترین نکته شاید این باشد که مسأله صرفاً به بازیابی توان از دسترفته محدود نمیشود. جنگها فقط میدان تخریب نیستند؛ میدان یادگیری نیز هستند.
هر ارتشی که از یک جنگ عبور میکند، مجموعهای از تجربیات ارزشمند را با خود به همراه میآورد. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. همانگونه که در جریان جنگ ۴۰ روزه مشاهده شد، یکی از مهمترین عوامل موفقیت ایران، استفاده از تجربیات حاصل از جنگ ۱۲ روزه و توسعه الگوهای جنگ نامتقارن بود. نیروهای مسلح کشور طی سالهای گذشته سرمایهگذاری گستردهای روی این دکترین انجام دادهاند؛ دکترینی که مبتنی بر استفاده از ابزارهای متنوع، پراکندگی توان رزمی، انعطاف عملیاتی و تحمیل هزینه به دشمن است. اکنون نیز طبیعی است که تمام نقاط ضعف شناسایی شده در جنگ اخیر مورد بازبینی قرار گرفته باشد. در مقابل، نقاط قوتی که کارآمدی خود را اثبات کردهاند، تقویت شدهاند.
یکی از مهمترین حوزهها در این زمینه، عرصه دریایی است. ایران طی سالهای گذشته توجه ویژهای به توسعه توان موشکهای ضدکشتی، سامانههای ساحل به دریا و ابزارهای جنگ نامتقارن دریایی داشته است. در چنین شرایطی، ترکیب توان موشکی، تجربه عملیاتی، قابلیتهای دریایی و آمادگی پدافندی میتواند معادلات هر درگیری احتمالی را به شکل قابل توجهی تغییر دهد. به همین دلیل است که حتی برخی رسانههای غربی نیز امروز بیش از آنکه از نابودی توان ایران سخن بگویند، درباره بازسازی، احیا و تقویت آن گزارش منتشر میکنند.
مجموعه گزارشهای سیانان، گاردین، انبیسی و بلومبرگ یک پیام مشترک دارد: تصویر امروز ایران با تصویری که ترامپ در روزهای آغازین جنگ ترسیم میکرد، تفاوت اساسی دارد. نه توان موشکی ایران از بین رفته، نه ساختار دفاعی آن فروپاشیده و نه اهداف حداکثری آمریکا محقق شده است. برعکس، آنچه از دل این گزارشها بیرون میآید، تصویری از کشوری است که ضمن جبران بخش مهمی از خسارتها، تجربیات ارزشمندی نیز از جنگ به دست آورده و اکنون با شناخت دقیقتر از نقاط ضعف و قوت خود، برای هر سناریوی احتمالی آینده آمادگی بیشتری دارد.
اگر جنگ ۴۰ روزه آزمونی برای توان نظامی ایران بود، به نظر میرسد نتیجه آن نه کاهش آمادگی، بلکه افزایش آمادگی و ارتقای قابلیتهای رزمی کشور بوده؛ قابلیتی که در هر رویارویی احتمالی آینده میتواند ضربات مؤثرتری به دشمن وارد کند. تحولات میدانی روزهای اخیر نیز نشان میدهد سطح آمادگی نیروهای مسلح ایران در وضعیت بسیار بالایی قرار دارد. طی روزهای گذشته، ایران و آمریکا چندین درگیری محدود را تجربه کردهاند که آخرین نمونه آن بامداد روز گذشته رخ داد؛ جایی که آمریکا بخشی از جزیره سیریک را هدف حمله قرار داد و ایران نیز در پاسخ، پایگاه مبدأ این حمله در کویت را هدف قرار داد.
صرف نظر از ابعاد عملیاتی این تبادل آتش، نفس سرعت واکنش ایران دارای اهمیت راهبردی است. در واقع، پاسخ فوری ایران به اقدام آمریکا نشان میدهد ساختار فرماندهی، سامانههای عملیاتی و زنجیره تصمیمگیری نیروهای مسلح کشور در بالاترین سطح آمادگی قرار دارند و کوچکترین اقدام یا تهدید دشمن بدون پاسخ باقی نمیماند. این مسأله همچنین نشان میدهد بر خلاف تصور اولیه واشنگتن مبنی بر فرسوده شدن توان رزمی ایران بر اثر جنگ ۴۰ روزه، تهران نهتنها قابلیت واکنش خود را حفظ کرده، بلکه اکنون با آمادگی بیشتر، سرعت عمل بالاتر و تجربهای گستردهتر از گذشته، آماده پاسخگویی به هرگونه ماجراجویی جدید است.
از این منظر، هر درگیری محدود اخیر را میتوان نشانهای از تثبیت یک واقعیت مهم دانست: ایران پس از جنگ، نه در موضع انفعال، بلکه در موقعیت آمادهباش دائمی و واکنش سریع قرار گرفته است. در همین حال «کریس کونز» سناتور دموکرات آمریکایی نیز در اظهاراتی قابل توجه اذعان کرده «ایران امروز از ۹۰ روز قبل و پیش از آغاز جنگ قویتر شده است». وی با اشاره به توانمندیهای ایران در حوزه پهپادی، قدرت اعمال فشار بر منافع آمریکا و متحدانش، همچنین تأثیرگذاری بر معادلات تنگه هرمز، تأکید کرد: تهران امروز در موقعیتی قرار دارد که میتواند هزینههای بیشتری به واشنگتن و شرکای منطقهای آن تحمیل کند.
اهمیت این اظهارات از آن جهت است که از سوی یکی از سناتورهای آمریکایی مطرح میشود؛ فردی که طبیعتاً نه از موضع حمایت از ایران، بلکه از زاویه نگرانی نسبت به پیامدهای جنگ برای آمریکا سخن میگوید.اظهارات این سناتور آمریکایی را میتوان جمعبندی سیاسی همه این واقعیتها دانست که ایران نهتنها از جنگ، تضعیفشده خارج نشده، بلکه با تجربهای بیشتر، آمادگی بالاتر و ابزارهای متنوعتر نسبت به قبل از جنگ در صحنه حضور دارد.


نظر شما