خبرگزاری مهر-گروه بین الملل: جنگ چهل روزه علیه ایران قرار بود برای دونالد ترامپ و متحدانش یک نمایش قدرت باشد؛ جنگی که از نگاه طراحان آن میتوانست تهران را وادار به عقبنشینی کند، موقعیت آمریکا را در غرب آسیا تقویت کند و در داخل نیز دستاوردی سیاسی برای رئیسجمهور آمریکا به همراه داشته باشد. اما تحولات ماههای اخیر نشان میدهد که این جنگ نه تنها به اهداف اعلامی خود دست نیافته، بلکه به تدریج به یکی از مهمترین چالشهای سیاسی ترامپ در داخل آمریکا تبدیل شده است.
نشانههای این تحول را میتوان در کنگره آمریکا، فضای افکار عمومی، شکافهای درون حزب جمهوریخواه و حتی نتایج انتخابات مقدماتی این کشور مشاهده کرد؛ جایی که هزینههای سیاسی جنگ علیه ایران روز به روز آشکارتر میشود.
شکست کمسابقه ترامپ در کنگره؛ شکاف در اردوگاه جمهوریخواهان
مهمترین نشانه تغییر فضای سیاسی آمریکا را باید در رأی اخیر مجلس نمایندگان جستوجو کرد. نمایندگان این مجلس با تصویب قطعنامه اختیارات جنگی، عملا تلاش کردند دست رئیسجمهور آمریکا را برای ادامه جنگ علیه ایران بدون مجوز کنگره ببندند. این طرح با ۲۱۵ رأی موافق در برابر ۲۰۸ رأی مخالف به تصویب رسید؛ اما آنچه بیش از نتیجه رأیگیری اهمیت دارد، شکسته شدن انسجام حزب جمهوریخواه است. چهار نماینده جمهوریخواه برخلاف خواست کاخ سفید و رهبری حزب به این قطعنامه رأی مثبت دادند و به صف دموکراتها پیوستند.
«مایک جانسون» رئیس مجلس نمایندگان و از نزدیکترین متحدان ترامپ پیش از رأیگیری هشدار داده بود که تصویب این طرح قدرت چانهزنی رئیسجمهور در برابر ایران را تضعیف خواهد کرد، اما این هشدار نیز نتوانست مانع ریزش بخشی از آرای جمهوریخواهان شود.
شبکه فاکسنیوز این رأیگیری را یک شکست کمسابقه برای ترامپ توصیف کرد و نوشت که نمایندگان هر دو حزب از طرحی حمایت کردهاند که خواستار پایان مشارکت نیروهای آمریکایی در عملیات نظامی علیه ایران است.
این تحول از آن جهت اهمیت دارد که طی سالهای اخیر کمتر موضوعی مشاهده شده که بخشی از جمهوریخواهان حاضر باشند در برابر خواست مستقیم ترامپ بایستند. اکنون اما ادامه جنگ و نبود چشمانداز روشن برای پایان آن، موجب شده حتی بخشی از حامیان سنتی رئیسجمهور نیز درباره ادامه این مسیر تردید کنند.
جنگی که سرمایه سیاسی ترامپ را فرسوده کرد
تحلیلگران آمریکایی معتقدند ترامپ بیش از هر زمان دیگری در تنگنای سیاسی قرار گرفته است. «آرون بلیک» تحلیلگر سیانان در گزارشی نوشت که رئیسجمهور آمریکا به تدریج در «یک جعبه سیاسی» گرفتار شده است؛ وضعیتی که خروج از آن برای وی دشوار خواهد بود.
بر اساس این تحلیل، ترامپ تصور میکرد با فشارهای نظامی و اقتصادی میتواند ایران را وادار به پذیرش توافقی مطابق خواستههای واشنگتن کند، اما گذشت زمان نشان داده که چنین هدفی به سرعت قابل تحقق نیست. از سوی دیگر، ادامه درگیریها و هزینههای جنگ نیز فشارهای داخلی بر دولت را افزایش داده است.
کاهش محبوبیت ترامپ در نظرسنجیها، نگرانی جمهوریخواهان از انتخابات پیش رو و افزایش انتقادات در کنگره همگی نشان میدهد که جنگ علیه ایران از یک فرصت سیاسی به یک بار سنگین برای کاخ سفید تبدیل شده است.
حتی برخی از چهرههای جمهوریخواه که پیشتر از ترامپ حمایت میکردند، اکنون مواضع انتقادیتری اتخاذ کردهاند. سناتورهایی همچون جان کورنین و بیل کسیدی از جمله چهرههایی هستند که در ماههای اخیر فاصله بیشتری با سیاستهای رئیسجمهور گرفتهاند. کسیدی پس از شکست در انتخابات مقدماتی، حتی از پیشبرد طرح محدودسازی اختیارات جنگی ترامپ در سنا حمایت کرد.
این وضعیت نشان میدهد که شکست در دستیابی به اهداف جنگ و طولانی شدن بحران، به تدریج سرمایه سیاسی رئیسجمهور آمریکا را مستهلک کرده است.
نخستین آثار انتخاباتی؛ شکست نامزدهای مورد حمایت ترامپ
تأثیرات جنگ تنها به کنگره محدود نمانده و نشانههای آن در رقابتهای انتخاباتی نیز قابل مشاهده است. خبرگزاری رویترز گزارش داده است که «رندی فینسترا» نامزد مورد حمایت ترامپ در انتخابات مقدماتی فرمانداری آیووا شکست خورده است. این شکست از آن جهت قابل توجه است که آیووا یکی از ایالتهایی محسوب میشود که ترامپ در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ با اختلاف قابل توجه در آن پیروز شده بود.
به گفته ناظران سیاسی، افزایش قیمت سوخت، بالا رفتن هزینه کودهای شیمیایی و فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ بر بخش کشاورزی آیووا از عوامل مهم نارضایتی رأیدهندگان جمهوریخواه بوده است. شکست فینسترا در شرایطی رخ داد که ترامپ در ماههای گذشته تلاش کرده بود نفوذ خود را در انتخابات مقدماتی جمهوریخواهان به نمایش بگذارد. با این حال نتایج اخیر نشان میدهد حمایت رئیسجمهور دیگر تضمینی برای پیروزی نامزدهای مورد حمایت او نیست.
در واقع جنگ علیه ایران و پیامدهای اقتصادی آن به تدریج به موضوعی داخلی در آمریکا تبدیل شده است؛ موضوعی که مستقیما بر معیشت شهروندان اثر گذاشته و میتواند بر رفتار انتخاباتی آنان تأثیر بگذارد.
افزایش نگرانی جمهوریخواهان از آینده سیاسی حزب
شاید مهمترین پیامد جنگ برای جمهوریخواهان، افزایش نگرانی از آینده سیاسی این حزب باشد. بسیاری از نمایندگان و سناتورهای جمهوریخواه به خوبی میدانند که در صورت تداوم جنگ و افزایش هزینههای اقتصادی و انسانی آن، حزب جمهوریخواه در انتخابات آینده با چالشهای جدی روبهرو خواهد شد.
به همین دلیل بخشی از مخالفتهای اخیر با سیاستهای ترامپ را باید در چارچوب تلاش برای فاصله گرفتن از تبعات سیاسی جنگ تحلیل کرد. جمهوریخواهان نگران هستند که ادامه این روند نه تنها اکثریت شکننده آنها در برخی نهادها را تهدید کند، بلکه موقعیت حزب را در انتخابات میاندورهای و رقابتهای آتی نیز تضعیف سازد.
همزمان، بنبست موجود در قبال ایران نیز گزینههای ترامپ را محدود کرده است. از یک سو عقبنشینی آشکار میتواند به معنای پذیرش شکست تلقی شود و از سوی دیگر ادامه جنگ نیز هزینههای سیاسی و اقتصادی بیشتری بر دولت و حزب جمهوریخواه تحمیل خواهد کرد.
نتیجه
آنچه امروز در واشنگتن مشاهده میشود، صرفا یک اختلافنظر درباره اختیارات جنگی رئیسجمهور نیست؛ بلکه بازتاب پیامدهای سیاسی جنگی است که برخلاف محاسبات اولیه، نه به تسلیم ایران منجر شد و نه دستاوردی روشن برای آمریکا به همراه آورد.
جنگ چهل روزه علیه ایران به تدریج به یکی از مهمترین عوامل فرسایش سرمایه سیاسی دونالد ترامپ تبدیل شده است. کاهش محبوبیت رئیسجمهور، شکاف در صفوف جمهوریخواهان، شکست نامزدهای مورد حمایت او در انتخابات مقدماتی و تلاش کنگره برای محدود کردن اختیارات جنگی کاخ سفید، همگی نشانههایی از این واقعیت هستند که نخستین بازندگان سیاسی این جنگ را باید در داخل آمریکا جستوجو کرد. اگر این روند ادامه یابد، پرونده جنگ علیه ایران ممکن است از یک چالش سیاست خارجی به عاملی تعیینکننده در آینده سیاسی ترامپ و حزب جمهوریخواه تبدیل شود.


نظر شما