به گزارش خبرگزاری مهر، فیلم مستند «ایران، پارسِ نوین» ساخته اینگالف بویسن، تئودور کریستنسن و اکسل لِرگه (محصول ۱۹۳۹) عصر یکشنبه ۴ مرداد در قالب صد و سیویکمین برنامه «مستنداتِ یکشنبه» به مناسبت سوم مرداد، پنجمین سالگرد ثبت جهانی راهآهن سراسری ایران در خانه هنرمندان ایران اکران شد و هوشنگ گلمکانی منتقد و کارگردان، مهرداد زاهدیان مستندساز و محمد محسنیان پژوهشگر تاریخ راهآهن به بررسی اثر پرداختند.
هوشنگ گلمکانی منتقد با اشاره به نگاه غربیها به شرق گفت: در سفرنامههای غربی که درباره ایران نوشتند ایران را یک کشور هزار و یک شب میدانند اما نمایش بدویت از ایران بسیار برجسته است. هرچند که بعدها در فیلمهایی مثل مستند «بادصبا» ما یک وجه شاعرانگی از ایران میبینیم. این شاعرانگی در کنار بدویت یک نگاه مشترک درباره ایران است. این فیلم با اینکه یک فیلم سفارشی است یعنی هم ایران پول داده هم یک کمپانی دانمارکی با این حال نگاه بدوی دارد.
این منتقد همچنین اظهار کرد: نگاه به زندگی اگزوتیسم در شرق و جهان سوم همراه با بدویت است و هیچگاه هم تمامی ندارد تا جایی که نصف فیلم صرف مقدمه میشود. به نظر من کارگردان این فیلم میخواهد همه چیز را بگوید. به عنوان یک سند تاریخی از ۵ ستاره به این اثر ۵ میدهم اما به عنوان یک فیلم مستند در این اثر یک نوع عجله موجود است چون سازندگان این مستند، آن را در سال آخر این پروژه ششساله ساختهاند.
گلمکانی با نگاهی تکنیکی به این اثر گفت: به عنوان یک مستند چند عنصر دارد. یک اینکه چون قرار است اطلاع دهد میزان گفتار متن بسیار زیاد است، صداگذاری بسیار کم است. فکر میکنم این فیلم صدابرداری سر صحنه نداشته است اما بیشتر صدای نریتور و موسیقی را میشنویم و گاهی موسیقی جنبه دراماتیک هم دارد. بخشی از تکههای موسیقی همان سرود شاهنشاهی است که در آن زمان وجود داشت. البته کارگردان تلاش میکند اثرش جنبههای شاعرانگی هم داشته باشد. حسرت من بابت این فیلم، این است که چرا زمان بیشتری برای ساخت آن گذاشته نشده است اما حرکت از سمت سنت به مدرنیسم و نمایش آن در فیلم کاملا فکر شده است.
راهآهن؛ یک نقطه تاریخی در ایران
مهرداد زاهدیان مستندساز نیز توضیح داد: یک فیلم مستند را بدون پیوستهای تاریخی آن نمیتوان بررسی کرد. ما باید با پارادیمها و نوع مواجهه و نیازهای زمان این اثر را بررسی کنیم. در آن دوره تاریخی که هندوستان و عثمانی یک مسیر راه آهن طویل داشتند ما نتوانستیم کاری کنیم اما این آرزو در دوره رضاشاه محقق میشود.
این مستندساز عنوان کرد: در مستند هم میبینید که میگوید «ایران، پارس نوین» در واقع راه آهن را به عنوان یک نقطهگذاری تاریخی میداند. در آن دوره نگاه به سینما شکل دیگری داشته است و در آن دوره ما چیزی به نام فیلم صنعتی نداشتیم و توجه روی مسیر تولید بود در حالی که این فیلم توسط یک کمپانی دانمارکی ساخته شد.
راه آهنی که باید در شش سال ساخته شود!
محمد محسنیان پژوهشگر تاریخ راه آهن، در بخش دیگری از این نشست گفت: بخش مهمی از اطلاعات مربوط به این مستند بر مبنای خاطرات و اسنادی است که از عوامل سازنده آن باقی مانده و از جمله می توان به کتابی با عنوان «راه آهنی که باید در شش سال ساخته شود» اشاره کرد؛ کتابی که شرحی بسیار جذاب از سفر اینگالف بویسن به ایران و چگونگی شکل گرفتن این پروژه را ارائه میدهد.
وی ادامه داد: بویسن در ۲۰ شهریور ۱۳۱۶ برای ساخت فیلمی درباره راه آهن ایران دعوت شد، در حالی که افتتاح رسمی راه آهن سراسری در چهارم شهریور ۱۳۱۷ انجام گرفت؛ بنابراین او کمتر از یک سال فرصت داشت تا این فیلم را آماده کند. در آن زمان بخشهایی از راه آهن شمال از مدتی قبل به بهره برداری رسیده بود و بخشهای دیگر نیز در آستانه تکمیل قرار داشت و همین مسئله بر شتاب و ساختار فیلم تاثیر گذاشت.
محسنیان در بخش دیگری از صحبتهایش به حضور فردی به نام جمشید در کنار گروه فیلمساز اشاره کرد و گفت: او از هفته های دوم یا سوم اقامت بویسن در ایران به گروه اضافه شد و عملا نقش ناظر و همراه رسمی را داشت.



نظر شما