اسحاق کریمیان در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار داشت: از یک سو نظام بودجهریزی دولت درگیر فرآیندهای قطرهچکانی و پراکنده شده و از سوی دیگر جامعه محلی همچنان در انتظار تکرار الگوهای حمایتی دهههای ۶۰ و ۷۰ باقی مانده است. این گسست ساختاری نتیجهای جز خسارت به سرمایههای ملی و توقف توسعه کشاورزی در برندارد.
وی با بررسی تاریخی پروژههای آب در شهرستان کوهرنگ، افزود: در دهههای ۶۰ و ۷۰ دولت با رویکرد تصدیگری مطلق، مسئولیت کامل اجرای طرحهای آبرسانی و احداث استخرهای ذخیره آب را بر عهده داشت. اگرچه این مدل باعث وابستگی شدید به اعتبارات دولتی شد، اما چرخهای توسعه کشاورزی را با سرعت به حرکت درآورد.
کریمیان تصریح کرد: با گذشت زمان این سیاست به سمت مشارکت حداقلی تغییر جهت داد و سهم دولت در پروژهها به تدریج کاهش یافت و قرار شد تسهیلات بانکی جایگزین بودجههای مستقیم شود. اما در مقطع کنونی به نقطهای رسیدهایم که میتوان آن را وضعیت صفر نامید. در حال حاضر سهم دولت در پروژههای زیرساختی آب و خاک مورد نیاز شهرستان به کمتر از ۵ درصد رسیده که عملاً به معنای عدم تعهد عملیاتی است.
وی خاطرنشان کرد: اعتبارات قطرهچکانی یکی از اصلیترین آسیبهای فعلی است. نحوه تخصیص اعتبارات پروژههای زیرساختی آب با تورمهای سالانه نرخ مصالح و تجهیزات همخوانی ندارد. وقتی اعتبار ناچیزی برای یک پروژه کلان پمپاژ یا استخر ذخیره تخصیص مییابد که تنها پاسخگوی بخش کوچکی از هزینههای نگهداری است، عملاً پروژه به یک بنای مخروبه تبدیل میشود.
کریمیان بیان داشت: تحلیلهای کارشناسی نشان میدهد با روند فعلی، برای تکمیل پروژههای نیمهتمام کوهرنگ به بیش از ۸۰ برابر اعتبارات تخصیصی جاری نیاز است. این در حالی است که با همین بودجههای اندک صرفاً هزینههای جاری و اداری پروژههایی که سالها از عمر مفیدشان گذشته، صرف میشود. این روند نهتنها توسعهبخش نیست، بلکه دفن منابع مالی و ملی است.
وی با اشاره به وضعیت جامعه محلی افزود: جامعه محلی هنوز تحت تأثیر الگوهای سنتی توسعه قرار دارد. تداوم نگاه دولتمحور در میان کشاورزان باعث شده مدلهای مشارکت عمومی-خصوصی یا تعاونیهای تولید در کوهرنگ بهسختی شکل بگیرند. کشاورز به امید کمکهای بلاعوض دهههای گذشته از سرمایهگذاری شخصی و پذیرش ریسک تسهیلات بانکی سر باز میزند، اما دولت نیز دیگر آن توان مالی گذشته را ندارد. این انتظار بیپایان باعث شده کشاورزی کوهرنگ از تکنولوژیهای نوین و مدیریت مشارکتی عقب بماند.
کریمیان فرآیند فرساینده بانکی را تیر خلاص به کشاورز دانست و گفت: اگر کشاورزی بخواهد از سد بیتوجهی دولت عبور کند و به سمت تسهیلات بانکی برود، با دیواری بلندتر از بروکراسی اداری مواجه میشود. فرآیندهای طولانی دریافت تسهیلات در کنار محدودیتهای وثیقهای و سودهای بانکی که با نرخ بازگشت سرمایه در کشاورزی کوهستانی همخوانی ندارد، انگیزه مشارکت را در نطفه خفه میکند. در واقع با عدم تخصیص بودجه از یک سو و سختگیری در تسهیلات از سوی دیگر و نبود شرایط محلی برای مشارکت فعال سرمایهگذاران خصوصی، شهرستان در یک محاصره مدیریتی قرار گرفته است.
وی تبعات ادامه این رویه را مهاجرت نیروهای مولد از کوهرنگ به حاشیه کلانشهرها و تبدیل قطب تولید کشاورزی به یک منطقه محروم و وابسته برشمرد و تصریح کرد: برای عبور از این سرگردانی، شفافیت با مردم ضروری است. دولت باید صادقانه سهم واقعی خود را در پروژهها مشخص کند و از دادن وعدههایی که توان اجرای آن را ندارد، دست بردارد.


نظر شما