خبرگزاری مهر - گروه استانها- کوثر یاوری: استان کرمانشاه، دیار سنگ و آب و مهد پرورش ادیبان و هنرمندان نامدار، سالها به عنوان یکی از قطبهای بیبدیل و جریانساز شعر و ادب در پهنه فرهنگی ایرانزمین شناخته میشد. آسمان ادبیات این خطه، همواره پرستاره بوده و شاعران و نویسندگان برجستهای را به جامعه فرهنگی کشور معرفی کرده است؛ چهرههایی که کلامشان، مرزهای جغرافیایی را درنوردیده و در حافظه تاریخی ملت ایران ماندگار شدهاند. با این حال، شوربختانه امروز این جریان اصیل و اثرگذار با چالشهایی عمیق و جدی دستوپنجه نرم میکند و آن شکوه گذشته، جای خود را به سکوتی سنگین در محافل ادبی داده است.
بررسی میدانی و پای صحبت نشستن با اهالی قلم نشان میدهد که شعر کرمانشاه در یک رکود نگرانکننده به سر میبرد. کمرنگ شدن و حتی تعطیلی بسیاری از انجمنها و محافل ادبی که روزگاری کلاس درس و محل زایش طبع بودند، کاهش تولید آثار بومی و فولکلور و هجمه بیامان فضای مجازی و رسانههای زرد که تمرکز جوانان مستعد را از خلق آثار فاخر به سمت دیدهشدنهای سطحی سوق داده است، تنها بخشی از چالشهای ادبیات در این استان به شمار میرود.
در چنین شرایطی، بازخوانی دقیق وضعیت شعر و ادبیات استان کرمانشاه و بررسی کارشناسانه راههای بازگرداندن آن به مسیر پویایی، اثرگذاری و شکوفایی، نه تنها یک نیاز، بلکه یک ضرورت فرهنگی به نظر میرسد. به همین منظور، در این گزارش پای صحبتهای چند تن از شاعران و نویسندگان دغدغهمند کرمانشاهی نشستهایم تا از دریچه نگاه آنان، چالشها و البته امیدهای پیش روی ادبیات این دیار غیور را واکاوی کنیم.
شعر یتیم کرمانشاه در فقدان برنامهریزی فرهنگی
حسین خزائی، شاعر کرمانشاهی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: با صراحت باید بگویم که شعر امروز کرمانشاه، شعری یتیم است. ما در این فضا نه رخداد قابل تأملی را شاهدیم و نه جریان و جریانسازی چشمگیری میبینیم. حتی دیگر از تکستارههایی که هر از چندگاه در آسمان ادبیات کشور میدرخشیدند و نام کرمانشاه را زنده میکردند، خبری نیست. پیران و اساتید راه منزوی شدهاند و جوانان مستعد، اما طالب دیدهشدن، در کافهها و پیجهای کذایی فضای مجازی سرگردانند.

وی افزود: متأسفانه نه اتحاد و اتفاقی بر سر تقویت و نگهداشت جایگاه رفیع شعر کرمانشاه در سالیان پیش وجود دارد و نه تلاش و تکاپویی برای حرکت و به رخ کشیدن بارقهای نو دیده میشود. شاید اصلیترین عامل این رکود را بتوان در نبود یک برنامه مدون و جامع در بخش فرهنگ و هنر استان کرمانشاه جستجو کرد؛ جایی که در آن، متأسفانه فرهنگ در اولویت قرار نمیگیرد و ما آثار این نگاه را در بخشهای مختلف جامعه مشاهده میکنیم.
محافل بیثمر و ضرورت تقویت فضای فرهنگی
خزائی در ادامه گفتگو با خبرنگار مهر تصریح کرد: محافل ادبی در گذشته حکم همان کلاس درس و رابطه شاگرد و استادی را داشتند؛ محلی که در آن هم میآموختی و هم آموزش میدادی، هم شعر عرضه میکردی و هم شعر ناب میشنیدی. این فضا انگیزه سرودن و زایش طبع را سبب میشد، اما امروز این انجمنها به دلیل عدم وجود سازوکار، برنامهریزی و حمایت مناسب، از فضاهای فرهنگساز به کافهنشینیها و دورهمیهای بیثمر و نشست برای نشست بدل شدهاند. البته باید تأکید کنم که پیش از هر محفلی، مطالعه عمیق کتاب است که میتواند باعث شکوفایی جوانان شود.
وی خاطرنشان کرد: هنر بدون رسانه و مخاطب، اثرگذاری لازم را نخواهد داشت و اگر قرار باشد شعر در گنجهها خاک بخورد، همان بهتر که نوشته نشود. با این حال، فردا را امروز میسازند و من همچنان امیدوارم که ادبیات کرمانشاه به دوران اوج خود بازگردد.
رسالت شاعر؛ از تجربههای زیسته تا جریانسازی اجتماعی
میلاد خانی، شاعر کرمانشاهی در گفتگو با خبرنگار مهر بیان کرد: در کلیت معتقدم که شاعری یک فن و مهارت است. اگر شاعر از استعداد کافی و تجربه بالا برخوردار باشد، میتواند برای هر موضوعی با مضامین مختلف شعر بنویسد؛ اما در نهایت، قطعاً اشعاری که در آن تجربههای زیسته و شخصی خود شاعر نیز وجود داشته باشد، قویتر و دلنشینتر است. مثلاً شاید مسائلی در زندگی من اتفاق نیفتاده باشد، اما الان در اجتماع یک موضوع مهم و مبتلابه است. اگر من به عنوان شاعر احساس مسئولیت داشته باشم و بخواهم با هنر خود نسبت به آن واکنش نشان دهم، لازم است که از کنار آن بیتفاوت رد نشوم و با زبانی بهروز و در عین حال پایبند به اصول تخصصی گذشته، به آن بپردازم.
کثرت آثار هدفمند؛ موتور محرک جریانهای فکری
خانی با تأکید بر نقش محافل و نقد ادبی به خبرنگار مهر گفت: اگر در مجالس ادبی، اشعار علاوه بر خوانش، از ابعاد مختلف و زیر نظر استادی صاحبفکر و سالم نقد شود، افراد حاضر در آن جلسه دارای خط فکری صحیح و دغدغهمند نسبت به مسائل جامعه میشوند. همین کثرت انتشار اشعار هدفمند میتواند ادبیات جامعه را سمتوسو دهد و جریانهایی را به راه بیندازد. مثلاً در ایام جنگ یا بحرانها، اگر جلسهای فقط شعر عاشقانه بخواند، آن جلسه خنثی و بیاثر است.

وی افزود: معدن شعر کرمانشاه از دیرباز گوهرهای فراوانی داشته که نامشان بر لوح تاریخ ادبیات فارسی ماندگار است و امروز هم جوانان بااستعدادی داریم. در نهایت، مخاطب ما مردم هستند و من همیشه پس از انتشار اشعارم، بازخوردهای هوشمندانه مردم را دیدهام و آنها را با مشورت اهل فن در آثار بعدی لحاظ کردهام.
ادبیات فولکلور کرمانشاه؛ از فراموشی تا تلاش برای احیا
طاهره ترابی، نویسنده کرمانشاهی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: خطه کرمانشاه در همه زمینهها همواره مظلوم بوده و هست. مدتهاست ادبیات فولکلور و محلی در کرمانشاه به دست فراموشی سپرده شده بود و باز به تازگی استارت موتور این سبک از شعر و ادبیات محلی زده شده است؛ اما بسیار جای کار دارد که این ادبیات غنی در سطح ملی پرورش داده و شناسانده شود. بنده خودم به عنوان نویسنده، دغدغه معرفی استان و شهر زیبایم را داشتهام و در آثارم از گویش کرمانشاهی، آیینها، فرهنگ و حتی آثار باستانی شهرم استفاده کردهام تا سهمی در خروج کرمانشاه از مهجوریت داشته باشم. جا دارد هنرمندان بیشتری این تعصب را داشته باشند.
این نویسنده در گفتگوی خود با خبرنگار مهر خاطرنشان کرد: با وجود پررنگ شدن فضای مجازی، بنده مصر هستم که محافل حضوری بسیار اثرگذارترند و انگیزه بیشتری میدهند. قطعاً توجه به حوزه فرهنگ و ادبیات، نقش مهمی در رشد استعدادهای جوان دارد. کرمانشاه همواره مهد پرورش بزرگانی چون دکتر کزازی، استاد محمدجواد محبت و آیتالله نجومی بوده است. فرزندان امروز نیز زاده همان نسلاند و در محافل ادبی مغزهای متفکری میبینم که تنها به یک بستر پرورشدهنده و حامی احتیاج دارند تا پا جای پای این بزرگان بگذارند.
ادبیات و شعر کرمانشاه، با وجود چالشها و نبود برنامههای مدون فرهنگی، هنوز هم آبستن استعدادهای نابی است که میتوانند جریانساز باشند. بازگشت به دوران طلایی ادبیات در این دیار، رویایی دستنیافتنی نیست؛ بلکه نیازمند عزمی استانی و مطالبهای روشن است. اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و نهادهای متولی باید با احیای انجمنهای ادبی با حضور اساتید مجرب، ایجاد بسترهای مناسب برای معرفی آثار مؤلفان بومی و برگزاری رویدادهای معتبر ادبی، زمینه شکوفایی هرچه بیشتر استعدادهای این حوزه را فراهم کنند تا شعر کرمانشاه بار دیگر بر تارک ادبیات ایران بدرخشد.


نظر شما