به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: در شرایطی که فشار تحریمهای آمریکا همچنان یکی از مهمترین موانع پیش روی اقتصاد ایران است، عضویت جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری شانگهای، یک ظرفیت مهم برای توسعه روابط اقتصادی با شرق و کاهش وابستگی به مسیرهای سنتی تجارت خارجی به شمار میرود؛ ظرفیتی که اگر از سطح دیپلماسی سیاسی به همکاریهای واقعی اقتصادی، بانکی، ترانزیتی و تجاری منتقل شود، میتواند بخشی از آثار تحریمها را خنثی کند. دهههای اخیر را میتوان یکی از دورههای مهم بازآرایی قدرت در نظام بینالملل دانست؛ دورهای که در آن، وزن اقتصادی و سیاسی قدرتهای آسیایی افزایش یافته و همکاریهای منطقهای بیش از گذشته به یکی از ابزارهای شکلدهی به نظم جدید جهانی تبدیل شده است.
در این میان، سازمان همکاری شانگهای دیگر صرفا یک سازوکار امنیتی میان چند کشور آسیایی نیست و به بستری برای گفتوگو و همکاری در حوزههایی همچون اقتصاد، تجارت، حملونقل، انرژی، فناوری و امنیت تبدیل شده است. این سازمان اکنون ۱۰ عضو دارد و ایران از سال ۲۰۲۳ به عضویت کامل آن درآمده است؛ عضویتی که در کنار حضور چین، روسیه، هند و کشورهای آسیای مرکزی، میتواند جایگاه تهران را در شبکه همکاریهای اقتصادی شرق تقویت کند. اما در روزهای اخیر، حضور رئیسجمهور کشورمان در اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، بار دیگر اهمیت این سازمان را در معادلات سیاست خارجی و اقتصاد ایران برجسته کرد؛ حضوری که فراتر از یک رویداد دیپلماتیک، میتواند فرصتی برای فعالتر شدن ظرفیتهای اقتصادی ایران در شرق باشد.
در شرایطی که تحریمهای یک جانبه آمریکا، مسیرهای سنتی تجارت خارجی، دسترسی به منابع مالی و شبکههای بانکی بینالمللی را با محدودیت مواجه کرده است، اکنون این پرسش بیش از گذشته مطرح است که عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای تا چه اندازه میتواند به یک ابزار عملی برای کاهش فشار تحریمها و عبور اقتصاد کشور از محدودیتهای خارجی تبدیل شود؟ پاسخ به این پرسش البته در خود «عضویت» خلاصه نمیشود؛ بلکه به میزان توان ایران برای تبدیل این عضویت به قراردادهای اقتصادی، افزایش تجارت، جذب سرمایه، توسعه کریدورهای ترانزیتی و ایجاد سازوکارهای مستقل مالی بستگی دارد.
شانگهای برای ایران میتواند دریچهای به سوی بازارهای بزرگ آسیایی باشد، اما باز شدن این دریچه نیازمند دیپلماسی اقتصادی فعال و پیگیری مستمر منافع کشور است. اهمیت این موضوع برای ایران زمانی بیشتر آشکار میشود که اقتصاد کشور همزمان با محدودیتهای بانکی، دشواریهای انتقال پول، محدودیت دسترسی به بازارهای جهانی و فشار بر صادرات نفت و غیرنفتی مواجه است. در چنین شرایطی، توسعه روابط با کشورهایی که حاضر به حفظ و گسترش همکاریهای اقتصادی با تهران هستند، صرفا یک انتخاب دیپلماتیک نیست؛ بلکه بخشی از راهبرد مقابله با محدودیتهای خارجی محسوب میشود.
مسئله اصلی اما اینجاست که عضویت در سازمان همکاری شانگهای به خودی خود تحریمها را لغو یا خنثی نمیکند. مزیت واقعی عضویت زمانی آشکار میشود که ایران بتواند از ظرفیت اعضای این سازمان برای افزایش تجارت، ایجاد مسیرهای جدید انتقال کالا، توسعه همکاریهای بانکی و استفاده از پولهای ملی در مبادلات بهره گیرد. سازمان همکاری شانگهای طی سالهای گذشته سازوکارهای متعددی را در حوزههای اقتصاد، تجارت، حملونقل، انرژی، کشاورزی، علم و فناوری و سایر حوزهها ایجاد کرده است. بنابراین ایران میتواند از این بستر برای تبدیل روابط سیاسی به قراردادهای اقتصادی و پروژههای مشترک استفاده کند.
در واقع، یکی از مهمترین مزیتهای حضور ایران در این سازمان، تنوعبخشی به شرکای اقتصادی است. اقتصاد تحریمشده بیش از هر چیز به شبکهای متنوع از شرکای تجاری نیاز دارد تا فشار یا محدودیت در یک مسیر، کل جریان تجارت خارجی را متوقف نکند. چین در این میان جایگاه ویژهای دارد. این کشور یکی از مهمترین شرکای اقتصادی ایران و خریداران نفت کشور است و در برابر سیاست تحریمهای یک جانبه آمریکا نیز موضع متفاوتی اتخاذ کرده است. از همین منظر، عضویت ایران در شانگهای میتواند به ایجاد یک شبکه اقتصادی شرقی کمک کند؛ شبکهای که در آن چین، روسیه، هند و کشورهای آسیای مرکزی هرکدام بخشی از ظرفیت تجارت، ترانزیت، انرژی و سرمایهگذاری ایران را پوشش دهند. یکی از مهمترین ظرفیتهای ایران در تعامل با اعضای شانگهای، موقعیت جغرافیایی کشور است.
ایران در نقطه اتصال شرق آسیا به غرب آسیا، خلیج فارس، قفقاز و اروپا قرار دارد و همین موقعیت میتواند کشور را به یکی از مسیرهای مهم ترانزیتی میان اعضای سازمان تبدیل کند. در شرایطی که تحریمها هزینه تجارت خارجی ایران را افزایش داده و برخی مسیرهای سنتی با محدودیت مواجه شدهاند، توسعه مسیرهای جایگزین زمینی، ریلی و دریایی میتواند آسیبپذیری اقتصاد را کاهش دهد. ایران از یک سو میتواند از ظرفیت کریدورهای شمال ـ جنوب برای اتصال روسیه و آسیای مرکزی به آبهای جنوبی استفاده کند و از سوی دیگر، مسیرهای شرقی ـ غربی را برای انتقال کالا میان چین، آسیای مرکزی و بازارهای غرب آسیا توسعه دهد. این موضوع فقط درآمد ترانزیتی برای ایران ایجاد نمیکند؛ بلکه با افزایش رفتوآمد کالا، به توسعه بنادر، راهآهن، مناطق آزاد، انبارداری، خدمات لجستیکی و صنایع وابسته نیز کمک خواهد کرد.
دلارزدایی؛ حلقه مهم همکاری اقتصادی
یکی دیگر از ظرفیتهای مهم همکاری ایران با کشورهای شرقی، کاهش تدریجی وابستگی به دلار در مبادلات تجاری و حرکت به سمت سازوکارهای مالی متنوعتر است؛ موضوعی که رهبر انقلاب نیز در پیام اخیر خود به مناسبت هفته دولت بر آن تاکید کرده و «اسقاط تدریجی دلار از طراز نقشآفرینی مهم در عرصه اقتصاد» را مورد توجه قرار دادهاند. در این میان، گسترش تجارت با اعضای سازمان همکاری شانگهای و استفاده از ارزهای ملی، پیمانهای پولی دوجانبه و چندجانبه و روشهایی همچون تهاتر میتواند زمینه را برای کاهش اثرگذاری تحریمهای مالی و محدود کردن نقش دلار در تجارت خارجی ایران فراهم کند.
وقتی بخش قابل توجهی از تجارت خارجی یک کشور از طریق نظام مالی تحت سلطه آمریکا انجام شود، تحریمهای مالی میتوانند حتی تجارت با کشورهایی را که از نظر سیاسی با تحریمها همراه نیستند، دشوار کنند. بنابراین استفاده از ارزهای ملی، پیمانهای پولی، تهاتر و سازوکارهای پرداخت غیردلاری میتواند بخشی از این محدودیت را کاهش دهد. البته این مسیر نیازمند فراهم شدن زیرساختهای بانکی، ایجاد اعتماد میان طرفهای تجاری و هماهنگی سیاستهای ارزی و تجاری است. به بیان دیگر، دلارزدایی صرفا با توافق سیاسی میان دولتها اتفاق نمیافتد؛ بلکه باید برای آن سازوکار عملیاتی ایجاد کرد.
نماینده مردم شوش و کرخه در مجلس در خصوص حضور رئیسجمهور کشورمان و هیات همراه در اجلاس شانگهای گفت: عضویت رسمی جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری شانگهای و حضور فعال رئیسجمهور در نشستهای این سازمان، فراتر از یک رویداد دیپلماتیک مرسوم، یک چرخش راهبردی برای بازتعریف معادلات اقتصادی کشور در شرایط منطقه غرب آسیا و نظم نوین جهانی است. محمد کعب عمیر بیان کرد: این سازمان قدرتمند اقتصادی، بستری بیبدیل فراهم کرده است تا ایران با عبور از سد محدودیتهای تحریمی، در قلب بازارهای در حال رشد آسیا جای گیرد. وی با تاکید بر اینکه سازمان همکاری شانگهای از بدو تاسیس بر اصول احترام به حاکمیت، چندجانبهگرایی و مقابله با یک جانبهگرایی غربی استوار بوده است، یادآور شد: حضور ایران اسلامی در این نشست و تعاملات حاشیه آن، فرصتی طلایی برای تسهیل مراودات اقتصادی کشور خواهد بود. کعب عمیر با اشاره به اینکه یکی از کلیدیترین محورها در این اجلاس «تلاش برای استقلال مالی و دلارزدایی» است، تصریح کرد: در سایه تحریمهای ناعادلانه، سازمان شانگهای بهترین بستر برای تسهیل تبادلات تجاری از طریق ارزهای ملی است.
حرکت به سمت تسویه حسابهای تجاری با ارزهای کشورهای عضو شانگهای، نه تنها فشار ناشی از محدودیتهای سیستم سوئیفت و نوسانات نرخ دلار را بهشدت کاهش میدهد، بلکه امنیت مبادلات را برای تجار ایرانی تضمین کرده و به ثبات در نظام ارزی کشور کمک شایانی خواهد کرد. نایبرئیس کمیسیون انرژی مجلس با اشاره به ظرفیتهای کلان این سازمان، به نقش چینیها در تامین مالی پروژههای کلان اشاره کرد و گفت: با بهرهگیری از ظرفیت سرمایهگذاریهای خارجی، میتوان ضمن تامین امنیت اقتصادی و ایجاد مشوقهای سرمایهگذاری، قدرت بازدارندگی موثری نیز در برابر زیادهخواهیهای غرب و فشارهای سیاسی ایجاد کرد. این نماینده مردم در مجلس دوازدهم با نگاهی جامع به ظرفیتهای کشور همکاری با کشورهای عضو شانگهای را راهکاری برای شکوفایی سایر بخشها نیز دانست.
وی با تاکید بر جاذبههای بینظیر گردشگری ایران برای کشورهای شرق آسیا، افزود: علاوه بر حوزه گردشگری، کشور ما از توانمندیهای بسیار بالایی در حوزههای درمان و خدمات فنی و مهندسی برخوردار است. این سازمان فرصت میدهد تا ایران نه تنها واردکننده نهادههای حوزه تولید باشد، بلکه خدمات ارزشمند فنی و مهندسی خود را نیز به بازارهای بزرگ اعضا صادر کند. کعب عمیر با اشاره به جایگاه ویژه ایران در حوزه انرژی، به اهمیت کریدورها و شریانهای حیاتی تاکید کرد و یادآور شد: تنگه هرمز شریان حیاتی صادرات انرژی به شرق آسیاست و هرگونه بیثباتی در آن، مستقیما امنیت انرژی چین و سایر کشورهای عضو را تهدید میکند. بر همین اساس، رئیسجمهور میتواند با ارائه دادههای دقیق از اهمیت کریدورهای ترانزیتی ایران و تاثیر آنها بر جریان انرژی جهان، استدلال کند که تداوم تعاملات راهبردی با ایران، هزینههای بلندمدت اعضای شانگهای را کاهش و امنیت پایدار آنها را تضمین میکند.
گشایشهای اقتصادی و تحول در تجارت منطقهای
اما به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران، عضویت رسمی ایران در سازمان همکاری شانگهای، گامی راهبردی در جهت توسعه تجارت منطقهای و پیوستن به بازارهای نوظهور آسیا بهشمار میرود. دسترسی به بازار بزرگ کشورهای عضو نظیر چین، روسیه و هند، فرصت کمنظیری را برای تنوعبخشی به مقاصد صادراتی ایران فراهم میآورد. از سوی دیگر و از منظر سیاسی و راهبردی، حضور دائم ایران در شانگهای تثبیتکننده سیاست نگاه به شرق و همسویی با نظم نوین و چندقطبی در نظام بینالملل است. این عضویت زمینهای مناسب را برای گسترش ائتلافهای منطقهای با قدرتهای برجسته آسیایی ایجاد کرده و نشاندهنده شکست تلاشها برای به انزوا کشاندن دیپلماتیک ایران است، علاوه بر این، عضویت در این نهاد چندجانبه، ظرفیت چانهزنی کشور را در معادلات جهانی ارتقا میدهد و زمینهساز پیشبرد منافع ملی از طریق همافزایی با اقتصادهای در حال توسعه جهان میشود.
سرمایهگذاری؛ حلقهای که نباید فراموش شود
از سوی دیگر ظرفیت دیگر سازمان همکاری شانگهای برای ایران، جذب سرمایه و فناوری است. کشورهای عضو این سازمان در حوزههایی همچون انرژی، حملونقل، معدن، پتروشیمی، فناوری و زیرساخت ظرفیتهای قابل توجهی دارند. ایران نیز با برخورداری از منابع انرژی، بازار بزرگ داخلی و موقعیت ترانزیتی، میتواند مقصد مناسبی برای سرمایهگذاری مشترک باشد. اما تحقق این هدف به ثبات مقررات، تسهیل صدور مجوزها، تضمین امنیت سرمایهگذاری و ایجاد مشوقهای اقتصادی نیاز دارد. در غیر این صورت، عضویت ایران در سازمانهای منطقهای ممکن است در سطح سیاسی باقی بماند و نتواند اثر ملموسی بر رشد سرمایهگذاری و تولید داخلی بگذارد.
شانگهای، جایگزین اصلاحات داخلی نیست
در نهایت، نباید انتظار داشت که سازمان همکاری شانگهای به تنهایی مشکلات اقتصادی ایران را حل کند. حتی نزدیکترین شرکای اقتصادی ایران نیز در تعامل با اقتصاد جهانی، منافع و محدودیتهای خاص خود را دارند و نمیتوانند تمام آثار تحریمها را برای تهران جبران کنند. بر همین اساس، نگاه به شرق باید مکمل اصلاحات اقتصادی داخلی باشد، نه جایگزین آن. توسعه صادرات، افزایش کیفیت تولید، کاهش هزینه مبادله، اصلاح نظام بانکی، ثبات مقررات، تقویت بخش خصوصی و ایجاد زیرساختهای حملونقل و لجستیک، پیشنیاز استفاده موثر از ظرفیت بازارهای شرقی است.
با این حال حضور رئیسجمهور ایران در بیستوششمین اجلاس سران سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، در شرایطی انجام شد که فشارهای اقتصادی و تحریمی علیه تهران تشدید شده است. در این اجلاس، علاوه بر نشستهای چندجانبه، دیدارهای دوجانبه با رهبران کشورهای مهم عضو نیز در دستور کار قرار گرفت. از این منظر، شانگهای را باید بیش از یک تریبون سیاسی، یک میدان برای دیپلماسی اقتصادی دانست؛ میدانی که ایران میتواند در آن برای گسترش تجارت، توسعه کریدورها، افزایش صادرات، جذب سرمایه و تسهیل مبادلات مالی مذاکره کند.
واقعیت این است که تحریمها زمانی بیشترین اثر را دارند که اقتصاد یک کشور تنها به چند مسیر محدود تجاری، بانکی و ارزی وابسته باشد. هرچه این مسیرها متنوعتر شوند، قدرت تحریمکننده برای ایجاد اختلال در اقتصاد کاهش پیدا میکند. بنابراین عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای میتواند یکی از اجزای مهم راهبرد کاهش آسیبپذیری اقتصاد در برابر تحریمها باشد؛ اما شرط موفقیت آن این است که تهران از «عضویت سیاسی» عبور کرده و به سمت «همگرایی اقتصادی واقعی» حرکت کند. در چنین چارچوبی، شانگهای نه یک راه میانبر برای حل مشکلات اقتصاد ایران، بلکه یک مسیر مکمل برای باز کردن پنجرههای جدید تجارت، سرمایهگذاری و ترانزیت در شرق خواهد بود؛ مسیری که در صورت همراه شدن با اصلاحات داخلی و فعال شدن بخش خصوصی، میتواند بخشی از دیوار تحریمها را بیاثر کند.


نظر شما