به گزارش خبرگزاری مهر، ایرنا نوشت: طبیعت برای بسیاری از گردشگران، مقصدی برای فاصله گرفتن از شلوغی شهر و چند ساعت یا چند روز زندگی در فضایی آرام و بکر است؛ اما گاهی همین حضور، اگر بدون توجه به ظرفیت منطقه و قواعد طبیعتگردی انجام شود، میتواند آرامش همان طبیعت را بر هم بزند. گروههای پرجمعیت، خودروهای آفرودی، موسیقی بلند، روشن کردن آتش و رها کردن زباله، تنها بخشی از رفتارهایی است که در سالهای اخیر در برخی مناطق طبیعی دیده میشود.
اما مسئله، صرفاً رفتن به طبیعت نیست؛ پرسش اصلی این است که هر منطقه چه میزان و چه نوع حضوری را میتواند تحمل کند و گردشگری چگونه باید با ظرفیت اکولوژیک آن هماهنگ شود. سعید کریمی، عضو هیأت علمی دانشگاه تهران و مدیرکل اسبق دفتر ارزیابی زیستمحیطی سازمان حفاظت محیطزیست کشور، در گفتوگو با خبرنگار ایرنازندگی بر همین موضوع تأکید دارد.
طبیعت ظرفیت نامحدود ندارد
کریمی با بیان اینکه مسئله اصلی، «شدت و تراکم حضور انسانها به عنوان گردشگر» است، میگوید طبیعت ظرفیت محدودی برای پذیرش گردشگر دارد و این ظرفیت در مناطق مختلف یکسان نیست. او توضیح میدهد: «مناطق جنگلی، تالاب، زیستگاهها و مناطق کوهستانی ظرفیتهای متفاوتی دارند. فشار گردشگری نیز فقط به تعداد افراد محدود نمیشود و رفتوآمد خودروها، ایجاد کمپ، کوبیده شدن خاک، از بین رفتن پوشش گیاهی، تولید زباله، آلودگی آب و خاک، روشن کردن آتش و ایجاد سر و صدا، در کنار یکدیگر اثر تجمعی بر محیطزیست میگذارند.» کریمی تأکید میکند :« طبیعتگردی به خودی خود مسئله نیست، بلکه مشکل زمانی ایجاد میشود که گردشگری بدون سنجش ظرفیت انجام شود. هر منطقه باید بر اساس شرایط خودش و با توجه به ظرفیت برد، حساسیت زیستگاه و فصلهای زیستی مورد مطالعه و مدیریت قرار گیرد.»
موسیقی بلند فقط یک مزاحمت نیست
یکی از مهمترین نگرانیهای کریمی، آلودگی صوتی و تأثیر آن بر حیاتوحش است. او میگوید جانوران برای تغذیه، جفتیابی، ارتباط با یکدیگر و تشخیص شکارچی به آرامش صوتی نیاز دارند و صدای موسیقی، خودرو و حتی در برخی موارد صدای انسان میتواند رفتار آنها را تغییر دهد. او تأکید میکند: «پخش صدای بلند موسیقی در یک زیستگاه فقط یک مسئله فرهنگی نیست؛ یک مداخله مستقیم در رفتار طبیعی جانوران هم هست.» به گفته کریمی، این صداها میتوانند موجب تغییر در الگوی تغذیه و فعالیت جانوران شوند و حتی باعث شوند یک زیستگاه را ناامن تلقی کرده و آن را ترک کنند. او بهویژه درباره شب و زمان برگزاری کمپها هشدار میدهد که حضور همزمان صدا و نور میتواند اثرات منفی بیشتری بر حیاتوحش داشته باشد.
ردپای گردشگر روی خاک و پوشش گیاهی میماند
کریمی درباره اثر حضور گردشگران بر پوشش گیاهی نیز میگوید رفتوآمد و استقرار افراد موجب کوبیدگی خاک و از بین رفتن پوشش گیاهی در مسیرها و محلهای کمپ میشود. این وضعیت نفوذ آب و ظرفیت نگهداری آب در خاک را تحت تأثیر قرار میدهد و میتواند زمینه فرسایش را فراهم کند. او همچنین روشن کردن آتش را از دیگر عوامل آسیبزا میداند و میگوید آتش میتواند به پوشش گیاهی، خاک و درختان آسیب بزند و در صورت کنترل نشدن، خسارت بیشتری ایجاد کند.
ظرفیت هر منطقه یک عدد ثابت نیست
کریمی در پاسخ به اینکه آیا همه مناطق طبیعی کشور توان پذیرش حجم یکسانی از گردشگر را دارند، میگوید چنین ظرفیتی وجود ندارد و باید میان «ظرفیت فیزیکی» و «ظرفیت اکولوژیک» تفاوت قائل شد. به گفته او، برای تعیین ظرفیت برد باید ویژگیهای اکولوژیک منطقه، از جمله وسعت و حساسیت زیستگاه، گونههای در معرض خطر، مناطق زادآوری، مسیرهای مهاجرت حیاتوحش، منابع آب، شکنندگی خاک و پوشش گیاهی بررسی شود.
او در عین حال تأکید میکند که نوع فعالیت گردشگر نیز اهمیت دارد؛ زیرا ظرفیت یک منطقه برای پیادهروی، کمپینگ، آفرود، اقامت چندروزه یا برگزاری برنامههای گروهی یکسان نیست. کریمی زمان و فصل را نیز مؤثر میداند و میگوید:« ممکن است یک منطقه در یک فصل ظرفیت مناسبی برای بازدید داشته باشد، اما در فصل زادآوری، جوجهآوری، مهاجرت یا دوره حساس پوشش گیاهی، این ظرفیت تغییر کند.» از نگاه او، توان مدیریتی منطقه نیز بخشی از ظرفیت واقعی آن است؛ تعداد محیطبان، مسیرهای مشخص تردد، سیستم جمعآوری پسماند، سرویسهای بهداشتی، کنترل ورود و خروج خودروها و امکان پایش، همگی در میزان گردشگری قابل مدیریت مؤثرند. او تأکید میکند که «ظرفیت واقعی مناطق از ظرفیت تئوریک آنها کمتر است.»
طبیعت هم ظرفیت پذیرش دارد
کریمی معتقد است مدیریت گردشگری باید از یک نظام صرفاً مجوزمحور به سمت «مدیریت بازدیدکننده مبتنی بر ظرفیت اکولوژیک» حرکت کند. او برای این کار چند مرحله را ضروری میداند: «نخست، پهنهبندی اکولوژیک منطقه و مشخص شدن پهنههای حساس، تفرج متمرکز، تفرج گسترده و مناطق ممنوعه؛ سپس تعیین ظرفیت و آستانههای قابل قبول برای شاخصهایی مانند وضعیت حیاتوحش، زباله، آلودگی صوتی، کوبیدگی خاک، پوشش گیاهی و فرسایش.»
به گفته کریمی، مرحله بعد میتواند صدور مجوز الکترونیکی و سهمیهبندی ورود باشد؛ بهگونهای که مقصد، تاریخ، تعداد افراد، مدت اقامت، مسیر، وسیله نقلیه و نوع فعالیت پیش از ورود مشخص شود و اگر ظرفیت یک منطقه در زمان مشخص تکمیل شده باشد، ورود بیشتر امکانپذیر نباشد. او تأکید میکند که ظرفیت برد یک عدد ثابت نیست و باید بر اساس نتایج پایش و تغییر شاخصهای اکولوژیک، افزایش یا کاهش پیدا کند.
قانون داریم؛ مسئله، اجرای میدانی است
کریمی درباره وضعیت فعلی مدیریت گردشگری در مناطق طبیعی میگوید:«کشور از قوانین، آییننامهها و دستورالعملهای مرتبط برخوردار است و دستگاههای مختلف نیز در این حوزه درگیر هستند، اما هنوز یک نظام ملی، یکپارچه و دادهمحور برای مدیریت گردشگران در تمام مناطق کشور وجود ندارد.» او ضعف اصلی را «عدم وجود یک نظام یا سیستم یکپارچه و مؤثر برای مدیریت گردشگر بر اساس ظرفیت اکولوژیک منطقه» میداند و میگوید مسئولیتها میان دستگاههای مختلف پراکنده است. به گفته کریمی، ضعف پایش، کنترل ناکافی فعالیتهای گردشگری و دشواری اجرای میدانی مقررات نیز از دیگر چالشهاست. او معتقد است گردشگری موضوعی فرابخشی است و علاوه بر دستگاههای دولتی، جوامع محلی نیز باید در مدیریت و حفاظت مشارکت داشته باشند.
طبیعت را با سبک زندگی شهری اشتباه نگیریم
کریمی برای ادامه گردشگری در طبیعت، تغییر مدل برگزاری تورها را ضروری میداند. او اصل موردنظر خود را «کمترین ردپای اکولوژیک و بیشترین مسئولیتپذیری» عنوان میکند.او بر کوچکتر شدن گروهها، کوتاهتر شدن مدت حضور، رعایت مسیرهای مشخص، محدود کردن خودروهای آفرودی، مدیریت صدا و نور، کنترل آتش و جمعآوری کامل پسماند تأکید دارد. کریمی میگوید: «گردشگر نباید زباله، پسماند غذایی یا دیگر آثار حضور خود را در طبیعت باقی بگذارد و نباید با غذا دادن به حیاتوحش، رفتار طبیعی جانوران را تغییر دهد.» او همچنین آموزش گردشگران پیش از ورود، پایش و نظارت بر فعالیت تورها و افزایش مسئولیتپذیری برگزارکنندگان را ضروری میداند.
مسئولیت را فقط بر دوش گردشگر نگذاریم
کریمی تأکید میکند که مسئولیت حفاظت نباید فقط متوجه تکتک گردشگران باشد و شرکت برگزارکننده تور نیز باید در قبال فعالیت اقتصادی خود مسئولیت داشته باشد. او در پایان بر مشارکت جوامع محلی در حفاظت تأکید میکند و معتقد است در رویکرد حفاظت مشارکتی، جوامع محلی میتوانند در حفاظت نقش داشته باشند و از آن منتفع شوند. از نگاه کریمی، مسیر رسیدن به گردشگری پایدار این است که «با محیط سازگار شویم، نه اینکه محیط را با گردشگر سازگار کنیم»؛ بنابراین تعداد گردشگران، زمان حضور، مسیر تردد، نوع فعالیت، خودرو، صدا، آتش و مدیریت پسماند باید متناسب با ظرفیت هر منطقه تعیین شود.





نظر شما