خبرگزاری مهر، گروه استانها: فرش قزوین تنها یک هنر دستی و محصول اقتصادی نیست، بلکه بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی این شهر است؛ هنری که ریشههای آن را میتوان در دوره صفویه و روزگاری جستوجو کرد که قزوین پایتخت ایران بود و کارگاههای قالیبافی شاهی در این شهر فعالیت داشتند.
این هنر در دوره معاصر نیز با شکلگیری کارگاهها و کارخانههایی همچون «فرش اعتماد» وارد مرحله تازهای شد؛ کارخانهای که در مدت کوتاهی توانست نام فرش قزوین را به بازارهای بینالمللی برساند و بخشی از تولیدات آن حتی پیش از تولید به بازار آمریکا پیشفروش شود؛ روایتی که امروز بخش مهمی از تاریخ صنعتی و فرهنگی قزوین را تشکیل میدهد.
محمدحسین سلیمانی در گفتوگو با خبرنگار مهر، در خصوص سیر تاریخ و تحول هنر فرش در قزوین میگوید: با انتقال پایتخت از تبریز به قزوین در نیمه دوم سده دهم هجری قمری در دوره صفویه، به نظر میرسد کارگاه بزرگ قالیبافی شاهی در قزوین ایجاد شده است؛ کارشناسان برخی از فرشهای این دوره را بافتهشده در قزوین میدانند، هرچند گاه به اشتباه به عنوان قالی تبریز معرفی شدهاند. اهمیت فرش قزوین در این دوره به حدی بوده که هم در تزئین عمارتهای سلطنتی مورد استفاده قرار میگرفته و هم به عنوان هدیهای ارزشمند به مهمانان خاص اهدا میشده است.
پژوهشگر تاریخ معاصر و قزوینپژوه مطرح میکند: اخیراً نیز در یکی از مزایدههای اروپایی، فرشی منسوب به دوره صفوی و بافت قزوین شناسایی شده که نشان از کیفیت بالای رنگ، خامه و نقشه فرشهای این شهر دارد؛ در دوره ناصرالدین شاه شرکتهای چندملیتی غربی برای تأمین فرش موردنیاز بازارهای خود شعباتی در مراکز قالیبافی ایران تأسیس کردند و کارگزاران این شرکتها پشمهای رنگشده را همراه با نقشههای مطلوب خود در اختیار بافندگان قرار میدادند و سفارش بافت فرش را با عقد قراردادهایی به آنان میدادند.
دار قالی دوباره در قزوین به صدا درآمد
وی ادامه میدهد: به نوشته «ادواردز» احیای قالیبافی ایران از سال ۱۲۶۴ خورشیدی (۱۸۸۵ میلادی) آغاز شد، اما سهم قزوین در این مقطع به دلیل کمبود پژوهشها مبهم است. با این حال، گمان میرود میرزا صالحخان سالار اکرم، حاکم تجددطلب قزوین در سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۴ هجری قمری، که پیشتر در تبریز کارخانه قالیبافی داشت، در دوران حکمرانیاش مجموعهای را در قزوین احداث کرده باشد.
سلیمانی مطرح میکند: کتیبهای روی یک قالی، به ساخت کارخانه توسط او و ارسال نخستین قالیچه برای دوست روسیاش، نیکولای ولاوویچ پاتارف، اشاره دارد؛ اما به دلیل عدم مطابقت تاریخ کتیبه (۱۳۴۳ هجری قمری) با دوره حاکم، استمرار فعالیت این کارخانه در ابهام است. در آن دوران، بافت قالی و گلیم در روستاهای اطراف جریان داشت اما کارگاه بزرگی وجود نداشت.
وی اضافه میکند: کارگاه معتمدی و شبهه بازدید رضا شاه، در سالهای ۱۲۹۵ تا ۱۲۹۷ خورشیدی، دو سرمایهگذار به نامهای حاج محمدحسین معتمدی و سید مجتبی رضوی نبوی، کارگاه کوچکی با ۱۰ تا ۱۵ بافنده آذربایجانی، کاشانی و کاشمری دایر کردند. این کارگاه تا فوت معتمدی در سال ۱۳۰۳ فعال بود و سپس زمینه تأسیس «شرکت فرش سلامت» توسط رضوی را فراهم کرد.
سلیمانی میگوید: بر اساس گزارش شهریور ۱۳۰۷ روزنامه «بازپرس قزوین»، حاکم وقت از این کارخانه بازدید کرد؛ بازدیدی که برخی منابع به اشتباه آن را به رضا شاه منتسب کردهاند، در حالی که در آن سال رضا شاه سفری به قزوین نداشت و منظور از «حکومت»، حاکم محلی بوده است.

ظهور «فرش اعتماد»؛ نخستین کارخانه بزرگ خصوصی ایران
در اواخر سال ۱۳۰۸ خورشیدی، محمدمهدی معتمدی، فرزند حاج محمدحسین، با مشارکت سرمایهدارانی چون حاج محمد کتیرایی، برادران کوروس و حاج اسماعیل ناجی، شرکت «فرش اعتماد» را تأسیس کرد که اولین کارخانه بزرگ خصوصی فرش ایران محسوب میشود. سید مجتبی رضوی نبوی نیز در تأسیس آن نقش داشت، اما میزان مشارکت یا سهامداری او مشخص نیست و تصویرش در میان شرکا دیده نمیشود.
این کارخانه با مدیریت معتمدی در کاروانسرای آقامعصوم، محله قملاق، انتهای کوچه صالحیه در خیابان مولوی/انصاری غربی فعلی، دایر شد و با توسعه فضا، شمار زیادی از بافندگان قزوینی، آذربایجانی، کاشانی، زنجانی و اراکی در آن مشغول به کار شدند.
وی تأکید میکند: فرشهای تولیدی شرکت اعتماد قزوین به سبب مرغوبیت خامه، دقت در بافت، ثبات رنگ و تنوع در طرح و نقشه، بهسرعت شهرت جهانی یافت و به دلیل ارتباط برخی از سرمایهگذاران کارخانه با بازارهای خارجی، بخشی از تولیدات سال نخست ۱۳۰۹ خورشیدی حتی پیشفروش به بازار آمریکا شد که نشان از ارتباط فعال این واحد تولیدی با تجارت بینالملل دارد.
این محقق قزوینی تأکید میکند: گزارشها حاکی است در همان سال نخست، کارخانه بین ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ کارگر داشت؛ هرچند برخی منابع این تعداد را تا ۲۰۰۰ نفر نیز برآورد کردهاند، اما در گزارشی به تاریخ ۲۳ اردیبهشت ۱۳۰۹، دکتر آذرنوش، رئیس وقت اداره صحیه (بهداری)، در جریان بازدید از این کارخانه، شمار کارگران را ۷۰۰ نفر زن و مرد ذکر کرده و از رعایتنشدن اصول بهداشتی انتقاد کرده است؛ او تعداد دارهای قالی کارخانه را حدود ۲۵۰ عدد گزارش کرده که در برخی دیگر از منابع تا ۴۵۰ دار قالی نیز ذکر شده است.
وی میگوید: بخش عمدهای از تولیدات کارخانه در بازارهای اروپا و آمریکا به فروش میرسید؛ گفته میشود اسماعیل ناجی، یکی از سرمایهگذاران شرکت، نمایندگی فروش تولیدات را در تهران و لندن بر عهده داشته است. در میان روایتهای مختلف، نقلقولی نیز وجود دارد مبنی بر اینکه در سال ۱۳۱۶، در زمان عبور رضا شاه از قزوین، وی ضمن توقفی کوتاه از کارخانه بازدید کرده و پس از مشاهده نمونههای فرش، سفارش ۴۸ جفت قالی برای کاخ مرمر را داده است.
فرش قزوین در مراسم ازدواج ولیعهد محمدرضا پهلوی
این کارشناس تأکید میکند: بر اساس روایتها، پس از اندازهگیریهای دقیق توسط عوامل کارخانه، این قالیها تا سال بعد بافته شده و در مراسم ازدواج ولیعهد محمدرضا پهلوی در کاخ مرمر مورد استفاده قرار گرفتند، هرچند شواهد قطعی درباره این بازدید و سفارش در دست نیست، اما در اسناد محلی و خاطرات شفاهی مکرراً به آن اشاره شده است.
وی یادآور میشود: شرکت فرش اعتماد تا حدود یازده سال، یعنی تا آغاز جنگ جهانی دوم، درخشانترین دوران خود را پشت سر گذاشت و بهعنوان یکی از معتبرترین کارخانجات فرش ایران شناخته میشد. اما با اشغال ایران توسط نیروهای متفقین و بحران اقتصادی ناشی از جنگ، فعالیت کارخانه مختل شد.
این کارشناس تشریح میکند: در سال ۱۳۲۱، محمدمهدی معتمدی و چند تن از سرمایهداران مرتبط با شرکت از جمله کتیرایی، زنجانچی و امینی، به دلیل اتهام همکاری با نیروهای متجاوز به مدت شش ماه به باکو تبعید شدند. در این مدت کارخانه دچار رکود و خسارت جدی شد و بخش قابل توجهی از اموال و تجهیزات آن به تاراج رفت.
وی ابراز میکند: پس از بازگشت از تبعید، برای جبران خسارتهای اقتصادی، معتمدی ناچار شد قالیهای ناتمام و دارهای بافت را بفروشد و عملاً تولید در شرکت اعتماد متوقف شد. گفته میشود پس از جنگ جهانی دوم، در سال ۱۳۲۴، سید مجتبی رضوی نبوی تلاش کرد بار دیگر فعالیت شرکت «فرش سلامت» را از سر بگیرد، اما این تلاش به نتیجه نرسید و مستندات کافی از تداوم این فعالیت در دست نیست.
این محقق و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ قزوین تصریح میکند: نام هر دو، یعنی محمدمهدی معتمدی و سید مجتبی رضوی نبوی، در اسناد تاریخی به عنوان دو چهره اصلی در تأسیس و شکوفایی صنعت فرش قزوین، به ویژه در کارخانه فرش اعتماد، ذکر شده است.

کارخانههایی که بعد از «فرش اعتماد» ادامه دادند
وی تأکید میکند: در ادامه تاریخ صنعت فرش قزوین، باید گفت که پس از دوره پهلوی اول، کارگاههای متعدد دیگری نیز در تداوم این هنر نقش ایفا کردند. از جمله این مراکز میتوان به کارخانه فرش شاهرودی در کاروانسرای سعدالسلطنه جنوبی، واقع در ابتدای خیابان راهآهن کنونی، اشاره کرد که ۱۱۲ دار قالی داشته و حدود ۳۵۰ نفر در آن فعالیت میکردند یا کارخانه استاد خلیل که در یکی از خانههای قزوین با ۳۸ دستگاه دار قالی فعال بود و همچنین، در کارخانه استاد صادق در کوچه خورخوری با ۱۷ دستگاه فعالیت داشت.
سلیمانی میگوید: کارخانه قرهداغی نیز در کارگاه قرهباغی واقع در سرای سعدالسلطنه در خیابان پهلوی، امام فعلی، با ۷ دستگاه دار قالی شناخته میشد و علاوه بر اینها، چند واحد پراکنده قالیبافی در نقاط مختلف شهر و روستا نیز به ثبت رسیده بود؛ به این ترتیب، قزوین در آغاز سده چهاردهم خورشیدی به یکی از قطبهای مهم قالیبافی کشور تبدیل شد و سهم قابلتوجهی در معرفی فرش ایرانی به بازارهای بینالمللی ایفا کرد؛ هرچند پژوهشهای تخصصی درباره ابعاد فنی، اقتصادی و فرهنگی این دوره همچنان نیازمند تحقیقات میدانی و اسنادی گستردهتر است.
وی میگوید: در مجموع، تا سالهای ۱۳۵۷–۱۳۵۸، برخی گزارشها نشان میدهد که در قزوین حدود ۳۴۰ واحد فرشبافی به صورت پراکنده فعال بودند که شامل کارگاههای کوچک با یک تا پنج دار قالی میشدند. با این حال، مهمترین فقدان این دوره، از بین رفتن برند فرش اعتماد و در نتیجه محو شدن مکتب فرش قزوین بود که پیشتر به نوعی احیای سنتهای فرش صفوی را با طرحها و نقشههای نو دنبال میکرد و از دهه ۱۳۲۰ به بعد، قزوین بهتدریج جایگاه خود را در میان مراکز تولید فرش ایران از دست داد.
این کارشناس مطرح میکند: باور کارشناسان این عرصه این است که این احیا تنها در صورتی ممکن است که با ذائقه و نیازهای بازارهای جدید و سلیقه خریداران امروز هماهنگ شود، با این حال، مشکلات اقتصادی داخلی، رکود بازار فرش دستباف و تحریمهای خارجی موانع جدی در این مسیر هستند.

هنر فرش قزوین در پیچ بحران
وی وضعیت بازار فرش دستباف را در حال حاضر بحرانی دانست و تأکید میکند: نه تنها صادرات فرش به کشورهای اروپایی و آمریکایی بهشدت افت کرده، بلکه در داخل کشور نیز بسیاری از خانوادهها به دلیل شرایط نامطلوب اقتصادی توان خرید فرش دستباف یا حتی ماشینی را ندارند و این امر نشان میدهد که احیای فرش قزوین اگرچه ضرورتی غیرقابل انکار است، اما بدون بهبود شرایط اقتصادی، رفع تحریمها و بازسازی روابط بینالمللی، تحقق آن ممکن نخواهد بود و در سطح جهانی نیز فرش ایران موقعیت پیشین خود را از دست داده است.
این کارشناس قزوینی میگوید: امروز، فرش افغانستان، پاکستان و حتی برخی کشورهایی که پیشتر سابقهای در این جایگاه نداشتند، در بازار جهانی حضور دارند و بازگشت فرش ایران به جایگاه پیشین تنها زمانی امکانپذیر است که موانع دیپلماسی و اقتصادی رفع شود و همکاری مؤثر میان دولت، بخش خصوصی و هنرمندان فرشباف شکل گیرد.
نامهایی که در تار و پود فرش قزوین ماندگار شدند
وی عنوان میکند: از شخصیتهای برجسته قزوینی که در کارخانه فرش اعتماد یا در کارگاههای پس از آن نقشآفرینی کردند میتوان به سید محمد فارسیباف، استاد خلیل رفوگر، مشهدی ابراهیم لبنیاتفروش، محمد پلیور، استاد محمد کاشی، آقا رضا قزوینی، استاد اصغر ساری، استاد شهباز، استاد صادق کرمانی و محمد دیزانی اشاره کرد.
همچنین یکی از آثار دیزانی، زیارتنامهای است که به خط سید محمد مصلایی از قالی بافتهشده و اکنون در مخزن شاهزاده حسین (ع) نگهداری میشود و همه این استادکاران ارزشمند، امروز به رحمت خدا رفتهاند، اما یاد و نامشان در تاریخ صنعت فرش قزوین باقی است.
مدیر انجمن فرهنگیتاریخی عالیقاپو بیان میکند: همچنین، از حاج سید هادی حسینی معروف به همدانی، سرکارگر کارخانه اعتماد قزوین و اسماعیل خندان و سید علی رفیعی که از استادان برجسته قالیبافی و فعالان فرهنگی شهر بودند نیز باید یاد کرد. از بین زنان فرشباف قزوین هم میتوان به محبوبه بیگم و مرضیه بیگم رضوی نبوی، دختران سید مجتبی نبوی، اشاره کرد.

هنر در گرو اراده
کنشگر حوزه میراثفرهنگی و گردشگری قزوین تأکید میکند: احیای «فرش قزوین» و «فرش اعتماد» تنها در صورتی ممکن است که هم شرایط اقتصادی و روابط بینالمللی کشور بهبود یابد و هم ارادهای جدی در میان مسئولان دولتی و بخش خصوصی وجود داشته باشد.
وی در پایان صحبتهایش میگوید: سازمان صنعت، معدن و تجارت به عنوان متولی اصلی حوزه فرش باید در این زمینه نقش فعالتری ایفا کند؛ گفتهها و وعدههای فراوانی در دو دهه اخیر داده شده، اما تا زمانی که موانع اقتصادی، تحریمها و ضعف بازار داخلی و صادراتی برطرف نشود، این احیا تنها یک رویا باقی خواهد ماند.
اگر این بستر فراهم شود، میتوان با نوآوری در نقشهها و طرحهای اصیل قزوینی و صفوی، دوباره برند فرش اعتماد را زنده کرد و جایگاه تاریخی قزوین را در میان مکتبهای بزرگ فرش ایران بازگرداند.
تاریخ فرش قزوین از شکوه کارگاههای صفوی تا رونق کارخانههایی مانند «فرش اعتماد» و فعالیت صدها کارگاه کوچک در دهههای بعد، نشان میدهد این شهر زمانی یکی از مراکز مهم قالیبافی ایران بوده و استادکاران و بافندگان بسیاری در شکلگیری این مکتب نقش داشتهاند.
با این حال، از بین رفتن برند «فرش اعتماد»، تغییر شرایط اقتصادی و بازارهای جهانی و کاهش جایگاه فرش دستباف ایران، موجب افول تدریجی این هنر در قزوین شده است؛ احیایی که به باور کارشناسان، نیازمند شناخت دوباره ظرفیتهای تاریخی، نوآوری در طرح و نقشه، توجه به سلیقه بازار و همکاری جدی میان مسئولان، بخش خصوصی و هنرمندان است.


نظر شما