۱۴ مهر ۱۴۰۵، ۱۹:۳۷

معیریان: بخشی از سینمای ایران فیلم کودکانه می‌سازد نه فیلم کودک

معیریان: بخشی از سینمای ایران فیلم کودکانه می‌سازد نه فیلم کودک

اصفهان-کارگردان سینماباانتقاد ازبرخی رویکردهای رایج درتولید آثارکودک گفت:فاصله گرفتن فیلم‌ساز ازجهان ذهنی کودک موجب می‌شوداثربجای روایت دنیای کودک بیشتربه نمایش مهارت‌های کارگردان تبدیل شود.

به گزارش خبرنگار مهر، آرش معیریان، در سومین کارگاه تخصصی سی‌وهشتمین دوره جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان که شامگاه سه‌شنبه در خانه جشنواره فیلم‌های کودکان و نوجوانان، برگزار شد، با تأکید بر تفاوت بنیادین میان کارگردانی برای مخاطب بزرگسال و کودک، اظهار کرد: کارگردان سینمای کودک با مخاطبی مواجه است که از نظر سن، تجربه زیسته، میزان شناخت از جهان، جنسیت، قومیت، زبان و دانش سینمایی، دامنه بسیار متنوعی دارد و نمی‌توان با همان پیش‌فرض‌هایی که در سینمای بزرگسال وجود دارد برای او فیلم ساخت.

وی با اشاره به اهمیت شناخت مخاطب در فرآیند فیلم‌سازی افزود: نخستین نکته در کارگردانی، احترام به سلیقه مخاطب است. باید میان نپسندیدن یک فیلم و بد بودن آن تفاوت قائل شد؛ زیرا وقتی درباره کیفیت یک اثر سخن می‌گوییم، باید از منظر تخصصی، معیار و الگوی مشخصی برای ارزیابی آن داشته باشیم.

این کارگردان سینما ادامه داد: نقد و ارزیابی فیلم کودک نیز نیازمند شناخت قواعد و چارچوب‌های تخصصی این حوزه است و نمی‌توان صرفاً بر اساس احساس، تجربه شخصی یا علاقه و عدم علاقه درباره یک فیلم اظهارنظر کرد.

سینمای کودک پیش از فیلم‌سازی، شناخت کودک است

معیریان با تشریح تفاوت میان مخاطب بزرگسال و کودک، تصریح کرد: در سینمای بزرگسال، فیلم‌ساز با مخاطبی روبه‌روست که سال‌ها با جهان پیرامون و همچنین سینما زیست کرده و بخشی از مفاهیم و قواعد بصری و روایی را به صورت تجربی آموخته است؛ اما این پیش‌فرض درباره مخاطب کودک وجود ندارد.

وی افزود: کودک ممکن است از یک یا دو سالگی مخاطب یک اثر تصویری باشد و تا ۱۵ سالگی نیز همچنان در حال کشف جهان، نشانه‌ها، مفاهیم و روابط میان آنهاست؛ بنابراین فیلم‌ساز نمی‌تواند اطلاعات و تجربه‌ای را که خودش طی ده‌ها سال به دست آورده، به صورت بدیهی در اختیار کودک فرض کند.

این کارگردان و تدوینگر سینما، شناخت زبان کودک، روان‌شناسی و جهان ذهنی او را مهم‌ترین گام در ساخت فیلم کودک دانست و گفت: پیش از آنکه فیلم کودک بسازیم، باید خود کودک را بشناسیم. اگر فیلم‌ساز جهان کودک را ندیده باشد، نمی‌تواند روایتگر درستی برای این مخاطب باشد.

معیریان با انتقاد از بی‌توجهی به سطح تجربه و دریافت کودک در برخی آثار سینمایی بیان کرد: گاهی فیلم‌ساز روایت را به گونه‌ای آغاز و دکوپاژ می‌کند که کودک هشت‌ساله بسیاری از اطلاعات مقدماتی مورد نیاز برای فهم آن را هنوز تجربه نکرده است و فیلم‌ساز به سادگی از این مرحله عبور می‌کند.

نشانه‌شناسی؛ حلقه مغفول در روایت برای کودک

وی در ادامه به نقش نشانه‌شناسی در سینمای کودک اشاره کرد و گفت: فیلم‌ساز کودک باید بداند که مخاطب او هنوز بسیاری از نشانه‌ها، نمادها و قراردادهای فرهنگی را کشف نکرده است؛ در نتیجه استفاده از نشانه‌هایی مانند نماد، استعاره و کنایه باید متناسب با میزان شناخت و تجربه مخاطب کودک باشد.

معیریان افزود: در نشانه‌شناسی، مفاهیمی مانند نماد، نمایه و انواع نشانه مطرح است و این مفاهیم در سینمای حرفه‌ای کودک اهمیت زیادی دارند. وقتی فیلم‌ساز از یک نماد استفاده می‌کند، باید مطمئن باشد که کودک تجربه یا شناخت لازم برای رمزگشایی از آن را دارد یا اینکه خود فیلم زمینه لازم برای فهم آن نشانه را ایجاد کرده است.

وی ادامه داد: اگر نشانه‌ای در جهان ذهنی کودک هنوز شکل نگرفته باشد، استفاده مستقیم و بدون زمینه‌سازی از آن نمی‌تواند الزاماً به دریافت درست مخاطب منجر شود؛ بنابراین فیلم‌ساز باید میان آنچه خود می‌داند و آنچه مخاطب کودک می‌داند، تفاوت قائل شود.

این کارگردان سینما با تأکید بر اینکه بسیاری از فیلم‌سازان بزرگسال هنگام ورود به سینمای کودک همچنان با پیش‌فرض‌های بزرگسالانه حرکت می‌کنند، گفت: ما به دلیل فاصله‌ای که از دنیای کودکی گرفته‌ایم، گاهی به صورت ناخودآگاه نشانه‌ها، رنگ‌ها، لباس‌ها، میزانسن و عناصر بصری را بر اساس تجربه بزرگسالانه خود انتخاب می‌کنیم، در حالی که کودک هنوز به بسیاری از این مفاهیم دست پیدا نکرده است.

کودکانه ساختن با فیلم کودک ساختن متفاوت است

معیریان با تفکیک مفهوم فیلم کودک از فیلم کودکانه، اظهار کرد: مشکل بخشی از سینمای کودک این است که ما به جای ساختن فیلم برای کودک، فیلم کودکانه می‌سازیم؛ در حالی که این دو مفهوم یکسان نیستند.

وی افزود: فیلم‌ساز بزرگسال باید هنگام ورود به سینمای کودک، به کودک درون خود نیز احترام بگذارد و اجازه دهد تجربه زیسته دوران کودکی در فرآیند خلق اثر حضور پیدا کند؛ زیرا این تجربه می‌تواند به فیلم‌ساز کمک کند تا جهان کودک را نه از بیرون، بلکه از منظر تجربه‌شده بازخوانی کند.

این کارگردان با اشاره به تجربه شخصی خود از نخستین مواجهه با یک شخصیت کودک در دوران کودکی، گفت: زمانی که می‌خواهم برای کودک فیلم بسازم، باید بتوانم به تجربه‌های دوران کودکی خود بازگردم و ببینم چه شخصیت‌ها، تصاویر و موقعیت‌هایی در آن دوره برای من جذاب و ماندگار بوده‌اند. این رجوع به تجربه کودکی می‌تواند در طراحی شخصیت و دکوپاژ نیز اثرگذار باشد.

ریتم و اکت؛ جایی که فیلم کودک از مسیر خود خارج می‌شود

معیریان همچنین ریتم، زمان‌بندی، اکت و دکوپاژ را از عناصر تعیین‌کننده در ارتباط فیلم با مخاطب کودک دانست و گفت: ممکن است یک فیلم‌ساز برای آغاز قصه از یک ایده یا موقعیت استفاده کند که مستقیماً دغدغه کودک نیست، اما باید در ادامه روایت و در مدیریت زمان، ریتم، مونتاژ و دکوپاژ به جهان کودک بازگردد.

وی تصریح کرد: اگر فیلم در همان ایده اولیه متوقف شود و مسیر خود را از جهان ذهنی کودک جدا کند، در نهایت ممکن است فیلمی ساخته شود که بیش از آنکه نمایش‌دهنده دنیای کودک باشد، نمایش مهارت‌های کارگردان باشد.

این کارگردان سینما با اشاره به اهمیت واکنش مخاطب کودک در زمان نمایش فیلم افزود: هنگام تماشای فیلم کودک باید واکنش مخاطب کودک را دید و بررسی کرد که آیا کودک همچنان روایت را دنبال می‌کند، می‌خندد و با اثر همراه است یا ارتباطش با فیلم از بین رفته است. اگر مخاطب در دقایق ابتدایی از اثر فاصله بگیرد، باید ریشه این اتفاق را در ساختار روایت، ریتم و اکت جست‌وجو کرد.

معیریان در بخش دیگری از این کارگاه، ضعف فیلمنامه را یکی از چالش‌های اساسی تولید فیلم دانست و بر ضرورت بازنویسی حرفه‌ای فیلمنامه پیش از ورود به مرحله تولید تأکید کرد.

وی با اشاره به تجربه خود در بررسی فیلمنامه‌ها اظهار کرد: گاهی فیلمنامه‌ای به دست کارگردان می‌رسد که از نظر ساختاری و محتوایی نیازمند بازنویسی جدی است، اما سابقه نویسنده، تهیه‌کننده یا مناسبات تولید باعث می‌شود اصلاحات لازم به سادگی امکان‌پذیر نباشد.

این کارگردان ادامه داد: در سینمای کودک، زمان و ریتم اهمیت ویژه‌ای دارد و نمی‌توان با منطق سینمای بزرگسال، سکانس‌های طولانی و دیالوگ‌محور را به مخاطب کودک ارائه کرد. کودک به تناسب هوش و ویژگی‌های ادراکی خود می‌تواند اطلاعات را در کسری از ثانیه دریافت کند و اگر روایت نتواند با این سرعت ادراکی همراه شود، ارتباط مخاطب با فیلم از دست می‌رود.

وی با اشاره به اهمیت اکت در فیلم کودک گفت: یکی از مشکلات برخی آثار ناموفق سینمای کودک، فقدان اکت جذاب و متناسب با زمان و ویژگی‌های مخاطب است؛ در حالی که فیلم‌ساز باید از همان مراحل اولیه طراحی فیلمنامه و میزانسن، به این موضوع توجه داشته باشد.

معیریان در پایان تأکید کرد: کارگردانی سینمای کودک یک تخصص مستقل است و نمی‌توان صرفاً بر اساس موفقیت در سینمای بزرگسال وارد این حوزه شد. فیلم‌ساز کودک باید زبان، روان‌شناسی، تجربه زیسته، میزان شناخت، نشانه‌شناسی، ریتم و شیوه دریافت مخاطب خود را بشناسد و تمام عناصر فیلم را متناسب با این شناخت طراحی کند.

کد مطلب 6970095

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha