یادداشت مهمان، الهه آخرتی، نویسنده: شناخت، همیشه هم خوب نیست و گاهی از بعضی لذتها محرومت میکند. مثلا ممکن است یک کتاب معمولی روح و روان یک خواننده کتابنخوان را درگیر کند، اما از نظر یک کتابخوان حرفهای، معمولی و پیش پا افتاده باشد.
یا مثلا کسی یک کتاب را درست بگیرد و از خواندنش لذت ببرد، اما غلطهای نگارشی و دستوری یا ترجمه ضعیف همان کتاب، یکی از اهالی کتاب را کلافه کند و مجالی باقی نگذارد تا از آن لذت ببرد.
آشنایی از نزدیک با یک جغرافیا و شناخت آن هم همین است. کم پیش میآید کتابی درباره لبنان بخوانم که یک غیرلبنانی آن را نوشته باشد و از آن لذت ببرم. شاید مشکل از من است، اما اغلب ذهنم درگیر این میشود ای کاش این را هم میگفت یا چرا جزء را به کل نسبت میدهد و مسائل ریز و درشتی که اجازه نمیدهد با کتاب ارتباط برقرار کنم یا دوستش داشته باشم.
«در بازداشت حزبالله» اما یکی از معدود کتابهایی درباره لبنان بود که دوستش داشتم، خیلی زیاد. هم آقای محمد حسین عظیمی مشاهدهگر خوبی بود و همه چیز را خوب و دقیق دیده بود و هم قلم کشش کافی برای همراهی با کتاب را داشت. مهمتر از همه اینکه محمد حسین عظیمی یک ایرانی همراه و دوستدار و حامی مقاومت لبنان بود. چیزی که همیشه در فعالان لبنان، به دنبالش میگردم.
اینکه نوشتم چه معنایی دارد؟ رکو راستش این است که بیشتر افرادی که پایشان به لبنان باز میشود، آنچنان شیفته عروس خاورمیانه میشوند و محصور تمام جزئیاتش، که از یک جایی به بعد احساس میکنی دیگر ایرانی نیستند و آرزوی قلبیشان این است که ایرانی نباشند! این مدل شیفتگی که باعث میشود تو تاریخ، کشور و تاثیر نهضت معاصر انقلاب اسلامی بر همان چیزی که شیفتهاش شدهای را نبینی، همیشه عصبیام میکند!
از طرف دیگر، ما نویسندههای لبنان پژوهی هم داریم که همهچیز را از عینک بالا به پایین نگاه میکنند و از اول تا آخر روایتهایشان، خواه یا ناخواه توی سر لبنان و اهالی مقاومت میزنند و نتیجه میگیرند هیچ چیز تازهای وجود ندارد و صفر تا صد کار و ماجرا را در ایران خودمان دیدهایم. این نگاه نژادپرستانه هم عصبیام میکند!
یک نگاه و منش بینابینی هم وجود دارد که راوی یا نویسنده در تمام طول روایت یا نگارش خود، یک ایرانی آگاه و دغدغهمند و دوستدار ماممیهن است که قرار نیست خودمان را زمین بزند یا به جان ایران غر بزند اما، با تمام قلب و وجود دوستدار مقاومت لبنان است و با اهالی آن احساس یکی بودن و خویشاوندی روحی دارد.
من خودم از این دستم و درست یا غلط، همیشه چنین نوشتهها یا روایتهایی را میپسندم.
محمد حسین عظیمی و کتابش هم همین بود. عظیمی در روزهای بعد از شهادت سیدحسن نصرالله به لبنان سفر کرده و مشاهدات دقیق و جاندار و خواندنی از لبنان و اهالی مقاومت دارد که دست مخاطب را برای شناخت این خاک و جغرافیا پر میکند


نظر شما