یادداشت مهمان - سیده سمانه عباس میری، کارشناس گروه مطالعات میادین میوه و تره بار: نظامهای غذایی مجموعهای از فعالیتهای مرتبط با تولید، فرآوری، توزیع، بازاریابی، آمادهسازی، مصرف و مدیریت پسماند مواد غذایی را در بر میگیرند. این نظامها علاوه بر جریان کالاها، بازیگران، نهادها، فناوریها و زمینههای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی مؤثر بر تولید و مصرف غذا را نیز شامل میشوند. بر اساس رویکرد سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (فائو)، نظامهای غذایی شهری به فعالیتهایی توجه دارند که در محدوده شهرها و پیرامون آنها انجام میشوند یا بر این مناطق تأثیر میگذارند.
اهمیت این نظامها با گسترش شهرنشینی و افزایش جمعیت شهری بیش از پیش آشکار شده است؛ روندی که تقاضا برای مواد غذایی را افزایش داده و در بسیاری از شهرها، با محدودیت ظرفیت تولید محلی و افزایش وابستگی به شبکههای گسترده تأمین و توزیع همراه بوده است. این شرایط، ضرورت شکلگیری نظامهای غذایی کارآمد، پایدار و یکپارچه را برجسته میکند. در کلانشهری مانند تهران، مدیریت غذا فراتر از تأمین مواد غذایی است و مجموعهای از مسائل مرتبط و بههمپیوسته از جمله عدالت در دسترسی به غذای سالم، ایمنی مواد غذایی، حملونقل و مدیریت پسماندهای غذایی را در بر میگیرد. ازاینرو، پرداختن به نظام غذایی تهران مستلزم نگاهی جامع و هماهنگ به تمام مراحل زنجیره غذا و عوامل مؤثر بر آن است. تحقق چنین رویکردی مستلزم شناخت دقیق نقش و مسئولیت نهادهای مختلف در مدیریت نظام غذایی است.
در سطح ملی، سیاستگذاری در حوزه تولید، تجارت و نظارت بر مواد غذایی عمدتاً در حیطه وظایف وزارتخانهها و دستگاههای تخصصی قرار دارد؛ اما توزیع محلی، دسترسی شهروندان به مواد غذایی، الگوهای مصرف و بخشی از زیرساختهای عرضه و مدیریت پسماند، مستقیماً با قلمرو مسئولیتهای مدیریت شهری و نهادهای محلی تلاقی پیدا میکند. در نظام غذایی تهران، تقسیم مسئولیتها میان نهادهای مختلف، ماهیتی فرابخشی به مدیریت غذا میبخشد. در سطح ملی، وزارت جهاد کشاورزی در حوزه تولید و ذخیرهسازی محصولات کشاورزی نقش دارد؛ وزارت صنعت، معدن و تجارت در چارچوب اختیارات خود در سیاستگذاری تجاری و تنظیم بازار مشارکت میکند؛ و وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و سایر دستگاههای مسئول، بر اساس وظایف قانونی خود، بر سلامت و ایمنی مواد غذایی نظارت دارند. در سطح شهری نیز شهرداری تهران و سازمانها و شرکتهای وابسته به آن در حوزههایی مانند ساماندهی فضاهای عرضه، توسعه و مدیریت زیرساختهای بازارهای محلی، بخشی از فرایندهای توزیع و مدیریت پسماند فعالیت میکنند. تعدد این نهادها و تنوع حوزههای مسئولیت آنها نشان میدهد که مدیریت نظام غذایی تهران به تفکیک روشن وظایف، هماهنگی بینبخشی و همکاری مستمر میان سطوح مختلف حکمرانی نیاز دارد.
در واقع، مسئله اصلی نیز لزوماً تعدد دستگاههای مسئول نیست؛ زیرا تخصصیبودن وظایف در یک نظام پیچیده امری طبیعی است. چالش زمانی پدید میآید که ارتباط میان این دستگاهها، تبادل دادهها، تقسیم مسئولیتها و سازوکارهای تصمیمگیری مشترک بهاندازه کافی منسجم نباشد.
در چنین وضعیتی، هر دستگاه ممکن است در محدوده مأموریت سازمانی خود عملکرد قابل قبولی داشته باشد، اما حاصل تعامل میان بخشها الزاماً به کارآمدی کل نظام منجر نشود. برای مثال، سیاستهای تأمین و تنظیم بازار زمانی به نتایج مطلوبتری میرسند که با اطلاعات مربوط به الگوی تقاضای محلات، دسترسی شهروندان به مراکز عرضه، وضعیت زیرساختهای حملونقل و میزان تولید پسماند غذایی هماهنگ باشند. فقدان این پیوندها میتواند زمینهساز تصمیمگیریهای پراکنده، تکرار برخی فعالیتها، دشواری پاسخگویی و کاهش اثربخشی سیاستها شود. نقش مدیریت شهری در نظام غذایی تهران را میتوان از چند منظر مکمل بررسی کرد:
1- پازل یکپارچه شهری: مدیریت غذا با شهرسازی، ترافیک، پسماند و اقتصاد شهری پیوند دارد و شهرداری بهعنوان مدیریت واحد محلی، توان هماهنگی این بخشها را دارد.
2- عدالت در دسترسی محلهای: شهرداریها با شناخت محلات و دسترسی به دادههای محلی، میتوانند نابرابری در دسترسی به غذای سالم را شناسایی و رفع کنند.
3- پیشگیری سلامتمحور: مداخله شهرداری در عرضه میوه و تنظیم قیمت، یک پیشگیری بالادست است که هزینههای درمان را کاهش داده و جان شهروندان را نجات میدهد.
با وجود این ظرفیتها، نقشآفرینی مؤثر مدیریت شهری به معنای انتقال تمام مسئولیتهای مرتبط با غذا به شهرداری نیست. با توجه به ماهیت فرابخشی نظام غذایی و تقسیم قانونی وظایف میان دستگاههای مختلف، بهبود عملکرد این نظام مستلزم ایجاد سازوکارهایی برای همافزایی نهادی، تبادل اطلاعات، هماهنگی سیاستها و تعریف اهداف مشترک است. ازاینرو، شکلگیری چارچوبی پایدار برای تصمیمگیری مشترک میان شهرداری، دستگاههای ملی مسئول، بخش خصوصی، نهادهای علمی و سازمانهای جامعه مدنی، همراه با تعیین روشن مسئولیتها و حدود اختیارات هر یک، یکی از الزامات مدیریت یکپارچه نظام غذایی تهران به شمار میرود.
در مجموع، با توجه به گستردگی ابعاد زنجیره غذا و پراکندگی وظایف میان نهادهای ملی و محلی، مدیریت نظام غذایی تهران دیگر نمیتواند در بستر جزیرهای و سنتی ادامه یابد. در این میان، شهرداری تهران با در اختیار داشتن زیرساختهای کلیدی، دسترسی به دادههای محلی و تسلط بر فضاهای کالبدی شهر، تنها نهادی است که از ظرفیت لازم برای گردهم آوردن دستگاههای متولی برخوردار است. از اینرو، ضرورت امروز پایتخت، نه تمرکز تمام وظایف در شهرداری، بلکه استقرار یک "سازوکار هماهنگی یکپارچه" است؛ راهکاری که مشابه تجربهی موفق بسیاری از کلانشهرهای پیشرو جهان، از طریق راهاندازی "شورای سیاستگذاری غذا" با محوریت مدیریت شهری محقق میشود. ایجاد این ساختار بینبخشی، بستر لازم را فراهم میکند تا با پیوند دادن زنجیره تولید تا مصرف، امنیت، سلامت و عدالت غذایی به شکلی پایدار برای شهروندان تهرانی به ارمغان آورده شود.


نظر شما