۱۷ آبان ۱۴۰۵، ۱۰:۵۶

تأخیر رسانه‌های رسمی، میدان روایت‌سازی را به دشمن واگذار می‌کند

تأخیر رسانه‌های رسمی، میدان روایت‌سازی را به دشمن واگذار می‌کند

مدیر انجمن سواد رسانه‌ای ایران گفت: در شرایط جنگی، مسئولیت اجتماعی ایجاب می‌کند قبل از انتشار اخبار، علاوه بر بررسی صحت آن‌ها، محتوای تقویت‌کننده روحیه ملی را منتشر کنیم.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، مائده سادات مرویان حسینی: در جریان جنگ ۱۲ روزه و همچنین جنگ رمضان، در کنار حملات نظامی، جبهه دیگری نیز علیه کشورمان فعال بود؛ جبهه‌ای که نه با سلاح و موشک، بلکه با انتشار اخبار جعلی، شایعات و عملیات روانی در فضای مجازی انجام می‌شد. در این ایام، شبکه‌های اجتماعی مملو از اخبار تأییدنشده، روایت‌های متناقض و مطالبی بود که گاه بدون هیچ‌گونه صحت‌سنجی، دست‌به‌دست بین کاربران ایرانی می‌چرخید. از انتشار شایعات درباره تحولات جنگ گرفته تا ویدئوهای جعلی و محتواهای ساختگی که با استفاده از هوش مصنوعی تولید می‌شدند و گاه چنان به واقعیت شباهت داشتند که تشخیص حقیقت از دروغ را خیلی سخت می‌کردند.

در چنین شرایطی، فضای مجازی به یکی از میدان‌های اصلی جنگ شناختی تبدیل شد؛ جنگی که هدف آن فقط انتقال یک خبر نادرست نیست، بلکه تأثیرگذاری بر ذهن، باورها و احساسات مردم، ایجاد اضطراب و تضعیف اعتماد عمومی و تاب‌آوری اجتماعی است. اینجاست که اهمیت سواد رسانه‌ای بیش از هر زمان دیگری خود را نشان می‌دهد؛ اینکه کاربران قبل از باور کردن یا نشر یک خبر، درباره منبع آن، صحت اطلاعات و اهداف احتمالی انتشارش فکر کنند و اجازه ندهند احساسات و هیجانات، جایگزین تشخیص و تحلیل درست شود. اما جنگ شناختی چگونه عمل می‌کند؟ شایعات در چه بستری شکل می‌گیرند و چرا تا این اندازه قدرت انتشار پیدا می‌کنند؟ مردم در مواجهه با اخبار جعلی و محتواهای تولیدشده با هوش مصنوعی چه مسئولیتی دارند و رسانه‌های رسمی چگونه می‌توانند در این میدان نقش مؤثرتری ایفا کنند؟ برای بررسی این موضوعات و واکاوی ابعاد جنگ شناختی، شایعات در فضای مجازی و ضرورت ارتقای سواد رسانه‌ای در شرایط جنگی، با محمدصادق افراسیابی، مدیرعامل انجمن سواد رسانه‌ای ایران به گفت‌وگو پرداختیم.

* در جریان جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، شایعات و اخبار تاییدنشده زیادی در شبکه‌های اجتماعی منتشر و بین مردم دست به دست می‌شد. در چنین شرایطی، مردم برای تشخیص خبر درست از جعلی و اطمینان از صحت اطلاعات چه باید بکنند؟ از طرف دیگر، به نظر می‌رسید در این شرایط، کاربران اعتماد خود را به رسانه‌های رسمی از دست داده بودند. به نظر شما رسانه‌های رسمی برای بازسازی اعتماد عمومی و بازیابی مرجعیت رسانه‌ای چه مسئولیتی دارند؟

در حال حاضر، علاوه بر اینکه با جنگ نظامی مواجه هستیم و کشورمان مورد هجمه دشمنان قرار می‌گیرد، درگیر جنگ شناختی نیز هستیم. در این جنگ، شناخت، ادراک و باورهای افراد مورد هجمه قرار می‌گیرند. این موضوع یکی از ابعاد جنگ است و استفاده از شایعات در مسیر جنگ شناختی، یکی از شیوه‌های عملیات روانی است که به کار گرفته می‌شود. یکی از اهداف انتشار مداوم شایعاتی که در فضای مجازی شاهد آن هستیم، به چالش کشیدن امنیت روانی جامعه و آسیب رساندن به آرامش روانی مردم است. شایعه ممکن است امروز مطرح شود و مدتی بعد تکذیب شود، اما اضطرابی که در پی انتشار آن ایجاد می‌شود، همچنان در جامعه باقی می‌ماند. شاید ایجاد همین اضطراب یکی از اهداف جنگ شناختی باشد؛ همچنین ممکن است هدف این باشد که افکار عمومی از فضای جنگ خسته شود و تاب‌آوری اجتماعی آسیب ببیند.

شایعه در برخی موضوعات ممکن است به شکل‌گیری یک کنش اجتماعی منجر شود، اما در بسیاری از شایعاتی که در جریان جنگ شاهد آن بودیم، لزوماً کنش اجتماعی شکل نگرفت. آنچه در شرایط کنونی و در پی انتشار مداوم شایعات در فضای مجازی بیشتر رخ می‌دهد، از یک سو ایجاد اضطراب در میان مردم است؛ موضوعی که دشمن به دنبال آن است. از سوی دیگر، مسئله خستگی ذهنی مطرح می‌شود؛ یعنی با افزایش خستگی ذهنی، تاب‌آوری اجتماعی کاهش پیدا می‌کند.

یکی از اقداماتی که رسانه‌های رسمی می‌توانند برای جلوگیری از انتشار بیشتر شایعه انجام دهد، این است که به‌عنوان یک سپر دفاعی عمل کند و به‌سرعت درباره موضوع واکنش نشان دهند. باید هر آنچه را می‌داند، به‌طور کامل با مردم در میان بگذارد؛ درباره آنچه نمی‌داند، صریحاً بگوید که اطلاع ندارد و در مواردی هم که تردید دارد، این تردید را بیان کند. همین موضوع، به مخاطب اعتماد می‌دهد و باعث می‌شود احساس کند می‌تواند به رسانه رسمی تکیه کند

با توجه به مجموعه فعالیت‌ها، اقدامات و برنامه‌ریزی‌هایی که انجام شد، به‌ویژه حضور خود مردم در صحنه، چه در جریان جنگ ۱۲روزه و چه پس از آن، از زمان جنگ رمضان تا به امروز، با وجود تمام فعالیت‌هایی که رسانه‌های دشمن و خود دشمن انجام دادند، نه‌تنها تاب‌آوری اجتماعی کاهش پیدا نکرده، بلکه افزایش یافته است. ممکن است در مقطعی ذهن مردم خسته شده باشد، اما اکنون، با توجه به تبیینی که از اهداف جنگ صورت گرفته و همچنین با توجه به حضور مردم در صحنه، خود مردم تلاش کردند در فضای روشنگری اجتماعی نقش جدی‌تری ایفا کنند.

در این بین، دیگر فقط رسانه‌های رسمی ایفای نقش نکردند، بلکه خود مردم نیز در فضای مجازی به رسانه تبدیل شدند. این موضوع کمک کرد تا تاب‌آوری اجتماعی افزایش پیدا کند. با این حال، دشمن ما، دست‌بردار نیست و همچنان به شیوه‌های مختلف به اقدامات خصمانه خود ادامه می‌دهد. در فضای جنگ شناختی نیز از تلاش‌های خود دست نمی‌کشد. بنابراین، باید به این موضوع توجه داشته باشیم که دشمنان ما ممکن است بار دیگر از شیوه‌های مختلفی برای آسیب‌رساندن به مردم استفاده کنند و اهداف خود را در جنگ شناختی دنبال کنند.

شایعه زمانی شکل می‌گیرد که موضوع مهمی وجود داشته باشد، اما درباره آن موضوع کمتر صحبت شود. در چنین شرایطی، رسانه‌های رسمی می‌توانند نقش جدی‌تری داشته باشند. وقتی خبر کذبی در فضای مجازی منتشر می‌شود، یکی از اقداماتی که رسانه‌های رسمی می‌توانند برای جلوگیری از انتشار بیشتر شایعه انجام دهد، این است که به‌عنوان یک سپر دفاعی عمل کند و به‌سرعت درباره موضوع واکنش نشان دهند.

در چنین شرایطی، توجه مخاطب به رسانه جلب می‌شود؛ زیرا احساس می‌کند رسانه در کنار اوست و می‌تواند به آن اعتماد کند. چون رسانه صادقانه می‌گوید: «این موضوع را می‌دانم، این موضوع را نمی‌دانم و درباره این بخش نیز تردید دارم.» در واقع، باید هر آنچه را می‌داند، به‌طور کامل با مردم در میان بگذارد؛ درباره آنچه نمی‌داند، صریحاً بگوید که اطلاع ندارد و در مواردی هم که تردید دارد، این تردید را بیان کند. همچنین می‌تواند اعلام کند که در خبرها و اطلاع‌رسانی‌های بعدی تلاش خواهد کرد ابعاد بیشتری از ماجرا را روشن کند. همین موضوع، به مخاطب اعتماد می‌دهد و باعث می‌شود احساس کند می‌تواند به رسانه رسمی تکیه کند.

عمدتاً در جاهایی ضربه خوردیم که اتفاقی رخ داده، اما ما درباره آن دیر صحبت کردیم و رسانه‌های دشمن ابتکار عمل را به دست گرفتند. آن‌ها به‌سرعت درباره آن مسئله صحبت کردند، فارغ از اینکه موضوع چه بوده است؛ اما ما با تأخیر واکنش نشان دادیم. در این فاصله، مردم دچار تردید شدند که آیا آن خبر درست است یا نادرست. در غیر این صورت، طبیعی است که مردم ما، همان‌طور که در جنگ نظامی محکم ایستادند، در ابعاد مختلف دیگر این جنگ نیز ایستادگی کنند.

برای مثال، در جنگ اقتصادی که سال‌هاست با آن درگیر هستیم، از جمله در زمینه تحریم‌ها و فشارهای اقتصادی که حتی اکنون نیز به اوج خود رسیده است، مردم سال‌ها مقاومت کردند و تسلیم نشدند. بنابراین، مردم ما اهل تسلیم‌شدن نیستند. در جنگ رسانه‌ای و جنگ شناختی نیز اگر با مردم صادقانه رفتار کنیم، اطلاعات را صادقانه در اختیارشان قرار دهیم و روی آن‌ها حساب باز کنیم، می‌توانیم از ظرفیت خود مردم استفاده کنیم.

* رسانه‌های رسمی چگونه می‌توانند از ظرفیت مردم برای مقابله با شایعات و تقویت تاب‌آوری اجتماعی استفاده کنند؟

یکی از موضوعاتی که بارها بر آن تأکید کردم و باز هم بر آن تأکید می‌کنم، این است که رسانه‌های رسمی ما باید به سراغ خود مردم بروند، پویش‌هایی را شکل دهند و از مردم درخواست کنند که محتواهای خود را ارسال کنند. متأسفانه ما تاکنون از این ظرفیت به‌اندازه کافی استفاده نکردیم. در دوران جنگ ۱۲روزه و همچنین از زمان جنگ رمضان تا به امروز، مشاهده کردم که یکی دو برنامه تلویزیونی، به این سمت حرکت کرده باشند. اما ما می‌توانیم در تمام شبکه‌های رادیویی، شبکه‌های تلویزیونی و رسانه‌های جمعی به سراغ خود مردم برویم. اگر با مسئله‌ای مواجه هستیم، می‌توانیم از مردم بخواهیم که در آن زمینه به ما کمک کنند.

به‌ویژه اینکه امروز رسانه‌های کاربرمحور را در اختیار داریم. وقتی محتوایی برای رسانه‌ای ارسال می‌شود، برای مثال برای یکی از شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی، مردم می‌توانند پادکست‌های خود را برای شبکه‌های رادیویی و ویدئوهای خود را برای شبکه‌های تلویزیونی ارسال کنند. پس از انتشار این محتواها، خود افراد نیز می‌توانند آن‌ها را در رسانه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های اجتماعی خود، مثلاً در قالب استوری یا از طریق دیگر بسترهای کاربرمحور، به اشتراک بگذارند.

در حال حاضر، دسترسی به انواع رسانه‌های کاربرمحور و پیام‌رسان‌های اجتماعی در کشور در بالاترین سطح قرار دارد و مردم کاملاً با این رسانه‌ها آشنا هستند. از طرف دیگر، اگر تعداد کارکنان یک رسانه رسمی محدود باشد، این رسانه می‌تواند از ظرفیت شهروندخبرنگاران و همه شهروندان، به‌عنوان خبرنگار و تولیدکننده محتوا، استفاده کند. این اقدامی است که به اعتقاد من اهمیت بسیار زیادی دارد.

رسانه‌های بیگانه نیز سال‌هاست از این تکنیک در موضوعات مختلف استفاده می‌کنند و این شیوه صرفاً به موضوع جنگ اختصاص ندارد. جنگ شناختی که امروز شاهد آن هستیم، پیش‌زمینه‌هایی دارد که از قبل ایجاد شدند. برای مثال، به یاد دارم که بی‌بی‌سی فارسی، زمانی که برخی داروها در کشور کمیاب می‌شدند، فراخوان می‌داد و از مردم می‌خواست ویدئوهایی تهیه کنند که در آن‌ها نشان دهند دسترسی به دارو در ایران دشوار است و این ویدئوها را برای آن رسانه ارسال کنند.

در آن مقطع، با وجود اینکه این الگو و مدل در کشور شناخته شده بود و درباره آن کار شده بود، ما به‌خوبی از این شیوه استفاده نکردیم. اکنون نیز به اعتقاد من، هنوز به‌اندازه ظرفیت و توانایی‌ که برای استفاده از این الگو داریم، از آن بهره نبردیم. بنابراین، همین شیوه می‌تواند یکی از راهکارهای مقابله باشد. نخست، رسانه رسمی باید به‌موقع در صحنه حضور داشته باشد و از سرعت عمل برخوردار باشد. دوم، رسانه رسمی باید برای مقابله با شایعات به سراغ خود مردم برود و از ظرفیت آن‌ها استفاده کند.

* با گسترش هوش مصنوعی و تولید محتوای جعلی، از جمله دیپ‌فیک، مردم چگونه می‌توانند صحت محتواها را بررسی کنند و در برابر شایعات چه رفتاری داشته باشند؟

امروزه از طریق هوش مصنوعی می‌توان محتواهایی تولید کرد که مصداق جعل عمیق باشند. ممکن است محتوایی را ببینید که در آن، چهره افرادی را مشاهده می‌کنید که می‌شناسید. آن‌ها صحبت می‌کنند و صدای آن‌ها از نظر لحن و تن صدا کاملاً شبیه صدای واقعی‌شان است؛ اما ممکن است آن محتوا جعلی و در واقع ویدئویی باشد که با استفاده از هوش مصنوعی ساخته شده است. در اینجا، اگر بخواهیم صرفاً به سراغ خود محتوا برویم و به مردم راهکارهایی پیشنهاد کنیم تا بتوانند محتوای جعلی تولیدشده با هوش مصنوعی را تشخیص دهند، این راهکارها در بسیاری از مواقع پاسخگو نخواهند بود. چون هوش مصنوعی مدام پیشرفت می‌کند و محتواهایی که تولید می‌کند، هر روز بیشتر به محتوای واقعی شبیه می‌شوند و تشخیص جعلی‌بودن آن‌ها دشوارتر می‌شود.

پس راهکار چیست؟ راهکار این است که مردم، در وهله اول، به رسانه‌های رسمی مراجعه کنند و بررسی کنند که آیا محتوایی را که در یک رسانه کاربرمحور دیدند، رسانه رسمی نیز منتشر یا تأیید کرده است یا خیر. باید ببینیم آیا شواهد و قرائن کافی برای تأیید این محتواها در اختیار داریم یا خیر. نکته دیگر این است که معمولاً محتواهای شایعه‌ساز یا محتواهایی که مصداق جعل عمیق هستند، به‌گونه‌ای تولید می‌شوند که احساسات مخاطب را تحریک کنند و او را به این سمت سوق دهند که محتوا را به‌سرعت با دیگران به اشتراک بگذارد. در چنین شرایطی، وقتی فرد با محتوایی مواجه می‌شود که احساسات او را به‌شدت تحریک می‌کند، اتفاقاً باید تأمل کند، درباره آن فکر کند و سپس درباره محتوایی که چنین احساسی را در او برانگیخته است، در فضای اینترنت جست‌وجو کند.

باید ببیند آیا این محتوا در رسانه‌های رسمی یا رسانه‌هایی که می‌توان به آن‌ها اعتماد کرد، منتشر شده است یا خیر. حتی اگر فرض کنیم این محتوا را شخصی تولید کرده است، باید بررسی کند که آیا شواهد و قرائنی وجود دارد که بتواند بر اساس آن‌ها درست‌بودن محتوا را بپذیرد یا خیر. اگر به این نتیجه رسید که محتوا درست است، آن‌گاه می‌تواند آن را با دیگران نیز به اشتراک بگذارد.

البته باید به این نکته توجه کنیم که در فضای جنگی و جنگ شناختی‌ که امروز در آن قرار داریم، هرکدام از ما به‌عنوان یک ایرانی مسئولیت اجتماعی داریم. مسئولیت ما این است که بدانیم ممکن است خبری واقعاً درست باشد و برای مثال ممکن است در نقطه‌ای از جنگ نیز آسیبی دیده باشیم. به‌هرحال، جنگ است و همان‌طور که دشمن آسیب می‌بیند، ما نیز ممکن است آسیب ببینیم. اما انتشار چنین اخباری ممکن است باعث تضعیف روحیه مردم شود. در چنین شرایطی، مسئولیت اجتماعی من به من می‌گوید که لزوماً نیازی نیست آن محتوا را منتشر کنم.

در شرایط جنگی، مسئولیت اجتماعی ما ایجاب می‌کند پیش از بازنشر اخبار، به پیامدهای آن توجه کنیم. ممکن است خبری درست باشد، اما انتشار آن به تضعیف روحیه مردم و کاهش تاب‌آوری اجتماعی منجر شود. بنابراین، هر خبر درستی لزوماً نیازمند انتشار نیست. بهتر است محتوایی را به اشتراک بگذاریم که به تقویت روحیه، انسجام و قدرت ملت ایران کمک کند

هر اتفاقی که می‌افتد، لزوماً نباید منتشر شود. هر مطلبی که باعث ایجاد استرس و اضطراب در مردم می‌شود، ضرورتاً نیازی به انتشار ندارد. اینجا بار دیگر بحث دروازه‌بانی خبری مطرح می‌شود؛ دروازه‌بانی‌ که من به‌عنوان یک ایرانی مسلمان، آن را بخشی از مسئولیت اجتماعی خودم می‌دانم. هر خبری، حتی اگر خبر درستی باشد، لزوماً نباید به اشتراک گذاشته شود.

به‌ویژه در شرایط جنگی، باید دقت کنیم که چه مطالبی را منتشر می‌کنیم. باید مطالبی را به اشتراک بگذاریم که به تقویت قدرت ملت ایران کمک می‌کنند و موجب افزایش و ارتقای تاب‌آوری اجتماعی می‌شوند، نه کاهش آن. این مسائل دیگر صرفاً به سواد رسانه‌ای مربوط نمی‌شوند؛ بلکه به سواد سیاسی و مسئولیت اجتماعی ما نیز برمی‌گردد. باید بدانم که حتی اگر از صحت یک مطلب اطمینان پیدا کردم، اما انتشار آن می‌تواند تأثیرات منفی داشته باشد، نباید آن را به اشتراک بگذارم. در مقابل، اگر مطلبی درست باشد و بیان و انتشار آن به افزایش روحیه ملی و تقویت تاب‌آوری اجتماعی کمک کند، قطعاً وظیفه من به‌عنوان یک ایرانی است که در این مقطع زمانی آن را با دیگران به اشتراک بگذارم.

هرکدام از ما، به‌عنوان یک ایرانی، فارغ از اینکه در چه حوزه‌ای فعالیت یا تحصیل می‌کنیم و آیا با حوزه رسانه آشنایی داریم یا نداریم، اگر مهارت‌های سواد رسانه‌ای را آموختیم و به این نتیجه رسیدیم که مطلبی اشتباه است، باید برای تکذیب آن اقدام کنیم. اگر ما نادرست بودن یک مطلب را اعلام کنیم و درباره اشتباه بودن آن اطلاع‌رسانی کنیم، دیگران هم متوجه می‌شوند که آن مطلب صحت نداشته است. بنابراین، من معتقدم همه مردم باید خودشان را در این فضای جنگ شناختی سهیم بدانند. همچنین معتقدم رسانه‌ها باید بهتر از ظرفیت مردم استفاده کنند.

* به نظر شما رسانه‎‌های رسمی ما تاکنون تا چه اندازه توانستند از ظرفیت رسانه‌های اجتماعی و مشارکت مردم استفاده کنند؟

این الگو و مدل، سال‌ها قبل در کشور ما مورد توجه قرار گرفته، درباره آن کار شده و مطالعه شده بود. این ظرفیت و این ضرورت وجود داشت که به این سمت برویم و از رسانه‌های اجتماعی استفاده کنیم؛ به این معنا که رسانه رسمی، رابطه خودش را با رسانه‌های اجتماعی به شکلی تعریف کند که این دو بتوانند مکمل یکدیگر باشند؛ یعنی رسانه اجتماعی مکمل رسانه رسمی و رسانه رسمی مکمل رسانه اجتماعی باشد. باید به سمت مردمی‌سازی رسانه‌های خودمان حرکت کنیم.

این الگو و مدل از گذشته در کشور مورد مطالعه قرار گرفته و درباره آن کار شده بود، اما متأسفانه در ابتدای جنگ ۱۲روزه از این ظرفیت استفاده نکردیم. حتی پیش از آن، در اتفاقات دی‌ماه، یعنی در فاصله بین جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان، با وجود اتفاقاتی که رخ داد، باز هم نتوانستیم به‌خوبی از ظرفیت رسانه‌های اجتماعی استفاده کنیم. اما به نظر من، پس از شروع جنگ رمضان و هم‌زمان با حضور مردم در میدان‌ها و اجتماعات، این حضور باعث شد که خود مردم هم بیشتر به کنشگری رسانه‌ای فکر کنند. از طرف دیگر، رسانه‌های ما نیز بیش از گذشته به اهمیت و نقش مردم پی بردند.

به نظرم اگر حضور مردم در میدان‌ها و این اجتماعات وجود نداشت، چه‌بسا نمی‌توانستیم در جنگی که همچنان ادامه دارد، به این میزان از توفیق دست پیدا کنیم. توجه مسئولان و رسانه‌های رسمی ما نیز هم‌زمان با تجمعات شبانه، بیش از گذشته به نقش و سهم مردم در حوزه رسانه جلب شد و رسانه‌ها بیشتر به سمت استفاده از ظرفیت‌های مردمی حرکت کردند. این اتفاق باعث شده است که دیگر با آن بحران و فقدانی که در ابتدای جنگ ۱۲روزه و حتی در دی‌ماه سال گذشته با آن روبه‌رو بودیم، به همان شکل مواجه نباشیم. به نظر من، شرایط تا حدودی بهتر شده است، اما باید سرعت بیشتری به این روند بدهیم.

اعتقاد من این است که این موضوع یک ظرفیت بسیار مهم است. فرض کنید حتی اگر جنگ هم، ان‌شاءالله، با پیروزی قاطع ملت ایران در برابر دشمن صهیونیستی و آمریکای جنایتکار به پایان برسد، باز هم ما در کشور مسائل و موضوعات مختلفی داریم که رسانه‌های رسمی می‌توانند با کمک مردم برای حل آن‌ها اقدام کنند. یعنی اگر بتوانیم از ظرفیت تولید محتوای مردمی استفاده کنیم، بسیاری از موضوعات و مسائل دیگر را هم می‌توانیم با کمک همین ظرفیت مدیریت کنیم. این ظرفیت صرفاً مختص شرایط جنگی نیست.

البته شاید همین تهدید باعث شده باشد که ما به یک فرصت جدید فکر کنیم و تا حدودی هم این فرصت را خلق کردیم. به نظرم باید این فرصت را برای خودمان حفظ کنیم و آن را گسترش دهیم. به قول شهید حاج قاسم سلیمانی، در دل یک تهدید، گاهی فرصت‌هایی وجود دارد که شاید در شرایط عادی و در موقعیت‌های دیگر، به‌سختی بتوانیم آن‌ها را پیدا کنیم. یکی از فرصت‌هایی که در این شرایط ایجاد شد، این بود که کشور به سمت استفاده از ظرفیت مردم حرکت کرد؛ چه در جنگ نظامی، چه در حضور مردم در اجتماعات و میدان‌ها و چه در استفاده رسانه‌ها از ظرفیت مردمی در جنگ اخیر.

کد مطلب 7001685

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha