به گزارش خبرنگار مهر در ایلام، با شروع جنگ تحمیلی شهید کشوری بااینکه در جریان کردستان زخمی شده بود و در بیمارستان بستری بود و اجازه پرواز نداشت هر طوری بود پزشک معالج خود را متقاعد کرد و به ایلام رفت و فرماندهی تیم آتش هوانیروز در استان ایلام را برعهده گرفت و تنها با سه فروند بالگرد 425 کیلومتر از مرزهای مقدس استان ایلام را حراست می کرد و شب و روز در جبهه های ایلام حضور داشت و دشمن بعثی را آماج گلوله ها و موشکهای توفنده خود قرار می داد.
حتی زن و بچه هایش را به ایلام آورد، شهید کشوری نمونه و الگوی یک رزمنده با ایمان مخلص و شجاع بود که هیچگاه از خستگی سخنی به میان نیاورد و در نجات مردم قهرمان کردستان و حمایت از رزمندگان اسلام در طول جنگ تحمیلی در ایلام نقش مهمی داشت.
جنگ آوری او همیشه دشمن را به وحشت می انداخت، یک روز از جبهه که آمده بود، می گفت: ما 40 دستگاه تانک دشمن بعثی را ظرف 48 ساعت گذشته منهدم کردیم اما رسانه ها کمتر اعلام کردند، امان از دست این خبرنگاران...
از خاطرات دیگری که شهید کشوری که خود نقل کرده این است که هزار و 800 نفر از نیروهای تازه نفس عراقی شب در پشت میمک به شکل چادر زده بودند، مختصاتشان را عشایر ایل خزل به ما دادند ما هم بعد از برنامه ریزی هماهنگ کردیم تا صبح قبل از طلوع آفتاب و در تاریکی پرواز کنیم و با شناخت جغرافیایی آن محل و تعداد دفعاتی که در آن منطقه عملیات انجام دادیم قبل از طلوع آفتاب به همراه تیم پروازی بالای سر آنها قرار بگیریم و آنها را در کیسه خوابشان غافلگیر کنیم به طوری که بعد از انجام عملیات و در هنگام بازگشت با طلوع آفتاب مواجه شویم.
ما شب ساعتهای پروازی رفت و آمد و مسلح شدن بالگردها را کنترل کردیم و با سه فروند بالگرد کبری و یک فروند بالگرد جت رنجر به سمت دشمن پرواز کردیم و بعد از رسیدن به میمک با توپ بیست میلیمتری و راکت حدود هزار نفر را به هلاکت رساندیم و 800 نفر هم به اسارت نیروهای ما در آمدند.
دشمن بسیار غافلگیر و وحشت زده شده بود. گیج شده بودند چرا که اصلا فکرش را هم نمی کردند در آن ساعت بالگردی بتواند پرواز بکند.
صدام حساب همه چیز را کرده بود الا هوانیروز همیشه پیروز را و به نظر سایر همرزمان شهید کشوری همین عملیات سبب شد عملیات هایی که هفته بعد عشایر ایل خزل در جنگ انجام دادند باعث پیروزیهایی شود.
شاید کمتر جایی ذکر شده باشد اما واقعیت این است که آن اقدام جسورانه و ضربه روحی شکننده شهید کشوری به همراه تیم آتش هوانیروز در آن عملیات باعث شد که بعدها در عملیات پس گرفتن میمک عملا نیروهای ما با امکانات بسیار محدود بتوانند دو لشکر عراق را از بین برده و نابودشان کنند.
تقریبا یک هفته قبل از شهادت شهید کشوری احمد برای آخرین بار به خانه سر زد و با همه اعضای خانواده عکس یادگاری گرفت هنگامی که می خواست از کیاکلا برای جبهه ایلام از پیش خانواده اش برود، گفت: مادرجان این آخرین بار است که مرا می بینید من دیگر بر نمی گردم و خداحافظی کرد و سوار ماشینش شد.
مادرش تعریف می کند که آنقدر نگاهش کردم تا از من دور شد، چند روزی نگذشت که خبر شهادتش را از تلویزیون شنیدم که گوینده تلویزیون گفت یکی از خلبانهای دلاور هوانیروز امروز در جبهه های ایلام به شهادت رسید، به پدرش گفتم: این خلبان دلاور هوانیروز احمد است، پدرش گفت: نه اشتباه می کنی .
تا اینکه چند ساعت بعدش استاندار ایلام آقای ابراهیمی زنگ زد و گفت: مادر، احمد پر کشید و رفت به سمت هدفش به سمت کربلا، گفتم: احمد شهید شده، گفت: اگر خدا بخواهد، گفتم: راضی هستم به رضای خدا بعد از تشییع پیکر شهید کشوری در ایلام و کرمانشاه سرانجام پیکر مطهرش در هیجدهم آذرماه 59 در قطعه 24 بهشت زهرا(س ) به خاک سپرده شد.
رشادتهای شهید کشوری در استان ایلام بر کسی پوشیده نیست و مردم ایلام به نوعی خود را مدیون شهید کشوری می دانند.


نظر شما