به گزارش خبرنگار مهر، شنیدن داستانهای مردی که در همین نزدیکی بی مهابا به دل حوادث می زند، یادآور زیستن سرشار از شگفتی قهرمانهایی است که از کودکی عادت کرده ایم در کتابهای داستانی بخوانیم و خیالات آن را در سر بپرورانیم.
اسماعیل حقی یکی از پیشاهنگان امداد و نجات هلال احمر اردبیل است، پیشاهنگ نمونه و مدرس ارشد پیشاهنگان کشور، در واقع از 14 سال پیش زلزله مهیب اردبیل سکان زندگی او را به سمتی چرخانده تا امروز امدادگر ممتاز کشور و قهرمان کودکان زجر کشیده حادثه تلخ زلزله اهر باشد.
وی با اشاره به از دست دادن جان دوست و همبازی اش در حادثه زلزله اردبیل می گوید بی اطلاعی از کمکهای اولیه موجب شد با یک خفگی ساده دوست کودکیم را از دست بدهم آنهم درست چند ثانیه بعد از اینکه از بازی فوتبال به خانه برگشتیم.
زلزله اردبیل سرنوشت زندگی ام را تغییر داد
حقی تمامی زندگی هایی که به سادگی می توانست با امداد اولیه حفظ شود را به یاد می آورد و امروز وقتی نفیر حادثه تن همگان را می لرزاند، پیشاپیش همه دست خود را سد حادثه می کند.

وقتی انگیزه اش را از ساعتها و روزها امداد داوطلبانه بی هیچ چشم داشتی می پرسم فقط می گوید نوع دوستی، واژه ای که بارها بهانه شعار آدمها بوده اما به راستی نوع دوستی مگر این است که حتی جان خود را با دیگری که حتی نمی شناسدش معاوضه می کند؟
مدرس ارشد پیشاهنگان کشور می گوید امداد گر کسی است که بتواند آموزشهای درست و اصولی ببیند و به خود و دیگران کمک کند.
به یاد می آورد که زلزله اردبیل می توانست با ترویج آموزش کمکهای اولیه تلفات کمتری داشته باشد و به همین دلیل معتقد است شعار "هر خانواده یک امدادگر" باید با شعار "هر فرد انسانی یک امداد گر" عوض شود.
"هر کس یک انسان را زنده کند، یک جامعه را زنده می کند"
"وقتی کسی را زنده می کنی لحظه برگشت تنفس زیباترین موسیقی است که زندگی به امداد گر هدیه می دهد" این تعبیر حقی از لحظه احیا است که می گوید که البته زندگی بخشیدن به انسانها دو شب بی خوابی از فرط شور و شادی را هم برایش در پی دارد.
وقتی می پرسم خدا، پاسخ می دهد: با یاد خدا دلها آرام می شود و تنها کسی که با اذن او زندگی به دیگری می بخشد می تواند ارج نفسهایی که مفرح ذات است را درک کند.
نگاه هایی که رنگ عشق خورده است
امدادگران قهرمان لحظه های سخت و در عین حال تکیه گاه کودکان نیز هستند و در حالی که به بازی هایی که برای کودکان در واپسین روزهای زلزله اخیر تدارک دیده اشاره می کند دلخوش به نگاههای کودکانی است که رنگ عشق در چشمانشان موج می زند.
کودکان داغدیده ای که در سنین کوچک وسعت درد آنها را به میانسالی می کشاند بی آنکه نقشی در فاجعه داشته باشند نقطه ای است که پیشاهنگ حوادث از آن به تلخی یاد می کند.
می گوید حتی کج خلقی و بد اخلاقی این دست کودکان را به جان پذیراست تا شاید بتواند تسکین کوچکی بر قلبهای زجر کشیده آنها باشد و بتواند داغ دخترک سه ساله ای که عروسک به دست سهم آوارهای زلزله اردبیل شد را فراموش کند.
مربی امداد و نجات کشور، روان شناسی خوانده تا نه تنها در روزهای بحران بلکه در شرایط عادی نیز به کودکان مراکز توان بخشی آرامش و آگاهی هدیه کند.
می گوید: اختلالت روانی پس از حادثه یا PTSD در زلزله رودبار، بم و اردبیل نمونه های بسیاری داشت و در عین حال هشداری بود برای آمادگی کنترل صحنه در فجایع بعد.
شوق زندگی حسی قوی تر از مرگ و مصیبت است
امدادگر نمونه یکی از شیرین ترین خاطرات خود را زلزله اخیر آذربایجان شرقی را در روستای "باجی باج" از توابع اهر مثال می زند و می گوید: شوک زلزله موجب شده بود جوانی در این روستا که بیشترین آمار کشته با 35 نفر را داشت گمان کند پدرش زیر آوار مانده است.
اما لحظاتی پس از جستجوی امدادگران، پدر که در منزل نبوده به روستا رسید و پسرش متوجه حضور او شد. حقی اضافه می کند وقتی پسر با گرفتن پای پدر از سر شوق ضجه می زد یکی از زیباترین لحظاتی بود که در زلزله تلخ اهر در کنار آن همه مصیبت شوق زندگی را در اذهان قویتر از موج مرگ و مصیبت جلوه کند.
زانوانی که برای استرحات خم نمی شود
حقی اما در این مسیر خود را تنها نمی بیند و از امدادگرانی یاد می کند که در چهار روز اول زلزله در یک شبانه روز حتی نیم ساعت ننشستند.

وقتی از مدت زمان آوار برداری سوال می کنم به 12 ساعت اول اشاره می کند و می گوید: بچه های امداد توانستند تا 12 ساعت آوار برداری کامل را در زلزله آذربایجان انجام دهند.
حقی معتقد است وظیفه امدادگر با آوار برداری و انتقال مصدومان تمام نمی شود و تا زمانی که حادثه به نقطه خالی از تهدید برسد امدادگر در صحنه حضور دارد.
وی یادآور می شود که لحظه لحظه زلزله اهر سرشار از رشادتهای نیروهای امداد و نجات بود که بی توجه به محدوده مسئولیتهای خود با جان و دل هر چه در توان داشتند به هم وطنان خود یاری رساندند.
پیشاهنگ امداد و نجات دوست دارد مسیر زندگی اش را تا ابد ادامه دهد و تا جایی که می تواند حتی به قیمت بی اعتنایی به مشکلات جسمی خود به مردمش خدمت کند.
اسماعیل حقی 29 ساله متولد سرعین است و تاکنون توانسته است تندیس ملی فداکاری کشور، تندیس فداکاری دانشجویان کشور، مدال طلای المپیاد CPR کشور، نفر اول امداد و کمکهای اولیه کشور، مدال طلای آوار برداری کشور، رکوردار حمل تخصصی مصدوم کشور، مقام دوم امداد جاده ای کشور و مربی بین المللیCBFA را کسب کند.
.........................
گزارش: ونوس بهنود
عکس: وحید مقدم


نظر شما