به گزارش خبرنگار مهر، سال 1387 را میتوان تاریخ تولد جشنوارهای دانست که بسیاری از هنرمندان عرصه تجسمی را به خود امیدوار کرده بود؛ جشنواره هنرهای تجسمی فجر.
این جشنواره با طرحی از سوی حبیبالله صادقی مدیر امور تجسمی وزارت ارشاد دولت نهم و زمان وزارت صفارهرندی متولد شد ولی با رفتن صادقی یکی دو سالی این طرح خاک خورد تا در نهایت پنج سال پیش توسط محمود شالویی برای اولینبار افتتاح شد.
در ابتدا برخی از هنرمندان عرصه هنرهای تجسمی این جشنواره را تقابلی از سوی وزارت ارشاد با دوسالانههای تخصصی تجسمی کشور میدانستند ولی برگزاری مرتب و سروقت دوسالانهها این اطمینان را به هنرمندان داد که قصد وزارت ارشاد برهم زدن دوسالانههای تخصصی هنرمندان تجسمی نیست و خلاصه که این جشنواره توانست در وضعیت نابسامان هنرهای تجسمی در کشورمان به حیات خود ادامه دهد. هر چند در مواقعی با تعریف و نگاه هنرمندان این عرصه فاصله داشت.
البته همه جشنوارهها در ابتدا با اهداف بزرگی کار خود را شروع میکنند، هیچ یک از آغازگران برگزاری آنها حداقل در دوره آغاز کارشان به دنبال برگزاری صرف یک اتفاق نبودند و اهداف بزرگتری داشتند که به مرور زمان کمرنگ و کمرنگتر شدند و حالا به نظر میرسد از مسیر اصلی خود خارج شدهاند.
جشنواره بینالمللی هنرهای تجسمی فجر هم مانند همه این جشنوارهها مسیری را طی کرده که قرار بوده به اعتلای هنر تجسمی بپردازد. گرچه این جشنواره نوپا در این چند سال چندان نتوانسته تاثیری بر جریان اقتصادی و بازار هنرهای تجسمی در کشورمان بگذارد.
در ابتدا گفته میشد که قرارست هنرهای مختلف که هر یک در جایی و نمایشگاهی ساز خود را میزنند زیر یک سقف جمع شوند و به شکل منسجم حرکت کنند. حال با گذشت پنج دوره از این جشنواره میتوان این سوال را پرسید که این رویداد هنری تاکنون توانسته چند هنرمند را زیر یک سقف جمع کند؟
پنجمین دوره جشنواره بینالمللی تجسمی فجر دیشب 13 اسفندماه با معرفی برگزیدگانش به پایان رسید و با معرفی دبیرکل دوره بعد میتوان گفت دوره ششم را کلید زد. به همین بهانه مروری بر چند دوره گذشته آن داشتهایم.
گام اول؛ گامی آرمانی
این جشنواره نخستینبار سال 1387 از سوی مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برگزار شد و در همان ایام هم دبیرخانه دائمی خود را تشکیل داد. در این دوره از جشنواره نیمی از آثار ارسال شده متعلق به هنرمندان استانی بود و این موضوع موجب شد تا توجهها به سمت این هنرمندان جلب شود.
از همان ابتدا جوانگرایی جشنواره را نیز موضوع درخور توجهی دانستند که نوید آینده درخشان هنرهای تجسمی را برای کشورمان خواهد داشت. البته همه اینها حرفهای شیرینی بود که باید هنرمندان منتظر میماندند و نتیجه آن را بر فضای تجسمی کشور بررسی میکردند.

داوری جشنواره اول در بخشهای مختلف به گونهای بود که نوید یک جشنواره خوب و قابل تامل را میداد؛ رویدادی که به نوعی عنوان جشنواره جشنوارهها را یدک میکشید. داوران دوره اول هم اغلب از نامهای شناختهشده عرصه هنرهای تجسمی بودند و در کل میتوان آنها را ترکیبی خوب دانست. در این دوره برای هیچ یک از بخشها داور خارجی حضور نداشتند.
بايد به اين توجه داشته باشيم كه در ايران ميزان فارغالتحصيلان رشتههاي هنري و بهویژه نقاشي رقم قابل توجهی است و جشنواره قرار بود فرصتی باشد برای بروز و ظهور این افراد و میتوان گفت در دوره اول خود مسیر خوبی را پیمود. مسیری که اگر در همین گام اول نقد میشد و اشکالات آن به خوبی مشخص میشد قطعا دورههای بعد با قدرت بیشتری برگزار میشد.
گام دوم؛ جشنوارهای معمولی
در همان روزهای برگزاری دومین جشنواره تجسمی فجر اعلام شد که تعداد آثار ارسالی جشنواره نسبت به دوره قبل 52 درصد رشد داشته است. این آمار از سوی محمود شالویی مدیر وقت مرکز هنرهای تجسمی و موزه هنرهای معاصر اعلام شد. در این دوره اکسپوی هنرهای تجسمی هم بهصورت خصوصی در خانه هنرمندان برگزار شد و مرکز هنرهای تجسمی در برگزاری آن دخیل نبود. اما از این بازار آثاری را خریداری کرد. این اتفاق در دورههای بعد تکرار نشد و دیگر اکسپویی خواه دولتی یا خصوصی در ایام برگزاری جشنواره وجود نداشت.
کیفیت آثار دومین دوره از جشنواره را می توان مثبت ارزیابی کرد و در میان داوران این دوره نام های آشنا و بزرگی به چشم می خورد. البته ناگفته نماند آرس (کوبا)، هیکابی دمیرچی (ترکیه) هنرمندان برجسته عرصه کاریکاتور به داوران این جشنواره پیوستند.
زمزمه کم شدن جوایز و تغییر آنها هم از همین دوره آغاز شد و به اعلام عباس میرهاشمی که رکورددار دبیر کلی این جشنواره است، سفر ونيز و اهداي سكه بهار آزادي از جوايز دومين جشنواره هنرهاي تجسمي فجر حذف شد و قرار شد تنها جوايز نقدي به برگزيدگان اهدا شود.

گام سوم؛ سعی برای بهبود جشنواره
در این دوره آثار با وسواس خاصی انتخاب شده بود و تعداد آثار کمی در حوزه نقاشی روی دیوار رفت. اما با این حال انتقادها از داوری جشنواره زیاد بود. قرار بود در این دوره از جشنواره اکسپو برگزار شود که البته نشد. مثل دورههای قبل آثار منتخب روی دیوارها رفت و نمایش داده شد. چند نشست تخصصی و نمایشگاه از آثار بزرگان هم برگزار شد و تمام. البته بخش های نویی هم در جشنواره وجود داشت. از جمله چیدمان های جالب.
گام چهارم؛ جشنوارهای بدون اتفاق و پدیده خاص
گام چهارم جشنواره کم و بیش با رخوت بود. فراخوان ها اعلام شد. آثار انتخاب شدند. روی دیوار رفتند. از دیوار پایین آمدند. بعضی ها جایزه گرفتند و آنها هم که نگرفته بودند معترضانه حرف هایشان را زدند. حتی اعتراض ها هم چندان پررنگ نبود، گویی دیگر هنرمندان شرکتکننده هم کمی از این رویداد نا امید شدهاند.
همچنین در این دوره اعلام شد که جشنواره در همه استانها هم برگزار می شود اما نتایج برگزاری جشنواره در استانها چه بوده، سوالی است که از دورههای نخست تا کنون بی پاسخ مانده است.
گام پنجم؛ تکرار گذشتهها
در این دوره با یک تغییر مدیریت روبرو هستیم. محود شالویی از مرکز هنرهای تجسمی رفته و اصغر امیرنیا به سرپرستی اداره هنرهای تجسمی منصوب شده است تا به زعم بسیاری راههای رفته را ادامه دهد و طرحهای نیمه کاره را به سرانجام رساند.
امیرنیا از آغاز سال مدام برگزاری دوسالانههای مختلف هنری را که اتفاقا بودجه آنها نیز تصویب شده بود، نوید داد ولی متاسفانه این دوسالانهها در رشتههای مختلف با نظم برگزار نشد و به همین دلیل اعتبار آنها بعضا در عرصه داخلی و خارجی زیر سوال رفت.
حالا جشنواره تجسمی امسال هم در گام پنجم خود با مسایلی رو به رو شد. از جمله اینکه به دلیل برخی ناهماهنگیها آثار در موسسه صبا به نمایش گذاشته نشد.
عباس میرهاشمی مدیرکل پنجمین جشنواره بینالمللی هنرهای تجسمی فجر گفت: طبق برنامه ریزی صورت گرفته قرار بود آثار رقابتی این دوره از جشنواره در موسسه صبا به نمایش گذاشته شود اما متاسفانه مدیر این موسسه با تغییر آنی اعلام کرد که به دلیل برنامه های دیگر حاضر به نمایش آثار جشنواره نیست.
او همچنین گفت که امسال امکان نمایش این آثار در دو کشور آلمان و آمریکا فراهم شده که با هماهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی امکانپذیر شده است و همچنین ما آمادگی برگزاری نمایشگاه در دیگر کشورهای دنیا را نیز داریم که باید از کانال سازمان فرهنگ و ارتباطات عملی شود چرا که نیاز به هماهنگی دارد.
چرا جشنواره تجسمی جریانساز نیست؟
این جشنواره از دوره نخست خود همواره شعارهای متفاوتی داشته است و تا کنون که به پنجمین دوره از برگزاری خود رسیده است، علیرغم داشتن شورای سیاستگذاری ثابت نتوانسته راه خود را پیدا کند. گویا هنوز هم در آزمون و خطا به سر می برد و مسیر تجربهاندوزی اش ادامه دارد. شاید عمر پنج ساله آن هنوز خیلی کم باشد ولی انتظار میرود این جشنواره هدفمندتر و قدرتمندتر برگزار شود.

بررسی اجمالی اتفاقات دوره های مختلف این جشنواره نشان می دهد جشنواره تجسمی فجر هنوز نقشه راه ندارد و سیاستگذاران آن نمیدانند که چه میخواهند و در چه مسیری حرکت میکنند. اگر در یک دوره آثار زیادی به دبیرخانه جشنواره ارسال شود میگویند کمیتگرایی مدنظرشان بوده تا شرکتکنندگان و هنرمندان بیشتری را با جشنواره درگیر کنند اگر هم تعداد آثار کم باشد می گویند نگاه کیفی به جشنواره دارند و چندان اهمیتی ندارد که تعداد شرکتکنندگان زیاد باشد.
درباره انتخاب داوران هم شاهد اتفاقات جالبی بوده و هستیم. گاه خارجیها آمدهاند و گاه هم کلا به حضور داوران خارجی توجه نداشتهایم.
وقتی زمان برگزاری جشنوارههای فیلم، تئاتر و یا موسیقی فجر نزدیک می شود اهالی این هنرها تکاپو و حرکتی دارند و حداقل خوشحال هستند که دوستان خود را در جشنواره می بینند اما این اتفاق میان هنرمندان تجسمی رخ نمی دهد و فرصتی برای گردهمایی این هنرمندان نیز فراهم نمیشود.
خلاصه آنکه جشنواره تجسمی فجر طی دورههای مختلف خود نتوانسته در مسیر مشخص و واحدی حرکت کند و به همین دلیل هم نمیتواند جریانساز باشد. تغییر مدیریت ها، اعمال سلیقه ها و برخوردهای غیرحرفهای با این جشنواره موجب شده تا جشنواره تجسمی فجر اعتبارش زیر سوال برود.
هر سال از کمبود فضاهای نمایشگاه حرف زده شد، دریغ از آنکه این مشکل لااقل تا حدی حل شود و یا مسئولان به فکر برنامهریزی برای حل آن بیفتند.
جشنواره ها همه از یک نقطه معین آغاز می شوند؛ نقطه ای که غالبا در کشور ما دربردارنده آرمان هایی است که برای هر رشته هنری وجود دارد. وقتی جشنواره هنرهای تجسمی فجر در سال اول شروع به کار کرد آرمانگرایی در آن موج میزد و حال پس از پایان پنجمین دوره آن لازم است دستاندرکاران آن با مروری بر گذشته برای آینده برنامهریزی بهتری داشته باشند.


نظر شما