۷ خرداد ۱۳۹۲، ۱۶:۲۴

آسيبهاي رفتارهای محدود کننده در تربیت/ چند نمونه محدودیت غیر منطقی

آسيبهاي رفتارهای محدود کننده در تربیت/ چند نمونه محدودیت غیر منطقی

خیلی از رفتارهاي محدود كننده در تربيت فرزندان نه از پايه منطقي برخوردارند و نه ضرورت دارد و رفتارهاي محدود كننده منطقي و ضروري هم تنها در شرايطي موثر واقع خواهند شد كه فضايي دلگرم كننده و با اعتماد متقابل وجود داشته باشد.

به گزارش خبرگزاری مهر، بعضي از ما به عنوان والدين، قواعد خاص و سختگيرانه اي اعمال مي كنيم و انتظار داريم كه فرزندمان به طور كامل در چارچوب هاي تعيين شده زندگي كند. گروهي از ما والدين، بدون داشتن قواعد خاص، ديدگاه هاي تناوبي و گاه متناقضي داريم. ما در مواردي مجوز بعضي كارها را به فرزندمان مي دهيم و در موارد ديگر، رفتارهاي محدود كننده در پيش مي گيريم.

والديني هم هستند كه حساسيت خاصي درباره دنياي نوجواني و مسائل مربوط به آن، از جمله هويت يابي و خود مختاري ندارند. بعضي از والدين كه نگرشي آزاد منش دارند، با فرزندشان مانند بزرگسال رفتار مي كنند و ضمن آنكه تحمل عقايد متفاوت او را دارند و گاهي قواعد روشن و مشخصي هم وضع مي كنند. مي توان گروههاي ديگري را هم به اين دسته افزود، اما آنچه در بحث حاضر مورد نظر است نقش رفتارهاي محدود كننده است. يافته هاي روانشناسي رشد نشان داده اند كه در وضعيت خودمختاري و هويت يابي موفق، احترام متقابل و درك همدلانه بين نوجوانان و خانواده وجود دارد.

بر اساس آنچه بيان شد، رفتارهاي محدود كننده در فرهنگ تربيتي ما دونوع اند؛ رفتارهاي مبتني بر سختگيري و انتظاراتي بر اساس قواعد خاص و رفتارهاي موقعيتي و تناوبي كه بر مبناي قواعد روشن و خاصي بنا نشده اند.

اگر در چند دهه گذشته رفتارهاي محدود كننده ي نوع اول رايج بود، در حال حاضر رفتارهاي محدود كننده نوع دوم در خانواده ها و مدارس عموميت بيشتري دارد. هر كدام از ما بر مبناي نگرش ها، تجربه ها و انتظارات خود محدوديت هايي براي نوجوانان در نظر مي گيريم.

در اين محدويت ها هماهنگي مشخصي بين خانواده و مدرسه و ساير نهادهاي اجتماعي وجود ندارد؛ رفتاري كه در خانواده محدود شده در مدرسه آزاد است، يا كاري كه در كوچه و خيابان منعي ندارد در مدرسه با محدوديت و منع مواجه است.

در درون هر نهاد تربيتي هم ثبات و هماهنگي كمتر ديده مي شود. به عنوان مثال رفتارهاي محدود كننده از مدرسه اي به مدرسه ديگر متفاوت است. حتي گاهي والدين ثباتي در رفتارهاي خود ندارند؛ كاري را كه قبلا منعي نداشت به يكباره محدود مي كنند يا كاري محدود مي شود اما عمل مشابه آن منعي ندارد.

در بيشتر موارد، رفتارهاي محدود كننده، مبناي تربيتي مشخصي ندارند و از پشتوانه منطقي برخوردار نيستند. به عنوان نمونه، بخشي از برخوردهايي كه در مدارس نسبت به پوشش موي سر و لباس شخصي دانش آموز اعمال مي شود بيشتر تلاشي براي به نظم در آوردن و حصول قوانين خود ساخته است و با هيچ اصل تربيتي و منطقي سازگار نيست. گاهي در محدوديت هايي كه والدين ايجاد مي كنند، بيش ازآنكه اهداف تربيتي مد نظر باشند، منظور اصلي ثبات قدرت است.

ارتباط مثبت به عنوان منبع اطلاعات و الگوي رفتاري
والدین باید تكيه گاهي براي نوجوانان باشند اما ناخواسته و با اعمال رفتارهاي محدود كننده چنين فرصتي را از دست مي دهند. شناخت رفتارهاي محدود كننده مي تواند به اتخاذ روش هاي صحيح تربيتي كمك كند. به نمونه هايي از رفتارهاي محدود كننده اشاره مي كنيم؛

پيشداوري
غلبه نگرش هاي منفي در والدين و مربيان، موجب شكل گيري پيشداوري هايي با جهت گيري منفي مي شود. بسياري از اين منع ها و سخت گيري ها به اين دليل اعمال مي شوند كه تصور مي كنيم كه اگر مراقب نباشيم، نوجوان از راه به در خواهد شد. پيشداوري آفتي اساسي براي تربيت است و در بيشتر موارد، آثار منفي آن، مشكلات جدي تر را به همراه مي آورد.

مانع تراشي براي مستقل شدن
گاهي تمايل نوجوان به خود مختاري به عنوان عاملي براي تعارض تلقي مي شود. كشمكش هاي مربوطه به خود مختاري، والدين را بر آن مي دارد كه رفتارهاي محدود كننده در پيش گيرند و به درخواست هاي نوجوان براي داشتن آزادي بيشتر توجه نكنند.

مداخله در روابط همسالان
يك نمونه بارز و رايج رفتارهاي محدود كننده، مداخله والدين در روابط فرزندان با همسالان است. بيشتر اين مداخله ها در شرايطي صورت مي گيرد كه فضاي خانواده از نظر عاطفي مثبت نيست و مداخله در مسيري مثبت پيش نمي رود. به اين ترتيب مداخله به جاي آنكه جنبه راهنمايي پيدا كند به صورت رفتاري محدود كننده در مي آيد و مشكلات را افزايش مي دهد.

بسياري از رفتارهاي محدود كننده در تربيت نه از پايه منطقي برخوردارند و نه ضرورت دارد. رفتارهاي محدود كننده ي منطقي و ضروري هم تنها در شرايطي موثر واقع خواهند شد كه فضايي دلگرم كننده، با اعتماد متقابل و حمايت درخانواده و مدرسه وجود داشته باشد. پيامبر گرامي اسلام(ص) مي فرمايند: دلهاي خود را به نرمي و مهرباني عادت دهيد و بسيار فكر كنيد. در اين نكته بايد تامل كرد كه:چه رابطه اي بين تفكر و نرمي دلها وجود دارد؟ چرا مهربان به همراه بسيار فكر كردن توصيه شده است؟

کد مطلب 2065137

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha