۱۰ تیر ۱۳۹۲، ۱۴:۱۶

«مسافر شبانه» یک ایتالیایی به ایران رسید

«مسافر شبانه» یک ایتالیایی به ایران رسید

نخستین ترجمه فارسی از رمان «مسافر شبانه» ماوریتزیو ماجانی نویسنده و روزنامه‌نگار ایتالیایی در ایران منتشر شد.

به گزارش خبرنگار مهر، رمان «مسافر شبانه» نخستین اثر ترجمه شده از ماوریتزیو نویسنده ایتالیایی به زبان فارسی است که به تازگی و با ترجمه اثمار موسوی‌نیا و از سوی شرکت نشر افسون خیال منتشر شده است.

این رمان را باید روایت یک سفر در جهان واقعیت و خیال دانست که در آن نویسنده تلاش کرده است به زبانی ساده، زلال و شاعرانه سرگذشت مهر و همدردی انسان نسبت به انسان‌ها و موجودات دیگر را به تصویر بکشد.

این رمان که از 9 فصل تشکیل شده، چند روایت در دل یک روایت است که نویسنده با بیان آنها سعی دارد مخاطب اثرش را با داستان‌ها و سرگذشت‌های زیادی روبرو کند که همگی با هم در قالب یک داستان بزرگ گره‌ می‌خورند و در نهایت از هم جدا می‌شوند.

ماجانی برای تالیف این کتاب تاکنون توانسته جوایز ادبی همچون استراگا، ارنست همینگوی و پارکو دلا ماییه‌لا را به دست بیاورد. این نویسنده و روزنامه‌نگار ایتالیایی همچنین خالق آثاری چون کتاب راهنمایی برای زن سنگدل، شجاعت سینه سرخ و ملکه ناشایست نیز هست که انتشار آنها برای وی جوایز ادبی متعددی همچون اسپرسو، ویارجو، کامپی‌یلو، استرزا و کیانتی را به ارمغان آورده است.

بخشی از فصل سوم این کتاب به شرح زیر است:

دست‌هام دارند پیر می‌شوند. دارند به سرعت پیر می‌شوند. به خاطر هوای آسِکِرم و سنگ‌های هقّار است. هیچ‌وقت باهاشان آب را لمس نمی‌کنم. تقریبا هیچ وقت باهاشان چیزهای صاف و نرم را لمس نمی‌کنم. بیشتر بیابان و ابزار کار را لمس می‌کنم. ابزارهای کار هیچ‌وقت به قدر کافی روغن‌مالی نمی‌شوند؛ دست‌های من هم همینطور. و کرم مالیدن به دست‌ها هم دردی را دوا نمی‌کند. پر از زخم‌های کوچکی هستند که خیلی زود التیام پیدا می کنند.

اما جای زخم‌ها شیارهای دست را بیشتر و درهم پیچیده‌تر می‌کند. هزار توهایی که به هیچ مرکزی راه نمی‌یابند. فقط در هم گم می‌شوند، همین.... از وقتی اینجا هستم نهایتا فقط بیابان را لمس می‌کنم. حتی وقتی به لباس‌هایم دست می‌زنم، یا به غذا و به خودم دست می‌زنم. ساده‌کردن. حس لامسه‌ام سعی می‌کند تمایز بین عناصر بزرگ را تشخیص بدهد: ساده‌کردن. حس لامسه‌ام سعی می‌کند تمایز بین عناصر بزرگ را تشخیص بدهد: بیابان و باقی چیزها را. بیابان را خیلی خوب می‌تواند تشخیص بدهد و می‌کوشد در بیابان باقی‌چیزها را هم پیدا کند. زیر خاک، کنار خاک. حس لامسه‌ام بیابان را در هر جامه‌ای که باشد خیلی خوب می‌تواند تشخیص بدهد و می‌کوشد در بیابان باقی چیزها را هم پیدا کند. زیر خاک، کنار خاک.

حس لامسه‌ام بیابان را در هر جامه‌ای که باشد خیلی خوب می‌تواند تشخیص بدهد. منتظر است چیز دیگری را پیدا کند. شاید، پرستوها را. دست‌هام در عین حال که منتظرند، پیر می‌شوند. یا شاید در عین‌حال که سخت و خشک می‌شوند، تحلیل هم می‌شوند. نهایتا دست‌های زشتی نیستند، حتی با آنکه به وجوه و ذات اصلی‌شان بازگشته‌اند. زیبایی به عقیده پدر فوکو.

رمان مساف شبانه را نشر افسون خیال در 234 صفحه و با قیمت 8500 تومان منتشر شده است.

کد مطلب 2086930

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha