۴ اردیبهشت ۱۳۹۳، ۱۱:۴۶

قیصر امین‌پور ادیبی جامع‌الاطراف بود/ شاعری که «کلیه» اهدایی دوستانش را نپذیرفت

قیصر امین‌پور ادیبی جامع‌الاطراف بود/ شاعری که «کلیه» اهدایی دوستانش را نپذیرفت

فریدون عموزاده خلیلی در مراسم نکوداشت قیصر امین پور از شخصیت جامع الاطراف امین‎پور سخن گفت و در بخش دیگر نشست حسن احمدی از ممانعت امین‌پور از پیوند «کلیه» صحبت کرد.

به گزارش خبرنگار مهر، مراسم نکوداشت زنده‌یاد قیصر امین‌پور همزمان با سالگرد تولد این شاعر فقید عصر روز چهارشنبه سوم اردیبهشت در حضور جمعی از شاعران در شهر کتاب مرکزی برگزار شد.

در ابتدای این مراسم بیوک ملکی از شاعران و نیز دوستان قدیمی امین‎پور در سخنانی به ذکر خاطره‎ای از امین‎پور پرداخت و گفت: در یکی از کنگره‎های شعر جوان خانم جوانی یکی از کتاب‌های قیصر را به او برای امضا کردن می‎دهد، در همان حین از او می‎پرسد که چرا شما کم مصاحبه می‎کنید؟ او هم پاسخ می‎دهد: من اصلاً مصاحبه نمی‎کنم و وقتی آن دختر جوان می‎پرسد که چرا؟ او می‎گوید چون حرفی برای گفتن ندارم، حرفهایم را در شعرهایم می‎زنم.

وی افزود: من خیلی جاها در مورد قیصر صحبت کرده‎ام و همیشه هم گفته‎ام او بیش از هر چیز در شعرهایش معرفی می‎شود.

ملکی در ادامه به بررسی برخی از کتاب‎های منتشر شده از امین‎پور و قرائت اشعاری از او پرداخت و گفت: خیلی‎ها می‎گویند کتاب "تنفس صبح" اولین کتاب امین‎پور بوده است اما واقعیت آن است که نخستین کتاب امین پور "در کوچه آفتاب" بود. خود امین پور همیشه می‎گفت که شاعران معمولاً کتاب‎های اولشان را دوست ندارند و تجدید چاپش هم نمی‎کنند و همین موضوع در مورد خود او صادق بود و از این کتاب، تنها برخی از اشعارش را در مجموعه شعر دومش آورد که در سال 63 با عنوان "تنفس صبح" منتشر شد.

این شاعر به مجموعه شعر "گل‎ها همه آفتابگردانند" اشاره کرد و گفت: قیصر از همان سال‎های اولیه شاعری هم به گونه‎ای شعر می‎گفت که پختگی و کمال را در آنها می‎شد دید. در مجموعه شعر "گل‎ها همه آفتابگردانند" پرسش‌های فراوان خودش از پیرامونش را مطرح کرد. به اعتقاد من او استاد ایهام در شعر، زبان و بیان بود و کمتر کسی را می توان یافت که قادر باشد مانند او سخن بگوید.

در ادامه این مراسم فریدون عموزاده خلیلی نویسنده، روزنامه‎نگار و از دوستان امین‎پور دقایقی به سخنرانی پرداخت. عموزاده خلیلی با بیان اینکه سخن گفتن از قیصر امین پور به دلیل یک بعدی نبودن او، کاری سخت و دشوار است، گفت: امین پور شاعری شعرشناس بود و در کنار آن مانند یک پژوهشگر می‎توانست در مورد شعر و ادبیات حرف بزند، در کنار آن معلم خوبی هم بود. ما افراد زیادی را می شناسیم که افکار بلندی دارند اما نمی‎توانند بیانش کنند و آنها را کتاب می‎کنند. در کتاب می توان نظریه نوشت اما اینکه آن را چگونه به انسان زنده و به شکلی که دوست داری منتقل کنی کاریست که تنها از معلمان برمی‎‎آید.

وی ادامه داد: قیصر انسانی کامل و شریف بود، البته کلمات کمی مبتذل شده‎اند و ما هم عادت کرده‎ایم با کلیشه‎ای کردن عباراتی مانند شریف بودن معنای آن را پایین بیاوریم. به نظر من وقتی می‎گوییم فردی شریف بوده است باید با جزئیات این مسئله را بیان کنیم. ما به معنای واقعی کلمه فردی جامع الاطراف به مانند قیصر کم داریم.

عموزاده خلیلی در ادامه به نشریه سروش نوجوان اشاره کرد و گفت: زمانی که طرح انتشار آن را به قیصر دادم با آن مخالفت کرد و گفت که مطبوعات کار ما را از کار عمقی دور می‎کند و ترجیحش این بود که کار کتاب، ادامه دهد اما به رغم مقاومت اولیه او کار را ادامه داد.

وی تصریح کرد: امین‎پور در کار مطبوعاتی راه‎های تازه‎ای را در موضوع شعر باز کرد و در زمینه نثر و نیز نگاه مطبوعات به کودک و نوجوان محورهایی داد که تعریف جدیدی از نوجوانان باز کرد.

سخنران پایانی این مراسم نیز حسن احمدی نویسنده کودک و نوجوان بود.

وی در ابتدای سخنان خود با اشاره به قرار گرفتن محل زندگیش در نزدیکی میدانی به نام قیصر امین پور گفت: من هر روز که از خانه بیرون می‎آیم تندیس امین‎پور را می‎بینم و به او سلام می‎کنم، اما به نظرم این تندیس آن تصویری از قیصر نیست که ما می‎شناسیم و امیدوارم که دوستان تدبیری کنند و تصویر بهتری از قیصر، تندیس شود و در این مکان نصب شود.

احمدی افزود: من شاگرد قیصرم اما در سروش نوجوان همکار او بودم به یاد ندارم که هیچگاه خواسته باشم در مجله از خودم قصه چاپ کنم، جز یک مورد که قصه‎ای از خودم به نام "مثل پاییز" که روایتی از نوجوانان رزمنده را مطرح می‎کرد، در سروش نوجوان چاپ کردم. انتشار این قصه باعث واکنش روزنامه جمهوری اسلامی به مجله سروش شد که این مسئله باعث شد یادداشتی در دفاع از من به قلم آقای فیروزان نوشته و برای چاپ به روزنامه فرستاده شود، اما روزنامه هم آن را چاپ نکرد و در نتیجه یادادشت در مجله خودمان چاپ شد و بعد از چاپ آن، آقای فیروزان و قیصر هم به ناسزا گرفته شدند.

این نویسنده افزود: تلخ‎ترین عید زندگی من سالی بود که روز اول عید داوود غفارزادگان خبر تصادف قیصر در جاده رامسر را به من داد. البته این را هم باید بگویم که قیصر برای من هرگز نمرده است. کسی که همیشه درد مردم در دلش بود و آن را در سینه‎اش حفظ می‎کرد هرگز نمی‌میرد.

وی در پایان گفت: دوستان زیادی در طول حیات قیصر تماس می‎گرفتند و اصرار می‎کردند که راضیش کنیم تا کلیه‎شان را به او اهدا کنند اما قیصر همیشه می‎گفت که محال است زیر بار این ‎کار بروم به ویژه آنکه آن طرف را بشناسم.

 

 

کد مطلب 2277362

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha