به گزارش خبرگزاری مهر، در نشست نقد و بررسی فیلم «خاکستر و برف» علاوه بر محسن یزدی فعال رسانه ای و رامتین شهبازی منتقد سینما، روح الله سهرابی کارگردان فیلم حضور داشت.
در ابتدای مراسم محسن یزدی درباره اکران نشدن این فیلم طی 2 سال گذشته از کارگردان این فیلم سوال پرسید. سهرابی در پاسخ به وی گفت: 2 سال قبل درست پیش از نمایش فیلم در جشنواره فیلم فجر حاشیه هایی برای این اثر ایجاد شد و بعد از نمایش در جشنواره نیز به دلیل حاشیه های دیگر، فیلم حدود 9 ماه در بلاتکلیفی به سر برد. به دنبال آن نیز تغییر و تحولات مدیریتی به وجود آمد و دوستان مختلف مدام تعیین وضعیت اکران فیلم را به یکدیگر محول میکردند. با این حال در هفته های اخیر اتفاقات مثبتی رخ داد و بالاخره فیلم، مجوز نمایش گرفته است. امیدواریم این اتفاقات مثبت با اعطای زمان مناسبی به اکران فیلم هم ادامه پیدا کند بخصوص که هفته دفاع مقدس هم نزدیک است و می توان اکران خوبی را در این هفته برای این فیلم، تدارک دید.
سهرابی درباره ایده اولیه ای که زمینه ساز نگارش «خاکستر و برف» شد عنوان کرد: ایده اولیه را از زندگی 2 مادر شهید گرفتیم که یکی از آنها مادر شهید داوود منصوری است. این مادر شهید برای ادای احترام به مقام شامخ تمامی این مادران، در فیلم هم حضور دارد و نقش مادری را ایفا کرده که سالها منتظر بازگشت فرزندش به خانه بوده است.
در ادامه مراسم رامتین شهبازی با بیان این که هر فیلمی را میتوان از 2 منظر درونی یعنی خود اثر و بیرونی یعنی خارج از زیباشناسی اثر و مرتبط با علومی مانند جامعه شناسی بررسی کرد اظهار کرد: یکی از نگاه هایی که از قدیم نسبت به سینما وجود داشت این بود که باید یک اثر سینمایی، ماده خام موردنیاز سینما را داشته باشد که البته امروز خیلی بیشتر از قبل می توان در این باره صحبت کرد. در سینمای آمریکا آدم هایی مثل کلینت ایستودد حتی اگر بخواهند فیلم شخصی بسازند باز هم به اثری که فیلم شان بر کلیت هالیوود می گذارد فکر می کنند اما متاسفانه در سینمای ایران بر اثری که یک فیلم می تواند بر کلیت سینما بگذارد فکر نمی کنند و هر کسی به صرف فراهم بودن شرایط فیلم میسازد.
شهبازی با بیان این که این کم توجهی، شتابزدگی در جریان تولید فیلم را موجب می شود ادامه داد: فیلم «خاکستر و برف» خیلی خوب شروع می شود و خیلی خوب پیش می رود. در این آغاز، فیلم ماده خام سینمایی لازم را هم دارد یعنی هم شخصیت پردازی خوبی دارد هم ریتم مناسبی دارد و هم نگاه کارگردان به داستانش نگاه جامعی است اما به نیمه که می رسیم فیلم شتابزده می شود و همین شتابزدگی باعث به هم ریختن ساختار فیلم میشود.
از بودجه 800 میلیونی فیلم فقط 250 میلیون آن را انجمن تامین کرد
محسن یزدی در ادامه برنامه از سهرابی درباره توجهش به مخاطب پرسید و این که به هنگام ساخت فیلم «خاکستر و برف» چقدر به فکر مخاطب عام بوده است. سهرابی با بیان این که حتی در انتخاب بازیگران هم به المان های مخاطب پسند توجه کرده گفت: سعی کردم بازیگرانی را انتخاب کنم که مخاطب بالقوه داشته باشند و البته در بحث درام داستان سعی کردم فیلمی بسازم که قصه خوبی برای روایت داشته باشد. در کنار این ها سعی کردم موضوعی را دستمایه خلق قصه کنم که موضوع روز باشد و المان های اجتماعی روز در داستان دخیل باشد. به لحاظ قاب بندی، زیبایی بصری را هم در بستن قابها رعایت کردم.
وی سپس با اشاره به این که برخلاف تصور برخی، فیلم را برای بخش خصوصی ساخته است ادامه داد: فیلم در بخش خصوصی تولید شده و غیر از 10 تا 15 درصد کمک انجمن دفاع مقدس بقیه سرمایه فیلم از بخش خصوصی تامین شد. بودجه لازم برای تولید فیلم حدودا 800 میلیون بود که تنها 150 میلیون آن را انجمن تامین کرد. البته بعد که فیلم ساخته شد انجمن حدودا 100 میلیون دیگر هم کمک کرد.
انگار در کلمبیا زندگی می کنیم که فیلمهای دفاع مقدسی پشت خط اکران میمانند
سهرابی با گلایه از کم لطفی هایی که در اکران فیلم بر او داشتند، گفت: فیلم 2 سال قبل تولید شد آن هم در دولت دهم و ترجیح من این بود که در همان دولت هم روی پرده برود چراکه هر فیلمی فرزند زمان خود است و فیلم من نیز همین طور بخصوص که به لحاظ المان های اجتماعی بسیاری از اشارات فیلم در فضای اجتماعی 2 سال قبل بیشتر حس می شد اما باز هم فیلم ماده خام لازم برای مخاطب را دارد.
وی ادامه داد: فیلم هایی برای اکران سرگروه می گیرند که آدم متعجب میماند. از آن طرف فیلم های دفاع مقدسی به زحمت روی پرده می روند و متاسفم که فیلمهایی مهمتر از فیلم من در سالهای اخیر پشت خط اکران مانده اند. انگار در کلمبیا زندگی می کنیم که فیلمهای دفاع مقدسی پشت خط اکران می مانند و به هیچ کس هم بر نمیخورد.
این کارگردان یادآور شد: مدیریت قبلی سینمایی کمترین کمکی در ساخت این فیلم نکرد اما وزیر ارشاد به صحن علنی مجلس که رفت از این فیلم به عنوان یکی از دستاوردهای مدیریتش نام برد. خیلی جالب است که از فیلمی که بخش اعظم سرمایه اش را بخش خصوصی داده به عنوان دستاورد مدیریتی یاد می شود که حتی به فیلم فرصت اکران هم نداد.
باید با راه اندازی پژوهشگاههای سینمایی مخاطب ایرانی را بشناسیم
رامتین شهبازی منتقد در ادامه بحث با تایید صحبت های سهرابی مبنی بر نیاز سینما به مخاطب گفت: قطعا مخاطب عنصری مهم در پیشرفت سینما است. در هالیوود به لحاظ وجه صنعتی سینما این ویژگی وجود دارد که خواسته های مخاطب را پیش بینی میکنند و بر اساس همین خواسته ها پیش میروند اما در ایران چون کار پژوهشی چندانی انجام نمی شود هیچ برنامه هایی برای پیش بینی خواسته های مخاطب وجود ندارد.
وی ادامه داد: ما باید در کنار دانشگاه ها پژوهشگاههایی را ایجاد کنیم که به پیش بینی خواسته های مخاطب داخلی بپردازند. در این پژوهشگاهها میتوان مخاطب را به خوبی رصد کرد و او را شناخت.
شهبازی با اشاره به شخصیت پردازی «خاکستر و برف» از آن به عنوان وجهی مخاطب پسند یاد کرد و گفت: فیلمی که سهرابی ساخته یک فیلم کنش محور است یعنی به اندازه قطب مثبت داستان، قطب منفی اثرگذاری هم دارد، آنتاگونیستی که گفتمان خاص خودش را دارد و خیلی خوب به کمک مفصل بندی داستان می آید. این تقابل قطب مثبت و منفی میتواند به شدت در جلب مخاطب عام به کمک بیاید.
شهبازی در ادامه بحث نیاز مخاطب به سینما نقبی هم زد به کارگردان معروف میلیاردی سالهای اخیر و با بیان این که نباید صرفا به فیلمهای پرفروش به عنوان آثاری با ارزش توجه شود گفت: این که فیلمی 10 میلیارد فروخته هرچند به ظاهر زمینه ای است برای رونق اقتصادی اما از آن طرف هم همین فیلمهای سطحی 10 میلیاردی هستند که میلیاردها تومان فرهنگ ما را عقب میبرند.
این موضوع که با تایید سهرابی هم مواجه شد اعتراض یکی از مهمانان حاضر در نشست را موجب شد. این مهمان با بیان این که فرهنگ مقوله ای است که از کف اجتماع تولید می شود و نه از راس آن اظهار کرد: این بدنه اجتماع است که فرهنگ را می سازد و همین بدنه است که فرهنگساز است پس این که فلان فیلم 10 میلیارد می فروشد کاملا برآمده از خواسته همین بدنه است و اجتماع است که احساس نیاز به چنین فیلمی را با رونق به سالن های آن بروز می دهد.
وی ادامه داد: فرهنگ چیزی نیست که بتوان از بالا آن را به بدنه اجتماع حقنه کرد که اگر این گونه بود آنچه در دهه 60 به عنوان سینمای گلخانه ای مرسوم شد میتوانست باعث تغییر فرهنگی جامعه بشود که نشد.
شهبازی با تایید صحبتهای این مهمان گفت: صدالبته که فروش بالای هر محصول فرهنگی به نیازهای اجتماعی مخاطبان هم بازمیگردد اما باید کوشید با گسترش فرهنگ کتابخوانی، فیلم دیدن و ترویج تئاتر شرایطی را فراهم کرد برای رشد فرهنگی جامعه. شرایطی را فراهم کنیم که مردم هر کجای ایران که هستند، بتوانند کتاب بخوانند و فیلم ببینند.
پرفروش بودن فیلمها ایراد نیست
محسن یزدی در ادامه صحبت های شهبازی گفت: این که فیلمی بد است یا خوب، بحث کارشناسی می طلبد اما وقتی فیلمی خوب می فروشد و اسباب رونق سینماها را موجب می شود و باعث می شود چند سینمای مخروبه جان دوباره ای بگیرند و اشتغال ایجاد شود فی نفسه اقدامی مثبت رخ داده است. بد نیست در کنار شمردن آسیب های فرهنگی از این بگوییم که چطور می شود فیلمی ساخت که همه استانداردهای فرهنگی را ارتقا دهد و هم مخاطب داشته باشد.


نظر شما