۳ خرداد ۱۳۹۵، ۸:۴۱

بازخوانی مهر از حماسه سوم خرداد؛

هشت سال دفاع مقدس، تنها یک «بیت المقدس» دارد

هشت سال دفاع مقدس، تنها یک «بیت المقدس» دارد

آزادی خرمشهر، یادآور یکی از عرفانی‌ترین جملات حضرت روح الله است: خرمشهر را خدا آزاد کرد.

خبرگزاری مهر گروه فرهنگ: هرجا سخن از دفاع مقدس و خرمشهر به میان می آید، همگان به یاد سوم خرداد می‌افتند؛ اما احتمالا کمتر کسی است که بداند سوم خرداد ۱۳۶۱ در حقیقت از دهم اردیبهشت ماه ۱۳۶۱ و با آغاز مراحل مختلف عملیات «بیت المقدس یک» یا همان «الی بیت المقدس» (که ۲۵ روز طول کشید) شروع شده است.

سال ۱۳۶۱ برای دفاع مقدس ایران اسلامی با فتح المبین همراه شد، اما همچنان هیچ رزمنده و فرمانده ای آرام و قرار نداشت؛ چراکه خرمشهر قهرمان هنوز در چنگال دشمن بود.

همگان به دنبال طرح ریزی عملیاتی بودند تا علاوه بر آزادی خرمشهر و مناطق اطراف، شهرهایی مانند اهواز و سوسنگرد هم از بُرد توپخانه ای دشمن خارج شوند.

سرانجام عملیات «الی بیت المقدس» یا «بیت المقدس یک» در بامداد روز ۱۰ اردیبهشت ۱۳۶۱ با تلاوت آیاتی از سوره مبارکه فتح و با رمز «یا علی ابن ابی طالب(ع)» آغاز شد و این در حالی بود که در آن لحظه، شخصیت‌هایی مانند آیت الله صدوقی و آیت الله مشکینی هم در اتاق فرماندهی عملیات حضور داشتند و طنین دلنشین دعای توسل از همه جا به گوش می رسید.

پایان ۵۷۵ روز اشغال

چنین شد که خرمشهر قهرمان؛ شهری که پس از ۳۵ روز مقاومت جانانه در برابر دشمن و در تاریخ چهارم آبان ماه ۱۳۵۹ سقوط کرده بود، پس از ۵۷۵ روز اشغال (بیش از یک سال و نیم)، آزاد شد.

از سوی دیگر عملیات «الی بیت ‌المقدس»، به ‌عنوان نقطه عطف تاریخ دفاع مقدس و شاید مهمترین عملیات پدافندی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ثبت شده است؛ چراکه باعث شد تا جمهوری اسلامی از حالت یک کشور اشغال‌ شده، به کشوری که اشغالگر را از خاکش بیرون کرده است و دست برتر را دارد، تبدیل شود.

به بیان دیگر، راهبرد نظامی ما در اوایل دفاع مقدس، دفاع در مقابل متجاوز بود؛ سپس راهبرد آزادسازی مناطق اشغالی مورد توجه قرار گرفت و البته بعد از عملیات «بیت‌المقدس یک»، راهبرد تعقیب متجاوز در داخل خاک خودش و تنبیه او، راهبرد اصلی ایران بود.

بیت‌المقدس اما از جهات گوناگون قابل تحلیل است. نخست آنکه اگرچه دشمن انتظار عملیاتی برای بازپس گیری خرمشهر را می‌کشید؛ اما با توجه به آنکه تنها یک ماه از عملیات قبلی رزمندگان اسلام می‌گذشت، دشمن اصلا انتظار عملیات جدید را نداشت؛ چراکه اصولا بین هر دو عملیات، سه تا چهار ماه فاصله می‌گذاشتند تا نیروها و تجهیزات، دوباره بازسازی شوند، ولی این بار فاصله بین دو عملیات مهم، یک ماه بیشتر طول نکشید.

همین ریسک فرماندهی، غافلگیری دشمن، سرعت عمل رزمندگان اسلام در طرح‌ریزی و شروع عملیات، و از همه مهمتر، حضور سپاه و ارتش در کنار هم و البته حضور داوطلبان بسیجی، موفقیت بیت‌المقدس را نوید می‌داد.

سهم درایت‌های حسن باقری در «بیت‌المقدس»

بیت المقدس البته یادآور نام‌هایی جاودانی و آسمانی مانند محمد جهان آراست؛ اما یک نام آشنا هم هست که نمی توان از درایت‌های او در بیت المقدس گذشت؛ حسن باقری. کسی که آنقدر در شناسایی های پیش از عملیات و طراحی آن نقش دارد که همگان، بیت المقدس و فتح خرمشهر را با نام او می شناسند.

او برای طراحی این عملیات، بارها شخصا به شناسایی رفت و هیچگاه نگذاشت که عنوان فرمانده، او را از حضور در خط مقدم باز دارد. می‌گویند وقتی به اتاق او وارد می شدی، از اطلاعات و گزارشهای دقیق روی نقشه، انگار می توانستی تمام جبهه را ببینی و رصد کنی.

و این حکایات، تنها بخشی از شخصیت مثال زدنی و منحصر بفرد حسن باقری را در دوران هشت سال دفاع مقدس روایت می‌کند: «آنقدر در گزارشگیری از خط و نیروها، فعال و پُر جنب و جوش بود که برخی که او را نمی شناختند، گاهی از سین جیمش ناراحت می شدند و وقتی به او می گفتند اصلا تو کی هستی؟؛ با لبخند پاسخ می داد: نوکر همه بچه بسیجی‌ها.»

فرمانده حسن باقری تا شهادت، روحیه بسیجی خود را حفظ کرد و همین روحیه بود که باعث می‌شد، در اوج گرمای اهواز، دریچه کولر اتاقش را ببندد و بگوید: به یاد بسیجی‌هایی که زیر آفتاب گرم می جنگند. و پیش آمد که گاهی فرمانده را در حال تمیز کردن دستشویی‌ها می‌دیدند.

همچنین نقل است که روزی بعدازظهر از شناسایی بازگشت و گویی با خاک حمام کرده بود. از غذا پرسید. چیزی موجود نبود. یک از بچه‌ها به سرعت رفت و از نزدیکی شهر، چند سیخ کوبیده گرفت. کباب‌ها را که دید، فریاد زد: «این چیه؟» از کباب نخورد و گفت: «هرچی بسیجی‌ها خوردند، از همون بیار. اگر هم نیست، نون خشک بیار. »

باقری موقع عملیات‌ها، خواب و خوراک نداشت. گرسنه که می‌شد، هرچه دم دست بود می خورد؛ برنج سرد یا نصف کنسروی که یک گوشه مانده، یا نان خشک و مربا.

آنقدر با رزمنده ها صمیمی بود که وقتی به مرخصی هم می رفتند، برایش نامه می نوشتند؛ پشت نامه می نوشتند: برسد به دست حسن باقری. و اینها همه برای آن بود که نوکر بسیجیها بود و اعتقاد داشت که بسیجیها، پدیده های جدید خلقتند.

حسن باقری مخلص بود و کار و تلاشش را ترک نکرد؛ کار و تلاشی که در فتح خرمشهر نتیجه داد و این بخش از خاک وطن، به مردمش بازگشت.

و امروز، سی و چهارمین سالروز آزادسازی خرمشهر، روز مقاومت، ایثار و پیروزی است؛ اتفاقی شگرف، منحصر به فرد و قابل تحلیل و تدریس برای تمام نظامیان جهان و البته حماسه ای الهی و ماندگار در حافظه و جان ملت ایران.

چنین است که نه تنها امروز، بلکه هر روز می توان به یاد آن جمله معروف، زمزمه کرد که: «به خرمشهر خوش آمدید؛ جمعیت: به وسعت ایران.»

کد مطلب 3665107

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha